عِندَهُ قَالَ هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏كسي كه علم و دانشي از كتاب داشت گفت : من تخت ( بلقيس ) را پيش از آن كه چشم بر هم زني ، نزد تو خواهم آورد . هنگامي كه سليمان تخت را پيش خود آماده ديد ، گفت : اين از فضل و لطف پروردگار من است .  ( اين همه قدرت و نعمت به من عطاء فرموده است ) تا مرا بيازمايد كه آيا شكر ( نعمت ) او را بجا مي‌آورم يا ناسپاسي مي‌كنم . هر كس كه سپاسگزاري كند تنها به سود خويش سپاسگزاري مي‌كند ، و هر كس كه ناسپاسي كند ، پروردگار من بي‌نياز ( از سپاس او و ) صاحب كرم است ( و سفره كريمانه انعام خود را از شكرگزار و ناشكر قطع نمي‌كند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« قَالَ الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ » : مراد كسي است كه مرد خدا بوده و دانش فراوان و عميقي از كتاب فراچنگ آورده است . بعضي نام اين شخص محترم را آصف ابن برخيا ذكر كرده‌اند . برخي از مفسّران چنين شخص مقتدر و فرزانه‌اي را خود سليمان مي‌دانند كه خطاب به عفريت مذكور مي‌گويد : من آن را در آن واحد حاضر مي‌آورم ( نگا : تفسيرهاي المراغي و عبدالكريم خطيب ) . « الْكِتَابِ » : روشن نيست چه كتابي است . برخي آن را لوح محفوظ مي‌دانند . « يَرْتَدَّ » : برگردد . مراد چشم برهم نهادن است . « طَرْف‌ » : چشم . مراد پلك بالا است . كنايه از سرعت است . « يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ » : مراد اين است كه نفع شكرگزاري عائد خود سپاسگزار مي‌گردد .‏
 
سوره نمل آيه  41
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ نَكِّرُوا لَهَا عَرْشَهَا نَنظُرْ أَتَهْتَدِي أَمْ تَكُونُ مِنَ الَّذِينَ لَا يَهْتَدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( سليمان ) گفت : تخت او را ( با تغييرات محلّ برخي از زينت آلات و رنگ و روغن ظاهري ) ناشناخته كنيد ، تا ببينيم متوجّه مي‌شود ( كه تخت او است ) يا جزو كساني خواهدبود كه پي نمي‌برند ( كه اين خود آن تخت است ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« نَكِّرُوا » : ناشناخته كنيد و بدو نگوئيد . تغيير شكل دهيد . مراد جابه‌جائي برخي از لونها و رنگها است . « أَتَهْتَدِي‌ » : آيا پي مي‌برد ؟ آيا متوجّه تخت خود مي‌شود ؟‏
 
سوره نمل آيه  42
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا جَاءتْ قِيلَ أَهَكَذَا عَرْشُكِ قَالَتْ كَأَنَّهُ هُوَ وَأُوتِينَا الْعِلْمَ مِن قَبْلِهَا وَكُنَّا مُسْلِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هنگامي كه او بدانجا رسيد ( و تخت خود را با وجود آن همه مسافت و درهاي بسته و محافظان كاخ سلطنت ، مشاهده كرد و بدان خيره شد ، از سوي يكي از همراهان بدو ) گفته شد : آيا تخت تو اين گونه است ( و اين همان تخت نيست‌ ؟ ) گفت : انگار اين همان است ! امّا پيش از اين ( معجزه ) هم ( با مشاهده كار هدهد و شنيدن چيزهائي از قاصدان خود ، از حقّانيّت سليمان ) آگاهي يافته و از زمره منقادان و تسليم شدگان بوده‌ايم ( و چندان نيازي به اين معجزه جديد نبود ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أُوتِينَا الْعِلْمَ » : آگاهي يافته بوديم . به قدرت خدا و صدق نبوّت سليمان پي برده بوديم . « مِن قَبْلِهَا » : پيش از اين معجزه ، مرجع ضمير ( معجزه ) يا ( حاله ) است كه مراد حاضر آوردن تخت بلقيس است .‏
 
سوره نمل آيه  43
‏متن آيه : ‏
‏ وَصَدَّهَا مَا كَانَت تَّعْبُدُ مِن دُونِ اللَّهِ إِنَّهَا كَانَتْ مِن قَوْمٍ كَافِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و معبودهائي كه به جاي خدا مي‌پرستيد ، او را ( از پرستش خدا ) بازداشته بود . او هم از زمره قوم كافر ( خود ) بود .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« صَدَّهَا » : او را بازداشته بود . « مَا » : مصدريّه يا موصول است و فاعل فعل ( صَدَّ ) مي‌باشد .‏
 
سوره نمل آيه  44
‏متن آيه : ‏
‏ قِيلَ لَهَا ادْخُلِي الصَّرْحَ فَلَمَّا رَأَتْهُ حَسِبَتْهُ لُجَّةً وَكَشَفَتْ عَن سَاقَيْهَا قَالَ إِنَّهُ صَرْحٌ مُّمَرَّدٌ مِّن قَوَارِيرَ قَالَتْ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمَانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( بعد از مشاهده تخت خود ) بدو گفته شد : داخل كاخ ( عظيم سليمان ) شو . هنگامي كه ( صحنه شيشه‌اي ) آن را ديد ، گمان برد كه آب عميقي است ( چرا كه ماهيها در آن شنا مي‌كردند ) . ساق پاهاي خود را برهنه كرد ( تا از آب عبور كند و جامه‌هاي درازش تر نشود ، سليمان بدو ) گفت :  ( حياط ) قصر از بلور صاف ساخته شده است !  ( بلقيس از دم و دستگاه سليمان شگفت زده شد و سلطنت و قدرت مادي و معنوي خود را در برابر فرمانروائي و توانائي و دارائي سليمان ناچيز ديد . دل خود را متوجّه خالق جهان كرد و ) گفت : پروردگارا ! من به خود ستم كرده‌ام ( و گول كفر و غرور شاهي را خورده‌ام ، و هم اينك پشيمانم ) و با سليمان خويشتن را تسليم پروردگار جهانيان مي‌دارم ( و به پيغمبري او اقرار مي‌نمايم و تو را به يگانگي مي‌ستايم ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الصَّرْحَ » : كاخ . قصر ( نگا : قصص‌ / 38 ، غافر / 36 ) . « لُجَّةً » : آب فراواني كه داراي موج باشد . « مُمَرَّدٌ » : صيقلي زده و صاف . « قَوَارِيرَ » : جمع قارُورَة ، قطعات صاف شيشه . بلور . « أَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمَانَ . . . » : مراد پذيرش پيغمبري سليمان و متابعت از قانون يزدان است .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3619.txt">آيه  45</a><a class="text" href="w:text:3620.txt">آيه  46</a><a class="text" href="w:text:3621.txt"> آيه  47</a><a class="text" href="w:text:3622.txt"> آيه  48</a><a class="text" href="w:text:3623.txt">آيه  49</a><a class="text" href="w:text:3624.txt">آيه  50</a><a class="text" href="w:text:3625.txt">آيه  51</a><a class="text" href="w:text:3626.txt">آيه  52</a><a class="text" href="w:text:3627.txt"> آيه  53</a><a class="text" href="w:text:3628.txt">آيه  54</a><a class="text" href="w:text:3629.txt">آيه  55</a></body></html>سوره نمل آيه  45
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ فَإِذَا هُمْ فَرِيقَانِ يَخْتَصِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ما به سوي قوم ثمود برادرشان صالح را روانه كرديم ( تا ايشان را به يكتاپرستي دعوت كند و بديشان بگويد ) كه خدا را بپرستيد . امّا آنان به دو گروه تقسيم شدند و به كشمكش پرداختند .  ( دسته‌اي مؤمن و دسته‌اي كافر گشتند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَخَاهُمْ . . . » : مراد برادر نسبي و قومي است‌ ؛ نه ديني و مكتبي ( نگا : اعراف‌ / 65 و 73 و 85 ) . « فَريقَانِ » : دو دسته . دو گروه . مراد كافران و مؤمنان است ( نگا : اعراف‌ / 75 و 76 ) . « يَخْتَصِمُونَ » نزاع و كشمكش مي‌كنند . ذكر فعل به صورت جمع با توجّه به افراد و اشخاص دو گروه است .‏
 
سوره آل عمران آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ اللّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏جز خدا ، خدائي نيست و او زنده ( به خود ) و متصرّف ( در كار و بار جهان ) است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الْحَيُّ » : زنده جاويد و باقي پايدار . « الْقَيُّومُ » : نگهدار جهان و گرداننده امور آن . واژه ( الْحَيُّ ) و ( الْقَيُّومُ ) صفت يا بدل ، و يا خبر مبتداي محذوف ميباشند .‏
 
سوره نمل آيه  46
‏متن آيه : ‏
‏ قَا