ماز  بگزارند  و  زکات  بدهند،  هرگاه  چنین  کردند،  خون  و  مالشان  را  بر  من  حرام  کرده‌اند،  مگر  بدستور  اسلام‌،  و  حساب  و  باز خواستشان  با  خدای  بزرگ  و تواناست‌]"‌.  بخاری  و  مسلم  آن  را  روایت ‌کرده‌اند.

3-‌از ام سلمه  روایت  شده ‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم  فرمود:" (إنه يستعمل عليكم أمراء فتعرفون وتنكرون، فمن كره فقد برئ، ومن أنكر فقد سلم ولكن من رضي وتابع) قالوا يا رسول الله: ألا نقاتلهم؟ قال: (لا، ما صلوا)    [بی‌گمان ‌کسانی  به  امارت  شما گمارده  خواهند  شد  (‌مقصود  امیران  ستمکار  است‌)‌،  ممکن  است  آنها  را  بشناسید  و کار  خوب  انجام  دهند  و  ممکن  است  آنها  را  نشناسید  و کار  زشت  و  ناپسند  انجام  دهند،  هرکس  از کار  بد  آنها  ناخشنود  باشد  از گناه  وجرم  آنها  بدور  است‌،  و هر کس  با  زبان  آن  را  انکار کند  او  از گناه  آن  عمل  در  امان  است‌،  ولی  هر کس  بدان  اعمال  ناروای  امیران  ستمکار  خشنود  باشد  و  از آن  پیروی‌‌ کند گناهکار است  و  مسئول‌. گفتند  ای  رسول  خدا  با  آنها  بجنگیم‌؟  فرمود:  نه‌،  تا  زمانی ‌که  آنها  نماز  بگزارند]‌"‌.  مسلم  این  حدیث  را  روایت  کرده  است‌.  پیامبر صلی الله علیه وسلم  در این  حدیث  نمازگزاردن  امیران  ستمکار را  مانع  قیام  در  برابر  آنها  دانسته  است‌.

4-‌از  ابوسعید  روایت  شده  است ‌که ‌گفت‌:  علی  بن  ابی‌طالب  وقتی‌ که  در  یمن  بود،  مقدار اندکی  طلا  به  حضور پیامبر صلی الله علیه و سلم  فرستاد که  حضرت‌ صلی الله علیه و سلم  آن  را  بین  چهار نفر  تقسیم ‌کرد،  مردی‌ گفت‌:  ای  رسول  خدا " اتق الله [از  خدا  بترس  و  تقوی‌کن‌]"‌.  پیامبر صلی الله علیه و سلم  فرمود:" (ويلك!! أو لست أحق أهل الارض أن يتقي الله!) [وای  بر تو  مگر تقوی  و  پرهیزکاری  و  ترس  از  خدا  بیشتر  از  همه  شایسته  من  نیست‌؟‌]"‌.  سپس  آن  مرد  رفت‌.  خالد  بن  الولید گفت‌:  ای  پیامبر  خدا صلی الله علیه و سلم  گردنش  را  نزنم‌؟  فرمود:  نه‌،" (لعله أن يكون يصلي) [شاید  نماز  بخواند]"‌.  خالد گفت‌:  چه  بسیار  مردانی  هستند که  چیزی  را  به زبان  می‌آورند که  در قلبشان  نیست‌.  پیامبر صلی الله علیه و سلم  فرمود:" (إني لم أومر أن أنقب عن قلوب الناس ولا أشق بطونهم) [‌به  من  دستور  داده  نشده  است ‌که  دلهای  مردم  را  تفتیش ‌کنم  و  شکمشان  را  پاره ‌کنم  تا  ببینم‌ که  چه  چیزی  در  درون  آنها  هست‌...]"‌.  این  خلاصه  حدیثی  است ‌که  در مسلم  و  بخاری  آمده  است‌.  در  این  حدیث  نیز،  نمازگزاردن  مانع  قتل  و‌اقع  شده  است‌.  (‌وقتیکه  نماز گزاردن  مانع  قتل  باشد)  پس  مفهوم  مخالف  اینست‌ که  ترک  نماز موجب  قتل  است‌.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] با توجه به عبارت بعدی همین فصل و با توجه به کتابهای فقهی دیگر از جمله اعانه الطالبین ج 1/21 آغاز فصل "صلاه"این عبارت باید چنین باشد: چنین شخصی کافر نیست،ولی کشتن او بعنوان حد"تارک الصلاه"واجب است."مترجم"زنا و ازدواج [1]

بین  ازدواج  و  عمل  تناسلی  جنسی  نامشروع  فرق  بزرگی  وجود  دارد.  براستی  ازدواج  زیربنای  جامعه  و  پایه  وجود  آن  و  قانون  طبیعی  و  سرشتی  است‌،‌كه  سیر   طبیعی  جهان  بر  نظام  آن  در  جریان  و  سنت  خلقت  است‌،‌كه  بزندگی  ارزش  و  بها  می‌دهد  و  براستی  ازدواج  پایه  مهر  و  محبت  حقیقی  و  همكاری  در  زندگی  و  اشتراك  در  ساختمان  خانواده  و  آبادی  جهان  است‌.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] - منقول  ازكتاب‌:  الاسلام  والطب  الحدیث‌.هدف  اسلام  ازتحریم  نكا‌ح  با  زنا  پیشه  بدكا‌ره

اسلام  نخواسته  است‌كه  مرد  مسلمان  پرده  آبرو  و  ناموس  خود  را  با  دندانهای  زن  بدكاره  بدرد  و  زن  مسلمان  زیردست  مرد  بدكاره  زنا  پیشه‌ای  قرارگیردكه  روح  پست  و  بیمار  دارد  و  با  او  شریك  و  سهیم  باشد  و  تحت  تاثیراو  واقع  شود  و  با  این  جسم  آلوده  بانواع  میكربها  و  جرثومه  فساد  و  مبتلا  بانواع  بیماریها،  معاشرت‌كند  و  همخوابه ‌گردد،  هدف  اسلام  از  همه  احكام  و  اوامرو  نواهی  و  محرمات  تنها  سعادت  بشر  و  ارتقای  آن  ببالاترین  درجه  سطحی  است‌،‌كه  خداوند  می‌خواهد  جنس  بشر  بدان  برسد.زنا‌پیشگا‌ن  ومردا‌ن  و  زنان  بدكا‌ره‌،  سرچشمه  خطرناكترین  بیما‌ري‌ها‌یند

چگونه  زناپیشگان  می‌توانند  در  دنیای  خود  سعادتمند  باشند،  در  حالیكه سرچشمه  خطرناكترین  و  زیانبارترین  بیماري‌هایند  و  این  بیماریها  در  همه  اندامهایشان  رسوخ  و  نفوذ كرده  است‌؟‌!!  -  بویژه  بیماری  خطر  ایدز  و  غیرآن‌ كه  امروز  خطر  آنها  آشكار  شده  است  -

شاید  بیماری‌های  تناسلی  مسری  سیفلیس  و  سوزاك  برای  خطرناكی  زناكاران  بهترین  دلیل  باشد  برای  اینكه  ریشه  این  فساد  و  بیماری  باید  ازروی  جهان  محو  و  نابودگردد  جامعه‌ای‌كه  این  زناپیشگان  در  آن  زندگی  كنند،  چگونه  به  سعادت  نایل  می‌شودكه  بیماریهای  روانی  خویش  را  به  نسل  خود  منتقل  نموده  و  همراه  با  بیماریهای  روانی‌،  بیماریهای  ارثی  سیفلیس  و  سوزاك  را  نیز  منتقل  نمایند؟‌!  آیا  خانواده‌ای‌كه  بسبب  نابسامانی  روانی  و  بیماریهای  تناسلی‌،  اطفال  بد  صورت  و  بدسیرت  درآن  زاده  شوند،  می‌تواند  خوشبخت  باشد؟مشا‌بهت  بین  زنا‌پیشگا‌ن  و  مشركان

مسلمانی‌ كه  از قرآن  وسنت  پیامبر صلی الله علیه و سلم  پیروی  می‌كند  ورهنمود  پرورش  روحي  خویش  را  از  آنها  می‌گیرد،  نمی‌تواند  با  زنا  پیشه‌ای  زندگی‌كند،‌كه  نحوه  تفكرش با  تفكراو  یكی  نیست  ونمی‌تواند  با  زنی  معاشرت‌كند،‌كه  زندگی  سالم  مانند  زندگی  او  ندارد،  و  نمی‌تواند  پیوند  ازدواج  را  با  موجودی  برقرار  سازد،‌كه  دارای  احساس  و  شعور  او  نیست‌،  در  حالیكه  می‌داندكه  خداوند  درباره  همسر  می‌گوید:" خلق لكم من أنفسكم أزواجا لتسكنوا إليها، وجعل بينكم مودة ورحمة  [‌خداوند  همسرانی  را  از  جنس  خودتان  برایتان  آفرید،  تا  بدانان  اُ‌نس‌گیرید  و  آرامش  خاطر  پیداكنید  و  خداوند  در  میان  شما  مهر  و  مودت  آفرید]"‌.  چگونه  بین  مرد  مسلمان  و  زن  زناپیشه  بدكاره‌،  این  مهر  و  مودت  بوجود  می‌آید؟  روح  زناكار  با  روح  مومن  درستكار  چگونه  با  هم  می‌سازند  و  چگونه  وسیله  آرامش  خاطر  همدیگر  را  فراهم  می‌آورند؟‌!

مرد  مسلمانی‌كه  بخاطر  فساد  روحی  و  انحراف  عاطفی  زن  بدكاره‌،  نمی‌تواند  با  وی  ازدواج‌كند  و  زندگی  زناشوئی  داشته  باشد،  بدیهی  است‌كه  نمی‌تواند  با  زنی  مشرك  وكافری  ازدواج‌كند،‌كه  عقیده  و  ایمان  و  باورش  با  او  یكی  نیست  و  بمانند  او  بزندگی نمی‌نگرد.  و  او  فسق  و  فجور  و  نابكاری‌  را  حرام  نمی‌داند  و  عقاید  و  اعتقادات  عالی  اسلامی  را  باور  ندارد،  بلكه  دارای  اعتقادات  باطل  وگمراه  است  و  با  او  فاصله  فكری  و  عقلی  فراوانی‌،‌دارد.  لذا  خداوند  می‌فرماید: " ولا تنكحوا المشرك