او  رسیده  است‌.  

بمذهب  حنفی  و  شافعی  ومالكی  ازدواج  مرد  زنا  پیشه  با  زن  زنا  پیشه  و  ازدواج  زن  زناپیشه  با  مرد  زناپیشه  جایزاست  وبرای  آنان  زنا  مانع  صحت  عقد  نكاح  نیست  و  ابن  رشدگوید:  این  اختلاف  در  مفهوم " والزانية لا ينكحها إلا زان أو مشرك وحرم ذلك على المؤمنين  "،  است‌كه  این  نهی  برای  ذم  و  نكوهش  است  یا  برای  تخریم‌؟  و  این  تحریم  به  زن  برمی‌گردد  یا  بنكاح‌؟  جمهور  علما  معنی  ذم  و  نكوهش  را  ازآیه  فهمیده‌اند  نه  مفهوم  تحریم  را،  زیرا  در  حدیث  آمده  است‌كه  مردی  بخدمت  پیامبر صلی الله علیه و سلم    آمد  ودرباره  زنش‌گفت‌:  زنم  دست  هیچكس  را  رد  نمی‌كند  ودست  رد  بر  سینه  كسی  نمی‌زد  پیامبر صلی الله علیه و سلم   گفت‌:  طلاقش  ده‌.  آن  مردگفت‌:  او  را  دوست  دارم‌.  پیامبر صلی الله علیه و سلم   گفت‌:  او  را  نگاه  دار [2]‌.كسانی‌كه  ازدواج  با  زن  زناپیشه  را  جایز  می‌دانند  درباره  عده  آن  تا  احترام  نطفه  پاك  شوهرمحفوظ  باشد  ونسب  پاك  وآشكاراوبا  ولد  الزنا  مخلوط  نشود  اختلاف  هست‌،  امام  مالك  ازدواج  با  وی  را  تا  عده‌اش  منقضی  نشود،  ممنوع  می‌داند  و  ابوحنیفه  و  شافعی‌گویند  نیازی  به  انقضای  عده  نیست  و  عقد  جایز  است‌.  شافعی  عقد  را  جایز  می‌داند  حتی  اگر  زن  از  طریق  زنا  آبستن  هم  باشدگوید:  این  آبستنی  احترامی  و  ارجی  ندارد.  ابویوسف  و  روایتی  از  ابوحنیفه می‌گوید:  اگرآبستن  باشد  تا  وضع  حمل  نكند  عقد  نكاح  وی  جایزنیست  تا  شوهر  كاشته  دیگران  را  آبیاری  نكند.  چون  پیامبر صلی الله علیه و سلم    جماع  با  زن  آبستن  اسیرشده  را،  نهی  كرد،  تا  اینكه  وضع  حمل‌كند.  اگرچه  بچه‌ای‌كه  درشكم  او  است‌،  ملك  او  می‌باشد،  بازجماعش  جایزنیست‌.  پس  زنی‌كه  اززنا  آبستن  باشد،  باید  وضع  حمل‌كند  و  بوی  مهلت  داده  شود  تا  وضع  حمل‌كند،  اگرچه  این  حمل  احترامی  ندارد.  چون  نطفه  شوهر  محترم  است  نباید  با  آب  زنا  وگناه  مخلوط  و  آمیخته‌گردد  و  این‌كار  جایز    نیست‌.  چون  پیامبر صلی الله علیه و سلم    نفرین‌كرده  است‌كسی  راكه  با  جاریه  اسیره  شده  آبستن  از  

غیر،  جماع‌كند،  اگرچه  بچه  رابطه  و  پیوندی  با  پدر  خود  ندارد  و  برده  و  ملك  اسیر  كننده  می‌شود.  بروایتی  دیگر  از  ابوحنیفه  عقد  آن  جایز  است  ولی  جماع  با  او  جائز  نیست  تا  اینكه  وضع  حمل‌كند [3]‌.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -المغنی لاین قدامه.
[2] - امام  احمدگوید:  این  حدیث  منكر  است  ابن  الجوزی  آن  را  در  ضمن  احادیث  موضوع  و  ساختگی  آورده  است  و  ابوعبیدگوید:  این  حدیث  خلاف  قرآن  و  سنت  مشهور  پیامبر  است  چون  خداوند  تنها  عقد  نكاح  زنان  پاكدامن  را  اجازه  داده  است  و  در  باره  قذف  كننده  آیه "‌لعان"‌،  نازل  شد  و  پیامبر(‌ص‌)  بین  آنان  جدائی  همیشگی  انداخت‌كه  هرگز  با  هم  جمع  نمی‌شوند.  پس  چگونه  نگاه  داشتن  زنی  بدكاره‌ائی  راكه  دست  رد  به  سینه‌كسی  نمی‌زند  جایز  می‌داند  و  این  حدیث  مرسل  است  و  ابن  القیم  می‏‎گوید  این  حدیث  با  مفهوم  احادیث  محكم  و  صریح‌كه  ازدواج  با  زنان  بدكاره  را  ممنوع  می‌دارند  تعارض  دارد.  مولف  
[3] -تهذیب السنه ج 3.حا‌لت  ابتداء  با  حا‌لت  بقا  فرق  دارد  

بعد  از  مساله  ازدواج  با  زناپیشه  دانشمندان  گفته‌اند:  اگر  زن  شوهردار،  مرتكب  عمل  زنا  شد  نكاح  وی  فسخ  نمی‌شود  و  همچنین  اگر مردی ‌كه  زن  دارد،  مرتكب  این  عمل  شنیع  شد،  نكاح  او  با  زنش  فسخ  نمی‌شود.  چون  حالت  ابتداء  با  حالت  بقاء  فرق  دارد  -‌یعنی  اگر كسی  پیش  از ازدواج  مرتكب  این  عمل  شود،  عقد  ازدواج  با  وی  دچار  اشكال  می‌گردد،  ولی  اگر  زن  شوهردار  با  مرد  زن‌دار،  مرتكب  زنا  شد،  بقای  ازدواج  دچار  اشكال  نمی‌گردد.  ازحسن  و  جابر  بن  عبدالله  روایت  شده  است‌،‌كه  اگر  زن  شوهردار  مرتكب  زنا  شد،  باید  بین  او  و  شوهرش  جدائی  انداخته  شود  و  پیوند  زناشوئی  بهم  بخورد.  وامام  احمد  جدائی  را  مستحب  دانسته  وگفته‌:  برای  من  نباید  چنین  زنی  را  نگاه  داشت‌،  چون  اطمنان  نیست  از  اینكه  بستررا  آلوده  نسازد  و  فرزند  دیگری  را  بوی  ملحق  نكند.ازدواج  ملاعنه  

كسی‌كه  با  زنی  ملاعنه‌كند  و  هردو  همدیگر  را  نفرین‌كرده  باشند،  ازدواج  مجدد  بین  آنان  حلال  نیست  و  این  زن  بعد  ازملاعنه  برای  همیشه  بروی  حرام  می‌شود.  
خداوند  در  این  باره  می‌فرماید:
" والذين يرمون أزواجهم، ولم يكن لهم شهداء إلا أنفسهم، فشهادة أحدهم أربع شهادات بالله إنه لمن الصادقين.والخامسة أن لعنت الله عليه إن كان من الكاذبين.ويدرؤا عنها العذاب أن تشهد أربع شهادات بالله إنه لمن الكاذبين.والخامسة أن غضب الله عليها إن كان من الصادقين    [‌كسانی‌كه  همسران  خود  را  متهم  (‌به  عمل  منافی  عفت  و  زنا)  می‌كنند  وگواهانی  جز  خودشان  ندارند،  هریك  از  آنان  باید  چهار  مرتبه  بنام  خدا  شهادت  دهدكه  در  این  اتهام  از  راستگویان  است‌.  و  در  پنجمین  بار  بگوید:  لعنت  خدا  بر  او  باد  اگر  در  این  اتهام  از  دروغگویان  باشد.  آن  زن  نیز  می‌تواندكیفر  زنا  را  از  خود  دوركند  به  این  طریق‌كه  چهار  بار  خدا  را  به  شهادت  طلبدكه  آن  مرد  (‌در  این  نسبتی  كه  به  او  می‌دهد)  از  دروغگویان  است‌.  و  در  مرتبه  پنجم  بگوید:  غضب  خدا  براو  باد  اگر  آن  مرد  از  راستگویان  باشد...]"‌.ازدواج  با  زن‌ كافر  مشرك  

باتفاق  علما  ازدواج  مرد  مسلمان  با  زن  بت‌پرست  و  بیدین  و  ملحد  و  مرتد  و  برگشته  از  دین  اسلام  وگاوپرست  و  اباحی  مذهب  ملحد  و  امثال  آنها  حلال  نیست‌،  چون  خداوند  می‌فرماید:" ولا تنكحوا المشركات حتى يؤمن، ولامة مؤمنة خير من مشركة ولو أعجبتكم. ولا تنكحوا المشركين حتى يؤمنوا، ولعبد مؤمن خير من مشرك ولو أعجبكم أولئك يدعون الى النار، والله يدعو الى الجنة والمغفرة بإذنه  [1]"بقره.

سبب  نزول  این  آیه‌:  
1-‌این  آیه  بقول  مقاتل  درباره  ابومرثد  غنوی  و  بقولی  مرثد  بن  ابی  مرثد  بنام‌كناز  بن  حصین  غنوی  نازل  شده  است‌.  پیامبر صلی الله علیه و سلم    اورا  پنهانی  به  مكه  فرستاده  بود  تا  یكی  از  یاران  پیامبر صلی الله علیه و سلم    را  ازآنجا  خارج  سازد  ودرمكه  زن  بدكاره‌ای  بود  بنام  “‌عناق‌“ كه  در  زمان  جاهلیت  او  را  دوست  می‌داشت‌،  مرثد  به  نزد  او  رفت  و  به  وی‌گفت‌:  همانا اسلام  روابط  نامشروع  دوره  جاهلی  ما  را  حرام  كرده  است  “‌عناق‌”  پیشنهاد  ازدواج  نمود،  اوگفت‌:  باید  از  پیامبر صلی الله علیه و سلم   اجازه  بگیرم‌.  لذا  به  نزد  پیامبر صلی الله علیه و سلم   رفت  وكسب  اجازه  نمود،  پیامبر صلی الله علیه و سلم    او  را  ازاین‌كارمنع  نمود  چون  او  مسلمان  بود  وآن  زن  مشرك  وكافر [2]‌.

سدی  بروایت  از  ابن  عباس  گوید:  این  آیه  در‌باره  عبدالله  بن  رواحه  نازل  شده  است‌