‌]"‌.  بروایت  ترمذی  و ابن  ماجه‌.  

٣-‌ابوحازم ‌گوید:  یاران  پیامبر صلی الله علیه و سلم   هرگاه  احرام  می‌بستند  به  روحاء  نمی‌رسیدند  مگر  اینکه  از  بسیاری‌گفتن  تلبیه  صدای  آنان  خشن  وگرفته  می‌شد.

با  توجه  بدین  احادیث  جمهور علما  با  صدای  بلند  تلبیه‌گفتن  را  مستحب  می‌دانند.  مالک‌گفت‌:  نباید  در  مسجد  جماعت‌،  تلبیه  را  با  صدای  بلندگفت  بلکه  باید  بگونه‌ای  باشدکه  خود  و  بغل  دستی  او  بشنود،  مگردر  مسجد  منی  و  مسجدالحرام  که  در  آنجاها  با  صدای  بلندگفته  می‌شود،  ولی  زنان  همواره  بگونه‌ای تلبیه‌گویندکه  خود  و  بغل  دستی  آنها  بشنوند  و  بیش  ازآن  برایشان‌کراهت  دارد.  عطاء‌گفت‌:  مردان  صدای  خود  را  به  تلبیه‌گفتن  بلند  می‌کنند  و  زنان  بگونه‌ای  آن  را گویندکه  خود  بشنوند،  وصدا  را  بلند  نکنند.  

اماکنی  و اوقاتی که  تلبیه ‌گفتن  در آنجا  مستحب  است
بهنگام  سوار  شدن  و  پیاده  شدن  و  بالا  رفتن  از  اماکن  مرتفع  یا  فرود  آمدن  به  جاهای  پست  و  بهنگام  برخورد  باکاروان  و  پس  از  هر  نمازی  و  بهنگام  بامدادان‌،  تلبیه  مستحب  و  پسندیده  است‌.  امام  شافعی‌گوید:  ما  آن  را  درهمه  احوال  نیکو  می‌دانیم‌.  

وقت گفتن ‌تلبیه  
کسی  که  در  احرام  است  از  ابتدای  احرام  بدان  شروع  می‌کند،  تا  اینکه  در  روز  قربانی  با  انداختن  نخستین  سنگ  ریزه  درر‌می  “‌جمره  ا‌لعقبه‌”  آن  را  قطع  می‌کند.  زیرا  پیامبر صلی الله علیه و سلم    همچنان  تلبیه  می‌گفت  تا  اینکه  به  جمره  العقبه  رسید.  بروایت‌گروه محدثین‌،  ومذهب  حنفی‌ها  و  ثوری  و  شافعی  و  جمهورعلما  چنین  است‌.  احمد  و  اسحاق‌ گفته‌اند  پس  ازرمی  همه  جمرات  آن  را  قطع  می‌کنند.  مالک‌گفته  است‌:‌کسی  که  حج  می‌کند،  تا  غروب  خورشید  روز عرفات  می‌گوید  وآنگاه  آن  را  قطع  می‌کند  و  کسی‌که  عمره  می‌کند  تا  هنگام  استلام  حجرالاسود  تلبیه  می‌گوید  وآنگاه  آن  را  قطع می‌کند.  

ابن  عباس‌گوید:  پیامبر صلی الله علیه و سلم   در  عمره‌،  بهنگام  استلام  حجرالاسود،  تلبیه  را  قطع  می‌کردند.  بروایت  ترمذی‌که  آن  را  حدیث  حسن  و  صحیح  دانسته  است  و  اکثراهل  علم  بدان  عمل  می‌کنند.  (‌اوگفته  است‌:  هرگاه  معتمر  (‌عمره‌کننده‌)  از  میقات  احرام  بسته  باشد،  همینکه  به  سرزمین  حرم  داخل  شد،  تلبیه  را  قطع  می‌کنند  و  هرگاه  از  جعرانه  یا  تنعیم  احرام  بسته  باشد،  بهنگام  دخول  در  منازل  مکه‌،  تلبیه  را  قطع  می‌کند).

مستحب  است  بر پیامبر صلی الله علیه و سلم صلوات  فرستاد  و بعد  از آن  دعا کرد  
قاسم  بن  محمد  بن  ابی‌بکر گفت‌:  مستحب  است‌که  حاجی  هر وقت  از گفتن  تلبیه  فراغت  حاصل‌ کرد،  بر  پیامبر صلی الله علیه و سلم  صلوات  بفرستد  و  پیامبر صلی الله علیه و سلم   چون  از  تلبیه‌ گفتن  فراغت  حاصل  می‌کرد،  مغفرت  و  رضای  خدا  را  می‌طلبید  و  از مردم  بدو  پناه  می‌برد.  بروایت  طبرانی  و  دیگران‌.  
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -در ابن ماجه بجای مسلم: کلمه ملب آمده است. مترجمفقه السنة

تأليف:
دكتر سيد سابق

مترجم:
دكتر محمود ابراهيمي

تماس با ما:
islamtape@gmail.com
ويرايش اول
رجب 1430 ه.ق٨-  باقی‌ گذاشتن  موی  سفید  در  سر  و  ریش‌. كه  زن  و  مرد  باید  از كندن  آن  خودداری‌ كنند،  زیرا  عمرو  پسر  شعیب  از  پدرش  و  از جدش‌ رضي الله عنه   روایت‌ كرده  است كه  پیامبر صلي الله عليه و سلم  فرموده  است‌:  (لا تنتف الشيب فإنه نور المسلم، ما من مسلم يشيب شيبة في الاسلام إلا كتب الله له بها حسنة، ورفعه بها درجة، وحط عنه بها خطيئة) [‌نباید  موی  سفید  را كند  زیرا  آن  چهره‌ي درخشان  مسلمان  است‌،  هر مسلمانی‌ كه  یك  موی  را  در راه  اسلام  سفید كند،  خداوند  در  برابر آن  یك  عمل  نیكو  برای  او  مي‌نویسد  و  یك  درجه  او را  برتری  می‌دهد  و گناهی  را  از  او  پاك  می‌كند]‌‌.  احمد  و ابوداود  و ترمذی  و  نسائی  و  ابن  ماجه  آنرا  روایت‌ كرده‌اند.  و  از  انس رضي الله عنه روایت  شده  است‌ كه‌:  (كنا نكره أن ينتف الرجل الشعرة البيضاء من رأسه ولحيته)   [ما  بدمان  می‌آمد كه  مرد  موی  سفید  را از  سر و  ریش  خود  بكند]‌‌.  مسلم  آنرا  روایت ‌كرده  است‌.چیزهائی که  برای  محرم  مبا‌ح ‌است

1-‌از  جمله  چیزهائی‌ که  برای  محرم  جایز  و  مباح  است‌:  غسل  و  تغییر  رداء  -  بالاپوش  و  ازار  -‌ زیرپوش  می‌باشد.  ابراهیم  نخعی‌ گفته  است‌:  یاران  ما  چون  به  چاه  میمون می‌رسیدند،  غسل  می‌کردند  و  نیکوترین  لباس  خویش  را  می‌پوشیدند.

ابن  عباس‌ گوید:  او  در  حال  احرام‌،  به  حمّام  جحفه  رفت‌.  به  وی‌گفتند:  توکه  در  احرام  هستی‌،  چگونه  به  حمّام  می‌روی‌؟  اوگفت‌:  خداوند  چرک  و کثافات  ما  را،  چه  کار  می‌کند؟  جابرگوید:  کسی‌که  در  احرام  است‌،  خود  را  و  جامه‌اش  را  می‌شوید.  .

عبدالله  بن  حنین‌ گوید:  ابن  عباس  و  مسوربن  مخرمه  در  “‌ابواء‌”  با  هم  اختلاف‌کردند.  ابن  عباس‌گفت‌:  محرم  می‌تواند  سرش  را  بشوید  و  مسورگفت‌:  نمی‌تواند.  اوگوید:  ابن  عباس  مرا  پیش  ابوایوب  انصاری  فرستاد،‌که  دیدم  او  در  میان  دو  لبه  چاه  آب  آنجا،  خود  را  می‌شوید  و  یک  جامه  به  تن  دارد،‌که  بر  او  سلام‌کردم‌.  اوگفت‌:‌کیست‌؟  گفتم  من  عبدالله  بن  حنین  هستم‌،‌که  ابن  عباس  مرا  پیش  تو  فرستاده  است  وگوید:  پیامبر صلی الله علیه و سلم   در  حال  احرام  چگونه  غسل  می‌کرد؟  ابوایوب  دست  بر  جامه  خود  نهاد  و  آن  را  ازروی  سرش  برداشت  تا  اینکه  سرش  پیدا  شد  سپس‌گفت‌:  محرم  آب  برخود  می‌ریزد،  من  دارم  می‌ریزم‌،  آب  را  برسرخود  ریخت‌،  سپس  با  هردو  دست  پیش  و  پس  سررا  شست  وگفت‌:  پیامبر صلی الله علیه و سلم   را  دیدم‌که  چنین  می‌کرد”  بروایت‌گروه  محدثین  جز  ترمذی‌.  بخاری  بدان  افزوده  است‌:  بسوی  آن  دو  نفر  برگشتم  و  بدانان  خبر  دادم‌.  مشور  به  ابن  عباس‌گفت‌:  دیگر  هرگز  با  تو  مجادله  نمی‌کنم‌.  شوکانی‌گفت‌:  از  این حدیث  برمی‌آید که  غسل  در  حال  احرام  جایز  است  و  دست  بر  سر  نهادن  در  حال غسل  هم  جایز  است‌.  

ابن  المنذرگفته  است‌:  باجماع  غسل  جنابت‌،  برای‌کسی‌که  در  حال  احرام  است  واجب  می‌باشد  و  در  غیر  غسل  جنابت‌،  اختلاف  کرده‌اند.  امام  مالک  در  “‌موطا”  از  نافع  روایت‌کرده  است‌که  عبدالله  بن  عمر،  تنها  بهنگام  احتلام  در  حال  احرام  سرش  را  می‌شست‌.  مالک  گفته  است‌که  او  مکروه  می‌داندکه  در  حال  احرام‌،‌کسی  در  آب  سر  خود  را  فرو  برد.  در  حال  احرام  جایز  است‌که  برای  ازاله  چرک  وکثافت  صابون  و  سدرو  امثال  آن  را  استعمال‌کرد.  شافعیه  و  حنبلی‌ها  استعمال  صابون  خوشبو  را  جایز  می‌دانند  و  بازکردن  مو  و  شانه‌کردن  آن  را  هم  جایز  می‌دانند  و  پیامبر صلی الله علیه و سلم   به  عایشه  امر  کرد " انقض