ز  دادن  پاداش  و  عوض  خودداری‌كرد،  بخشنده  می‌تواند  پشیمان  شود  و  بخشیده  خویش  را،  بازپس‌گیرد.  بنابراین  در  بین  مفاهیم  احادیث  فوق  هیچگونه  تضادی  نیست‌.

رای  فقها  دراین  با‌ره  
آنچه ‌كه  امروز در محاكم  قضائی  بدان  عمل  می‌شود،  برابر مذهب  حنفی  است ‌كه  می‌گوید،  خواستگار  حق  دارد  هدایای  خویش  را  مسترد  دارد،  مشروط  بر  آنكه  آن  هدایا،  بحالت  اولیه  خود  مانده  باشند  و  تغییری  در  آنها  روی  نداده  باشد،  بنابراین  النگو،  انگشتری‌،‌گردنبند  و  ساعت  و  امثال  آن  مسترد  می‌گردد،  در  صورتیكه  وجود  داشته  باشند.  ولی  اگر  بحالت  اولیه  نمانده  باشند،  بدینگونه  كه‌گم  شده  یا  فروخته  شده  یا  چیزی  بدانها  افزوده  شده  یا  طعامی  بوده  و  خورده  شده‌،  یا  پارچه‌ای  بوده  و  دوخته  شده‌،  خواستگار  حق  استرداد  یا  پرداخت  بهای  آنها  را  ندارد.

دادگاه  محاكمه  شرعی  طنطا  درمصردرمحاكمه  بدوی  درسال  1933  یك  حكم  قطعی  را  در  این  باره  صادركرده  بود  و  قواعد  زیر  را  مقرر  داشت‌:

1-‌خواستگار  هر  چیزی  را  بنامزد  بدهد،  مادام‌كه  داخل  درعقد  نكاح  نباشد  و  شرایط  عقد  بحساب  نیاید،  هدیه  شمرده  می‌شود.

٢-‌هدیه  در  حكم  و  معنی  هبه  شرعی  است‌.

٣-  هبه  عقدی  است  تملیكی‌،‌كه  بمجرد  قبض  و  دریافت‌،  تمام  می‌شود  وكسی  كه  آن  را  دریافت‌كند،  می‌تواند  درآن  تصرف‌كند  وخرید  وفروش  نماید  وتصرف  او  نافذ  و  رواست‌.

٤-‌ازبین  رفتن  اصل  چیزی‌كه  بخشیده  شده‌،  یا  مستهلك  شدن  آن‌،  مانع  پشیمان  شدن  و  استرداد  آن  می‌گردد.

5-خشنده  حق  نداردكه  غیرازعین  مال  خود  چیزی  را  مطالبه ‌كند  یعنی  اگر عین  مال  خودش  مانده  باشد،  تنها  آن  را  مطالبه  می‌كند.  

مالكیه  دراین  باره  بین  انصراف  زن  یا  مرد  فرق  می‌گذارند  ومی‌گویند  اگرانصراف  از  ازدواج  از  طرف  مرد  باشد،  حق  استرداد  هدایا  را  ندارد،  اگر  انصراف  از  ازدواج  از  طرف  زن  باشد،  مرد  حق  داردكه  تمام  چیزهائی‌كه  به  وی  بخشیده  است‌،  مسترد  دارد،  خواه  بحال  اولیه  مانده  یا  از  بین  رفته  باشد،‌كه  در  اینصورت  اخیر،  بدل  آن  را  مسترد  می‌دارد،  مگر  اینكه  عرفاً  این‌كار  نشود  یا  اینكه  شرط  كرده  باشند،‌كه  عمل بمقتضای  شرط  یا  عرف  واجب  می‌باشد.  

شافعیه‌ گویند:  در  اینصورت  هدیه  باید  استرداد  گردد،  خودش  مانده  باشد  یا  از  بین  رفته  باشد،  اگرذات  واصل  آن  چیزموجود  باشد،  خود  آن  را  مسترد  می‌دارد،  در  غیرآن  صورت‌،  باید  قیمت  آن  را  بپردازد.  ما  نیز  بدانچه  شافعیه  گفته‌اند،  راضی  هستیم  چون  نزدیك  برای  ما  است‌.استحاضه

1-‌تعریف ‌آن‌:  
استحاضه‌،  عبارت  است  از  جریان  خون  مداوم  از  زن  پس  از  روزهای  عادت  ماهانه  و  در  غیر  وقت  آن  -‌جریان  همیشگی  خون  از شرمگاه  زن  -

2-احوال  زن  مستحاضه  =  زنی‌ که  همیشه  در حیض  باشد:  
این‌ گونه  زنان  از  سه  حالت  بیرون  نیستند:  
الف  -‌زنی‌ که  قبل  از  مستحاضه  شدن‌،  مدت  و  دوران  قاعدگی  مشخص  و  معین داشت‌،  در  این  حالت  هر  ماه‌،  آن  مدت  معین  را،  مدت  حیض  محسوب  می‌دارد  و  بقیه  را  دوران  استحاضه  به  حساب  می‌آورد.  زیرا  ام  سلمه ‌گفته  است‌:"  أنها استفتت النبي صلى الله عليه وسلم في امرأة تهراق الدم فقال: (لتنظر قدر الليالي والايام التي كانت تحيضهن وقدرهن من الشعر، فتدع الصلاة، ثم لتغتسل ولتستثفر ثم تصلي) [او  از  پیامبر صلی الله علیه و سلم درباره‌‌ي زنی‌ که  همیشه  خون  ریزی  دارد،  استفتاء  نمود،  پیامبر صلی الله علیه و سلم   فرمود:  هر ماه  به  اندازه  آن مدت  معین  از  روزان  و  شبان که  عادت  ماهانه  داشت  منتظر  بماند  و  نماز  نخواند سپس  باید  غسل‌ کند  و  با  پارچه‌ای  شرمگاه  خویش  را  محکم  ببندد  و  بطور عادی  نمازهایش  را  بخواند]"‌‌.  مالک  و  شافعی  و  بجز  ترمذی  پنج  نفر از محدثین  آنرا  روایت  کرده‌اند.  نووی‌ گفته  است  اسناد  این  حدیث  شرایط  مالک  و  شافعی  را  دارد.  خطابی گوید:  این  حکم  زنی  بودکه  روزهای  قاعدگی  ماهیانه‌اش  در زمان  صحت  و تندرستی  معلوم  بوده  است  و  بعد  از آن  مستحاضه ‌گردیده  است  و  خونریزی  وی  بصورت  همیشگی  در آمده  باشد،  که  پیامبر صلی الله علیه و سلم‌،  به  او  دستور  داد  که  هر  ماه  باندازه‌ي همان روزهای  معین  عادت  ماهیانه‌اش  در  زمان  صحت‌،  نماز  را  ترک  نماید  و  بعد  از اتمام آن  روزها  یکباره  غسل  می‌کند  و  حکم  زنان  طاهر را  دارد  و  نماز  خود  را  از  سر می‌گیرد.  

ب-زنی‌ که  خونریزی  همیشگی  دارد  و  روزهای  عادت  ماهیانه‌ي او  قبلا  معلوم  نبوده  است‌.  بدانجهت  که  آن  را  فراموش‌ کرده‌،  یا  بحالت  مستحاضه  بودن‌،  به  سن  بلوغ  رسیده  است  و  نمی‌تواند  خون  قاعدگی  را،  از  غیر آن  تشخیص  دهد.  در  این  صورت  بنا  به  عادت  اغلب  زنان‌،  ایام  قاعدگی  او  شش  یا  هفت  روز  می‌باشد،  زیرا  حمنه  بنت  جحش‌ گفته  است‌:  “‌‌من  فراوان  قاعده‌ می‌شدم  و  قاعدگی  من  شدید  و  بسیار  بود،  لذا  به  حضور  پیامبر  رفتم  تا  از  ایشان  استفتاء ‌کنم  و  به  وی  خبر  دهم‌،  او  را در  منزل  خواهرم  زینب  بنت  جحش  یافتم‌،  وگفتم‌  “‌‌ای  رسول  خدا،  من  فراوان  و  بسیار  شدید،  قاعده  می‌شوم‌،  و  مرا  از  نماز  و  روزه  باز  می‌دارد،  نظر  شما  در  این  باره‌  چیست‌"؟  فرمود:" (أنعت لك الكرسف (1) فإنه يذهب الدم) [من  ترا  به  استعمال  پنبه  توصیه  می‌کنم‌،  زیرا  پنبه  خون  را  متوقف  می‌کند]"‌‌.  حمنه ‌گفت‌:  بیشتر از آنست‌ که  با  پنبه  متوقف  شود،  فرمود:" (فتلجمي)   بر جای  خون  همچون  لگام  پارچه‌ای  محکم  بر  آن  ببندد.  حمنه ‌گفت‌:  "خون  من  بشدت  می‌ریزد”‌‌.  پیامبر صلی الله علیه و سلم  فرمود:" (سآمرك بآمرين) أيهما فعلت فقد أجزأ عنك من الاخر، فان قويت عليها فأنت أعلم، فقال لها: (إنما هذه ركضة من ركضات الشيطان، فتحيضي ستة أيام إلى سبعة في علم الله ثم اغتسلي، حتى إذا رأيت أنك قد طهرت واستنقيت، فصلي أربعا و عشرين ليلة، أو ثلاثا وعشرين ليلة وأيامها، وصومي، فإن ذلك يجزئك، وكذلك فافعلي في كل شهر كما تحيض النساء وكما يطهرن بميقات حيضهن وطهرهن، وإن قويت على أن تؤخري الظهر وتعجلي العصر، فتغسلين ثم تصلين الظهر والعصر جميعا، ثم تؤخرين المغرب وتعجلين العشاء وتجمعين الصلاتين فافعلي، وتغتسلين مع الفجر وتصلين، فكذلك فافعلي وصلي وصومي إن قدرت على ذلك...) وقال رسول الله صلى الله عليه وسلم: (وهذا أحب الامرين إلي)  [ ‌من  به  تو  دستور  خواهم  داد که  از  دو کار  یکی  را  انجام  دهی‌،  هر کدام  را  انجام  دادی  بجای  دیگری  برایت ‌کافی  است‌.  اگر  توانستی  هر  دو  را  انجام  دهی‌،  خودت  بهتر  می‌دانی  و  بحال  خود  داناتری‌:  پیامبر صلی الله علیه و سلم  به  وی  فرمود: بی‌گمان  این  حالت  حرکتی  است  از  حرکات  شیطان  و  بیماری  است‌،  پس  شش  روز  یا  هفت  روز را  برای  قاعده  بگ