مه دادند، مسير آنان را اختيار كردند. شك و ترديد در بينش آنان خلل نيانداخت. شك و ترديد از ادامه خط مشي و پيروي از گلدسته هدايت آنان، مانع نشد. آنان صحابه رسول الله صلي الله عليه وسلم  را ياري كرده از راه و دين آنان تبعيت كردند. بر سلامت دين و ايمان آنان اتفاق نظر داشتند. در اداي رسالت آنان را متهم نكردند. پروردگارا، بر تابعين از امروز تا قيامت رحمت بفرست. بر ازواج، اولاد آنان و بر كليه كساني كه از تو اطاعت مي كنند، رحمت بفرست. رحمتي كه آنان را از معصيت تو باز دارد، و در گشادگي هاي بهشت تو آنان را داخل كند و از مكر و حيله شيطان آنان را حفاظت كند.[165] 
آقاي كليني در اصول كافي كه از كتب مرجع شيعه است، روايتي را از منصور بن حازم چنين نقل مي كند: از ابي عبدالله پرسيدم: اگر من از تو سوال كنم، پاسخت به من با جوابي كه به ديگران مي دهي تفاوت دارد. چرا؟ ابي عبدالله گفت: ((ما مردم را به زيادت و نقصان پاسخ مي دهيم)) عرض كردم: درباره اصحاب رسول الله صلي الله عليه وسلم  براي ما سخن بگو، آيا آنان درباره ي حضرت محمد صلي الله عليه وسلم  راست گفتند يا دروغ؟ ابوعبدالله گفت: راست گفته اند. عرض كردم: پس چرا اختلاف كردند؟ فرمود: مگر نمي داني، يك شخص در محضر رسول الله صلي الله عليه وسلم  مي آمد و از وي سوال مي كرد، جوابي به او داده شد. بعد پاسخي ديگر به او گفته مي شد كه جواب اول را نسخ مي كرد. لذا احاديث به وسيله احاديث ديگر منسوخ مي شوند.[166] 
امام حسن عسكري، امام يازدهم شيعيان در تفسير خود مي گويد: حضرت موسي (ع) از پروردگار خود سوالاتي نمود كه يكي از سوالها اين بود: آيا از ميان ياران پيامبران، بهتر از ياران من كسي را سراغ داري؟ خداوند به موسي فرمود: اي موسي، مگر نمي داني كه فضيلت اصحاب محمد صلي الله عليه وسلم  در برابر فضيلت ياران ساير پيامبران مانند فضيلت آل محمد در برابر آل ساير پيامبران و مانند فضيلت محمد صلي الله عليه وسلم  در برابر فضيلت ساير پيامبران است.[167] در جاي ديگر مي گويد: اگر يك شخص از بهترين اصحاب محمد صلي الله عليه وسلم  با اصحاب تمام پيامبران مقايسه شود، فضل و برتري با صحابي محمد صلي الله عليه وسلم  است.[168] 
بعد از اين اظهارات علماي فريقين و بعد از اين شواهد و قرائن، روشن است كه اصحاب رسول الله صلي الله عليه وسلم  از مرتد شدن و برگشتن بسوي كفر معصوم هستند. اين مساله كه اصحاب رسول الله صلي الله عليه وسلم  از بدعت و آراء باطله محفوظ هستند يا نه؟ آقاي قمي در كتابش ((الخصال)) از هشام بن سالم از ابي عبدالله چنين نقل كرده است: ((لم يرفيهم قدري ولا مرجئ ولا حروري)) يعني در ميان اصحاب رسول الله صلي الله عليه وسلم  قدري، مرجئه و حروري (اهل البدعه و الاهوا) ديده نمي شود. هم چنين معتزلي خوارج و اهل راي باطل نيز در آنان وجود ندارد. آنان شب و روز گريه مي كردند و از خداوند مي خواستند كه قبل از اينكه به نان خمير برسند. آنان را موت دهد.[169] از اين عبارات و از شهادت كتب شيعيان و ائمه آنها، براي ما كاملاً روشن است كه صحابي گرامي رسول الله صلي الله عليه وسلم  از بدعات سالم و محفوظ هستند. فماذا بعد الحق إلا الضلال يا تيجاني.
آقاي تيجاني بعد از حق بجز گمراهي چيزي ديگر وجود دارد؟!  
4- استدلال جناب تيجاني از قول پيامبر صلي الله عليه وسلم  ((اصحابي)) داير بر اينكه آنان كه از حوض رانده مي شوند)) اصحاب هستند. قابل قبول نيست. زيرا براي روشن شدن مصداق كلمه ((اصحابي)) كه در آن حديث آمده است، لازم است كه تمام احاديث وارده در اين باب جمع كرده شوند و در غير اين صورت تعيين مصداق و معني اصلاً اعتباري ندارد. اما كلمه ((صحبت)) اسم جنس است. در شرع و لغت مرز مشخصي براي آن وجود ندارد و عرف درباره آن متفاوت است. رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  صحبت را در حديث، مقيد به زمان ننموده و مقدار آن را بيان نكرده است. بلكه حكم را به مطلق آن معلق نموده است و مطلق صحبت معني و مفهومي بجز رويت به معني ((ديدن)) ندارد. و در اين باره كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم ، منافقين و كساني را كه بعد از وي مرتد شدند را رويت كرده است هيچ گونه اختلافي نيست با اين توضيح جاي ترديد باقي نمانده است كه مصداق ((اصحابي)) در حديث مذكور مرتدين و منافقين هستند. امام احمد و طبراني به سند حسن از حديث مرفوع ابي بكره چنين نقل كرده اند: ليردن علي الحوض رجال ممن صحبني ورآني.[170] بر حوض كوثر كساني نزد من مي آيند كه من آنان را ديده ام و در مجلس من آمده اند. علاوه بر اين رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  آنان را به صيغه تصغير[171] ياد كرده است كه حكايت از تحقير آنان دارد و رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  اصحاب خودش را تحقير نمي كند. علاوه بر اين در بعضي روايات، كلمات مختلفي آمده است. مثلاً، ((من امتي))، ((رجال منكم)) و ((زمره)). اين واژه هاي مختلف در روايات مختلف آمده اند. لذا صحيح نيست كه معني فقط از يك نقل گرفته شود. اصول اين گونه واژه ها نمي توانند دليلي بر مذمت صحابه باشد. لذا ظاهر امر اين است كه استدلال از اين لفظ بر مذمت صحابه چيزي جز خزعبلات و ياوه گويي هاي تيجاني بشمار نمي آيد. 
 
5- اما اينكه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  آنان را مي شناسد، اصلاً دلالتي بر صحابه بودن آنان ندارد. زيرا لازم نيست كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  شخص آنان را بشناسد. ممكن است شناخت رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  بخاطر آثار، علائم و خصوصياتي كه در آنان ديده مي شود، باشد. همانطور كه در حديث مسلم توضيح داده شده است. از ابوهريره مروي است كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  فرمود: امت من نزد من در كنار حوض كوثر مي آيند. من مانند صاحب شتر كه شتران بيگانه را از گله خود مي راند و دور مي كند، بعضيها را دور خواهم كرد. صحابه عرض كردند: اي پيامبر خدا صلي الله عليه وسلم  شما ما را مي شناسيد؟ پيامبر صلي الله عليه وسلم  فرمود: آري، شما علائم و آثار به خصوص خواهيد داشت. شما در اثر وضوء، سفيدي و درخشندگي به خصوص همراه خواهيد داشت و در چنين حالتي نزد من خواهيد آمد . . . الخ از اين حديث مستفاد مي شود كه اهل بدعت و نفاق نيز با آثار و علايم درخشندگي وضوء حشر خواهند شد. كلمه ((منكم)) كه در حديث مسلم آمده است ميم در آن براي جمع است. اشاره است به اينكه همه آنان با آثار و علائم مومنان حشر خواهند شد. همان طور كه در حديث ((پل صراط)) آمده است. ((و تبقي هذه الأمه وفيها منافقوها)) يعني اين امت باقي مي ماند و منافقان در ميان آنان هستند. اين حديث دال بر اين مطلب است كه منافقين و اهل بدعت همراه با مومنان و علايم و آثار آنان حشر خواهند شد. سياق حديث نيز مويد اين مطلب است. 
بعد از اين همه توضيحات و اظهارات علماي فريقين، حمل اين روايات بر صحابه رسول الله صلي الله عليه وسلم  و مهاجرين و انصار كه در راس آنان حضرت ابوبكر، حضرت عمر، حضرت عثمان، حضرت علي، حضرت زبير، حضرت طلحه، و حضرت معاويه رضوان الله عليهم اجمعين قرار دارند، به دلايل مختلف صحيح نيست. نخست بخاطر اينكه