رد ملامت قرار بگيرند.[151]  
1- آري، بايد عرض شود كه، روايتي را كه آقاي تيجاني از جلال الدين سيوطي به حواله ((الدار المنثور)) نقل كرده است. روايت غير مرفوعي است. يعني به اعمش منتهي مي شود و به رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  نمي رسد. سيوطي چنين مي گويد: اخرج ابن المبارك و عبدالرزاق و ابن المنذر، عن الأعمش ـ و بعد متن حديث ـ با اندكي تغيير همانطور كه تيجاني نقل كرده بود. اولاً روايت مذكور بر اعمش موقوف است. ثانياً علاوه بر اينكه اعمش به تدليس شهرت دارد او در اين حديث منفرد است. بهر حال اين روايت قول پيامبر صلي الله عليه وسلم  نيست، آنطور كه جناب تيجاني مدعي است. علاوه بر اين آقاي تيجاني روايت را تحريف كرده است زيرا در اصل روايت لفظ ((فعوتبوا)) (سرزنش شدند) آمده است و تيجاني آن را به ((عوقبوا)) (عقاب شدند) تحريف كرده است تا با نواياي وي درست در آيد. اما روايت دوم كه آقاي تيجاني آن را نقل كرده است، چنين آمده است: ((سيوطي گفته است ابن مردويه از حضرت انس نقل كرده است كه انس گفته است: لا أعلمه إلا مرفوعاً يعني آنچه من مي دانم اين است كه اين روايت مرفوع و قول رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  است. قال استبطا الله قلوب المهاجرين بعد سبع عشره سنه من نزول القرآن فأنزل الله )أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ. . .) الآيه اين روايت كه ابن مردوديه آن را از حضرت انس رضي الله عنه   نقل كرده است، در هيچ كتاب معتبر تفسير ديده نشده است، علاوه بر اين، روايت مذكور با روايت صحيح ابن مسعود كه امام مسلم آن را نقل كرده است، معارض است. امام مسلم از ابن مسعود رضي الله عنه   نقل كرده، چنين مي گويد: قال ما كان بين اسلامنا و بين أن عاتبنا الله بهذه الآيه )أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ) إلا أربع سنين. يعني فاصله ميان مسلمان شدم ما (مهاجرين) و زماني كه به وسيله آيه مذكور مورد عتاب قرار گرفتيم فقط چهار سال بود.[152] علاوه بر اين حضرت ابن مسعود از نخستين مسلمانان است و به زمان نزول قرآن آگاه تر از حضرت انس رضي الله عنه   مي باشد. بنابراين روايت اين مردويه شاذ و منكر است. شاذ است بدليل اينكه مخالف با روايت ((اوثق)) يعني مخالف با روايت ابن مسعود است و منكر است بدليل اينكه ابن مرديه در روايت آن منفرد است و هيچ متابع و شاهدي برايش وجود ندارد. اين نكته شايان توجه است كه امام سيوطي در تفسير آيه مذكور حدود بيست روايت را ذكر كرده است كه روايت صحيح ابن مسعود رضي الله عنه   نيز از جمله آنها است اما از ميان اين بيست روايت فقط همين دو روايت مورد پسند آقاي تيجاني قرار گرفته اند. تيجاني به گمان اينكه اين دو روايت شخصيت صحابه رضي الله عنه   را معيوب و مطعون مي كند، آنها را نقل كرده است غافل از اينكه نقل اين دو روايت از ميان هجده روايت ديگر حكايت از سوء باطن و فساد نيت او دارد. متاسفانه او به هدف شوم خود راه پيدا نكرد. لذا استفاده و استدلال او از حديث سيوطي بجاي سود به ضرر و زيان او انجاميده است. زيرا سيوطي در ميان علماي به ذكر احاديث ضعيفه و موضوعه شهرت دارد. لذا صرف استدلال، به صحت دليل، دلالت نمي كند. 
2- بالفرض اگر بپذيريم كه دو روايت مورد استدلال آقاي تيجاني صحت دارند، باز هم خطاب خداوند   )أَلَمْ يَأْنِ . . . الخ) عتاب محض و تشويق صحابه رضي الله عنه   براي نشان دادن خشوع بيشتر و ادامه خوف از الله است. زيرا صحابه رضي الله عنه   از عوارض بشري مانند غفلت و نسيان معصوم نبودند. و در مبحث گذشته بيان گرديد كه قرآن براي تربيت صحابه جهت رهبري دنيا نازل شده است تا آنان را بسوي خير تشويق نموده و از هر شر و بدي باز دارد. روايتي در اين باره از ابن مسعود رضي الله عنه   چنين نقل شده است: )يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) آن گاه گوش فرا بده. زيرا خداوند با چنين خطاب، دستور به خير مي دهد يا از شر و ضرر منع مي كند. [153] و آيه اي كه موضوع بحث ما است براي اين نازل شده تا صحابه رضي الله عنه   را متوجه كند و براي خشوع بيشتر آنان را آماده كند و آنان را با خبر كند از اينكه يهود و نصاري تا مدت زيادي به گمراهي خود ادامه دادند در نتيجه دلهايشان سخت گرديد و اغلب آنان پا را از حد و مرز قانون الهي فراتر گذاشتند. اين عتاب بخاطر اين بود تا مسلمانان از اتخاذ چنين روشي اجتناب كنند. بدون ترديد اين عتاب بخاطر تربيت صحابه رضي الله عنه   بود زيرا اگر مجرد عتاب آنان جايز نمي بود، آنان در رديف فرشتگان معصوم قرار مي گرفتند. نه در رديف انسانهاي جايز الخطا. عتاب خداوند نه تنها در حق صحابه نازل شده است بلكه پيامبر صلي الله عليه وسلم  نيز مورد عتاب خداوند قرار گرفته است. همان طور كه در جريان داستان ابن ام مكتوم آمده است. )عَبَسَ وَتَوَلَّى) يعني چهره ترش كرد و روي گرداني نمود ـ هنگامي كه ابن ام مكتوم وارد شد. اگر عتاب خداوند، عيبي و نقصي براي صحابه باشد، پس آقاي تيجاني درباره عتاب خداوند به پيامبرش چه پاسخي داد؟ قرآن براي توجيه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  چنين مي گويد: )يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللَّهَ وَلا تُطِعِ الْكَافِرِينَ) (اي پيامبر، از خدا به ترس و از كفار پيروي مكن) و )فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ مِمَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ فَاسْأَلِ الَّذِينَ يَقْرَأُونَ الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكَ).[154] (اگر توي پيامبر در مورد آنچه ما بسوي تو نازل كرديم شك و ترديد داري پس از كساني كه قبل از تو كتابهاي آسماني را خوانده اند، سوال كن.) با توجه به اينكه قرآن در جاهاي متعدد، پيامبر اكرم صلي الله عليه وسلم  را مورد عتاب قرار داده و او را توجيه مي كند، آقاي تيجاني در حق پيامبر گرامي صلي الله عليه وسلم  چه نظريه اي دارد؟! آيا تيجاني مي تواند بگويد: پيامبر صلي الله عليه وسلم  تقوي الهي را رعايت نكرده است؟! مي تواند بگويد: پيامبر صلي الله عليه وسلم  در ما انزل الله شك داشته است؟ آيا همين است تفسيري كه آقاي تيجاني بدان هدايت شده است؟! آري، هرگاه تفسير مقرون و همراه با اصول و قواعدي كه علما تفسير بيان كرده اند، نباشد، با تفسير ديوانگان و مجانين شباهت پيدا مي كند؟! 
3- در پايان متذكر مي شوم كه در مباحث گذشته ثابت كرديم كه حضرت علي رضي الله عنه   در جريان تربيت و سرزنش شيعيان خود، صحابه را ستوده و پيروان خود را به الگو پذيري از صحابه رسول الله رضي الله عنه   تشويق نموده است. حضرت علي رضي الله عنه   طي نطقي مي فرمايد: اصحاب محمد صلي الله عليه وسلم  را ديده ام، هيچ كدام از شما اندك شباهتي با آنان ندارد. اصحاب رسول الله صلي الله عليه وسلم  صبح مي كردند در حالي كه موهايشان پراكنده و غبار آلود بود. آنان شبها را در ركوع و سجده سپري مي كردند. آثار عبادت در چهره آنان نمايان بود. علاوه بر اين حضرت امام جعفر صادق رضي الله عنه  ، صحابه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  را چنين مورد ستايش قرار داده مي فرمايد. ((آنان (صحابه رض