ّه از جسم و جوهر است می‌توان گفت جانشین او نیز منزّه از جسم و جوهر است؟ البتّه خیر، پس اگر خدا ولایت تکوینی بر تمام جهان دارد لازم نیست جانشین او نیز این صفت را داشته باشد، ما نمید‌انیم این غالیان و روحانی‌نمایان با این بی‌اطّلاعی چگونه با قرآن بازی می‌کنند و چگونه حاضرند خدا را نعوذ بالله تحقیر کنند و مقام او را به مخلوقی به عنوان خلیفه بدهند و کتاب او را غلط معنی کنند، بی‌جهت نیست که امام صادق(ع) فرمود : اهل غلو از یهود و نصاری و مشرکین و مجوس بدترند باید گفت «سبحان الله عمّا یقول الظّالمون»، حضرت أمیر فرمود : «قصم ظهری رجلان محبّ غال و مبغض قال» یعنی دو کس کمر مرا شکسته یکی دوستی که غلو کند و دیگری دشمنی که از کینه می‌جوشد، آری آنکه غلو کند از دشمن بدتر است بنام دوستی آن حضرت دین خدا را کم و زیاد می‌کند، اصول دین حضرت امیر(ع) ایمان به خدا و رسول و قیامت بود ولی اصول دین غالیان بیش‌تر شده، آن حضرت خود را تابع دین می‌دانست اینان او را اصل دین و ایمان به او را از اصول اسلام می‌شمرند. ما از همة دانشمندان موحّد بیدار یاری می‌جوئیم که شرّ این غلات را از اسلام دور کنند، این روزها چه بسیار مدّعیان اجتهاد و امامت که مروّج عقائد غلاتند، واجب است بر مسلمین برای دفع موهومات غالیان که زمان ما زیاد شده‌اند و توحید مسلمین را تبدیل به شر نموده‌اند قیام نمایند وگرنه در پیشگاه خدا و رسول روز قیامت مسئول و خجل خواهند بود، باید در این مورد انقلابی نمایند، در حافظ شکن گفته‌ایم : 
می‌گفت سحر بلبل با عنچه بدلجوئی
		برخیز گل‌افشان کن از دهر چه می‌جوئی

گر خرّم و شادابی مغرور مشو ای گل
		بهر تو خزان آید گیرد زتو خوش‌روئی

ایّام بهاران را بهمن به کمین باشد
		ای عاقل فرزانه، برخیز و بزن گوئی

گر مؤمن دینداری بایست که از همّت
		برخیزی و غم‌ریزی، حق‌جوئی و حقگوئی

بیدار کن این ملّت، از دانش و از غیرت
		تا وقت تو را باقی است با قوت و نیروئی

هر ملّت بیدانش، دانش به کمین دارد
		جانش تو منوّر کن، با دانش و خشخوئی

از خالق اکبر داد و زگند غلو فریاد
		این شرک بده بر باد، تا چند سیه‌روئی

هان برقعیا مینال امروز که داری حال 
		مهلت ندهد آجال حق‌گو توبه نیکوئیدلیل ششم غالیان معجزات و جواب آن

می‌گویند چون رسول و امام معجزه دارند و معجزه در عالم تکوین است پس ولایت تکوینی دارند و کار خدائی می‌کنند؟ جواب آنست که آری انبیاء معجزه دارند ولی طبق آیات قرآن معجزه کار آنان نیست، آیات و روایات صریحاً می‌گویند معجزه کار خالق است نه مخلوق، آن خدائی که هر موجودی را هستی و نیرو داده می‌تواند هستی آنرا بگیرد و یا آنرا تبدیل کند و خرق طبیعت کند مثلاً حضرت ابراهیم نیروی حرارت آتش را بگیرد و سرد کند و خدا برای تصدیق پیغمبر خود ایجاد معجزه می‌کند تا شهادت خدا به صدق او باشد مثلاً قرآن معجزه است آن کلام خدا است نه کلام رسول و خود فرموده: { إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ} سورة نساء (150)، و فرموده: {قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَن يَأْتُواْ بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ لاَ يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ} سورة اسراء(88)، اگر همه جنّ و انس و پیمبران و فیلسوفان و غیر ایشان جمع شوند به معاونت یکدیگر مانند سورة قرآن نیاورند، پس قران معجزه از خدا است نه کلام مخلوق و در قصّة حضرت ابراهیم فرموده:{قُلْنَا يَا نَارُ كُونِي بَرْدًا وَسَلَامًا عَلَى إِبْرَاهِيمَ} سورة الأنبياء(69) ما که خدائیم گفتیم ای آتش سرد و سلامت بر ابراهیم باش، پس امر خدا و ارادة او حرارت را گرفت نه امر ابراهیم و در قصّة حضرت صالح فرموده : { وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ } سورة الإسراء(59)  ما که خدائیم شتر صالح را برای قوم ثمود آوردیم و ایجاد نمودیم، و در قصّة حضرت داود فرموده : { وَأَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ} سورة سبأ  (10)یعنی ما برای داود آهن را نرم کردیم و در سورة أنبیا آیة 79 صریحاً فرموده :
 (وَسَخَّرْنَا مَعَ دَاوُودَ الْجِبَالَ يُسَبِّحْنَ وَالطَّيْرَ وَکُنَّا فَاعِلِينَ)	(أنبیاء / 79)
«ما رام گرانیدیم کوهها را با داود تسبیح نمایند با مرغان و فاعل ما بوده‌ایم».
پس ایجاد معجزه کار انبیاء نشد تا بگوئی تصرّف در هستی کرده‌اند و ولایت تکوینی دارند اگر سنگ‌ریزه و یا سوسمار سخن گوی خدا او را به نطق آورده و فرموده:{وقَالُوا أَنطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنطَقَ كُلَّ شَيْءٍ } (21) سورة فصلت آگر آب دهان رسول خدا و یا دست مبارکش اثری دارد خدا آن را بوجود آورده و در آن گذاشته، درجلد هفتم بحار ص 247 و کفایه الموحّدین ص 514 روایت کرده که از امام رضا(ع) سئوال شد از معجزاتی که از حضرت علی(ع) ظاهر شد با اینکه قادر نبود بر آنها جز خدا؟ آن امام فرمود چون از امیرالمؤمنین فقر و فاقه و احتیاج ظاهر شد اینها دلیل است بر اینکه او فقیر و با سایر ضعفا شرکت داشت و آن معجزات کار او نبود بلکه کار خدای قادر علی کلّ شیء بود، و حضرت صادق(ع) فرمود ایجاد کننده و نیست کننده و تبدیل کنندة جوهری به جوهر دیگر فقط خدا است نه غیر او. و قرآن مکرر فرموده است، معجزه شهادت إلهی است و اگر کار پیغمبر(ص) بود شهادت پیغمبر(ص) بوده به رسالت خودش مانند آنکه دکتری خود شهادت دهد برای دکتری خودش و خودش تصدیق‌نامة خود را بنویسد و این صحیح نیست بلکه باید مقام عالی‌تر تصدیق او کند. درگلشن قدس گفته‌ام : 

بود هر معجزه از حق گواهی 
		که این عبد است منصوب الهی 

و امّا معجزات امامان مدرک قرآنی ندارد بلکه روایات و احادیثی هر مذهب برای بزرگان و امامان خود نوشته‌اند : شیخ عطّار برای مرشدان صوفیّه در کتاب تذکره الأولیاء هزاران معجزه نوشته، اهل سنّت برای جناب عبدالقادر گیلانی هزاران معجزه نوشته‌اند، امامیّه برای ائمّه خود هزاران معجزه روایت کرده‌اند، بسیاری از این معجزات ضدّ قرآن و عقل و مخرّب دین اسلام است و دلیل خرافاتی و موهوم بودن آنها در خود آنها است، تذکره‌الاولیاء می‌نویسد فلان مرشد هزاران دفعه به معراج رفت، کتب شیعه نوشته‌اند که در مجلس مأمون شعبده بازی به امام رضا(ع) توهین کرد، حضرت به عکس دو شیر نر که در پرده بود اشاره نمود که ایجاد شیر شدند و برجستند و آن شعبه باز را پاره پاره و بلعیدند در صورتیکه این ضدّ قانون اسلام است، زیرا برای خاطر توهین کسی را نمی‌کشند و به اضافه اگر چنین بود تمام اهل مجلس از وحشت می‌مردند.
از فرهاد میرزا که از دانشمندان قاجار است نقل شده که او از طرف سلطان وقت فتح علیشاه یا دیگری استاندار خراسان و متولی آستان قدس بود، روزی شنید که نقاره‌ها می‌نوازند پرسید چه خبر است؟ گفتند امام رضا کور مادرزادی را شفا داده فرهادمیرزا خیلی خورسند شد که در زمان تولیت من این حادثه بوجود آمده تا من تحقیق کنم صدق و کذب آنرا بهفمم، فوری مأمور فرستاد آن کور را که شفا گرفته بود حاضر کردند از او پرسید تو کور مادرزادی بود یا کور عارضی گفت