ته  است  و  قرآن  برخلاف  ديگرمسايل  جزئي‌،  لباس  وپوشش  زن  را  به  تفصيل  مورد  بحث  قرار  داده  و  حدود  آن  را  بيان‌کرده  است‌،  در  صورتيکه  درمسايل  ديگر  بجزئيات  نپرداخته  است‌. اينست‌که  مي‌فرمايد:" يأيها النبي قل لازواجك وبناتك ونساء المؤمنين يدنين عليهن من جلابيبهن، ذلك أدنى أن يعرفن فلا يؤذين    [اي  پيامبر  به  زنانت  و  دخترانت  و  زنان  مومنان  بگوکه  تن  پوش  و  بالاپوش  خويش  را  ازسر  تا  به  قدم  بپوشند  واين‌کار  موجب  مي‌گرددکه  زنان  آزاده  از  زنان  غيرآزاده  تشخيص  داده  شوند  وکسي  مزاحم  آنان  نشود  و  آزار  و  رنج  نبينند...]‌’‌’‌.

توجيه  خطاب  در  اين  آيه  به  زنان  و  دختران  پيامبر صلي الله عليه و سلم    و  زنان  مومنين  دليل  بر  آنست‌که  اجراي  اين  فرمان  الهي  بدون  استثناء  از  همه  زنان  خواسته  مي‌شود  هر  اندازه  پاک  و  عفيف  باشند،  حتي  اگر  در  پاس  و  عفت  در  مرتبه  زنان  و  دختران  پيامبر صلي الله عليه و سلم    نيز  باشند  موظف  به  اجراي  اين  فرمان  هستند. قرآن  بدين  وسيله  اهميت فراوان  داده  و  به  تفصيل  آن  را  بيان  داشته  و  اندامهائي  راکه  بايد  پوشيده  شوند  و  اندامائي  راکه  نبايد  پوشيده  شوند  معين‌کرده  است‌که  مي فرمايد:" وقل للمؤمنات يغضضن من أبصارهن ويحفظن فروجهن، ولا يبدين زينتهن، إلا  لبعولتهن... الاية    [‌به  زنان  باايمان  بگو  چشمان  خود  را  از  نگاه  هوس  آلود  فروگيرند  و  دامان  خويش  را  حفظ  کنند  و  آلوده  نسازند  و  زينت  و  اندام  خود  را  جز آن  مقدار که  ظاهر  است  آشکار  ننمايد  و  اطراف  روسري‌هاي  خود  را  بر  سينه  خود  افکنند  (‌تاگردن  و  سينه‌شان پوشانده  شود)  و  زينت  خود  را  آشکار  نسازند  مگر  براي  شوهرانشان‌...]‌"‌. 

حتي  اگر زن  پيرزن  و عجوزه‌اي  باشد که‌ کسي  بدان  رغبت  نکند  وخود  نيز رغبتي  نداشته  باشد،  بهتر  است  اين  امر  را  مراعات  کند. خداوند  مي‌فرمايد:" والقواعد من النساء اللاتي لا يرجون نكاحا، فليس عليهن جناح أن يضعن ثيابهن غير متبرجات بزينة، وأن يستعففن خير   لهن... [زنان  ازکار  افتاده‌اي  که  اميد  به  ازدواج  ندارند  گناهي  بر  آنها  نيست‌که  لباسهاي  روئين  بر  زمين  بگذارند  و  حجاب  نداشته  باشند  مشروط  برآنکه  در  برابر  مردم  خودآرائي  و  خودنمائي  نکنند. و  اگر  خود  را  بپوشند  و  حجاب  داشته  باشند  براي  آنها  بهتر  است‌...]"‌. اسلام  آنقدر  بدين  مسئله  اهميت  داده  است  که  پيامبر صلي الله عليه و سلم   سن  مراعات  حجاب  و  حفظ  حشمت  وآبروي  زن  را  بيان‌کرده  است‌که  مي‌فرمايد:" يا أسماء: إن المرأة إذا بلغت المحيض لم يصلح لها أن يرى منها إلا هذا وهذا وأشار إلى وجهه وكفيه    [اي  اسماء  (‌دخت  ابوبکر)  براستي  وقتي‌که  زن  به  سن  قاعدگي  رسيد  براي  و  شايسته  نيست‌که  بغير  از  چهره  وکف  دستان  او  ديده  شود]"‌.

براستي  زن  بيش  ازهرچيزي  ديگرمرد  را  وسوسه  مي‌کند  واو  را  مفتون  مي‌سازد،  لذا  پيامبر صلي الله عليه و سلم    مي‌فرمايد:" إن المرأة إذا أقبلت أقبلت ومعها شيطان، وإذا أدبرت أدبرت ومعها شيطان  [‌براستي  وقتي‌که  زن  روي  مي‌نمايد  يا  پشت  مي‌کند  شيطان  حاضرمي‌شود  و  در  صدد  وسوسه‌کردن  مردان  است  يعني  در  هر  حال  زنان  براي  مردان  وسوسه  انگيزند  و  شيطان  از  اين  راه  وارد  مي‌شود]"‌.

برهنگي  زن  و  نشان  دادن  اندام‌هاي  فتنه‌انگيز  وي‌،  او  را  از  بزرگترين  ويژگي‌هايش  که  حياء  وآزرم  و  شرف  و  عفت  است‌،  دور  مي‌سازد  و  او  را  از  مقام  انساني  زن  پايين  مي‌آورد. و  تنها  جهنم  مي‌تواند  او  را  از  اين  آلودگي  پاک  سازد. پيامبر صلي الله عليه و سلم    مي‌فرمايد:" صنفان من أهل النار لم أرهما: رجال بأيديهم سياط كأذناب البقر، ونساء كاسيات عاريات، مائلات مميلات، لا يدخلن الجنة ولا يجدن ريحها، وإن ريحها ليشم من مسافة كذا وكذا  [دوگروه  از  اهل  دوزخ  را  نديدم‌: مرداني  که  تازيانه‌هائي  چون  دم  گاو  در  دست  داشتند  -  شايد  مراد  کارفرمايان  ستمکار  باشد  -  و  زناني  که  بصورت  ظاهر  لباس پوشيده  ولي  تمام  اندامهايشان  پيدا  است  يعني  زناني  که  لباسهاي  نازک  و  تن  نما  مي پوشند  و  حجاب  را  مراعات  نمي‌کنند.که  خود  منحرف  هستند  وديگران  را  نيزبه  انحراف  مي‌کشانند  اينگونه  زنان  هرگزبه  بهشت  نمي‌روند  وبوي  آن  را  نمي‌شنوند  درحالي  که  بوي  بهشت  در  مسافت‌هاي  چنين  و  چنان  شنيده  مي‌شود  و  احساس  مي‌گردد]‌’‌’‌. پيامبر صلي الله عليه و سلم    در  زمان  خويش  پاره‌اي  مظاهر  تبرج  و  خودنمائي  زنان  را  مي‌ديد،  لذا  بدانان  گوشزد  فرمود  که  اين  کار  نافرماني  خدا  است  و  فسق  بحساب  مي‌آيد  و آنان  را  برراه  راست  برمي‌گردانيد  و  مسئوليت  آن  انحراف  را  بگردن  اولياء  و  شوهرانشان  مي‌انداخت  و  آنان  را  به  عذاب  دوزخ  تهديد  مي‌کرد:

1-‌موسي  بن  يسارگفته  است‌که‌: زني  ازکنارابوهريره‌گذشت‌که  بوي  خوش  از  او فراوان  بمشام  مي‌رسيد. به  وي‌گفت‌: اي‌کنيز  خداوند  بکجا  مي‌روي‌؟  او  جواب  داد  به  مسجد،  ابوهريره‌گفت‌: خود  را  خوش  بوکرده‌اي‌؟‌گفت‌: آري‌.گفت‌: برگرد  و  خود  را  بشوي‌. چون  من  از  پيامبر صلي الله عليه و سلم    شنيدم‌که  مي‌گفت‌:" لا يقبل الله صلاة من امرأة خرجت إلى المسجد وريحها تعصف حتى ترجع فتغتسل    [‌خداوند  نماززني  راکه  به  مسجد  مي‌رود  و  خود  را  شديدا  خوش  بو  ساخته  است  نمي‌پذيرد  مگر  اينکه  برگردد  و  خود  را بشويد  و  غسل  کند]‌". 

پيامبر صلي الله عليه و سلم    بدينجهت  دستور  دادکه  غسل‌کند  تا  بوي  خوش  و  تند  او  زايل گردد.

٢-  ابوهريره  گويد: پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌:" أيما امرأة أصابت بخورا   فلا تشهدن العشاء    [‌هر  زني ‌که  بخور کرده  و  خود  را  خوشبو  نموده  است‌،  براي  نماز  عشاء  -‌نماز  خفتن  -‌در  مسجد  حاضر  نشود]‌". بروايت  ابوداود  و  نسائي‌. 

٣-‌ازعايشه  روايت  شده‌که‌گفت‌: درحاليکه  پيامبر صلي الله عليه و سلم    در  مسجد  نشسته  بود  زني  از  قبيله  مزينه ‌که  خود  را  آرايش  داده  بود  با  ناز  و  تکبر،  وارد  مسجد  شد. پيامبر صلي الله عليه و سلم   گفت‌:" يا أيها الناس: انهوا   نساءكم عن لبس الزينة والتبختر في المسجد، فإن بني اسرائيل لم يلعنوا حتى لبس نساؤهم الزينة وتبختروا في المسجد    [‌اي  مردم  زنان  خود  را  منع‌کنيد  ازاينکه  در  مسجد  خود  را  بيارايند  و  با  تبختر  و  ناز  راه  بروند. براستي  قوم  بني‌اسرائيل  مورد  لعن  و  نفرين  قرارنگرفتند  مگرزماني‌که  زنانشان  در  مسجد  خود  را  آراستند  و  با  تبختر  و  ناز  و  تکبر  راه  رفتند]"‌. بروايت  ابن  ماجه‌.

عمر  بن  خطاب  از  اين  فتنه  ويرانگر  مي‌ترسيد  و  بقاعده " الوقاية خير من العلاج     [‌پيشگيري  بهتر  از  درمان  است‌]‌”‌. پيش  از  آنکه  چيزي  و  فتنه‌اي  روي  دهد،  خود  رابراي  مقابله  با  آن  آماده  مي‌ساخت‌.گويند  شبي  نگهباني  مي‌داد