  ای  فررند  آدم‌،  از  تو  طعام  خواستم  و  تو  به  من  طعام  ندادی‌.  اوگوید:  ای  پروردگارم‌،  چگونه  ترا  غذا  دهم  و  حال  آنكه  تو  پروردگار  جهانیان  هستی‌؟  خداوندگوید:  مگر  نمی‌دانی  فلانی  بنده‌ام  از  تو  طعام  خواست  و  تو  به  وی  ندادی‌،  مگر  نمی‌دانستی  اگر  او  را  اطعام  می‌كردی  پاداش  آن  را  ازمن  می‌یافتی‌؟‌ای  فرزند  آدم‌،  از  توآب  خواستم  و  توآب  به  من  ندادی‌.  اوگوید:  ای  پروردگار  چگونه  ترا  آب  دهم  و  حال  آنكه  تو  پروردگار  جهانیان  هستی‌؟  خداوندگوید:  بنده‌ام  فلانی  از  تو  آب  طلبید  و  تو  به  وی  آب  ندادی‌،  مگر  نمی‌دانستی  اگر  تو  به  وی  آب  می‌دادی  پاداش  آن  را  از  من  می  یافتی‌؟  ]"‌.

٣-‌از  ثوبان  روایت  است‌كه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌:" إن المسلم إذا عاد أخاه المسلم لم يزل في خرفة الجنة حتى يرجع   قيل يا رسول الله: وما خرفة الجنة؟ قال: " جناها  [‌بیگمان  هرگاه  مسلمان  از  برادر  بیمار  مسلمان  خود  عیادت‌كرد  تا  وقتی‌كه  برمی‌گرددگوئی‌كه  مشغول  چیدن  میوه  بهشت  است‌.  از  پیامبر صلی الله علیه و سلم   سئوال  شدكه  “‌خرفه  الجنه"  بمعنی  چیست‌؟  فرمود:  میوه  بهشت‌]"‌.

٤-‌ازعلی  بن  ابیطالب  روایت  است ‌كه‌ گفت‌:  از  پیامبر صلی الله علیه و سلم  شنیدم‌ كه  می‌گفت‌:"  ما من مسلم يعود مسلما غدوة إلا صلى عليه سبعون ألف ملك حتى يمسي، وإن عاده عشية صلى عليه سبعون ألف ملك حتى يصبح، وكان له خريف في الجنة     [‌هرمسلمانی ‌كه  در روز  به  عیادت  برادر مسلمان  خود  برود  تا  اینكه  شب  فرا  می‌رسد  هفتاد  هزار فرشته  برایش  دعای  خیر می‌كنند  و  بر وی  درود  می‌فرستند  و اگر در شب  به  عیادت  او  برود  هفتاد  هزار فرشته  تا  صبح  او را  دعای  خیر می‌كنند  و  بروی  درود  می‌فرستند  بعلاوه  او  را  در  بهشت  میوه  آماده  و  چیده  شده  خواهد  بود]"‌.  ترمذی  آن  را  روایت ‌كرده  و گفته  است  این  حدیث  “‌حسن‌“ است‌.فوایدی كه  وضو گیرنده  بدانها نیا‌ز  دارد

1-سخن  مباح‌،  در  حین  وضو گرفتن‌،  مباح  است‌،  در سنت  نبوی  چیزی‌كه  سخن گفتن  در  حین  وضو  را،  منع‌ كند  روایت  نشده  است‌.
2-دعاهائی  كه  بهنگام  شستن  اندامها  خوانده  می‌شود،  در  حدیث  سندی  و اصلی  ندارد،  بهتر  آنست‌ كه  فقط  به  همان  دعاهائی  اكتفاء  شود كه  در  مبحث  سنن وضو  ذكر گردید.  
3-اگر  وضو گیرنده  در  تعداد  شستن  اندامها  شك‌ كند،  بنای  بر  یقین  بگذارد كه  اندك  است‌: (‌مثلا ا‌گر شك‌ كند كه  آیا  سه  بار صورتش  را  شسته  یا  دو  بار،  بنای  بر یقین گذارد  كه  دو  بار  است‌ .‌..“‌  
4-چنانچه  روی  اندامهای  وضو،  چیزی  باشد كه  مانع  رسیدن  آب  به  اندامها  باشد  مانند  موم  و  غیره‌،  وضو  باطل  است‌،  اما  رنگ  تنها  مانند  رنگ  حنا  و  امثال  آن‌،  در  صحت  وضو  تاثیر  ندارد،  زیرا  مانع  رسیدن  آب  به  پوست  بدن  نمی‌شود.
5-‌زنی‌ كه  همیشه  قاعده  باشد  و كسی‌ كه  سلیس  البول  بوده  و یا  نتواند  باد  شكم  را  نگه  دارد  و كسانی ‌كه  چنین  عذرهایی  دارند،  هرگاه  در  تمام  اوقاتشان  آن  عذر  وجود  داشته  باشد  یا  نتوانند  آن  عذر را  تحت  قاعده  و ضابطه  درآورند،  اینها  همه  باید  برای  هر  نمازی  وضو  بگیرند  و  نمازشان  تا  زمانی  كه  عذر  موجود  باشد  معتبر  و  صحیح است  .  
6-در  وضو  می‌توان  از  دیگران  كمك ‌گرفت  و  به  كمك  دیگران  وضو گرفت‌.  
7-‌مباح  است  برای  كسی  كه  وضو  می‌گیرد،  بعد  از  وضو  اندامهای  خود  را  با  دستمال  و  یا  هر  چیز  دیگری  خشك‌ كند  خواه  در  تابستان  یا  در  زمستان‌.آداب  شرعی  عیا‌دت  از بیمار 

 مستحب  است‌که  عیادت‌کننده  برای  بیمار  طلب  شفای  الهی  و  عافیت  و  تندرستی‌کند  و  اورا  به  صبروشکیبائی  و  بردباری  دعوت  نماید  و  سخنانی‌گویدکه  بیماررا  خوش  آید  و  موجب  تقویت  روحیه  اوگردد.  ازپیامبر صلی الله علیه و سلم  ‌،  روایت  شده  است  که  فرموده‌اند:" إذا دخلتم على المريض فنفسوا له  في الاجل، فإن ذلك لا يرد شيئا، وهو يطيب نفس المريض    [‌هرگاه  پیش  بیماررفتید،  او  را  به  طول  عمرامیدوارکنید،  بیگمان  سخنان  امیدوارکننده  شما،  چیزی  را  تغییر  نمی‌دهد  و  حال  آنکه  روح  بیماررا  شاد می‌کند  ]"‌.

پیامبر صلی الله علیه و سلم   هرگاه  به  عیادت‌کسی  می‌رفت  می‌گفت‌:" لا بأس طهور إن شاء الله  [خدا  بد  ندهد  موجب  پاکی  ازآلودگی  وکفاره‌گناهان  خواهد  شد  ان  شاء  الله‌]"‌.  مستحب  است  تا  آنجاکه  ممکن  باشد  عیادت‌کوتاه  و  اندک  انجام‌گیرد،  تا  اینکه  بر  بیمارگران  نیاید  مگر  اینکه  خود  بیمار  خواهان  توقف  بیشتر  باشد.عیادت  زنا‌ن  از  مردان 

بخاری  تحت  عنوان‌:  “‌باب‌،  عیاده  النساء  الرجال‌”  گفته  است‌:  ام  الدرداء  به عیادت  مردی  از  انصارکه  ملازم  مسجد  بود،  رفت‌.  از  حضرت  عایشه  روایت  است  که‌ گفت‌:  وقتی‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم    به  مدینه  وارد  شد،  ابوبکر  و  بلال  بیمار گردیدند  و  من  پیش  آنان  رفتم  و گفتم‌:  ای  پدر  چطور  هستی‌؟  ای  بلال  تو  چطور  هستی‌؟

ابوبکر هر وقت  تب  می‌کرد، می‌گفت‌:

كل امرئ مصبح في أهله -       والموت أدنى من شراك نعله   [‌هرکس  درمیان  خانواده  خویش  در معرض  مرگ  است  و  مرگ  از  بند کفش  به  انسان نزدیکتر  است]‌".  

و هرگاه  تب  بلال  قطع  می‌شد  می‌گفت‌:
" ألا ليت شعري هل أبيتن ليلة                بواد وحولي إذخر وجليل 

وهل أردن يوما مياه مجنة                     وهل يبدون لي شامة وطفيل

[ای کاش می دانستم‌:  آیا  چنین  شبی  می‌آیدکه  در  جائی  باشم‌که  پیرامونم  “‌اذخر“  و “‌جلیل‌”  سر  برافراشته  باشند؟

آیا  شودکه  روزی  وارد  چشمه  “‌مجنه‌”  شوم‌،  وآیا  چنین  شودکه  “‌شامه‌”  و  “‌طفیل‌”  در  

برابر  دیدگانم  خودنمائی  کند؟  ].

عایشه‌ گفت‌:  به  نزد  پیامبر صلی الله علیه و سلم  ‌.  رفتم  وماجرا  را  برایش  بازگفتم‌:  فرمود:  " اللهم حبب إلينا المدينة كحبنا مكة أو أشد.اللهم وصححها وبارك في مدها وصاعها، وانقل حماها فاجعلها بالجحفة  [خداوندا  مدینه  را  نیزهمچون  مکه  و  بیشتر  ازآن  پیش  ما  محبوب گردان‌،  خداوندا  وضع  مدینه  را  بهبودی  بخش  و  ازارزاق  آنجا  برایمان  برکت  و  فزونی  ارزانی  دار،  و  تب  و  لرز  را  از  مدینه  دورگردان  و  آن  را  در  “‌جحفه‌”  قرار  بده‌]"‌.عیا‌دت  مسلما‌ن  از کا‌فر

عیادت  مسلمان  از کافر  اشکال  ندارد.  بخاری  تحت  عنوان  “باب  عیادة  المشرک‌”  گفته  است‌:  از  انس  روایت  است‌که  یکنفر  غلام  یهودی  در  خدمت  پیامبر صلی الله علیه و سلم    بود.  او  بیمارگشت  و  پیامبر صلی الله علیه و سلم    از  وی  عیادت  می‌کرد  و  به  وی‌گفت‌:  مسلمان  شوکه  او  نیز  مسلمان  شد.  سعید  بن  المسیب  از  پدرش  روایت‌کرده  است‌که  چون  ابوطالب  در بستر  بیماری  مرگ  افتاد،  پیامبر صلی الله علیه و سلم    به  عیادت  وی  رفت‌. عیا‌دت  از  بیما‌ر مبتلا  به  چشم  درد

ابوداود  از  زید  بن  ار