 يكصد و پنجاه هزار دينار و بسياري دام، زمين و ديگر كالاي منقول كه از حد و حساب بيرون هستند را به عنوان ((تركه)) بعد از خود بر جاي گذاشت. طلا و نقره هاي زيد به تنهايي به قدري زياد بودند كه با تبر آنها را تكه تكه كرده ميان وارثان وي توزيع مي شدند. حتي دستهاي مردم از زدن تبر زخم و آبله شدند و علاوه بر اينها، مقدار زيادي از اموال منقول و غير منقول به ارزش بيش از صد هزار دينار داشت. اين چند تا مثال ساده بودند ديگر شواهد تاريخي زيادي وجود دارد اما قصد وارد شدن و بحث كردن آنها را ندارم. براي اثبات مدعا به همين مقدار بسنده مي كنم. دنيا در برابر ديدگان آنها زينت داده شده بود و زرق و برق آن، چشمهايشان را خيره كرده بود.[184] 
در جواب عرض مي شود: 
1- به خدا سوگند، براي من روشن نيست كه اين حديث چه ارتباطي دارد با اينكه عده اي از صحابه مالك اموالي بودند و كالايي داشتند. زيرا حديث گوياي اين نكته است كه امت در آينده نزديكي مالك خزانه هاي زمين خواهد شد و براي بدست آوردن مال و ثروت، مردم از يكديگر سبقت خواهند گرفت. اين حديث از جمله معجزه هاي آن حضرت صلي الله عليه وسلم  به حساب مي آيد. زيرا پيشگويي او همان طور كه خبر داده بود تحقق پيدا كرد. اما اين حديث هيچ گونه مصداقي در ميان صحابه رضي الله عنه   ندارد، زيرا آنان هنوز مالك خزانه هاي زمين نشده بودند. علاوه بر اين، درگيري آنان و جنگ داخلي آنان بخاطر بدست آوردن مال و ثروت دنيا نبود بلكه عامل اصلي جنگ داخلي، شهادت حضرت عثمان رضي الله عنه   بود و آنان هرگز مايل نبودند كه اين جريان به جنگهاي داخلي و درگيري منجر شود، بهر حال هر دو گروه در اين درگيريها در برابر اجتهاد خود ماجور هستند. (إن شاء الله) توضيح بيشتر پيرامون اين موضوع در مباحث آينده كتاب خواهد آمد. 
2- آقاي تيجاني دلايلي را جمع مي كند كه به گمان باطل و به خاطر ناداني اش فكر مي كند، اين دلايل به نقص و عيب صحابه رضي الله عنه   منجر مي شوند متوجه نمي شود كه با استدلال از اين گونه دلايل، او دارد خودش را تكذيب مي كند و استدلال او به نقص گفته هاي خود او مي انجامد. او از يك طرف در مبحث گذشته مدعي شده بود كه اكثر و اغلب صحابه رضي الله عنه   مرتد شده و به كفر برگشته اند. و از طرفي ديگر در اين بحث از حديثي كه گذشت استدلال مي كند داير بر اينكه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  از اينكه اصحابش مرتد شدند اصلاً نگران نبود. يعني مطمئن بود كه اصحابش بعد از وي مرتد نمي شوند و به كفر بر نمي گردند. البته نگراني رسول الله صلي الله عليه وسلم  از اين جهت بود كه آنان براي بدست آوردن مال و ثروت تنافس خواهند كرد و از يكديگر سبقت خواهند گرفت. اين تضاد كه او از آن استدلال مي كند هيچ گونه توجيهي ندارد. علاوه بر اين استدلال او از اين حديث منجر به نقص و عيب حضرت علي بن ابي طالب و اصحابش نيز مي گردد. زيرا حديث ((تنافس علي الدينا)) به صيغه جمع وارد شده است و طرفين را در بر مي گيرد و خود آقاي تيجاني روي مطلب تاكيد مي كند. چون او در پايان بعد از نقل حديث مي گويد: ((پيامبر رضي الله عنه   درست فرمود. صحابه چنان تنافس كردند كه عليه يكديگر شمشير كشيدند، جنگيدند و تكفير كردند)) و اين امر مسلم است كه در جنگ طلحه و زبير فريق دوم لشكر حضرت علي رضي الله عنه   بود. روي اين اصل خطا و گناهي اگر در كار بوده است متعلق به هر دو گروه مي باشد. علاوه بر اين، مقتضاي فهم آقاي تيجاني اين نيز هست كه حضرت علي رضي الله عنه   به خاطر حكومت و قدرت مرتكب تنافس شده است.
3- آقاي تيجاني مي گويد: كان بعض هولأء الصحابه المشهورين (هكذا) يكنز الذهب و الفضه. يعني بعضي از صحابه سرشناس مشغول جمع آوري طلا و نقره بودند. 
جناب تيجاني، تو بر اين ادعاي كذايي خود چه دليلي داري؟ اين گمان باطلت را از چه منابع معتمد و معتبري نقل مي كني؟ ثروت حلالي كه بعضي از اصحاب مالك آن بودند، چه ارتباط دارد با كساني كه طلا و نقره را ذخيره مي كنند؟! واقعاً اين جهالت پر فريب تو بسيار شگفت آور است! 
4- بدون هيچ گونه شك و ترديد توانگري و سرمايه اصحاب رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  چنان نبود كه مايه مذمت و نكوهش براي آنان باشد. سيرت و شيوه زندگي آنان دليل قاطعي است داير بر اينكه آنان از بهترين اصحاب رسول الله صلي الله عليه وسلم  بودند. مثلاً عثمان بن عفان رضي الله عنه   خليفه سوم، از مقربان رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  و از سخاوتمندترين اصحاب بود. عبدالرحمن بن سمره مي گويد: در جريان سپاه عسره (غزوه تبوك) حضرت عثمان رضي الله عنه   مبلغ هزار دينار براي تجهيز سپاه اسلام به رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  تقديم كرد و آنها را جلوي رسول الله صلي الله عليه وسلم  گذاشت. عبدالرحمن مي گويد: رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  را ديدم كه آنها را با دستهاي مبارك زير رو كرده، مي گويد: عثمان بعد از عمل (جود و سخاوت) امروز هرگز متضرر نمي شود.[185] رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  فرمود: ((من يحفر بئر رومه فله الجنه)) فحفرها عثمان ـ هر كس چاه رومه را حفاري كند، اهل بهشت است و مسلم است كه چاه مذكور به وسيله حضرت عثمان رضي الله عنه   حفاري شده است.[186]حضرت عثمان رضي الله عنه   تمام اين خدمات را از مال شخصي خود انجام داده است. اما طلحه بن عبيدالله رضي الله عنه  ، رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  او را نيز بشارت بهشت داده است.[187] علاوه بر اين، طلحه بن عبيدالله از مجاهدين راه الله بوده است و در غزوه احد در دفاع از رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  دست خود را از دست داده بود. از حضرت زبير رضي الله عنه   مروي است كه رسول اكرم رضي الله عنه   دو زره پوشيده بود و مي خواست از صخره اي (سنگ بزرگ) بالا رود و نتوانست حضرت طلحه را نشاند و از روي شانه هاي او بالا رفت تا به صخره رسيد و بالاي آن نشست. آنگاه فرمود: ((اوجب طلحه))[188] رضي الله عنه   يعني حضرت طلحه رضي الله عنه   بهشت را بر خود واجب كرد. حضرت طلحه رضي الله عنه   چنان خدا ترس و پرهيزگار بود كه مي ترسيد از اينكه يك شب سپري شود و او مالي را در خانه داشته باشد. از سعدي دختر عوف (همسر طلحه) روايت است، مي گويد: روزي نزد طلحه رضي الله عنه   رفتم او را اندوهگين يافتم. گفتم تو را چه شده است؟ ممكن است از ناحيه همسرت ناراحتي برايت پيش آمده است؟ فرمود: خير، به خدا سوگند تو بهترين همسر براي يك شوهر مسلمان هستي. اما مبلغي پول نزد من هست كه مايه نگراني من شده است. عرض كردم: اگر پولها موجب ناراحتي تو شدند، آنها را ميان خويشاوندان تقسيم كن. آنگاه به خادمش امر كرد تا خويشاوندان را طلب كند. وقتي پولها را تقسيم كرد. از خزانه دار پرسيدم. چقدر بودند؟ گفت: چهارصد هزار.[189] از حضرت حسن بصري مروي است: طلحه بن عبيدالله زميني به مبلغ هفتصد هزار درهم فروخت. شب را با ترس و خوف سپري كرد و صبح بلافاصله همه آنها را تقسيم نمود.[190] اما حضرت زبير بن عوام رضي الله عنه   نيز وعده بهشت به او داده شده است و از صحابه مخلص رسول الله صلي الله عليه وسلم  بوده است. ا