ِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللّهَ عَلَى مَا فِي قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏در ميان مردم كسي يافته ميشود كه سخن او در ( باره امور و اسباب معاش ) زندگي دنيا ، تو را به شگفت مياندازد ( و فصاحت و حلاوت كلام او ، مايه اعجاب تو ميشود ) و خدا را بر آنچه در دل خود دارد گواه ميگيرد ( و ادّعاء دارد كه آنچه ميگويد ، موافق با چيزي است كه در درون پنهان ميدارد ، و گفتار و كردارش يكي است ) . و حال آن كه او سرسختترين دشمنان است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يُعْجِبُكَ » : تو را به شگفت ميآورد . توجّه تو را به خود جلب ميكند . « فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا » : در زندگي دنيا . درباره امور زندگي دنيا . « يُشْهِدُ اللهَ » : خدا را گواه ميگيرد . « أَلَدُّ » : صفت مشبّهه و به معني سخت و شديد است ، يا اين كه اسم تفضيل و به معني سرسختترين و گردنكشترين است . « الْخِصَامِ » : مصدر باب مفاعله و به معني خصومت و دشمني است ، و يا اين كه جمع مكسّر خَصْم ، به معني دشمنان است .‏
 
سوره كهف آيه  96
‏متن آيه : ‏
‏ آتُونِي زُبَرَ الْحَدِيدِ حَتَّى إِذَا سَاوَى بَيْنَ الصَّدَفَيْنِ قَالَ انفُخُوا حَتَّى إِذَا جَعَلَهُ نَاراً قَالَ آتُونِي أُفْرِغْ عَلَيْهِ قِطْراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( سپس شروع به كار كرد و گفت : ) قطعات بزرگ آهن را براي من بياوريد .  ( آن گاه دستور چيدن آنها را بر روي يكديگر صادر كرد ) تا كاملاً ميان دو طرف دو كوه را برابر كرد ( و شكاف بين آنها را از آهن پُر نمود . فرمان داد كه بالاي آن آتش بيفروزند ، و ) گفت : بدان بدميد ؛ تا وقتي كه قطعات آهن را سرخ و گداخته كرد ( و قطعات به هم جوش خورد . سپس ) گفت : مس ذوب شده براي من بياوريد تا ( آن را ) بر اين ( سدّ ) بريزم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ءَاتُونِي‌ » : برايم بياوريد . « زُبَر » : جمع زُبْرَة ، قطعات . « سَاوَيا » : برابر و همسان كرد . هر دو سو را يكي كرد . « بَيْنَ » : مفعولٌ‌به است . « الصَّدَفَيْنِ » : دو جانب ، دو سو . « أُنفُخُوا » : بدميد . فوت كنيد . « أُفْرِغْ » : بريزم . « قِطْراً » : مس گداخته .‏
 
سوره كهف آيه  97
‏متن آيه : ‏
‏ فَمَا اسْطَاعُوا أَن يَظْهَرُوهُ وَمَا اسْتَطَاعُوا لَهُ نَقْباً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( سدّ به قدري بلند و ستبر شد كه حمله‌ورانِ يأجوج و مأجوج ) اصلاً نتوانستند از آن بالا روند ، و به هيچ وجه نتوانستند نقبي در آن ايجاد كنند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَا اسْطَاعُوا » و « مَا اسْتَطاعُوا » : نتوانستند . در فعل اوّلي تخفيف شده ، و در فعل دومي اصل مراعات گشته است . « أَن يَظْهَرُوهُ » : بر پشت آن روند . بالاي آن روند . « نَقْباً » : سوراخ كردن و شكافتن .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2573.txt">آيه  98</a><a class="text" href="w:text:2574.txt">آيه  99</a><a class="text" href="w:text:2575.txt">آيه  100</a><a class="text" href="w:text:2576.txt">آيه  101</a><a class="text" href="w:text:2577.txt">آيه  102</a><a class="text" href="w:text:2578.txt">آيه  103</a><a class="text" href="w:text:2579.txt">آيه  104</a><a class="text" href="w:text:2580.txt">آيه  105</a><a class="text" href="w:text:2581.txt"> آيه  106</a><a class="text" href="w:text:2582.txt">آيه  107</a><a class="text" href="w:text:2583.txt">آيه  108</a><a class="text" href="w:text:2584.txt">آيه  109</a><a class="text" href="w:text:2585.txt">آيه  110</a></body></html>‏سوره كهف آيه  98
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ هَذَا رَحْمَةٌ مِّن رَّبِّي فَإِذَا جَاء وَعْدُ رَبِّي جَعَلَهُ دَكَّاء وَكَانَ وَعْدُ رَبِّي حَقّاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( هنگامي كه بناي سدّ به پايان رسيد ، ذوالقرنين شاكرانه ) گفت : اين ( سدّ ) از مرحمت پروردگار من است ( و پابرجا مي‌ماند تا خدا بخواهد ) و هرگاه وعده خدا فرا رسد ( و بخواهد آن را خراب كند ) آن را ويران و با زمين يكسان مي‌كند ، و وعده پروردگار من حق ( و هنگامه قيامت حتمي ) است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« دَكَّآءَ » : درهم كوبيده و با زمين يكسان شده . « وَعْدُ » : مراد هنگام پايان گرفتن جهان و فرا رسيدن قيامت است .‏
 
سوره كهف آيه  99
‏متن آيه : ‏
‏ وَتَرَكْنَا بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍ يَمُوجُ فِي بَعْضٍ وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَجَمَعْنَاهُمْ جَمْعاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏در آن روز ( كه جهان پايان مي‌گيرد و وعده آخرت فرا مي‌رسد ) ما آنان را رها مي‌سازيم تا برخي در برخي ( فرو لولند و در همديگر ) موج زنند ، و ( آن گاه براي دومين بار ) در صور دميده مي‌شود ، و ما ايشان را به گونه شگفتي ( براي حساب و كتاب در يكجا ) گرد مي‌آوريم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يَوْمَئِذِ » : آن روز كه براي بار اوّل در صور دميده مي‌شود و قيامت فرا مي‌رسد ( نگا : حاقّه‌ / 13 ) . « نُفِخَ فِي الصُّورِ » : مراد دميدن در صور براي بار دوم است ( نگا : زمر / 68 ) . « صُور » : بوق . شيپور ( نگا : انعام‌ / 73 ) . « جَمْعاً » : گردآوردن عجيب و غريبي .‏
 
سوره كهف آيه  100
‏متن آيه : ‏
‏ وَعَرَضْنَا جَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ لِّلْكَافِرِينَ عَرْضاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و در آن روز ، دوزخ را به طرز شگفتي به كافران نشان مي‌دهيم ( و ايشان را در آن گرد مي‌آوريم ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« عَرْضاً » : عرضه كردن عجيب و وحشتناكي .‏
 
سوره كهف آيه  101
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ كَانَتْ أَعْيُنُهُمْ فِي غِطَاء عَن ذِكْرِي وَكَانُوا لَا يَسْتَطِيعُونَ سَمْعاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏كافراني كه چشمانشان از ( ديدن ) آيات ( خواندني و ديدني ) من در پرده بوده و توان شنيدن ( فرمان يزدان ) را نداشته‌اند ( و از نيروي بينائي و شنوائي براي درك حقائق و رسيدن به سعادت استفاده نكرده‌اند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ذِكْر » : آيات كتابهاي يزدان ، و نشانه‌هاي خداشناسي موجود در كتاب معرفت جهان ( نگا : يوسف‌ / 105 ، طه‌ / 124 ، انبياء / 32 ) .‏
 
سوره كهف آيه  102
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَحَسِبَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَن يَتَّخِذُوا عِبَادِي مِن دُونِي أَوْلِيَاء إِنَّا أَعْتَدْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِينَ نُزُلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آيا كافران گمان مي‌برند كه بجز من ، بندگان مرا ( نيز اگر ) سَرور و سرپرست خود گيرند ( و معبود و مسجود خويش دانند ، بديشان سود مي‌رسانند ؟ ) . ما دوزخ را براي پذيرائي از كافران آماده كرده‌ايم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَ » : آيا ؟ جواب استفهام محذوف است و تقدير چنين است : أَفَحَسِبَ الَّذِينَ كَفَرُوا . . . أَنَّ ذلِكَ نَافِعٌ لَّهُمْ وَ صَارِفٌ عَنْهُمُ الْعَذابَ ؟  « نُزُلاً » : آنچه به هنگام ورود مهمان با آن از مهمان پذيرائي كنند . محل پذيرائي ( نگا : آل‌عمران‌ / 198 ) .‏
 
سوره كهف آيه  103
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! به كافران ) بگو : آيا شما را از زيانكارترين مردم آگاه سازم‌ ؟‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الأَخْسَرِينَ » :  ( نگا : هود / 22 ) .‏
 
سوره كهف آيه  104
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آنان كسانيند كه تلاش و تكاپويشان ( به سبب تباهي عقيده و باورشان ) در زندگي دنيا