َحْسَنُ عَمَلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ما همه چيزهاي روي زمين را زينتِ آن كرده‌ايم ( و جهان پرزرق و برق ، و پرنعمتي را براي انسانها آراسته‌ايم ) تا ايشان را بيازمائيم ( و ببينيم از آنان ) كدام يك كارِ نيكوتر مي‌كند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« زِينَةً » : آنچه وسيله آرايش و پيرايش باشد . جمال و زيبائي .‏
 
سوره كهف آيه  8
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِنَّا لَجَاعِلُونَ مَا عَلَيْهَا صَعِيداً جُرُزاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و ما ( عاقبت اين جهان پرزرق و برق مردمان را در هم مي‌پيچيم و ) آنچه را روي زمين است ( صاف مي‌كنيم و ) به خاك مسطّح بي‌گياهي تبديل مي‌نمائيم ( و اين سرزمين پرجوش و خروش را بيابان بَرَهُوتِ خشك و خاموش مي‌گردانيم ، و نيكان را به بهشت و بدان را به دوزخ مي‌رسانيم ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« صَعِيداً » : روي زمين . سطح زمين ( نگا : نساء / 43 ، مائده‌ / 6 ) . « جُرُزاً » : زمين لخت و برهوتي كه گياهي در آن نباشد ( نگا : سجده‌ / 27 ) .‏
 
سوره كهف آيه  9
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَباً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( زندگي پرزرق و برق ، بسياري از مردمان را گول مي‌زند ، و ايشان را نسبت به زنده شدن دوباره ، غافل و بي‌باور مي‌كند . در صورتي كه كساني چون اصحاب كهف يافته مي‌شوند كه در محيط پرزرق و برق جهان و در ميان انواع ناز و نعمت ، استقامت و پايمردي خود را در راه ايمان نشان مي‌دهند ، و نيز حوادث بسياري در جهان رخ مي‌دهد كه بيانگر از سرگرفتن حيات پس از خواب طولاني بوده كه نوعي مرگ بشمار است . از جمله اين حوادث داستان اصحاب كهف است ) . آيا گمان مي‌بري كه ( خواب چندين ساله ) اصحاب كهف و رقيم ، در ميان عجائب و غرائبِ ( پراكنده در گستره هستيِ ) ما چيز شگفتي است‌ ؟‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَمْ » : متضمّن معني دو حرف است :  ( بَلْ ) اضراب ، كه بر انتقال از سخني به سخني دلالت دارد ، و همزه استفهام انكاري كه مفيد نفي است ( نگا : بقره‌ / 214 ) . « أَمْ حَسِبْتَ » : مخاطب پيغمبر است و مقصود ديگران . « الْكَهْفِ » : غار . « الرَّقِيمِ » : كتيبه . لوحه . « أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ » : گروهي از جوانان مؤمن و هوشمند بودند كه از دست طاغوت عصر خويش به غاري پناه بردند ، و بعدها نام آنان را بر كتيبه‌اي بالاي در غار نصب كردند . « ءَايَاتِنَا » : نشانه‌هاي قدرت ما . عجائب و غرائب ساخته و پرداخته آفرينش ما . « عَجَباً » : عجيب . شگفت . نادره . مصدر است و براي مبالغه در معني وصفي به كار رفته است و خبر ( كانُوا ) است .‏
 
سوره كهف آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ فَقَالُوا رَبَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً وَهَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( يادآور شو ) آن گاه را كه اين جوانان به غار پناه بردند و ( رو به درگاه خدا آوردند و ) گفتند : پروردگارا ! ما را از رحمت خود بهره‌مند ، و راه نجاتي برايمان فراهم فرما .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَوَيا » : پناه بردند . منزل و مأواي خود كردند . داخل شدند . « الْفِتْيَةُ » : جمع فَتي ، جوانان . مراد مي‌تواند مردان كامل هم باشد . « هَيِّئْ » : آماده ساز . فراهم كن . « رَشَداً » : راهيابي . هدايت .‏
 
سوره كهف آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ فَضَرَبْنَا عَلَى آذَانِهِمْ فِي الْكَهْفِ سِنِينَ عَدَداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏پس ( دعاي ايشان را برآورديم و پرده‌هاي خواب را ) چندين سال بر گوشهايشان فرو افكنديم ( و در امن و امان به خواب نازشان فرو برديم ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ضَرَبْنَا عَلَيا ءَاذَانِهِمْ » : مراد اين است كه آنان را به خواب عميقي فرو برديم . مفعول ( ضَرَبْنا ) محذوف است كه ( حِجاباً ) مي‌باشد . « سِنِينَ » : سالها . مفعول‌فيه زماني است . « عَدَداً » : شمار دار . متعدّد . صفت ( سِنينَ ) و به معني ذاتَ عَدَدٍ ، يا مفعول مطلق فعل مقدّري است ، يعني : تعدّد عَدَداً . « سِنِينَ عَدَداً » : ساليان دراز . سالهاي سال .‏
 
سوره كهف آيه  12
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ بَعَثْنَاهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصَى لِمَا لَبِثُوا أَمَداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏پس از آن ( سالهاي سال به خواب ناز فرو رفتن ، كه انگار خواب مرگ است ) ايشان را برانگيختيم ( و بيدارشان كرديم ) تا ببينيم كدام يك از آن دو گروه ( يعني آنان كه مي‌گفتند : روزي يا بخشي از يك روز خوابيده‌ايم ، و آنان كه مي‌گفتند : خير ! تنها خدا مي‌داند كه چقدر خوابيده‌ايد ) مدّت ماندن خود را حساب كرده است ( و زمان خوابيدن خويش را ضبط نموده است ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بَعَثْنَاهُمْ » : ايشان را برانگيختيم . مراد از برانگيختن در اينجا بيدار كردن است و استعمال اين واژه ، شايد اشاره باشد به اين كه خواب طولاني آنان همچون مرگ و بيداري ايشان همچون رستاخيز پس از مرگ است . « الْحِزْبَيْنِ » : دو گروه از خود اصحاب الكهف ( نگا : كهف‌ / 19 ) . « أَحْصَيا » : حساب كرده است . ضبط نموده است . فعل ماضي است‌ ؛ نه اسم تفضيل . « أَمَداً » : مدّت معيّن . زمان مشخّص .‏
 
سوره كهف آيه  13
‏متن آيه : ‏
‏ نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُم بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ما داستان آنان را به گونه راستين ( بدون كم و كاست ) براي تو بازگو مي‌كنيم . ايشان جواناني بودند كه به پروردگارشان ايمان داشتند ، و ما بر ( يقين و ) هدايتشان افزوده بوديم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« نَبَأَ » : خبر . داستان ( نگا : مائده‌ / 27 ) . « بِالْحَقِّ » : آن‌چنان كه هست . راست و درست .‏
 
سوره كهف آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ وَرَبَطْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ إِذْ قَامُوا فَقَالُوا رَبُّنَا رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَن نَّدْعُوَ مِن دُونِهِ إِلَهاً لَقَدْ قُلْنَا إِذاً شَطَطاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ما به دلهايشان قدرت و شهامت داديم ، آن گاه كه بپا خاستند و ( براي تجديد ميعاد با آفريدگار خود ، در ميان مردم فرياد برآوردند و ) گفتند : پروردگار ما ، پروردگار آسمانها و زمين است . ما هرگز غير از او معبودي را نمي‌پرستيم .  ( اگر چنين بگوئيم و كسي را جز او معبود بدانيم ) در اين صورت سخني ( گزاف و ) دور از حق گفته‌ايم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« رَبَطْنَا عَلَيا قُلُوبِهِمْ » : دلهايشان را قدرت و شهامت بخشيديم . بديشان دل و جرأت داديم . « لَن نَّدْعُوَ » : به فرياد نمي‌خوانيم . پرستش نمي‌كنيم . در رسم‌الخطّ قرآني الف زائدي در آخر دارد . « شَطَطاً » : سخنان دور از حق . بركنار از حقيقت .‏
 
سوره كهف آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ هَؤُلَاء قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً لَّوْلَا يَأْتُونَ عَلَيْهِم بِسُلْطَانٍ بَيِّنٍ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِباً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( سپس برخي از ايشان به برخي گفتند : ) اينان ، يعني قوم ما ، بجز الله معبودهائي را به خدائي گرفته‌اند !  ( چه مردمان حقيري ! چرا بايد بتهاي ساخت دست خويش را 