گاری‌کند]"‌.  بروایت  ترمذی‌که  او  “‌و  لا  یخطب‌”  را  ذکر  نکرده  است‌.  وآن  را  حدیث  حسن  دانسته  است‌.

عمل  بعضی  ازاصحاب  پیامبر صلی الله علیه و سلم    برآن  بوده  است  ورای  امام  شافعی  و  احمد  و  اسحاق  نیز  چنین  است  و  ازدواج  را  برای‌کسی‌که  دراحرام  باشد،  صحیح  نمی‌دانند  و  اگر  ازدواج‌کرد،  عقد  ازدواج  باطل  است‌.

اینکه  روایت ‌کرده‌اند که  پیامبر صلی الله علیه و سلم    میمونه  را  در  حال  احرام  عقد  نکاح  کرد،  با  حدیث  مروی  ازمسلم  مخالفت  دارد،  چون  اوگفته  است‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم    پیش  از  احرام  با  او  عقد  نکاح  بست  ترمذی‌گوید:  در  ازدواج  پیامبر صلی الله علیه و سلم    با  میمونه‌که  در  راه  مکه‌،  صورت‌گرفت‌،  اختلاف  است‌:  بعضی گفته‌اند:  پیش  از  احرام  با  وی  ازدواج‌کرد  ولی  آشکار  شدنش  پس  از  احرام  بود.  سپس  بعد  از  اتمام  احرام  با  وی  در  “‌سرف‌”  در  راه  مکه  هبمستر  شد.

گروهی  از  حنفی‌ها  عقد کسی  را که  در  احرام  است  حلال  می‌دانند،  چون  احرام  مانع  صلاحیت  وشایستگی  زن  برای  عقد  نکاح بروی  جاری‌کردن‌،  نیست  بلکه  تنها  جماع  وهمبستری  ممنوع  است  نه  صحت  عقد.

 ٦-‌ازدواج  باکنیز  جاریه  با  وجود  امکان  و  توانائی  بر  ازدواج  با  زن  آزاده  
باتفاق  علما  ازدواج  عبد  باکنیز  جایزاست  و  همچنین  اتفاق  دارند  براینکه  اگرزن  آزاده  بخواهد  می‌تواند  با  عبد  ازدواج‌کند  مشروط  بر  اینکه  خود  و  اولیای  او  راضی  باشند.  همانگونه  که  اتفاق  دارند  بر  اینکه  زن  نمی‌تواند  با  بنده  مملوک  خویش  ازدواج‌کند  و  هرگاه  زن  مالک  شوهرخود  شود  و  او  را  بملکیت  خود  درآورد،  نکاحش  باطل  و  فسخ  می‌گردد  و  درباره  ازدواج  مرد  آزاده  با  زن‌کنیز  و  برده  اختلاف دارند.  

جمهور  علماگویند:  ازدواج  مرد  آزاده  با  زن‌کنیز،  بدو  شرط  جایز  می‌باشد:  

١-توانائی  ازدواج  با  زن  آزاده  نداشته  باشد.

٢-‌ترس  و  نگرانی  داشته  باشد  از  اینکه  اگر  زن  نگیرد،  مرتکب  زنا  شود.

و  بدین  آیه  استدلال  کرده‌اند:" ومن لم يستطع منكم طولا   أن ينكح المحصنات   المؤمنات، فمن ما ملكت أيمانكم من فتياتكم   المؤمنات   الایه  [اگرکسی  از  شما  قدرت  مالی  و  توانائی  ازدواج  با  زنان  آزاده  و  پاکدامن  نداشت‌،  او  با  کنیزان  مومن  و  ملک  یمین  شما  ازدواج‌کند]"‌.  تا  می‌رسد  به‌: " ذلك لمن خشي العنت   منكم، وأن تصبروا خير لكم   ".  این  ازدواج  ناچاری  باکنیز  برده  برای‌کسی  جایز  است‌که  در  صورت  عدم  ازدواج  با  کنیز  برده  نگران  ارتکاب  زنا  باشد.  قرطبی‌گوید:  شکیبائی  بر  مجرد  بودن  و  عزب  بودن‌،  بهتر  از  آنست‌که  انسان  باکنیز  ملک  دیگران‌،  ازدواج‌کند.  چون  این‌کار  سبب  می‌شودکه  فرزندش  برده‌.  و  بنده  دیگران  گردد.  چشم  پوشی  از  شهوات  نفسانی  و  داشتن  شکیبائی  و  مکارم  اخلاق‌،  بهتر  است  از  پستی  و  خواری‌.  عمر  خطاب‌گفت‌:  هر  مرد  آزاده‌ای  که  با  کنیزی  و  برده‌ای  ازدواج  کند،  نصف  آزادی  خود  را  از  دست  داده  است‌،  چون  فرزندش  برده  و  بنده  می‌شود.  ضحاک  بن  مزاحم‌گوید:  از  انس  بن  مالک  شنیدم‌که  می‌گفت‌:  از  پیامبر صلی الله علیه و سلم    شنیدم‌که  می‌فرمود:" من أراد أن يلقى الله طاهرا مطهرا فليتزوج الحرائر  [هرکسی‌که  می‌خواهد  پاک  و  پاکیزه  با  خدای  خویش  ملاقات  کند،  با  زنان  آزاده  ازدواج  کند]"‌.  ابن  ماجه  با  سندی‌که  در  آن  ضعف  هست‌،  این حدیث  را  روایت‌کرده  است‌.  

ابوحنیفه‌گوید:  مرد  آزاده  می‌تواند  باکنیز  و  زن  برده  دیگران  ازدواج‌کند  حتی  اگر  قدرت  ازدواج  با  زن  آزاده  هم  داشته  باشد،  مگر  اینکه  زن  آزاده  در  عقد  نکاح  وی  باشدکه  آنوقت  جایز  نیست‌که  دراین  حالت  بر  وی  حرام  است‌که  باکنیزی  ازدواج  کند،  چون  رعایت‌کرامت  و  احترام  زن  آزاده  لازم  است‌.

٧-‌ازدواج  با  زن  زنا  پیشه  
برای  هیچ  مردی  حلال  نیست‌که  با  یک  زن  زناکار  ازدواج‌کند  و  همچنین  برای  هیچ  زنی  حلال  نیست‌که  با  یک  مرد  زناکارازدواج‌کند  مگراینکه  آنها  توبه‌کنند  و  براستی  پشیمان  شده  باشند.

بدلیل‌:  1-‌خداوند  عفت  و  پاکدامنی  را  شرطی  قرار  داده  است‌که  پیش  از  ازدواج  در  هر  دو  طرف  ازدواج  وجود  داشته  باشد: " اليوم أحل لكم الطيبات، وطعام الذين أوتوا الكتاب حل لكم .و طعامكم حل لهم، والمحصنات، من المؤمنات، والمحصنات من الذين أوتو الكتاب من قبلكم. إذا آتيتموهن محصنين غير مسافحين ولا متخذي أخدان[‌خداوند  همه  چیزهای  پاک  را  برای  شما  حلال‌کرده  است  و  همچنین  طعام  اهل‌کتاب  از  یهود  و  نصاری  و  ازدواج  با  زنان  پاکدامن  مومن  و  زنان  پاکدامن  اهل  کتاب  را  حلال  فرموده‌اند  و  این  در  حالی  است‌که  شوهران  پاکدامن  باشند  و  بدنبال  .  زناکاری  و  دوست‌گرفتن  و  روابط  نامشروع  با  زنان  نباشند]"‌.

٢-  درباره  ازدواج  با  کنیزان  برای  کسانی  که  توانائی  ازدواج  با  زن  آزاده  را  ندارند  می‌فرماید:" فالنكحوهن باذن أهلهن، وآتوهن أجورهن   بالمعروف محصنا ت غير مسافحات   ولا متخذات أخذان    [باکنیزان  ازدواج‌ کنید  و  این  ازدواج  با  اجازه  صاحبان  و  اربابان  آنها  باشد،  مهریه‌شان  را  به نیکوئی‌ و  برابر  عرف  بپردازید،  این‌ کنیزان  باید  پاکدامن  و  عفیف  باشند  و  بدنبال  زناکاری  آشکار  و  نهان  نباشند]"‌.

٣-  در  تایید  این  مطلب  بصراحت  آمده  است‌: " الزاني لا ينكح الا زانية أو مشركة، والزانية لا ينكحها إلا زان أو مشرك، وحرم ذلك على المؤمنين  [مرد  زنا  پیشه  تنها  زن  زنا  پیشه  یا  زن‌کافرمشرک  را  عقد  می‌کند  و  تمایل  ازدواج  با  وی  را  دارد  و  زن  زناپیشه  را  تنها  مرد  زنا  پیشه  یا  مردکافرمشرک  عقد  می‌کند.  برمومنان  حرام  است‌که  با  زنا  پیشگان  یا  مشرکان  ازدواج‌کنند،  بلکه  تنها  زنا  پیشگان  و  مشرکان  بچنین‌کار  زشت  اقدام  می‌کنند  ]‌’‌’‌.

٤-‌عمرو  بن  شعیب  از  پدرش  او  از  جدش  روایت‌کرده  است‌ که  مرثد  بن  ابومرثد غنوی  اسیران  مکه  را  با  خود  می‌برد،  درمکه  زن  بدکاره  و  زناکاری  بود  بنام  “‌عناق‌” ‌که  با  مرثد  سابقه  دوستی  و  رابطه  نامشروع  داشت‌.  مرثد گوید:  بحضور پیامبر صلی الله علیه و سلم رفتم  و  گفتم‌:  آیا  من  می‌توانم  با  “‌عناق‌”  ازدواج‌کنم‌؟  پیامبر صلی الله علیه و سلم سکوت ‌کرد.  سپس آیه‌:" والزانية لا ينكحها إلا زان أو مشرك  ".  نازل  شد  و  پیامبر صلی الله علیه و سلم   مرا  خواند  و  آن  را  بر  من  خواند  و  فرمود:  “‌آن  را  نکاح  نکن‌”‌.  بروایت  ابوداود  و  ترمذی  و  نسائی‌.

٥-  ابوهریره  گوید:  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌: " الزاني المجلود لا ينكح إلا مثله   [مرد  زناکار  و  بدکاره‌ای‌که  تازیانه  حد  خورده  باشد،  تنها  با  همانند  خودش  ازدواج  می‌کند]‌"‌.  شوکانی‌گوید:  این  توصیف  برای‌کسی‌که  غالباً  وآشکارا  به  عمل  زنا 