 مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ وَلاَ تَنقُصُواْ الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ إِنِّيَ أَرَاكُم بِخَيْرٍ وَإِنِّيَ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ مُّحِيطٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏شعيب را ( نيز ) به سوي قوم مدين فرستاديم كه از خود آنان بود .  ( شعيب بديشان ) گفت : اي قوم من ! خدا را بپرستيد ( و بدانيد كه ) جز او معبودي نداريد . و از پيمانه و ترازو مكاهيد . من شما را خوب و بي‌نياز ( از كاستن از مقادير و اوزان ) مي‌بينم ( و شايسته نيست با وجود ثروتمندي از چيزهاي مردم بدزديد و كم‌فروشي بكنيد . اگر ايمان نياوريد و شكر نعمت را نگزاريد ) من بر شما از عذاب روز فراگير مي‌ترسم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَدْيَنَ » : اسم قوم شعيب است ( نگا : اعراف / 85 ) . « الْمِكْيَالَ » : كيل و پيمانه . « الْمِيزَانَ » : ترازو . « إِنِّي أَرَاكُم بِخَيْرٍ » : من شما را خوب و محلّ اميد مي‌بينم . من شما را ثروتمند و نيكوحال و بي‌نياز مي‌بينم . « مُحِيطٍ » : فراگير . مراد از فراگيري روز قيامت ، فراگير بودن عذاب آن است . « خَيْرٍ » : در اينجا مراد از اين واژه مال و دارائي است كه مايه كسب خير و صلاح و نفع و سود است ( نگا : بقره / 215 و 272 و 273 ) . يا اين كه مراد تشويق و ترغيب ايشان به نيكي و نيكوكاري است و ( خَيْر ) به معني خوب و نيك است .‏
 
آيه  85
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَا قَوْمِ أَوْفُواْ الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ وَلاَ تَبْخَسُواْ النَّاسَ أَشْيَاءهُمْ وَلاَ تَعْثَوْاْ فِي الأَرْضِ مُفْسِدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اي قوم من ! پيمانه و ترازو از روي عدل و داد ، به تمام و كمال بسنجيد و بپردازيد و از چيزهاي مردم نكاهيد و در زمين تباهكارانه تباهي نكنيد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَوْفُوا » : به تمام و كمال بپردازيد و به تمام و كمال دريافت كنيد . « لا تَبْخَسُوا » : نكاهيد . كم ندهيد . « لا تَعْثَوْا » : فساد راه نيندازيد . تباهي مكنيد . « لا تَعْثَوْا فِي . . . » :  ( نگا : بقره / 60 ، اعراف / 74 ) . « لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَآءَهُمْ » : تعميم بعد از تخصيص است و گذشته از مقادير و اوزان ، شامل كشيده ، شمرده ، مِتْر شده ، و غيره خواهد شد .‏
 
آيه  86
‏متن آيه : ‏
‏ بَقِيَّةُ اللّهِ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِحَفِيظٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اي قوم من ! ) چيزي را كه خداوند ( از مال حلال ) برايتان باقي مي‌گذارد ( از چيزي كه از مال حرام گرد مي‌آوريد و روي هم مي‌اندوزيد ) بهتر است ، اگر مؤمن باشيد ( و حرف مرا و وعده خدا را باور مي‌داريد ) . من ( تنها مبلّغ اوامر خدايم و ) محافظ ( اقوال و افعال ) شما نمي‌باشم ( و توانائي جزا و سزاي رفتار و كردار و گفتارتان را ندارم ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بَقِيَّةِ اللهِ » : مراد سودي است كه پس از به تمام و كمال پرداختن پيمانه و ترازو براي مؤمن مي‌ماند . اعمال صالحه و ثواب معنوي ( نگا : كهف / 46 ، مريم / 76 ) . طاعت و عبادت خدا و انتظار پاداش آن . « حَفِيظٍ » : مراقب احوال و افعال . نگهدارنده از بزهكاريها و زشتكاريها .‏
 
آيه  87
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ يَا شُعَيْبُ أَصَلاَتُكَ تَأْمُرُكَ أَن نَّتْرُكَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا أَوْ أَن نَّفْعَلَ فِي أَمْوَالِنَا مَا نَشَاء إِنَّكَ لَأَنتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏گفتند : اي شعيب ! آيا نمازهايت به تو دستور مي‌دهد كه ما چيزهائي را ترك كنيم كه پدرانمان ( از قديم و نديم ) آنها را پرستيده‌اند ؟ !  ( مگر مي‌شود عبادت بتهائي را رها سازيم كه از ديرباز نياكانمان را بر آن ديده‌ايم و خود نيز بر آن رفته‌ايم‌ ؟ ! يا نمازهايت به تو دستور مي‌دهد كه ما آزادي خود را از دست بدهيم ) و ما نتوانيم به دلخواه خود در اموال خويش تصرّف كنيم‌ ؟ ! تو كه مرد شكيبا و خردمندي هستي ( چرا بايد چنين سخنان ياوه و پريشاني بگوئي‌ ؟ ! )‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« صَلَوَات‌ » : جمع صَلاة ، نمازها . به صورت مفرد هم ذكر شده است . نماز مهمترين و آشكارترين سمبل دين است . « أَصَلَواتُكَ تَأْمُرُكَ » : اين جمله به صورت استفهام انكاري و براي استهزاء است . « الْحَلِيمُ » : شكيبا . خردمند . « الرَّشِيدُ » : عاقل و بالغ . راهياب و راسترو ( نگا : جنّ / 21 ) . « إِنَّكَ لاَنتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ » : اين جمله نيز جنبه استهزاء و ريشخند را دارد .‏
 
آيه  88
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَىَ بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّي وَرَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقاً حَسَناً وَمَا أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلَى مَا أَنْهَاكُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِيدُ إِلاَّ الإِصْلاَحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلاَّ بِاللّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏گفت : اي قوم من ! اگر من ( بر اثر نبوّت ) دليل آشكاري از پروردگارم داشته باشم ( و به يقين كامل رسيده باشم ) و روزي خوبي ( علاوه از نبوّت ) به من عطاء فرموده باشد ، به من بگوئيد ( آيا مي‌توانم برخلاف فرمان خدا ، يعني خالق و هادي و رازق خود رفتار كنم ، و شما را از بت‌پرستي و بزهكاري نهي ننمايم‌ ؟ ) . من نمي‌خواهم شما را از چيزي باز دارم و خودم مرتكب آن شوم ( و بلكه شما را به انجام كاري مي‌خوانم كه خود نيز بدان عمل مي‌كنم ) . من تا آنجا كه مي‌توانم جز اصلاح ( خويشتن و شما را ) نمي‌خواهم ، و توفيق من هم ( در رسيدن به حق و نيكي و زدودن ناحق و بدي ) جز با ( ياري و پشتيباني ) خدا ( انجام پذيرفتني ) نيست . تنها بر او توكّل مي‌كنم و ( كار و بارم را بدو واگذار مي‌سازم و با توبه و انابت ) فقط به سوي او برمي‌گردم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِن كُنتُ عَلَيا بَيِّنَةٍ . . . » : جواب شرط محذوف است كه عبارت است از : أَيَصِحُّ لِي أَن لاّ ءَامُركُمْ بِتَرْكِ عِبادَةِ الأوْثانِ ، وَالْكَفِّ عَنِ الْمَعاصي‌ ؟  « رِزْقاً حَسَناً » : روزي پاك . مراد ثروت و دارائي فراوان و حلال است كه شعيب از آن برخوردار بوده است . « أَنْهَاكُمْ عَنْهُ » : شما را از آن نهي مي‌كنم و بازمي‌دارم .  ( أَنْهي ) فعل مضارع و متكلّم وحده است .‏
 
آيه  141
‏متن آيه : ‏
‏ تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُم مَّا كَسَبْتُمْ وَلاَ تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( به هر حال ) آنان قومي بودند كه مردند و سر خود گرفتند . آنچه به چنگ آوردند متعلّق به خودشان است ، و آنچه شما فراچنگ آوردهايد از آن شما است ، و درباره آنچه ميكردهاند از شما پرسيده نميشود ( و هيچ كس مسؤول اعمال ديگري نيست و كسي را به گناه ديگري نميگيرند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« خَلَتْ » : رفته است . سرخود گرفته است .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1821.txt">آيه  89</a><a class="text" href="w:text:1822.txt">آيه  90</a><a class="text" href="w:text:1823.txt">آيه  91</a><a class="text" href="w:text:1824.txt">آيه  92</a><a class="text" href="w:text:1825.txt">آيه  93</a><a class="text" href="w:text:1826.txt">آيه  94</a><a class="text" href="w:text:1827.txt">آيه  95</a><a class="text" href="w:text:1828.txt">آيه  96</a><a class="text" href="w:tex