د. (وَاخْتَلَفُوا) به معني تفرقوا. يعني تفريق و اختلاف كردند. )يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ) همانا چهره هاي مومنان در اثر پاداش در برابر ايمان و اطاعت روشن و سفيد مي شود. و چهره كافران در اثر عذاب و بدها سياه مي شود. طبرسي مي گويد: آيه بعدي ) فَأَمَّا الَّذِينَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَكَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمَانِكُمْ) مويد اين مصداق است كه بيان گرديد. يعني به آنان گفته مي شود: ((آيا بعد از مومن بودن دوباره كافر شديد)) منظور از آنان كه بعد از مومن بودن كافر شدند، چه كساني هستند؟ در اين باره اقوال و ديدگاه هاي مختلفي وجود دارد. اول اينكه: منظور كساني هستند كه بعد از اظهار ايمان به سبب نفاق كافر شدند. قول دو اين است كه منظور از آن تمام كفار هستند. زيرا آنان از اقرار به توحيد كه واجب بود، روگردان شدند. اقرار به توحيد از آن جهت بر آنان واجب بود كه خداوند متعال عليه خود آنان، از آنان گواهي گرفت وقتي به آنان فرمود (أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى) سپس بعد از ايمان روز (أَلَسْتُ)) دوباره بسوي كفر برگشتند. حضرت ابي بن كعب مي گويد: منظور از آنان اهل كتاب هستند زيرا آنان بعد از ايمان به پيامبر صلي الله عليه وسلم ، نبوت او را منكر شدند. عكرمه، جبايي و زجاج مي گويند: منظور از آن اهل بدعت و اهل اهواء اين امت هستند. حضرت علي و قتاده مي گويند: مصداق آن كساني هستند كه در قالب ارتداد كافر شده اند. و از پيامبر اكرم صلي الله عليه وسلم  روايت شده است كه تعدادي بر حوض من . .) ثعلبي همين روايت را ذكر كرده است. ابوامامه باهلي مي گويد: منظور از آن خوارج هستند و در روايتي از رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  آمده است يمرقون من الدين كما يمرق السهم من الرميه)) يعني: آنان مانند تير از دين مي گذرند، يعني اثر دين را نمي پذيرند ـ و چنان از دين مي گذرند كه تير از نشانه دور مي شود.[138] آري، اين بود ديدگاه آقاي طبرسي پيرامون اين آيه. آقاي طبرسي حتي يك مورد هم ذكر نكرده است داير بر اينكه مصداق آيه صحابه رضي الله عنه   باشند هر چند كه چهار قول را در تفسير آيه نقل كرده اند. اما آنچه كه در حديث حوض آمده است منظور از آن مرتدين و اهل بدعت هستند. مانند خوارج و امثال آنها. همانطور كه آقاي طبرسي گفته است. و در مباحث آينده توضيحات بيشتري پيرامون حديث خواهد آمد. آقاي فيض كاشاني در تفسير صافي پيرامون آيه ي مذكور چنين مي گويد: )وَلا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا) مصداق آن يهود و نصاري هستند زيرا آنان بعد از نازل شدن آيات بينات و دلايل واضحه كه مقتضي وحدت و اتفاق بود، درباره توحيد، تنزيه و احوال آخرت، اختلاف كردند. )يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ) كنايه است از نمودار شدن آثار خوشحالي و ناراحتي  بيم و ترس در آن روز. ) فَأَمَّا الَّذِينَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَكَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمَانِكُمْ) به قول، قول مقدر است. يعني به آنان گفته مي شود: آيا كافر شديد؟ و همزه براي توبيخ و تعجب است. در تفسير مجمع البيان از اميرالمومنين مروي است كه مصداق ) أَكَفَرْتُمْ . . . الخ) مبتدع، اهل اهواء و دارندگان آراء و افكار باطل هستند و از پيامبر صلي الله عليه وسلم  روايت شده است كه تعدادي بر حوض من وارد مي شوند[139] . . . اين تفسير نيز مانند تفسير گذشته است. هيچ تصريحي وجود ندارد كه مصداق آيه ي، اصحاب گرامي رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  هستند. اما آقاي قمي در تفسير اين آيه حديث بسيار شگفت انگيز نقل كرده است. ((قال علي بن ابراهيم القمي في قوله )يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ) . . . ففي رحمه الله هم فيها خالدون)) يعني بن ابراهيم قمي در تفسير آيه مذكور مي گويد پدرم به نقل از صفوان بن يحيي از ابو الجارود از عمران بن هيثم از مالك بن ضمره گفت: از ابوذر رضي الله عنه   مروي است وقتي آيه مذكور نازل شد، رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  فرمود: ((امت من روز قيامت با پنج پرچم نزد من مي آيند. پرچم اول همراه با گوساله اين امت مي آيد. من از كساني كه تحت اين پرچم هستند. خواهم پرسيد كه شما با ثقلين (قرآن و عترت) چه كرده ايد؟ آنان مي گويند: اما بزرگتر (قرآن) را تحريف كرديم و آن را پشت سر انداختيم (توجه نكرديم) اما كوچكتر (عترت) با او دشمني كرديم، مبغوض پنداشتيم و بر آن ستم كرديم. من مي گويم: به دوزخ برويد در حالي كه تشنه و رو سياه هستيد. بعد كساني مي آيند كه پرچم آنان را فرعون اين امت در دست گرفته است. از آنان سوال مي كنم كه با ثقلين چه كرديد؟ آنان مي گويند: بزرگترين (قرآن) را تحريف كرديم، پاره، پاره كرديم و با آن مخالفت كرديم. اما كوچكتر (عترت) را با وي دشمني كرديم و جنگيديم. من مي گويم: ((به دوزخ برويد در حالي كه تشنه و رو سياه هستيد)). بعد كساني مي آيند كه پرچمشان در دست سامري اين امت خواهد بود. از آنان سوال مي كنم: بعد از من با ثقلين چه كرديد؟ آنان مي گويند: بزرگتر (قرآن) از آن سرپيچي كرديم و آن را رها كرديم. اما كوچكتر (عترت) را ترك كرديم، ضايع كرديم و هر گونه اعمال بد را در حق آن روا داشتيم. من مي گويم: برويد به دوزخ در حالي كه تشنه و رو سياه هستيد. بعد پرچمداران ذي الثديه، يعني فرقه خوارج نزد من مي آيند. من از آنان سوال مي كنم: بعد از من با ثقلين چه كرديد؟ مي گويند: با قرآن تفريق كرديم و از آن اظهار برائت نموديم. اما كوچكتر (عترت) با آن جنگيديم و آنان را به قتل رسانديم. من مي گويم: به دوزخ برويد در حالي كه تشنه و رو سياه هستيد. بعد كساني مي آيند كه پرچم آنان در دست امام متقيان، سيد اوصيا و رهبر غر محجلين (مسلمانان) خواهد بود. من مي پرسم: بعد از من با ثقلين چه كرديد؟ مي گويند: بزرگتر (قرآن) را اطاعت كرديم و به احكام آن عمل كرديم. اما كوچكتر را دوست داشتيم، محبت كرديم و ياري كرديم حتي در ياري كردن به آن خونهاي خود را ريختيم. من مي گويم: به بهشت برويد در حالي كه سيراب و شاداب و سفيدرو هستيد. آقاي قمي مي گويد: بعد از اين گفتگو رسول اكرم صلي الله عليه وسلم ، )يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ) را تلاوت كردند.[140] اين روايت كه آقاي قمي در تفسير آيه مذكور آن را ذكر نموده و آيه را بدان تفسير كرده است، نسبتي دروغ به رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  است و از لحاظ متن و سند باطل است. از لحاظ متن بنابر دو دليل باطل است. دليل اول اينكه، اين دين بعد از تحريف شدن تورات و انجيل به منظور ياري كرده اسلام و اختصاص دادن عبادت به الله آمده است. لذا رسالت رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  بخاطر روشن نمودن و واضح كردن طريق و مشخص كردن نشاني هاي آن آمده است و آن طريق، طريق توحيد است. هر كس به خداوند قدوس ايمان بياورد و به مقتضاي ايمان عمل كند، او در دنيا از اهل حق و در آخرت از جمله رستگاران است. اين نكته را خداوند در جاهاي متعدد قرآن توضيح داده است. )وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ )(العنكبوت: من ا