لي گرايش پيدا كنند اما خداوند آنان را ثابت قدم نگاه داشت و تقويت نمود.[105] و توبه آنان را پذيرفت. حضرت ابن عباس رضي الله عنه   مي گويد: ((هر كه خداوند توبه اش را بپذيرد، هرگز معذب نخواهد شد.[106] امام جصاص در احكام القرآن پيرامون اين آيه مي گويد: اين آيه تعريف اصحاب رسول الله صلي الله عليه وسلم  را كه در معيت او به جهاد رفتند در بر داشته و حكايت از اخلاص و صفا باطن آنان دارد. زيرا خداوند متعال اعلام عفو و بخشودگي از آنان نمي كند مگر اينكه از آنان و اعمال آنان خشنود شده باشد. اين نص صريح و واضحي است داير بر رد قول آن عده از كج انديشان كه صحابه را متهم مي كنند و به آنان نسبت مي دهند خلاف آنچه را كه خداوند از قبيل پاكيزگي ظاهر و باطن و شايستگي ايمان و وجدان به آنان نسبت داده است.[107]  آيا غزوه تبوك آخرين غزوه اي نبود كه رسول الله صلي الله عليه وسلم  و تمام يارانش در آن شركت داشتند؟ و اصحاب رضي الله عنه   كساني نبودند كه در ساير غزوات ديگر مانند، احد، بدر، خندق، و حنين در معرض مشكلترين آزمايش قرار گرفته بودند. همچنين در جريان فتح مكه و غزوه موته و غيره نصرت و پيروزي همواره بدرقه راه آنان بوده است. و بعد از وفات رسول الله صلي الله عليه وسلم  راه و روش جهاد را به اتمام رسانيده، دين را در برابر فتنه مرتدان حفاظت كردند. خدوند عراق، ايران، مصر و شام را بدست تواناي آنان فتح كرد. با اين همه حركت و پويايي و جهاد چگونه مي توان گفت كه صحابه رضي الله عنه   در رفتن به جهاد سستي از خود نشان داده و گرايش به زندگي دنيوي را ترجيح داده اند؟ ((سبحانك هذا بهتان عظيم)). 
3- اگر به تفاسير اهل تشيع مراجعه شود، در اكثريت قريب به اتفاق آنها چنين چيزي ديده نمي شود. شايد يك نفر از مفسران بلند پايه شيعه پيدا نشود كه درباره اين آيه داير بر ذم صحابه رضي الله عنه   اظهار نظر كرده باشد و چنين معنايي به آيه مذكور پوشانده باشد كه صحابه رضي الله عنه   از رفتن به جهاد سستي نموده و در برابر آن زندگي دنيوي را ترجيح داده باشند. ملاحظه بفرماييد. آقاي طبرسي مي گويد: ثم عاتب سبحانه المومنين . . .الخ يعني خداوند مومنان را در برابر تكاسل در امر جهاد مورد عتاب قرار داده فرمود: )يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ) يعني اي اهل ايمان چه شده شما را وقتي پيامبر خدا صلي الله عليه وسلم  شما را دعوت مي كند و به شما مي گويد: در راه الله بيرون بياييد ـ يعني براي جهاد و مبارزه عليه مشركان بيرون بياييد، و مقصود از مشركان در اين خطاب غزوه تبوك است. از حسن و مجاهد منقول است كه ((اثاقلتم إلي الأرض)) به معني تثاقلتم و ملتم إلي الأرض التي أنتم عليها. يعني بجاي حركت كردن و بلند شدن بلا درنگ، تاخير مي كنيد و ميل داريد كه كما كان در روي زمين بنشينيد. 
قال الجبائي: ((هذا الاستبطاء مخصوص بنفر من المومنين لأن جميعهم لم يتثاقلوا عن الجهاد فهو عموم أريد به الخصوص)). جبائي مي گويد: ابن تعلل و تاخير مختص تني چند از مومنان بود زيرا تمام مومنان تاخير و تعلل نكرده بودند. الفاظ هر چند كه عام هستند ولي منظور از آنها افراد بخصوص هستند نه تمام، بدليل اين الفاظ كه مي فرمايد:) أَرَضِيتُمْ بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الْآخِرَةِ) استفهام، استفهام انكاري است. يعني آيا شما زندگي فاني دنيا را در برابر زندگي آخرت كه جاودان است ترجيح داديد؟![108] آقاي طبرسي از اين آيه كمترين و كوچكترين ايرادي بر صحابه نگرفته است. عيناً آيه را مانند تفسير اهل سنت داير بر اينكه، آيه شامل عتاب و ترغيب مومنان در امر جهاد با كافران رومي در غزوه تبوك مي باشد، تفسير نموده است. زيرا اين غزوه در شرايط فوق العاده سخت و دشواري پيش آمد. كاشاني در تفسير ((الصاقي)) مي گويد: )يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ انْفِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ . . .الخ) يعني: تاخير كرديد در حالي كه مي خواستيد هميشه در خانه و شهرهايتان بنشينيد. اين مساله مربوط به زمان برگشت از غزوه طايف در سال دهم هجري مي باشد. در زماني كه از صحابه رضي الله عنه   خواسته شد كه به جهاد بروند كه زمان قحط بود، محصول خرما و غيره آماده بداشت بود، و اندك تاخيري موجب مي شد كه تمام محصول نابود شود مقصد نيز بسيار دور بود، تعداد دشمن نيز زياد بود. آقاي كاشاني درباره عوامل جنگ تبوك، سخنانش را ادامه داده مي گويد: رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  به اصحابش امر كرد تا خود را براي غزوه تبوك كه از بلاد بلقاء است، آماده كنند. و به سوي قبايل اطراف مكه و قبيله اسلم، از خزاعه و قبيله مزينه و جهينه قاصد فرستاد و آنان را براي جهاد ترغيب داد و امر كرد تا سپاه اسلام در ((ثنيه الوداع)) تجمه كند. به توانمندان و ثروتمندان دستور داد تا ناتوانان و ضعفا را تقويت كنند. هر كس هر قدر كه داشت آن را تقديم كرد. بعد به ايراد خطبه پرداخت و مردم را براي جهاد تشويق كرد. آقاي كاشاني مي گويد: از تمام اعراب كه به غزوه دعوت شده بودند، افرادي آمدند و شركت كردند و عده اي از منافقين و غيرهم شركت نكردند و نشستند.))[109] آيا خواننده از اين سخت آقاي كاشاني مي تواند اين نتيجه را اخذ كند كه صحابه رضي الله عنه   متهم به تخلف از امر رسول الله صلي الله عليه وسلم  شده و جهاد را ترك كردند و بسوي زندگي دنيا گرايش پيدا كردند؟! خير، هرگز، بلكه بر خلاف ديدگاه تيجاني، تفسير كاشاني نشانگر اين مطلب است كه او تفسير اهل سنت را قبول دارد. علاوه بر اين، خواننده گرامي بينيد كه او به عدم صحت تقسيم صحابه رضي الله عنه   به سه دسته كه يك دسته آنان منافقين هستند، تاكيد دارد. زيرا عبارت او چنين است: ((امر النبي صلي الله عليه وسلم  اصحابه رضي الله عنه  ) يعني پيامبر صلي الله عليه وسلم  اصحابش را براي آمادگي به جهاد امر كرد. واژه اصحاب)) عام است. تمام صحابه رضي الله عنه   را در بر دارد. اگر منافقين از جمله صحابه رضي الله عنه   مي بودند، آن طور كه روافض مدعي هستند. بايستي آقاي كاشاني بجاي ((قعد عنه قوم من المنافقين)) (يعني عده اي از منافقين پيامبر صلي الله عليه وسلم  را همراهي نكردند و در خانه ها نشستند) چنين مي گفت: إن قوماً (من الصحابه المنافقين) قعدوا عن الجهاد (يعني گروهي از صحابه كه منافق بودند، نشستند و همراه با رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  به جهاد نرفتند) آري، اين گونه حق از زبان آنان بيرون مي آيد. 
4 - مي توانيم روشن كنيم كه آقاي تيجاني به چه حماقتي بدون آشنايي با اصول تفسير و بدون مراجعه به آراء علماء تفسير، در تفسير آيه هاي قرآني دست زده و چه جهالت بزرگي را مرتكب شده است. اگر خواسته باشيم بعضي از آيات قرآني را عيناً به شيوه آقاي تيجاني تفسير كنيم، پس به اين مثال توجه بفرماييد. خداوند مي فرمايد: )يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللَّهَ وَلا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَالْمُنَافِقِينَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيماً حَكِيماً)(الأحزاب:1) 