ّرَاطَ » : راه ( نگا : مريم / 36 ، يس / 61 ، زخرف / 61 و 64 ) .‏
آيه  139
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ أَتُحَآجُّونَنَا فِي اللّهِ وَهُوَ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ وَلَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏بگو : آيا درباره ( دين ) خدا با ما به مجادله ميپردازيد ؟  ( و گمان ميبريد كه خدا پيغمبران را جز از ميان شما بر نميگزيند ) و حال آن كه او پروردگار ما و شما است ( و رحمت خويش را به طور يكسان نصيب هر قومي كه بخواهد ميكند ) و ( نتيجه ) كردار ما از آن ما ، و ( نتيجه ) كردار شما از آن شما است ( و هركس در گرو اعمال خويش است و حسب و نسب باعث امتياز نيست ) و ما با اخلاص او را پرستش ميكنيم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« تُحَآجُّونَنَا » : با ما مجادله ميكنيد . « أَتُحَآجُّونَنَا فِي اللهِ ؟ » : آيا با ما درباره عملكرد خدا مجادله مينمائيد ؟‏
 آيه  71
‏متن آيه : ‏
‏ وَامْرَأَتُهُ قَآئِمَةٌ فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَاقَ وَمِن وَرَاء إِسْحَاقَ يَعْقُوبَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏همسر ابراهيم ( ساره كه در آنجا ) ايستاده بود ( از اين خبر كه آنان فرشتگان خدايند و براي نجات برادرزاده شوهرش لوط و ساير مؤمنان از دست كفّار آمده‌اند شادمان شد و ) خنديد ، ما ( توسّط همان فرشتگان ) بدو مژده ( تولّد ) اسحاق ( از او ) ، و به دنبال وي ( تولّد ) يعقوب ( از فرزندش اسحاق ) را داديم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ضَحِكَتْ » : خنديد و مسرور گرديد . شادماني او از شنيدن ( لا تَخَفْ إِنّا أُرْسِلْنا إِلي قَوْمِ لُوطٍ ) بود .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1802.txt">آيه  72</a><a class="text" href="w:text:1803.txt">آيه  73</a><a class="text" href="w:text:1804.txt">آيه  74</a><a class="text" href="w:text:1805.txt">آيه  75</a><a class="text" href="w:text:1806.txt">آيه  76</a><a class="text" href="w:text:1807.txt">آيه  77</a><a class="text" href="w:text:1808.txt">آيه  78</a><a class="text" href="w:text:1809.txt">آيه  79</a><a class="text" href="w:text:1810.txt">آيه  80</a><a class="text" href="w:text:1811.txt">آيه  81</a></body></html>آيه  72
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَتْ يَا وَيْلَتَى أَأَلِدُ وَأَنَاْ عَجُوزٌ وَهَذَا بَعْلِي شَيْخاً إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏گفت : اي واي ! آيا من كه پيرزني هستم و اين هم ( ابراهيم ) شوهرم كه پيرمردي مي‌باشد ، فرزندي مي‌زايم ! اين چيز شگفتي ( و محالي ) است ( مگر ممكن است از ما دو نفر انسان فرتوت و فرسوده ، بچّه‌اي پديد آيد ؟ ! ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يَا وَيْلَتي‌ » : اي واي من !  « عَجُوزٌ » : پيرزن . « بَعْل‌ » : شوهر . « شَيْخاً » : پيرمرد . حال بَعْل است .‏
 
آيه  73
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللّهِ رَحْمَتُ اللّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَّجِيدٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏گفتند : آيا از كار خدا شگفت مي‌كني‌ ؟ اي اهل بيت ( نبوّت ) ! رحمت و بركات خدا شامل شما است ( پس جاي تعجّب نيست اگر به شما چيزي عطاء كند كه به ديگران عطاء نفرموده باشد ) . بيگمان خداوند ستوده ( در همه افعال و ) بزرگوار ( در همه احوال ) است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَهْلَ الْبَيْتِ » : أَهْلَ منصوب به اختصاص است . « حَمِيدٌ » : ستوده . شايسته حمد و ثنا . « مَجِيدٌ » : بزرگوار . داراي فضل و احسان فراوان .‏
 
آيه  74
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا ذَهَبَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ الرَّوْعُ وَجَاءتْهُ الْبُشْرَى يُجَادِلُنَا فِي قَوْمِ لُوطٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هنگامي كه خوف و هراس از ابراهيم دور شد و مژده ( تولّد فرزند ) بدو رسيد ،  ( دلش به حال قوم لوط سوخت و با فرشتگان ) ما ( شروع ) به مجادله ( و گفتگو ) درباره ( هلاك ) قوم لوط كرد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الرَّوْعُ » : خوف و هراس . وحشت . « يُجَادِلُنا » : با فرستادگان ما به مجادله پرداخت .‏
 
آيه  75
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّاهٌ مُّنِيبٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏واقعاً ابراهيم بسي بردبار و آه‌كشنده و توبه‌كار بود .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لَحَلِيمُ » : بردبار و شكيبا . « أَوَّاهٌ » : آه‌كشنده . آه او به خاطر مصائبي بود كه دامن مردم را گرفته بود . دلسوزانه به حال آنان تأسّف مي‌خورد . « مُنِيبٌ » : رجوع‌كننده . برگردنده به خدا . توبه‌كار .‏
 

آيه  76
‏متن آيه : ‏
‏ يَا إِبْرَاهِيمُ أَعْرِضْ عَنْ هَذَا إِنَّهُ قَدْ جَاء أَمْرُ رَبِّكَ وَإِنَّهُمْ آتِيهِمْ عَذَابٌ غَيْرُ مَرْدُودٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( فرشتگان به او گفتند : ) اي ابراهيم از اين ( جدال و درخواست رحمت براي قوم لوط ) دست بكش . فرمان پروردگارت ( درباره هلاك ايشان ) شرف صدور يافته است و به طور قطع عذاب بديشان مي‌رسد و ( با جدال و التماس تو ) برگشت ندارد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَعْرِضْ » : صرف نظر كن . دست بكش . « غَيْرُ مَرْدُودٍ » : بدون ردخور . بدون بازگشت .‏
 
آيه  77
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَمَّا جَاءتْ رُسُلُنَا لُوطاً سِيءَ بِهِمْ وَضَاقَ بِهِمْ ذَرْعاً وَقَالَ هَذَا يَوْمٌ عَصِيبٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هنگامي كه فرستادگان ما ( به صورت جواناني ) به پيش لوط درآمدند ، لوط بسيار از آمدن آنان ناراحت گرديد و دانست كه قدرت دفاع از ايشان ( در برابر قوم تباهكار خود ) را ندارد ، و گفت : امروز روز بسيار سخت و دردناكي است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« سِي‌ءَ بِهِمْ » : حضور ايشان لوط را بدحال و ناراحت كرد ، چرا كه ايشان را انسان گمان برد . « ضَاقَ بِهِم ذَرْعاً » : سخت به تنگنا افتاد و كاري براي ايشان از دستش بر نمي‌آمد . دلش به حال آنان سوخت و بسيار نگران ايشان گرديد . « ذَرْعاً » : تاب و توان . ضيقِ ذِراع يا ذَرْع ، كنايه از فقدان طاقت و عدم توانائي است ، و رَحْبِ ذِراع يا ذَرع ، كنايه از تاب و توان انجام كار است . ذرع را كنايه از صدر و قلب هم گرفته‌اند .  ( ذِراعاً ) تمييز است و محوَّل از فاعل ، يعني : عَجَزَتْ قُوَّتُهُ عَنْ حِمَايَتِهِمْ مِنْ أَذي قَوْمِهِ . « عَصِيبٌ » : پيچيده و دشوار . سخت و شديد .‏
 
آيه  78
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَاءهُ قَوْمُهُ يُهْرَعُونَ إِلَيْهِ وَمِن قَبْلُ كَانُواْ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ قَالَ يَا قَوْمِ هَؤُلاء بَنَاتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ فَاتَّقُواْ اللّهَ وَلاَ تُخْزُونِ فِي ضَيْفِي أَلَيْسَ مِنكُمْ رَجُلٌ رَّشِيدٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏قوم لوط ( از ورود اين جوانان زيبا آگاه شدند و ) شتابان به سوي لوط آمدند . قومي كه ( آلوده به گناه بودند و ) پيش از آن ( هم ) اعمال زشت و پلشتي ( چون لِواط ) انجام مي‌دادند . لوط بديشان گفت : اي قوم من !  ( شرمتان باد ! بر مهمانان من ببخشائيد و ) اينها دختران منند و براي شما ( از آميزش با ذكور ) پاكيزه‌ترند ( من حاضرم آنان را به عقد شما درآورم ) پس از خدا بترسيد و در مورد مهمانانم مرا خوار و رسوا مكنيد ( و بديشان تعدّي و تجاوز منمائيد ) . آيا در ميان شما مرد راهياب و راهنمائي ، يافته نمي‌شود ؟‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يُهْرَعُونَ إِلَيْهِ » : به سوي او شتابان آمدند . عشق گناه ايشان را شتابان به سوي او راند . « هؤُلآءِ بَنَاتِي » : اينها دختران من هس