اجب  می‌گردد. بنابراين  وقتي  زكات  پنبه  (‌و  امثال  آن‌)  واجب  می‌شود،‌كه  قيمت  آن  با  قيمت  پنج  وسق  =  ٦٥٣كيلوگرم  جو،  برابرباشد. چون  نمی‌توان  خود  آن  را  معتبر  دانست‌،  پس  آن  را  وسيله  چيزهاي  ديگر  بايد  مشخص  كرد. همانگونه ‌كه‌ كالاهاي  تجارتي  را  بكمترين  قيمت  و  نرخ  يكي  از  دو  نصاب  را، حساب  می‌كنند. 

محمد  (‌شيبانی‌)‌گفته  است‌: بايستي  مقدار  آن  به  پنج  برابر  از  بالاترين  چيزی‌كه  نوع  آن  را  بدان  می‌سنجند  برسد. براي  مثال  اگر  پنبه  به  حدود  پانصد  رطل  برسد  زكات  آن  واجب  نيست  زيركه  وسيله  تعيين  ميزان  و  سنجش  آن  با  “‌‌وسق‌“  (6/130كيلو)  می‌باشد  و  “‌‌وسق‌”‌  بالاترين  چيزي  است‌كه  اينگونه  اشياء  را  بدان  معين می‌كنند.  

مقدار  زكا‌تي ‌كه  از  فراورده‌ها‌ي كشا‌ورزي  و  ميوه‌جا‌ت  پرداخت  می‌گردد: 
بر  حسب  نوع  آبياری‌،  مقدارزكات  محصولات‌كشاورزي  فرق  می‌كند،  زيرا  آنچه  كه  براحتي  آبياري  می‌شود،  زكات  آن  يكدهم  (10/1)  و  اگروسيله  ابزاروآلات‌،  آبياري  گردد  و  يا  آب  آن  را،  خريداری‌كند  زكات  آن  نصف  عشر  (10/5/0)  می‌باشد. 

1-‌از  معاذ  بن  جبل  روايت  است‌كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم   فرمود: " فيما سقت السماء والبعل ، والسيل العشر، وفيما سقي بالنضح نصف العشر  [از  چيزهايی‌كه  از  باران  آب  می‌خورند  يا  وسيله  ريشه  آب  را  جذب  می‌كنند  و  يا  ازآب  سيل  سيراب  می‌شوند،  يكدهم  زكات‌گرفته  می‌شود  آنچه‌كه  وسيله  دولاب  و  امثال  آن  آبياري  می‌شود،  نصف  يكدهم  زكات‌گرفته  می‌شود]"‌. به  روايت  بيهقي  و  حكم‌كه  آن  را  تصحيح‌كرده  است‌.  

 ٢-  از  ابن  عمر  روايت  است‌كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم   فرمود: " فيما سقت السماء والعيون، أو كان عشريا العشر، وفيما سقي بالنضح نصف العشر    [‌آنچه‌كه  ازآب  باران  و  چشمه‌ها  يا  وسيله  ريشه  آبياري  می‌شود،  زكات  آن  يكدهم  و  آنچه‌كه‌  وسيله  ابزار  و  آلات  آبياري  می‌شود،  زكات  آن  نصف  يكدهم  و  آنچه‌كه  وسيله  ابزار  و  آلات  آبياري  می‌شود،  زكات  آن  نصف  يكدهم  می‌باشد]‌"‌. به  روايت  بخاري  و  ديگران‌. 

اگر گاهي  با  ابزاروآلات  وگاهي  بدون  آنها  آبياري  می‌شد  و  اين  عمل  بطوريكسان  صورت  می‌گرفت‌،  زكات  آن  سه  چهارم  از  يكدهم  آن  می‌باشد. ابن  قدامه‌گفته‌: در  اين  باره  خلافي  را  سراغ  نداريم‌. واگر  يكي  ازآنها  بيشتر  باشد  اقليت  تابع  كثريت  است  و  بر  مبناي  حكم  كثريت  رفتار  خواهد  شد. واين  مطابق  راي  ابوحنيفه  و  احمد  و  ثوري  و  يكي  از  قولهاي  شافعي  است‌. هزينه‌های‌كشت  و  درو  و  خرمن‌كوبي  و  تصفيه  و  نگهداري  وغيرآن  ازمال  خالص  مالك  پرداخت  می‌شود  و  هيچ  چيزازآنها  از  مال  زكات  به  حساب  نمی‌ايد  و  بنا  به  راي  ابن  عباس  و  ابن  عمر،  آنچه‌كه  براي  كشت  وبرداشت  محصول  وميوه  قرض  می‌شود،  ازمال  زكات  به  حساب  می‌ايد  و  بنابراين  بايد  پس  ازكسرآن  زكات  را  پرداخت‌. جابربن  زيد  ازابن  عباس  و  ابن  عمر  روايت‌كرده  است‌كه‌: ابن  عمرگفته‌: اگركسي  براي  هزينه  ميوه  و  محصول  و  خانواده‌اش  چيزي  را  قرض‌كند،  اول  بايد  وام  بدهي  خود  را  پرداخت‌كند  و  از  باقيمانده  آن  زكات  بپردازد. و  ابن  عباس‌گفته  است‌: فقط  بدهی‌كه  براي  هزينه  برداشت  محصول  خرج  كرده  است  می‌پردازد  و  سپس  زكات  را  می‌دهد. بنابراين  بدهي  خانواده  به  حساب  نمی‌ايد. يحيي  بن  آدم  در  مبحث  خراج  اين  مطلب  را روايت كرده‌است‌.          

ابن  حزم  از  عطاء  نقل‌كرده  است‌كه‌: اول  بايد  هزينه‌ها  ركسرنمود  و  بعد  اگر  حدنصاب  زكات  باقي  ماند  ازآن  زكات  پرداخت  والا  زكاتي  داده  نمی‌شود. 
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -بقره/267.
[2] -انعام/141.
[3] -‌اگر شخصی‌ كشتي  را  بعد  از ظاهر شدن  علامات  رسيدن  و  يا  ميوه‌اي  را  بعد  از ظاهر شدن  علامات  رسيدند  خريداري كرد  يا بنحوي ‌مالک‌ آن ‌شد، ‌‌زكات ‌بدان‌ تعلق ‌نمی‌گيرد.  .مولف‌“  
[4] -انعام/141.
[5] -  برابر  بررسيهايي  كه  دكتر  يوسف قرضاوي  دركتاب  “‌فقه  الزكاه"  ج 1/ص373 -‌٣٦١  بعمل  آورده  است  پنج  “‌وسق"‌،  برابر  است  با:  ٦٥٣كيلوگرم.  مترجم 
[6] -برابر  بررسيهايی‌كه  دكتر  يوسف  قرضاوي  دركتاب  “‌فقه  الزكاه‌“  بعمل  آورده  است  يك  صاع  برابر  است  با  وزن  ٢١٧٦كيلوگرم‌ گندم  و 75/2  ليتر  آب  و  رويهمرفته  پنج  وسق  می‌شود  وزن٦٥٣كيلوگرم  گندم‌.  “‌فقه  الزكاه  /ج  ١  /ص  373-372‌".  مترجم  زکات  سرزمين‌هایی  که  ازآنها  خراج  گرفته  می‌شود  

از  نظر  وصول  زکات  زمین  به  اقسام  زیر  تقسیم  می‌شود: 
1-‌زمین  عشریـه‌=  ده  یکی‌: عبارت  است  از  سرزمین‌هایی‌که  مردمانش  برضا  و  رغبت  اسلام  را  پذیرفته  باشند. یا  سررمینی‌که  بزور فتح  شده  و  بین  جنگجویان  تقسیم  شده  است  یا  سرزمینی‌که  مسلمانان  آن  را  "احیاء‌“‌کرده  باشند. 

٢-‌زمین  خراجی‌: سرزمینی‌که  بزور  فتح  شده  و  آن  را  در  برابر  پـرداخت  مبلغ  معین  یا  مقدار  مشخص  از  محصول  به  صاحبانش  برگردانده  باشند. 

همانگونه‌که  در  زمین  عشری  زکات  واجب  است‌،  در  زمین  خراجی  نیز  اگر  مردمانش‌،  مسلمان  شوند  یا  مسلمان  آن  را  بخرد،  زکات  آن  واجب  است‌. در  آنصورت  مالک  باید  هم  یک  دهم  را  بعنوان  زکات  و  هم  خراج  را  بپردازد  و  وجوب  یکی‌،  مانع  وجوب  دیگری  نیست‌. 

ابن  المنذر  می‌گوید: اکثر  اهل  علم  چنین  رای  را  دارند. از  جمله‌: عمر  بن  عبدالعزیزو  ر‌بیعه  و  زهری  و  یحیی  الانصاری  و  مالک  و اوزاعی  و حسن  بن  صالح  و  ابن  ابی  لیلی  و  لیث  و  ابن  المبارک  و  احمد  و  اسحاق  و  ابوعبید  و  داود. و  برای  رای  خویش  به  قرآن  و  سنت  و  قیاس  استدلال ‌کرده‌اند  و گفته‌اند: 

1-‌بموجب  آیة‌: "  يأيها الذين آمنوا أنفقوا من طيبات ما كسبتم ومما أخرجنا لكم من الارض   [1]،  انفاق  و  زکات  از  محصول  هرگونه  زمینی  واجب  است‌،  خواه  زمین عشری  یا  خراجی  باشد. 

2-‌حدیث  نبوی:  " فيما سقت السماء العشر.  . . ،  مفهوم  عام  وکلی  دارد  و  هر  دو  زمین  را  شامل  می‌گردد. 

٣-  قیاس  و  عقل‌: زکات  و  اخراج  دو  حق  جداگانه  و  دارای  دو  سبب  مختلف  می‌باشند  و  یکی  ازآنها  مانع  دیگری  نیست‌. همانگونه  شخصی‌که  در  “‌احرام‌”‌  است  اگر  شکاری  راکه  ملک  دیگری  است  بکشد،  باید  هم  فدیه  دهد  و  هم  خسارت  را  جبران  نماید. بعلاوه  دلیل  وجوب  زکات‌،  نص‌کتاب  و  سنت  است  و  دلیل  وجوب خراج  اجتهاد  است‌،  پس  نمی‌تواند  مانع  زکات‌ گردد. 

ابوحنیفه  می‌گوید: در  زمین  خراجی  زکات  نیست  و  تنها  واجب  است‌که  خراج  پرداخت  شود  نه  زکات  وشرط  وجوب  زکات  ده  یک  آنست‌که  زمین  خراجی  نباشد.

دلایل  ابوحنیفه  بر این  مطلب  و بررسی آنها‌: 
امام  ابوحنیفه  به  دلایل  زیر  استدلال‌کرده  است‌: 
1-‌ابن  مسعود  روایت‌کرده  است‌که‌،  پیامبر صلی الله علیه و سلم   فر