ه است‌. ابن حزم می‌گويد: آنچه‌كه جمهور بدان استدلال‌كرده‌اند صحيح نيست‌، بنابراين براي زنان تشييع جنازه جايز می‌باشد. اوگفته است‌كه ما تشييع جنازه را براي زنان مكروه نمی‌دانيم و آنان را از اين‌كار بازنمی‌داريم‌. رواياتی‌كه در اين باره آمده است صحيح نيستند. زيرا يا “‌مرسل‌” يا “‌مجهول‌” و يا از طريق‌كساني است‌كه نمی‌توان به سخنشان استدلال و احتجاج نمود. سپس او از حديث ام عطيه سخن‌گفته و می‌گويد: اگر ازحيث سند هم صحيح باشد، نمی‌تواند مورد احتجاج واقع شود زيرا آن حديث تنها بركراهت دلالت می‌كند. وما بطريق صحيح خلاف آن از شعبه روايت‌كرده‌ايم‌كه او ازوكيع و او از هشام بن عروه و او از وهب بن‌كيسان و او از محمد بن عمرو بن عطاء و او از ابوهريره روايت‌كرده است‌كه پيامبر صلي الله عليه و سلم  همراه جنازه‌اي بود، عمر بن خطاب زني را ديد و بر وي فريادكشيد. پيامبر صلي الله عليه و سلم  گفت‌: " دعها يا عمر. فإن العين دامعة، والنفس مصابة، والعهد قريب  [‌او را به حال خود بگذاراي عمرزيرا چشم اشك ريزان وروح مصيبت زده می‌باشد و هنوز مدت زيادي از مرگ ميت نگذشته است‌]"‌. اوگفته است‌كه بطريق صحيح از ابن عباس آمده است‌كه او تشييع جنازه را براي زنان مكروه نمی‌دانست‌.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] - بقول حافظ در “‌الفتح‌“ بمانند ديگر چيزهايی‌كه بتكيد از آن منع می‌شديـم در اين مورد بسختي نهي نشديم يعني تشييع جنازه براي مكراهت دارد ولي حرام نيست و بقول قرطبي و اهل علم از حديث ام عطيه برمی‌ايد نهي تنزيهي است و بقول امام مالك و اهل مدينه تشييع براي زنان نيز جايز است و گويندكه پيامبر در تشيبع جنازه حضور داشت‌، عمر زني را ديدكه جنازه را تشييع می‌كند و بر وي فرياد كشيد، پيامبرگفت‌: اي عمر او را به حال خود بگذار.ترك  تشییع  جنازه  به  خاطر كارهای  ناشایست  و  ناروا  

صاحب‌ كتاب  مغنی‌ گفته  است‌:  اگر  تشییع  كننده  همراه  جنازه  چیز  ناروائی  را  ببیند  یا  بشنود،  اگر  قادر بود كه  آن  را  از بین  ببرد،  آن  را  انجام  دهد  در غیر این  صورت  دو  نظر  هست‌:
1-‌آن  را  منكر می‌شود  و  به  تشییع  جنازه  ادامه  می‌دهد  و  با  این‌كار  وظیفه  خودش  را  انجام  داده  و  بخاطر كار  باطلی  (‌آن  امر  منكر)  كار  حقی  (‌تشییع  جنازه‌)  را  ترك  نمی‌كند.  
2-‌لازم  است‌ كه  برگردد،  زیرا  اینكار موجب  می‌گردد كه  چیز  حرام  و  ممنوعی  را  ببیند  یا  بشنود  و  حال  آنكه  می‌توانست  از آن  پرهیز نماید.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:504.txt">چگونگي ساخت گور</a><a class="text" href="w:text:505.txt">سا‌ختن ‌قبر بصورت  بلند  و شیب‌دار  یا  مسطح</a><a class="text" href="w:text:506.txt">نشانه و علامت بر قبر</a><a class="text" href="w:text:507.txt">کندن‌ کفش در گورستا‌ن</a><a class="text" href="w:text:508.txt">حكم پوشاندن گور</a><a class="text" href="w:text:509.txt">حكم بنا‌ی  مساجد  بر قبور و  شمع  روشن کردن</a><a class="text" href="w:text:510.txt">كراهيت سر بريدن حيوان در كنار قبر</a><a class="text" href="w:text:511.txt">نهي ازنشستن  بر گور و تکیه  دادن  بدان  و  پا  نها‌دن  برآن</a><a class="text" href="w:text:512.txt">نهي از سا‌ختن  قبر با‌ گچ  و امثا‌ل ‌آن  و نوشتن  بر گور</a><a class="text" href="w:text:513.txt">دفن  بیشتراز  یکنفر  در  یک ‌گور</a><a class="text" href="w:text:514.txt">کسیکه  در دریا  بمیرد</a><a class="text" href="w:text:515.txt">نها‌دن  و کا‌شتن‌ نها‌ل  بر گور</a><a class="text" href="w:text:516.txt">حكم جنين زنده در شكم زن مرده</a><a class="text" href="w:text:517.txt">دفن مرده  در گورستا‌ن</a><a class="text" href="w:text:518.txt">نهي از نا‌سزا گوئی  به  مردگا‌ن</a><a class="text" href="w:text:519.txt">خواندن  قرآن  در کنا‌ر قبر</a><a class="text" href="w:text:520.txt">نبش‌ قبر</a><a class="text" href="w:text:521.txt">انتقا‌ل  میت</a></body></html>برابر سنت  چگونه  با‌ید گور  را  ساخت  

سنت  است‌ که  باندازه  یک  وجب‌ گور  از سطح  زمین  برتر  باشد  تا  دانسته  شود که  گور  است‌ و  ارتفاع  بیش  از آن  حرام  می‌باشد.  زیرا  مسلم  و  غیر  او  از  هرون  روایت  کرده‌اندکه  ثمامه  بن  شفی  برایش‌گفته  است  که‌:  ما  در  “‌برودس‌”  در  سرزمین  روم  همراه  فضاله  بن  عبید  بودیم‌.  یکی  از  یاران  ما  مرد،  فضاله  دستور  دادکه  قبر  او  را  تسویه‌کنیم  (‌با  خاک  یکسان‌کنیم‌)  سپس‌گفت‌:  از  پیامبر صلی الله علیه و سلم   شنیدم‌که  دستور  می‌داد:  گوررا  تسطیح‌کنید.  ازابوهیاج  اسدی  روایت  شده  است‌که‌گفت‌:  علی  بن  ابیطالب  به  من‌گفت‌:  هان  ترا  می‌فرستم  بدنبال‌کاری‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم    مرا،  بدان  مامورکرده  بود:  برو  هر  پیکر  و  مجسمه‌ای  را  دیدی  نابودش‌کن‌،  و  هرگوری  را  دیدی  که  از  سطح  زمین  بلندتر  باشد،  تسطیح  و  صافش‌کن‌.  ترمذی‌گفته  است‌:  “‌عمل  اهل  علم  چنین  است  که  ارتفاع  قبر  از  سطح  زمین  را  مکروه  می‌دانند  مگر  باندازه‌ای‌،  که  تنها  گور  را  مشخص‌کند  تا  مردم  آن  را  لگدکوب  وپایمال  نکنند  و  برروی  آن  ننشینند”‌.  والیان  و حاکمان  اسلامی‌،‌گورهائی  راکه  بیش  از  حد  مشروع  ارتفاع  داشت‌،  ویران  می‌ساختند  وآن  را  عمل  به  سنت  صحیح  می‌دانستند.

امام  شافعی  می‌گفت‌:  دوست  دارم‌که  خاک‌گور  از  اطراف  آن  بیشتر  نباشد  دوست  دارم‌که  خاک‌گور  باندازه  یک  وجب  و  یا  مانند  آن  از  سطح  زمین  بلندتر  باشد  و  مشخص‌گردد.  و  دوست  دارم‌که  بر  روی‌گور،  بنائی  نباشد  وگچ‌کاری  نشود.  زیرا  این  کار  به  تزئین  و  تکبرمی‌ماند.  و  مرگ  برای  هیچکدام  از  این  دو  تا  مناسب  نیست‌،  و  من  ندیده‌ام‌که‌گور  یکی  از  مهاجرین  و  انصار  باگچ‌،  ساخته  شده  باشد.  و  من  بعضی  از  والیان  را  دیده‌ام‌که  ساختمان  و  بنای  ساخته  شده  را  بر  قبور  ویران  می‌ساختند  و  هیچکس  از  فقیهان  را  ندیده‌ام‌که  بر  این  عمل  والیان  خرده‌گرفته  باشد.

شوکانی‌گفته  است‌:  چنان  پیدا  است‌که  ارتفاع  قبور  بیش  از  حد  مجاز  شرعی  حرام  باشد.  یاران  امام  احمد  وگروهی  از  پیروان  امام  شافعی  و  امام  مالک  بدان  تصریح‌کرده‌اند.  اما  اینکه  گفته‌اند  که  محظور  نیست  بدینجهت  که  این  عمل  از  پیشینیان  و  متاخرین  هر  دو  واقع  شده  وکسی  آن  را  انکار  ننموده  است‌،  همانگونه‌که  امام  یحیی  و  مهدی  در  “‌الغیث‌”‌گفته  است  این  قول  صحت  ندارد.  زیرا  تنها  چیزی‌که  از  این  مساله  فهمیده  می‌شود،  آنست‌که  آنان  از  این  مساله  سکوت‌کرده‌اند.  و  سکوت  در  امور  ظنی  دلیل  نمی‌شود.و  حرام  بودن  بلند  کردن‌گورها  یک  امر  ظنی  می‌باشد.  گنبدها  وزیارتگاههائی‌که  برروی  قبورساخته  می‌شوند،  حکم  ارتفاع  قبوررا  دارند  و  بموجب  حدیث‌،  حرام  می‌باشند  و  این  عمل  بمنزله  قرار  دادن  گورها،  بصورت  مسجد  می‌باشدکه  پیامبر صلی الله علیه و سلم   کسی  راکه  چنین‌کاری  بکند  نفرین  نموده  است‌.  خدا  می‌داند  که  چقدر  از  ساختن  بناها  وگنبدها  بر  قبور،  مفاسدی  بوجود  آمده  است‌که  باید  