ز همه چيزهائي است كه نهان از حواسّ و ابصار ، يا قابل رؤيت در ليل و نهار است ) و او حكيم ( در كردار و ) آگاه ( از احوال انسان ، و مطّلع از بواطن و ظواهر جهان ) است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بِالْحَقِّ » : به حق نه باطل و بيهوده . آفرينش همه موجودات به اندازه و از روي آگاهي و برابر حكمت انجام گرفته است‌ ؛ نه از روي تصادف و بيهوده و عبث ( نگا : دخان / 38 و 39 ، مؤمنون / 115 و 116 ، آل‌عمران / 191 ) . « يَوْمَ يَقُولُ . . . » : روزي كه مي‌گويد . در اينجا مراد از روز ، وقت و زمان است . « الصُّورِ » : بوق . طرز و نوع صور و چگونگي دميدن در آن جزو غيب است . « الْغَيْبِ » : آنچه نهان از ديدگان و به دور از دائره علم و نيروي روح مردمان است . « الشَّهَادَةِ » : آنچه آشكار و محسوس و ديدني و فهميدني است و علم بشر بدان احاطه پيدا مي‌كند ، و يا روح آدمي بدان دسترسي مي‌يابد .‏
 
آيه  71
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ لاَّ ذَلُولٌ تُثِيرُ الأَرْضَ وَلاَ تَسْقِي الْحَرْثَ مُسَلَّمَةٌ لاَّ شِيَةَ فِيهَا قَالُواْ الآنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ فَذَبَحُوهَا وَمَا كَادُواْ يَفْعَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏گفت : خدا ميفرمايد كه آن ، گاوي است كه هنوز به كار گرفته نشده است و رام نگشته است تا بتواند زمين را شيار كند و زراعت را آبياري نمايد . از هر عيبي پاك و رنگش يكدست و بدون لكه است . گفتند : اينك حق مطلب را اداء كردي . پس گاو را سر بريدند ، گرچه نزديك بود كه چنين نكنند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ذَلُولٌ » : رام . كار كشته . « تُثِيرُ » : زير و رو ميكند . « الْحَرْثَ » : كشت و زرع . « مُسَلَّمَةٌ » : سالم . بيعيب . « شِيَةَ » : رنگ مخالف . از ماده ( وشي ) . « مَا كَادُوا يَفْعَلُونَ » : نزديك بود كه چنين كاري نكنند .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1021.txt">آيه  74</a><a class="text" href="w:text:1022.txt">آيه  75</a><a class="text" href="w:text:1023.txt">آيه  76</a><a class="text" href="w:text:1024.txt">آيه  77</a><a class="text" href="w:text:1025.txt">آيه  78</a><a class="text" href="w:text:1026.txt">آيه  79</a><a class="text" href="w:text:1027.txt">آيه  80</a><a class="text" href="w:text:1028.txt">آيه  81</a></body></html>آيه  74
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَاماً آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلاَلٍ مُّبِينٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و ( براي مردمان بيان كن چيزهائي را كه رخ داد ) بدان گاه كه ابراهيم به پدر خود آزر گفت : آيا بتهائي را به خدائي مي‌گيري ! !  ( مگر زشت نيست كه انسان عاقل ، سنگهاي بي‌جان را پرستش و عبادت كند و در برابر تراشيده‌هاي دست خود كرنش برد ؟ ! ) . به حقيقت من تو را و قوم تو را در گمراهي آشكار ( و به دور از راه پروردگار ) مي‌بينم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أبِيهِ ءَازَرَ » : پدرش كه آزر نام داشت ( نگا : مريم / 41 - 45 ، توبه / 114 ، انبياء / 52 ، شعراء / 70 ، زخرف / 26 ، ممتحنه / 4 ) . برخي واژه ( أَب ) را كنايه از عمو مي‌دانند ، همان گونه كه در سوره بقره آيه 133 آباء به معني اجداد به كار رفته است . واژه ( ءَازَرَ ) عطف بيان است . « أَصْنَاماً » : جمع صنم . بتها . « ءَالِهَةً » : جمع إِله ، خدايان . مفعول دوم فعل ( تَتَّخِذُ ) است .‏
 
آيه  75
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و همان گونه ( كه گمراهي قوم ابراهيم را در امر پرستش بتها به او نموديم ، بارها و بارها نيز ) مُلك عظيم آسمانها و زمين را به ابراهيم نشان داديم ، تا از زمره باورمندان راستين شود ( و بر راستاي خداشناسي رود ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« نُرِي‌ » : نشان مي‌دهيم . در اينجا به معني : نشان مي‌داديم . از مصدر ( إرائه ) باب افعال . « مَلَكُوتَ » : ملك عظيم . وزن ( فَعَلوت ) براي مبالغه به كار مي‌رود . مانند :  ( رحَمُوت ) : رحمت فراوان .  ( رَهَبُوت ) : رهبت شديد و هراس زياد . « وَلِيَكُونَ » : تا باشد . برخي حرف واو را زائد دانسته و برخي ( لِيَكُونَ ) را عطف بر فعل محذوفي شمرده‌اند و تقدير را چنين دانسته‌اند : لِيَسْتَدِلَّ وَ لِيَكُونَ .‏
 

آيه  76
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَباً قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الآفِلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( از جمله ) هنگامي كه شب او را در برگرفت ( و تاريكي شب همه‌جا را پوشاند ) ستاره‌اي ( درخشان به نام مشتري يا زهره ) را ديد ( بر سبيل فرض و إرخاءالْعِنان ) گفت : اين پروردگار من است ! امّا هنگامي كه غروب كرد ( براي ابطال عقيده ستاره‌پرستان موجود در آن محيط ) گفت : من غروب‌كنندگان را دوست نمي‌دارم ( و به عبادت چيزهاي تغييرپذير و زوال‌پذير نمي‌گرايم ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« جَنَّ عَلَيْهِ » : او را فرا گرفت . « اَفَلَ » : غروب كرد . « اْلآفِلِينَ » : غروب‌كنندگان .‏
 
آيه  77
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغاً قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و هنگامي كه ماه را در حال طلوع ( در كرانه افق ) ديد ( باز هم بر سبيل فرض و ارخاءالعنان ) گفت : اين پروردگار من است ! ولي هنگامي كه ( آن هم ) غروب كرد ، گفت : اگر پروردگارم مرا راهنمائي نكند ، بدون شكّ از زمره قوم گمراه ( و جمعيّت سرگشته در وادي كفر و ضلال ) خواهم بود .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بَازِغاً » : طلوع‌كنان . حال ( قَمَر ) است .‏
 
آيه  78
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَذَا رَبِّي هَذَا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و هنگامي كه خورشيد را در حال طلوع ( در كرانه افق ) ديد ( دوباره بر سبيل فرض و ارخاءالعنان ) گفت : اين پروردگار من است ( چرا كه ) اين بزرگتر ( از ستاره و ماه ) است ! امّا هنگامي كه غروب كرد ، گفت : اي قوم من ! بيگمان من از آنچه انباز خدا مي‌كنيد بيزارم ( و تنها رو به خدا مي‌دارم ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« هذا » : اين . ذكر ( هذا ) به صورت مذكّر بدين سبب است كه مُشَارٌإِلَيْه ( شَيْء ) يا ( طالِع ) است . يعني : هذا الشَّيْءُ . هذَا الطّالِعُ . « هذا رَبِّي‌ » : اين جمله در هر سه آيه مي‌تواند به صورت استفهام انكاري خوانده شود . يعني : هذا رَبّي‌ ؟ ! آيا اين خداي من است‌ ؟ ! ممكن نيست .‏
 
آيه  79
‏متن آيه : ‏
‏ إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفاً وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏بيگمان من رو به سوي كسي مي‌كنم كه آسمانها و زمين را آفريده است ، و من ( از هر راهي جز راه او ) به كنارم و از زمره مشركان نيستم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« وَجْهِيَ » : رويم را . مراد از روكردنِ رو ، قصد پرستش و انجام عبادت است . « فَطَرَ » : آفريده است . پديدار كرده است . « حَنيفاً » : حقّگراي بركنار از اديان باطله و عقائد منحرفه . اين واژه حال فاعل ضمير ( تُ ) در فعل ( وَجَّهْتُ )