س  مقصود  توانائی  زاید  برآن  توانائی  و  امكانی  است‌،‌كه  در  دیگر  عبادات  معتبر  است  و  عبارت  می‌باشد  از  توانائی  مالی‌.گذشته  از  آن‌،  حج  عبادتی  است  كه  نیاز  به  طی  مسافه  دارد،  بنابراین  داشتن  توشه  و  وسیله  ایاب  و  ذهاب  شرط  آن  است‌،  همانگونه‌كه  در  جهاد  نیز  این  شرط  هست‌.  پس  بقیاس  بر  جهاد  هم  استطاعت  شرط  وجوب  حج  است‌،  دلیل  شرط  توانائی  برای  وجوب  جهادكه  اصل  این  قیاس  است‌،  آیه  قرآن  است‌:

"ولا على الذين لا يجدون ما ينفقون حرج     [كسانی‌كه  نفقه  زندگی  و  زاد  و  راحله  ندارند،  برآنان  حرجی  و  باكی  نیست‌كه  به  جهاد  نروند]‌"‌.  و " ولا على الذين إذا ما أتوك لتحملهم، قلت لا أجد ما أحملكم عليه       [كسانی‌كه  پیش  توآمدند  وگفتند:  وسیله  ایاب  و  ذهاب  برای  جهاد  نداریم  و  تو  بدانان  گفتی  من  وسیله‌ای  ندارم  كه  در  اختیار  شما  بگذارم‌.  بر  آنان‌گناهی  نیست‌كه  به  جهاد  نروند]"‌.

در  مهذب  آمده  است‌:  اگركسی  توانائی  مالی  داشت‌كه  زاد  و  راحله  یعنی  توشه  و  وسیله  ایاب  و  ذهاب‌،  تهیه‌كند  ولی  بدان  مبلغ  برای  بازپرداخت  دین  و  وام  نیاز  داشت‌،  خواه  این  وام  وقت  آن  رسیده  باشد  یا  وقتش  نرسیده  باشد،  در  اینصورت  حج  واجب  نمی‌شود،  زیرا  وام  اگر  وقتش  رسیده  باشد  فوریت  دارد  ولی  در  حج  وجوب  فوری  نیست‌،  پس  پرداخت  وام  مقدم  است  و  وامی‌كه  وقتش  نرسیده  باشد،  ممكن  است‌كه  اگر  به  حج  برود،  بوقت  رسیدن  وعده  پرداخت  وام‌،  قادر  بدان  نباشد،  لذا  آنهم  برحج  مقدم  است‌.  بازهم‌گفته  است‌:  اگربه  هزینه  زاد  و  راحله‌،  برای  تهیه  مسكن  ضروری  یا  پرداخت  مزد  خدمتكار  ضروری‌،  نیاز  داشت‌،  باز  هم  حج  واجب  نمی‌گردد.  اگر  نیازبه  ازدواج  داشت  و  خوف  زنا  داشت‌،  ازدواج  برحج  مقدم  است‌،  چون  نیاز  بدان  فوریت  دارد.  اگر  بهزینه  زاد  و  راحله  برای  تجارت  جهت  تهیه  هزینه  زندگی‌،  نیازداشت  ابوالعباس  بن  صریح‌گوید:  دراین  صورت  هم  حج  واجب  نیست‌،  چون  بدان  احتیاج  دارد  وآنهم  بمنزله  مسكن  و  خادم  است‌.

در  معنی  آمده  است‌:  اگركسی  بر  شخصی  پولدار  و  غنی  وام  داشت‌كه  از  پرداخت  وام  خودداری  نمی‌كرد  وآن  وام  برای  هزینه  حج‌كفایت  می‌نمود،  حج  بر  او  واجب  می‌شود،  چون  توانائی  دارد.  اگر  بدهكار  چیزی  نداشته  -  معسر  -  باشد  یا  وصول  وام  ممكن  نباشد،  براو  حج  واجب  نمی‌شود.  شافعیه ‌گویند  اگر كسی  قادر  به  تهیه  وسیله  ایاب  و  ذهاب  نباشد،  و  شخص  دیگرحاضرشدكه  بدون  عوض  وسیله  به  وی  بدهد،  لازم  نیست‌كه  آن  را  قبول‌كند.  چون  تحمل  منت  هم  دشواراست‌،  و  پذیرفتن  آن  منت  را  بدنبال  دارد.  مگر  اینكه  فرزندش  حاضر  باشد  امكانات  سفرحج  را  دراختیار  وی  بگذارد.  دراین  صورت  باید  آنرا  بپذیرد  و  حج  بروی  لازم  و  واجب  می‌شود،  زیرا  دراین  صورت  منت  منتفی  است‌.

 ولی  حنابله‌گفته‌اند  با  بخشش‌كمك  دیگران  مطلقا  حج  واجب  نمی‌شود  و  استطاعت  حاصل  نمی‌گردد  خواه  بخشنده  امكانات‌،  بیگانه  باشد  یا  خویشاوند،  خواه  زاد  و  راحله  به  وی  دهند.یا  هزینه  آن  را.

٥-‌نباید  موانع  رفتن  به  سفرحج  وجود  داشته  باشد،  مانند  زندانی‌كردن  یا  ترس  و  خوف  از  حاكمی‌كه  مانع  از  این‌كار  است‌. حج‌ كودك  و برده‌:  

بر كودك  و  برده  - ‌عبد،  رقیق  -‌ حج  واجب  نیست  اما  اگربه  سفرحج  بروند  صحیح  است‌،  ولی  جای  حج  واجب  را  نمی‌گیرد  (‌یعنی  اگر  بعداً‌كودك  بالغ  و مستطیع  شد  و  برده  آزاد  و  مستطیع  شد  و  شرایط  دیگررا  داشتند،  برآنان  حج  واجب  می‌شود  و  حج  قبلی‌كافی  نیست‌)‌.  ابن  عباس ‌گوید:  پیامبر صلی الله علیه و سلم ، ‌گفت‌:" أيما صبى حج ثم بلغ الحنث فعليه أن يحج حجة أخرى.أيما عبد حج ثم أعتق، فعليه أن يحج حجة أخرى  [‌هر كودكی ‌كه  بحج  رفت  و  بعد  از بلوغ‌،  شرایط  وجوب  حج  در وی  جمع  شد،  بر وی  واجب  است‌كه  به  حج  برود.  و  هر  بنده‌ای  و  برده‌ای‌، ‌كه  به  حج  رفت  و  سپس  آزاد گردید  و  شرایط  وجوب  حج  در  وی‌،  جمع‌ گردید  بر  وی  واجب  است‌ كه  به  حج  برود]‌’‌’‌.  طبرانی  با  سند  صحیح  آن  را  روایت‌كرده  است‌.  سائب  بن  یزید گفت‌:  پدرم  در  حجه  الوداع  همراه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    به  حج  رفت  و  من  در  سن  هفت  سالگی  بودم‌.  (‌ظاهرا  باید  او  هم  همراه  بوده  باشد)  بروایت  احمد  و  بخاری  و  ترمذی‌،  وگفت‌:  اهل  علم  اجماع  دارند،  بر  اینكه  اگركودكی  پیش  ازبلوغ  بحج  رفت  سپس  بعد  ازبلوغ‌،  شرایط  وجوب  حج  را  داشت‌،  حج  بروی  واجب  است  و  بنده  و  برده  هم  اگر  پیش  از  آزادی  به  حج  رفت‌،  سپس  آزادگردید  و  شرایط  وجوب  حج  را  داشت‌،  بر  وی  واجب  است‌كه  به  حج برود  .  

ابن  عباس‌گوید:  زنی  بچه‌اش  را  به  سوی  پیامبر صلی الله علیه و سلم    برد  وگفت‌:  آیا  اینهم  ثواب  حج  را  دارد؟  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌:  آری  و  تو  هم‌كه  زحمت  وی  را  می‌كشی‌،  مزد  و  پاداش  داری‌.  (‌اكثر  اهل  علم  بر  آنندكه  كودك  ثواب  و  پاداش‌كار  نیك  را  دارد،  و  بدیها  به  حساب  او  نوشته  نمی‌شوند  و  از  عمر  هم  چنین  روایت  شده  است‌)‌.  جابرگوید:  ‌“‌با  پیامبر صلی الله علیه و سلم    به  حج  رفتیم‌كه  زنان  وكودكان  همراه  ما  بودند،‌كه  ما  بجای‌كودكان  تلبیه  می‌گفتیم  ورمی  جمرات  می‌كردیم‌“‌.  بروایت  احمد  و  ابن  ماجد.  اگركودك  اهل  تمییز  بود،  و  خوبی  و  بدی  را  تشخیص  می‌داد،  خود  احرام  می‌بندد  ومناسك  حج  را  انجام  می‌دهد.  درغیراین  صورت  ولی  و  سرپرست  شرعی  او،  باید  بجای  وی  تلبیه‌گوید  و  او  را  به  طواف  و  سعی  بین  صفاو  مروه  و  وقوف  در  عرفات  و  ره‌می  جمرات  ببرد [1]‌.  اگركودكی  به  حج  رفت  و  پیش  ازوقوف  درعرفات  یا  بهنگام  وقوف  درعرفات‌،  بالغ  شد،  این  حج  بجای  حج  واجب  شرعی  مقبول  است‌،  عبد  هم  اگرپیش  ازوقوف  در  عرفات  یا  در  اثنای  وقوف  در  عرفات  آزاد  شد،  این  حج  وی‌،  به  جای  حج  واجب  مقبول  است‌.  امام  مالك  و  ابن  المنذرگفته‌اند:  این  حج  برای  آنهاكافی  نیست‌،  چون  آنان  بصورت  حج  مستحب  و  داوطلبانه‌،  احرام  بسته‌اند،  بنابراین  حجشان  به  حج  فرضی  واجب‌،  تبدیل  نمی‌گردد.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -‌نووی ‌گوید:  ولیی ‌كه  بجای‌ كودك  غیر  ممیز  احرام  می‌بندد،  ولی  مالی  او  است  مانند  پدر  و  جد  و  وصی  از  طرف  حاكم‌،  ولی  مادرش  نمی‌تواند  بجای  او  احرام  ببندد  مگر  این‌كه  از  جانب  حاكم  وصی  و  منصوب  باشد  و  برخی ‌گفته‌اند  احرام  بستن  مادر  نیز  درست  است  مطلقاً.حج  زنا‌ن:

اگرشرایط  وجوب  حج  برای  زن  حاصل  شد،  براو  حج  واجب  است  وبا  مردان  از  این  بابت  فرقی  ندارند.  ولی  برای  زنان‌،  یك  شرط  دیگراضافه  می‌گرددكه  باید  شوهر  یا  محرم‌،  همراه  داشته  باشند  (‌مقصود  ازمحرم‌كسی  اس