ستصعب یعنی احادیث ما سخت و مشکل است. قول خدا را که فرموده قران آسان است قبول ندارند و قول ائمه را که فرموده‌اند اخبار سخت و مشکل است باز قبول ندارند. و ببهانة اینکه ما احادیث داریم باید مطالب دینی را از حدیث گرفت مردم را بکلّی از حقائق قرآن دور کرده‌اند، و حتّی أئمّه را نیز از قرآن جدا کرده و گفتارهای ضدّ قرآنی را از امام می‌دانند گویا امام را تابع قرآن نمی‌دانند و برای امام دکّانی جدا در مقابل قرآن ساخته‌اند، اگر باورد ندارید در این ایّام کتب زیادی و از آن جمله دو کتاب از شیخین کبیرین یکی بنام اثبات ولایت حقه از جناب مستطاب حاج شیخ علی نمازی، و کتاب دیگر به نام حمایت از حریم شیع از جناب آقای محلوجی به چاپ رسیده، این دو کتاب را مطالعه فرمائید و ببینید تمام همّت و سعی این دو نویسنده این بوده که امام خود را بالا برند و ضدّ قرآن و مکّذب آن معرّفی نمایند. این دو کتاب شاید بنظر عوام طرفدار خرافات مورد پسند باشد ولی اگر کسی به قرآن ... و مهجور گردیدن آن. گو اینکه نویسندگان آنها غرضی نداشته‌اند و برای دل‌سوزی و یا تعصّب جاهلانه نوشته‌اند. أما روشن و پیدا است که این دو نفر بکلّی از قرآن بی‌خبرند مانند اکثر همقطاران خودشان. 
ما برای خیرخواهی مطالب کتاب نمازی را بر مزنم و یا آقای نم، کتاب محلوجی را بنام مح و یا آقای مح نقل کرده و یا حدیث ثقلین که خودشان قبول دارند می‌سنجیم و قرآن و عقل را قاضی قرار می‌دهیم. و در ضمن سؤالاتی از ایشان نموده وبا کمال احترام یا جواب ما را بدهند و یا اگر دیدند ما حقّ گفته‌ایم و جواب ندارند بروند توبه کرده و بطلان کتابهای خود را اعلام نمایند و بی‌جهت بما توهین نکنند.متن حدیث ثقلین از دو کتاب 
ما متن حدیث ثقلین را از دو کتاب نقل می‌کنیم 

1-	ج 2 بحار ص 20 «قال رسول الله(ص) إنی مخلف فیکم الثّقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی لن تضلّوا ما تمسّکتم بهما و انّهما لن یفترقا حتّی یردا علیّ الحوض». یعنی رسول خدا(ص) فرمود : من می‌گذارم در میان شما دو چیز سنگین را، کتاب خدا و عترتم را مادامیکه به این دو چیز چنگ زنید گمراه نمی‌شوید، و محقّقاً این دو را از یکدیگر جدا نخواهد شد تا لب حوض کوثر بر من وارد شوند.
2-	ج 17 بحار ص 76 «قال(ص) : معاشرالنّاس ..... أمرنی جبرئیل عن الله عز وجل ربی و ربکم ان اعلّمکم انّ القرآن هو الثّقل الأکبر و انّ وصیّی هذا و ابنای و من خلفهم من أصلابهم هم الثّقل الأصغر یشهد الثّقل الأصغر لثقل الأکبر کلّ واحد منهما ملازم لصاحبه غیر مفارق له حتّی یردا علی الله فیحکم بینهما و بین العباد». یعنی رسول خدا(ص) فرمود ای گروه مردم! جبرئیل از طرف خدای عزّوجلّ که پروردگار من و شما است، امر کرده که به شما تعلیم دهم که قرآن ثقل بزرگتر واین وصی و فرزندانم و کسانیکه از اصلاب ایشانند همانا ثقل کوچکترند، ثقل اکبر گواهی می‌دهد به صدق ثقل اصغر و ثقل اصغر گواهی می‌دهد برای صدق ثقل اکبر، هر یک از این دو ملازم یکدیگرند و از هم جدا نمی‌شوند تا بر خدا وارد شوند و خدا حکم کند بین ایشان و بین بندگانش.
توضیح اینکه اگر قرآن مطالبی بگوید و یا راهی را به مردم نشان دهد و اهل بیت و عترت رسول نیز موافق آن بگویند در این صورت طبق گفتة رسول خدا(ص) این دو ملازم یکدیگر و مصدّق همدیگرند، و اگر قرآن مطلبی بگوید و یا راهی را نشان دهد و عترت رسول ضدّ آنرا بگویند و یا ضدّ آنرا به مردم نشان دهد، در این صورت قرآن و عترت از هم جدا و مکذّب یکدیگرند پس باید هر چه قرآن بیان کند عترت نیز همان را بدون کم و زیاد بیان کند تا جدا نشوند و ملازم یکدیگر باشند، و اگر بین قرآن و عترت تفرقه شد و مکذّب یکدیگر شدند معلوم می‌شود آن عترت مصداق قرآن نیست در حالیکه خدا به رسول خود و به تمام مؤمنین فرموده تابع قرآن و مصدّق آن باشید.دلالت آیات قرآن بر متابعت رسول(ص) و امام از قرآن

سورة انعام آیه 106
(اتَّبِعْ مَا أُوحِيَ إِلَيْکَ مِن رَّبِّکَ )	(انعام / 106)
«ای رسول از آنچه به تو نازل شده پیروی کن».
و در سوره یونس آیة 109
(وَاتَّبِعْ مَا يُوحَى إِلَيْکَ وَاصْبِرْ حَتَّىَ يَحْکُمَ اللّهُ )	(یونس / 109)
«از آنچه به تو وحی شده پیروی و صبر کن تا خدا حکم نماید».
و در سوره بقره آیة 285 فرموده : 
(آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مِن رَّبِّهِ )	(بقره /285)
«این رسول به آنچه باو نازل شده ایمان آورده است».
و همچنین در آیات دیگر. در سورة اعراف آیة 3 فرموده : 
(اتَّبِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَيْکُم مِّن رَّبِّکُمْ )	(اعراف / 3)
«نیکوتر چیزی که به سوی شما نازل شده پیروی کنید».
این خطاب به همه مسلمین است. بنابراین تمام مسلمین حتّی خود رسول و امام باید پیرو قرآن باشند نه آنکه برخلاف قرآن سخن گویند. خدا واجب کرده پیروی قرآن را امّا یک آیه و خبر وارد نشده که باید هر خبری را پیروی کرد. خصوصاً اخبار مجعوله که باید از آنها احتراز کرد نه اینکه خبر دروغ را بنام عترت پذیرفت.چه دروغها به امام بسته‌اند 

در قصّة حکمین در جنگ صفّین و سرنیزه کردن لشکر معاویه(رض) قرآن را به دروغ به امیرالمؤمنین بسته‌اند که نعوذ بالله فرموده من قرآن ناطقم، و این قرآنها کاغذ و مرکّب است اینها را بزنید و نعوذ بالله پاره کنید در صورتیکه چنین چیزی مخالف قرآن و نهج‌البلاغه است. و حضرت امیر(ع) در نهج‌البلاغه و از آنچه در خطبة 125 فرموده : «لمّا دعونا القوم إلی أن نحکم بیننا القرآن لم نکن الفریق المتولّی عن کتاب الله تعالی و قد قال الله سبحانه فإن تنازعتم فی شئ فردّوه إلی الله و الرّسول، فردّه إلی الله أن نحکم بکتابه و ردّه إلی الرّسول أن نأخذ بسنته فإذا حکم بالصّدق فی کتاب الله فنحن أحقّ النّاس به». یعنی چون لشکر معاویه ما را دعوت کردند به اینکه قرآن را حاکم قرار دهیم ما گروه روگردان از کتاب خدایتعالی نبودیم، و به تحقیق خدا فرموده اگر نزاع نمودید در چیزی آنرا بسوی خدا و رسول برگردانید و برگردانیدن نزاع بسوی خدا این است که کتاب او را حاکم قرار دهیم و ردّ بسوی رسول این است که سنّت او را بگیریم پس هر گاه به حکم صدقی که در قرآن است حکم شد ما سزاوارتریم به آن حکم و پیروی آن. و در خطبة 125 فرموده «و إحیاء ما أحیی القرآن الاجتماع علیه و اماتته الافتراق علیه». یعنی احیاء آنچه قرآن احیاء کرده اجتماع کردن بر آن، و میراندن آن جدا شدن از آنست.
اصلاً یکی از گناهان کبیره توهین به قرآن است و امام حقیقی توهین به آن نمی‌کند مگر به قول گویندگانیکه دشمن امام و قرآنند و امام را ضدّ قران معرّفی کرده‌اند. خدای عزّوجلّ بهمة مسلمین امر کرده از قران پیروی کنند. در سورة انعام آیة 155 فرموده : 
(وَهَذَا کِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَکٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُواْ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ)	(انعام / 155)
«و این کتابی است که ما نازل نمودیم آنرا پیروی کنید و پرهیز نمائید شاید مورد رحمت شوید».
از این قبیل آیات بسیار است امّا یک آیه وخبر وارد نشده که باید هر خبری را پیروی نمود خص