زندگي جاويدانه است(1).
اما اين دعوت پاک و بي آلايش به زودترين فرصت بعد از بلند شدن عیسی (ع) به آسمان، از سوي دشمنان دستخوش تحريف و تبديل شد. و کتاب آسماني که با خود آورده بود، نابود گرديد و ديانت بيضاء عيسوي به يک دين خرافي و پوسيده و زنگ زده اي مبدل شد که در آن، سياهي جايگاه سفيدي را، و باطل جايگاه حق را گرفت. حق در اذهان مسيحيان وارونه و باطل جلوه نمود و باطل را حق پنداشته راهي را که به سراب منتهي مي گرديد در پيش گرفتند.
-----------------------------------------
1) محاضرات في النصرانية ص: 13با توجه به مجموعۀ آياتي که گذشت ما مسيح (ع) را در قرآن چنين مي يابيم: 
1-	او پسر مريم ‘ بود، ابن الله يا ثالث ثلاثه نيست، مادر او مريم به امر خداوند، بدون شوهر، به عيسي (ع) حامله شد.
2-	عیسی (ع) خدا نيست بلکه فرستادۀ خدا است، زيرا همه معجزه هاي را که عیسی(ع) ذکر نموده است، نسبت هيچ يک آنرا به سوي خود ننموده است، بلکه مکررا بر اين امر تأکيد نموده است که اين همه معجزات را که عبارت از زنده کردن مردگان، از گل پرنده آفريدن، بهبود بخشيدن مرض پيس و.. را به امر خداوند انجام مي دهد.
3-	عیسی (ع) به غرض تکميل شريعت موسي(ع) فرستاده شده بود.
4-	او همواره مردم را به عبادت الله دعوت ميداد.
5-	او هيچگاه خود را إله نخوانده، بلکه هميشه ميگفت:
6-	 ﴿إِنَّ اللّهَ رَبِّي وَرَبُّکُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ﴾ (آل عمران: 51).
ترجمه: «همانا خداوند پروردگار من و پروردگار شما است پس تنها او را بپرستيد».
7-	دعوت عیسی (ع) فقط منحصر به بني إسرائيل بود. خداوند مي فرمايد: 
8-	﴿وَرَسُولاً إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ﴾ (آل عمران: 49).
  ترجمه: «و فرستاد او را بصفت پيامبر بسوي بني اسرائيل».
9-	عيسي (ع) نه به قتل رسيد و نه بدار آويخته شد، بلکه خداوند او را بسوي خود با جسدش بلند نمود. الله تعالي ميفرمايد:
﴿وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَکِن شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُواْ فِيهِ لَفِي شَکٍّ مِّنْهُ مَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينًا(157) بَل رَّفَعَهُ اللّهُ إِلَيْهِ وَکَانَ اللّهُ عَزِيزًا حَکِيمًا(158)﴾  (نساء: 157-158).
ترجمه: «و به خاطر اين گفته‏شان كه مسيح، عيسى بن مريم، رسول خدا را ما كشتيم و او را نكشته‏اند و او را بر دار [نيز] نكرده‏اند بلكه [حقيقت امر] براى آنان مشتبه شد و آنان كه در [باره‏] او اختلاف كردند، قطعا از [حال‏] او در شكّند. و به [حال‏] او يقين ندارند بلكه از [حدس و] گمان پيروى مى‏كنند و به يقين او را نكشته‏اند. بلكه خداوند او را به سوى خويش فرا برد و خداوند پيروزمند فرزانه است». انجيل با آنکه دستخوش تغييرات و تحريفات زيادي شده است، ولي هنوز هم بخشهاي دراين کتاب موجود است که مباني عقيده مسيحيت جديد را ازهم مي پاشد، برخي مسائلي را که اسلام بران تأکيد ميورزد تأييد ميکند که تفصيل آن قرار ذيل است: 
1- عيسي پيامبر بود: 
در مواضع زيادي از اناجيل ياد آوري ازان شده است که عیسی (ع) فرستادۀ و پيامبر خدا بود، چنانچه در انجيل متي از عیسی (ع) چنين نقل شده است: «هرکه شما را بپذيرد مرا پذيرفته، و هرکه مرا بپذيرد کسي را که مرا فرستاده پذيرفته است». 
(متي، فصل10، فقره 40). 
و هنگامي که ميخواست شاگردان خود را براي دعوت قريه هاي بني اسرائيل بفرستد تا به عیسی (ع) ايمان بياورند، به ايشان چنين گفت: «هر که به شما گوش دهد به من گوش داده است، و هرکه شما را رد کند مرا رد کرده است، و هرکه مرا رد کند فرستندهء مرا رد کرده است» (لوقا، فصل10، فقره 16).
در انجيل يوحنا از عیسی (ع) چنين نقل شده است:  «اين است زندگي ابدي که آنها تو را خداي يگانه حقيقي و عيسي مسيح را که فرستادۀ تو است بشناسند».(يوحنا، فصل 17، فقره3).
2- او تنها پيامبر بنی اسرائيل بود: 
در مواضع زيادي در انجيل از عیسی (ع) اقوالي نقل شده است که دلالت قطعي دارد به اين که رسالت عیسی (ع) مخصوص بني اسرائيل بوده است، مثلا: انجيل متي نقل ميکند که عیسی (ع) در جواب زني که در پي طلب شفاء براي دخترش بود، چنين گفت: «من فقط براي گوسفندان گمشدۀ خاندان اسرائيل فرستاده شده ام». (متي، فصل 15، فقره 24).
و در همين انجيل توصيه عیسی (ع) به شاگردانش چنين نقل شده است:  «از سرزمين هاي غير يهود عبور نکنيد، و به هيچ يک از شهرهاي سامريان داخل نشويد، بلکه نزد گوسفندان گمشدۀ خاندان اسرائيل برويد» 
(متي، فصل10، فقره 5).
اين دو عبارت به صراحت بيان دارندۀ اين مطلب اند که رسالت عیسی (ع) ويژۀ بني اسرائيل بوده است و بس. و چنانچه قرآن کريم نيز برين مطلب مهر تثبيت نهاده فرموده است:  ﴿وَرَسُولاً إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ﴾ 
(آل عمران: 49). يعني: «ما مسيح را به صفت پيامبر تنها بسوي بني اسرائيل فرستاديم».
3- عيسی (ع) پيرو شريعت موسی (ع) بود:
در نقطۀ سوم بيان داشتيم که از نصوص قرآن دانسته مي شود که عیسی (ع) پيرو شريعت موسي(ع) و مکمل آن بود.
در اين مورد در انجيل ها از عیسی (ع) چنين نقل شده است:
 «فکر نکنيد که من آمده ام تا تورات و نوشته هاي پيامبران را منسوخ و باطل نمايم، نيامده ام تا منسوخ کنم بلکه تا به کمال برسانم». (متي، فصل5، فقره 17).
1-	يکي از مسئوليت هاي بزرگ  عیسی (ع) دعوت بسوي توحيد و يکتا پرستي بود و عیسی (ع) در خلال چند سال رسالت خود، اين مسئله مهم را همواره بيان ميداشت تا توحيد در اذهان مردم جاي نشين گردد و شرک و تعدد آلهه زدوده شود. ما دراين مورد در قرآن نصوص زياد داريم که دعوت عیسی (ع) بسوي توحيد را بيان داشته است. و هم چنين در انجيل ها عباراتي از عيسي (ع) نقل شده است که بيانگر مبادي و اصول توحيدي  مي باشد که همواره مردم را بسوي آن فرا مي خواند. بطور مثال در انجيل «متي» قصۀ تلاش شيطان براي اغواي مسيح(ع) و جواب او به شيطان چنين نقل شده است: «عيسي به او فرمود: دور شو اي شيطان، کتاب مقدس مي‌فرمايد:  بايد خداوند، خداي خود را بپرستي و فقط او را خدمت نمائي». (متي، فصل4، فقره 10).
مطلبش اينست که تنها خدا را بايد بپرستي و بس. و در جاي ديگري از عيسي پرسيده شد: «مهم ترين حکم شريعت کدام است؟ عیسی (ع) جواب داد: اول اينست اي اسرائيل بشنو، خداوند، خداي ما، خداوند يکتا است، و خداوند، خداي خود را با تمام دل و تمام جان و تمام ذهن و تمام قدرت خود دوست بدار». (مرقس، فصل12، فقره 29).
در انجيل لوقا از ايشان چنين نقل شده است: «عیسی (ع) جواب داد: تو بايد خداوند، خداي خود را سجده کني، و فقط او را خدمت نمائي». (لوقا، فصل4، فقره 8).
و همچنين در انجيل يوحنا از عیسی (ع) نقل شده است که او گفت: «اين است حيات جاويدان که آنها ترا خداي واحد حقيقي و عيسي مسيح را که فرستادۀ تو است بشناسند». (يوحنا، فصل17، فقره 3).
دراين عبارات بر دو چيز مهم و اساسي تأکيد شده است: 
اول: توحيد. به اين معنا که الله تعالي يکتا است، هم در ذات و هم در اسماء و هم در صفات، او مرکب نيست. و اثبات