ولات زمين كن ، چرا كه من بسيار حافظ و نگهدار ( خزائن و مستغلاّت ، و ) بس آگاه ( از مسائل اقتصادي و كشاورزي ) مي‌باشم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« خَزَآئِنِ الأرْضِ » : فرآورده‌هاي زمين . گنجينه‌هاي اموال و دارائي .‏
 
آيه  56
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَذَلِكَ مَكَّنِّا لِيُوسُفَ فِي الأَرْضِ يَتَبَوَّأُ مِنْهَا حَيْثُ يَشَاءُ نُصِيبُ بِرَحْمَتِنَا مَن نَّشَاء وَلاَ نُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( شاه پيشنهاد يوسف را پذيرفت و او وزير اقتصاد و دارائي شد ) و بدين منوال يوسف را در سرزمين ( مصر بالا برديم و جاه و جلال و ) نعمت و قدرت داديم . در آنجا هركجا كه مي‌خواست منزل مي‌گزيد ( و هرگونه كه مي‌خواست دخل و تصرّف مي‌كرد . آري ! ) ما نعمت خود را به هركس كه بخواهيم ( و شايسته بدانيم ) مي‌بخشيم و پاداش نيكوكاران را ضائع نمي‌گردانيم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَكَّنَّا » : سلطه و قدرت و جاه و نعمت داديم . مسلّط و متصرّف در امور كرديم . « يَتَبَوَّأُ » : منزل و مأوي مي‌گزيد . « حَيْثُ » : هرجا . هرگونه .‏
 
آيه  57
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَأَجْرُ الآخِرَةِ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ آمَنُواْ وَكَانُواْ يَتَّقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و پاداش آخرت ، براي كساني كه ( در دنيا ) ايمان مي‌آورند و پرهيزگاري مي‌كنند ، بهتر ( و والاتر از پاداش دنيوي ايشان ) است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ءَامَنُوا وَ كَانُوا يَتَّقُونَ » : ذكر اين عبارت در قالب ماضي و مضارع بيانگر ثبات و استمرار بر ايمان و تقوا است .‏
 
آيه  58
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَاء إِخْوَةُ يُوسُفَ فَدَخَلُواْ عَلَيْهِ فَعَرَفَهُمْ وَهُمْ لَهُ مُنكِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( قحطي و خشكسالي در اطراف مصر به غايت رسيد و مردم از هر سو بدانجا سرازير شدند ) و برادران يوسف ( نيز همچون ديگران از كنعان شام عازم مصر گشتند ) و به پيش يوسف آمدند ، و او ايشان را شناخت ، ولي آنان وي را نشناختند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِخْوَةُ‌ » : جمع اخ ، برادران . « وَ هُمْ لَهُ مُنكِرُونَ » : جمله حاليّه است . « مُنكِرُونَ » : ناشناسندگان . يعني او را نمي‌شناختند .‏
 
آيه  59
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَمَّا جَهَّزَهُم بِجَهَازِهِمْ قَالَ ائْتُونِي بِأَخٍ لَّكُم مِّنْ أَبِيكُمْ أَلاَ تَرَوْنَ أَنِّي أُوفِي الْكَيْلَ وَأَنَاْ خَيْرُ الْمُنزِلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( يوسف به گونه شايسته از آنان پذيرائي كرد و بار و بنه ايشان را چنان كه مي‌خواستند آماده نمود ) و هنگامي كه بار و بنه و توشه ايشان را آماده ساخت ، گفت :  ( از سخنان شما فهميدم كه برادر ديگري از پدر داريد . دفعه آينده ) برادر پدري خود را نزد من آوريد ( و از چيزي نترسيد ) مگر نمي‌بينيد كه من پيمانه را به تمام و كمال مي‌دهم ( و حق آن را اداء مي‌كنم ) و بهترين ميزبانم‌ ؟‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« جَهَّزَهُم بِجَهَازِهِمْ » : ساز و برگ و بار و بنه و نيازمنديهاي ايشان را آماده كرد . « جَهَاز » : ساز و برگ . بار و بنه . اسباب و لوازم . « أُوفِي‌ » : به تمام و كمال مي‌دهيم . وفا و اداء مي‌كنم . « الْمُنزِلِينَ » : ميزبانان . « اَنَاخَيْرُ الْمُنزِلِينَ » : مراد تشويق به آوردن بنيامين ، برادر پدريشان است‌ ؛ نه منّت نهادن بر آنان .‏
 
آيه  60
‏متن آيه : ‏
‏ فَإِن لَّمْ تَأْتُونِي بِهِ فَلاَ كَيْلَ لَكُمْ عِندِي وَلاَ تَقْرَبُونِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و اگر او را نزد من نياوريد ( بدانيد كه چيزي به شما داده نمي‌شود و ) هيچ گونه گندم و حبوباتي ( از غلّه و محصولات ) به شما نمي‌دهم ، و ديگر به پيش من نيائيد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« كَيْل‌ » : پيموده . مصدر است و به معني اسم مفعول ، يعني ( مكيل ) است . در اين آيه و آيه‌هاي 63 و 65 همين سوره به معني گندم و حبوباتي است كه پيموده مي‌گردد .‏
 
آيه  61
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ سَنُرَاوِدُ عَنْهُ أَبَاهُ وَإِنَّا لَفَاعِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( برادران يوسف پاسخ دادند و ) گفتند : ما با پدرش راجع بدو با لطائف حيل گفتگو مي‌نمائيم ، و حتماً ( براي جلب موافقت پدر مي‌كوشيم و ) اين كار را خواهيم كرد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« سَنُرَاوِدُ عَنْهُ أَبَاهُ » : با پدرش درباره او به نيرنگ مي‌نشينيم و هوشيارانه سعي خود را مي‌كنيم .‏
 
آيه  62
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَ لِفِتْيَانِهِ اجْعَلُواْ بِضَاعَتَهُمْ فِي رِحَالِهِمْ لَعَلَّهُمْ يَعْرِفُونَهَا إِذَا انقَلَبُواْ إِلَى أَهْلِهِمْ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( سپس هنگامي كه آهنگ كوچيدن كردند ، يوسف ) به كارگزاران خود گفت :  ( پول ) كالائي را كه پرداخته‌اند در ميان بارهايشان بگذاريد ، شايد پس از مراجعت به خانواده خويش ، بدان پي ببرند و بلكه ( بر وفاي به عهد ما اطمينان يابند و بر برادر خود بنيامين نترسند و همراه او به پيش ما ) برگردند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« فِتْيَان‌ » : جمع فَتي ، غلامان . كارگزاران . « بِضَاعَتَهُمْ » : مراد كالاي مورد نظر است . برخي معتقدند كه يوسف چيزي بديشان نداد تا مجبور به بازگشت شوند . بلكه كالاهائي را كه آورده بودند بدون اين كه متوجّه شوند مجدّدا به جاي غلّات در بارهايشان جاي داد و به خودشان برگرداند ( نگا : في ظلال‌القرآن ) . « رِحال‌ » : جمع رَحْل ، كالا و متاع سوار . كيف و ساك و چيزي كه مسافر كالاي خود را در آن مي‌گذارد . « إنقَلَبُوا » : بازگشتند ( نگا : زخرف‌ / 14 ) .‏
 
آيه  63
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا رَجِعُوا إِلَى أَبِيهِمْ قَالُواْ يَا أَبَانَا مُنِعَ مِنَّا الْكَيْلُ فَأَرْسِلْ مَعَنَا أَخَانَا نَكْتَلْ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هنگامي كه به پيش پدرشان برگشتند ( داستان خود را با عزيز مصر بازگو كردند و از مراحم و الطاف او بسي سخن راندند و ) گفتند :  ( اگر بنيامين را با خود نبريم اين دفعه چيزي به ما داده نخواهد شد و ) از گندم و حبوبات محروم مي‌شويم ، پس برادرمان را با ما بفرست تا كيل و پيمانه‌اي دريافت داريم و ( خوراك مورد نياز خانواده را با خود بياوريم . قول مي‌دهيم كه ) ما نگهبان و حافظ او باشيم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« نَكْتَلْ » : از مصدر اكتيال ، به معني دريافت داشتن چيزي با كيل و پيمانه‌است ( نگا : مطفّفين‌ / 2 ) . « الْكَيْلُ » :  ( نگا : يوسف‌ / 60 و 65 ) .‏
 
آيه  149
‏متن آيه : ‏
‏ وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِنَّهُ لَلْحَقُّ مِن رَّبِّكَ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏از هر مكاني كه بيرون شدي ( و به هرجا كه رسيدي ، در سفر و حضر ، و در هر زمان و مكاني ، به هنگام ) نماز رو به سوي مسجدالحرام كن و اين روكردنت ( از همه نقاط زمين به سوي مسجدالحرام ) بيگمان حق ( ثابت و موافق مصلحت ) است و از جانب پروردگارت ميباشد ، و خدا از آنچه ميكنيد بيخبر نيست ( و پاداش پيروي مؤمنان از پيغمبر و جزاي اعمال و اخلاص ايشان را خواهد داد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ » : از هر جا كه بيرون رفتي . هر جا 