ند . علّت حمله اين بود كه حبشيها كه بر يمن فرمانروائي مي‌كردند ، چون توجّه مردم را به كعبه ديدند ، كليسائي را در صنعاء ساختند تا توجّه مردمان جزيرةالعرب را بدان جلب كنند و آنجا را مركز عبادت و تجارت نمايند ، وليكن مكّه همچنان كانون پرستش ماند . در سرزمين ،  « مغمس‌ » نزديك مكّه سپاه ابرهه از سوي دسته‌هاي پرندگان مورد هجوم قرار گرفت و فيلهاي عظيم‌الجثّه با پرندگان ضعيفي از پاي درآمدند .‏سوره فيل آيه  2

‏متن آيه : ‏
‏ أَلَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ ‏

‏ترجمه : ‏
‏مگر نيرنگ ايشان را تباه و باطل نگردانده است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« تَضْلِيلٍ » : سردرگم نمودن و از هدف منحرف كردن . باطل و تباه ساختن .‏سوره فيل آيه  3

‏متن آيه : 
‏ وَأَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْراً أَبَابِيلَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و مگر پرندگان را گروه گروه بر سر آنان نفرستاده است‌ ؟‏

‏توضيحات : ‏
‏« وَ أَرْسَلَ . . . » : واو حرف عطف است و ( أَرْسَلَ ) عطف بر ( أَلَمْ يَجْعَلْ ) است . مراد از استفهام ، تقرير و بيان است . يعني ، بلي كه پرندگاني را گروه گروه بر سر ايشان فرستاده است . « طَيْراً » : پرندگان . اسم جنس جمعي است . « أَبَابِيلَ » : دسته دسته . گروه گروه . جمع مكسّري است كه مفرد آن به كار نمي‌رود . هرچند كه برخي مفرد آن را إِبّالَة و بعضي أَبابِلَة دانسته‌اند . حال ( طَيْراً ) است . اين واژه برخلاف آنچه بر سر زبانها و مشهور است ، اسم خاص هيچ يك از پرندگان نمي‌باشد .‏سوره فيل آيه  4

‏متن آيه :
‏ تَرْمِيهِم بِحِجَارَةٍ مِّن سِجِّيلٍ ‏

‏ترجمه : ‏
‏آن پرندگان به سوي فيلداران سنگهاي كوچكي از سنگْ گِل را مي‌انداختند ( و به سويشان نشانه مي‌رفتند ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« حِجَارَةٍ » : سنگ كوچك و ناچيزي . تنوين آن براي تحقير است . « سِجِّيلٍ » : گِل متحجّر . سنگْ گِل ( نگا : هود / 82 ، حجر / 74 ) .‏سوره فيل آيه  5

‏متن آيه :
‏ فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَّأْكُولٍ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و ايشان را همچون برگ آفت‌زده ( كشتزار ، سوراخ سوراخ و نابود ) مي‌كردند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« عَصْفٍ » : برگ گندم و جو و غيره . كاه ( نگا : رحمن‌ / 12 ) . « مَأْكُولٍ » : آفت‌زده و كرم خورده . خورده شده . « عَصْفٍ مَّأْكُولٍ » : برگ آفت‌زده و كرم خورده . برگ جويده شده و از دهان حيوانات افتاده . برگي كه دانه آن خورده شده و به صورت كاه درآمده باشد ( نگا : روح‌البيان ) .‏ آيه  82
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ اخْتِلاَفاً كَثِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آيا ( اين منافقان ) درباره قرآن نمي‌انديشند ( و معاني و مفاهيم آن را بررسي و وارسي نمي‌كنند تا به وجوب طاعت خدا و پيروي امر تو پي ببرند و بدانند كه اين كتاب به سبب ائتلاف معاني و احكامي كه در بر دارد و اين كه بخشي از آن مؤيّد بخش ديگري است ، از سوي خدا نازل شده است‌ ؟ ) و اگر از سوي غيرخدا آمده بود در آن تناقضات و اختلافات فراواني پيدا مي‌كردند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَفَلا يَتَدَبَّرُونَ » : آيا بررسي نمي‌كنند و نمي‌انديشند ؟‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:6851.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:6852.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:6853.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:6854.txt"> آيه  4</a></body></html> سوره قريش آيه  1

‏متن آيه : ‏
‏ لِإِيلَافِ قُرَيْشٍ ‏

‏ترجمه : ‏
‏به خاطر أنس و الفت قريش .‏

‏توضيحات : ‏
‏« لإِيلافِ » : به خاطر الفت دادن و خوگر شدن . واژه ( إيلاف ) مصدر باب افعال يا مفاعله است . مي‌تواند يك مفعولي يا دو مفعولي بوده و اضافه مصدر به فاعل يا مفعول خود باشد ( نگا : لسان العرب ) . جار و مجرور ، متعلّق به ( فَلْيَعْبُدُوا ) است . يعني اگر قريشيها به خاطر هيچ نعمتي خدا را پرستش نكنند ، دست كم به خاطر همين يك نعمت بزرگ انس و الفت ايشان به كوچ تجارتي تابستانه و زمستانه پرامن و امان توأم با تعظيم و احترام مردمان در حق ايشان ، مي‌بايستي حق‌شناس باشند و خدا را پرستش كنند . يا جار و مجرور متعلّق به مفهوم سوره پيشين باشد . يعني ، يكي از علل نابودي سپاه حبشه ، نشان دادن عنايت پروردگار در حق ساكنان كعبه ، و بدين وسيله توليد امن براي كاروان قريشيان است . و يا اين كه جار و مجرور نه متعلّق به ماقبل و نه متعلّق به مابعد بوده و بلكه متعلّق به فعل محذوف ( إِعْجَبُوا ) باشد ( نگا : كبير ، جزء عمّ شيخ محمّد عبده ) .‏سوره قريش آيه  2

‏متن آيه : ‏
‏ إِيلَافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتَاء وَالصَّيْفِ ‏

‏ترجمه : ‏
‏به خاطر انس و الفت ايشان به كوچ زمستانه و تابستانه ( بازرگاني به سوي يمن در زمستان و به سوي شام در تابستان ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« إِيلافِ » : بدل از إيلاف پيشين است . « رِحْلَةَ » : كوچ . مسافرت . مفعولٌ‌به است براي مصدر إيلاف . « الشِّتَآءِ » : زمستان . كوچ قريشيها در اين فصل به سوي يمن بود . « الصَّيْفِ » : تابستان . در اين فصل به شام بار سفر مي‌بستند .‏سوره قريش آيه  3

‏متن آيه : ‏
‏ فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَيْتِ ‏

‏ترجمه : ‏
‏بايستي خداوندگار اين خانه ( خدا ، كعبه ) را بپرستند ( كه اين امن و امنيّت را در طول راه و در شهرها و كشورهاي پر از كشمكش و ستم و جنگ و غارت ، براي ايشان فراهم آورده است ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« رَبَّ » : خداوندگار . صاحب .‏سوره قريش آيه  4

‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِي أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَآمَنَهُم مِّنْ خَوْفٍ ‏

‏ترجمه :
‏خداوندگاري كه از گرسنگي ايشان را رهانيده است و خوراكشان داده است ، و آنان را از خوف و هراس ( راهزنان قبائل در راهها ، و ستمگران و قلدران در شهرها و كشورها ، رهائي بخشيده است و ) ايمن ساخته است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« أَطْعَمَهُمْ » : خوراكشان داده است ( نگا : قصص‌ / 57 ) . « مِن جُوعٍ » : به جاي گرسنگي . براي رفع گرسنگي . حرف ( مِنْ ) بدليّه يا تعليليّه است ( نگا : قاسمي ) .‏<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:6856.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:6857.txt"> آيه  2</a><a class="text" href="w:text:6858.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:6859.txt"> آيه  4</a><a class="text" href="w:text:6860.txt"> آيه  5</a><a class="text" href="w:text:6861.txt"> آيه  6</a><a class="text" href="w:text:6862.txt"> آيه  7</a></body></html> سوره ماعون آيه  1

‏متن آيه :
‏ أَرَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ ‏

‏ترجمه : ‏
‏كساني كه به دين و آئين ، و سزا و جزا ( در پيشگاه خدا ) ايمان ندارند ، مي‌فهمي كه چگونه كسانيند ؟‏

‏توضيحات : ‏
‏« أَرَأَيْتَ ؟ » : آيا نديده‌اي‌ ؟ ديدن در اينجا به معني آگاهي يافتن و شناختن است ( نگا : كهف‌ / 63 ، مريم‌ / 77 ، فرقان‌ / 43 ) . « الدِّينِ » : دين و ديانت . آئين . سزا و جزا . « الَّذِي‌ » : كسي كه . جنس مراد است و در معني « كساني كه‌ » است .‏سوره ماعون آيه  2

‏متن آيه :
‏ فَذَلِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏آنان كسانيند كه يتيم را سخت از پيش خود مي‌رانند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« يَدُعُّ » : سخت مي‌راند و با خشونت طرد مي‌كند ( ن