 به تو سلام مي گويد)). من در جواب گفتم: و عليه السلام و رحمه الله.[686] ابي موسي اشعري مي گويد: ((ما ياران رسول الله صلي الله عليه وسلم  هرگاه در يك حديث دچار مشكل مي شديم، نزد عايشه مي رفتيم او مشكل ما را حل مي كرد.[687] موسي بن طلحه مي گويد: ((كسي را سخن ورتر از عايشه نديده ام)). ترمذي رقم (3883). سپس باب ((فضيلت ازواج النبي صلي الله عليه وسلم )) را باز كردم، حديث ذيل را به روايت صفيه بنت حيي يافتم. صفيه مي گويد: وقتي من در خانه ي رسول الله صلي الله عليه وسلم  رفتم و به ازدواج او در آمدم، سخناني از عايشه و حفصه به من رسيده بود. من اين سخنان را به عرض رسول الله رساندم. رسول الله صلي الله عليه وسلم  به من فرمود: (تو از آنان نپرسيدي كه چگونه از تو بهتر هستند؟ مي گفتي: شوهر من محمد و پدر من هارون و عموي من موسي است) آنچه كه به صفيه از ناحيه عايشه و حفصه رسيده بود، اين بود كه آنان گفته بودند: ما نزد رسول الله صلي الله عليه وسلم  از صفيه محبوبتر هستيم، زيرا ما همسران رسول الله و دختر عموي او هستيم.[688] اينها رواياتي هستند كه درباره ي فضيلت عايشه و صفيه آمده اند.آري، مي گويم: 
(الف) بدون ترديد عايشه بنابر انبوه دلايل صحيح و صريح كه در منابع صحيح مانند بخاري و مسلم وارد شده اند، از افضل ترين زنان و همسران رسول الله صلي الله عليه وسلم  بوده است. 
(ب) در حديث صفيه چنين چيزي ذكر نشده كه دال بر افضل بودن او در برابر عايشه باشد. زيرا آنچه را كه رسول الله صلي الله عليه وسلم  فرموده بود، منظورش خاطر جويي صفيه بود در برابر آنچه كه عايشه و حفصه به او گفته بودند و او را رنجانيده بودند. علاوه بر اين، در احاديث صريحه با بيان روشن، افضل بودن عايشه در برابر ساير ازواج از زبان خود رسول الله صلي الله عليه وسلم  آمده است. 
(ت) آنچه كه در بند (ب) گفته شد در صورت صحت حديث صفيه است. اما حديث از لحاظ سند ضعيف است. آلباني تحت عنوان ((ضعيف سنن ترمذي رقم 816)) مي گويد: (حديث غريب لا نعرفه إلا من حديث هاشم الكوفي، و ليس إسناده بذالك). حديث غريبي است، تنها از طريق هاشم شناخته شده است و سندش چندان قوي نيست. 
درباره ي فضايل عايشه روايات زيادي وارد شده است. اما از تمام همسران رسول الله صلي الله عليه وسلم  داناتر بوده است. از زهري چنين نقل شده است: ((اگر علم عايشه در كنار علم تمام همسران رسول الله صلي الله عليه وسلم  و در كنار علم تمام زنان گذاشته شود، علم عايشه بيشتر و بهتر خواهد بود))[689] امام زهري در ادامه ي اين بحث، حديث عمرو بن عاص و حديث انسy را داير بر اينكه عايشه از تمام همسران رسول الله صلي الله عليه وسلم  بهتر و نزد رسول الله صلي الله عليه وسلم  از همه محبوبتر بوده است، آورده است. درباره ((الإصابه)) بايد عرض شود، تمام احاديثي كه در آن ذكر شده اند قطع نظر از صحت و سقم، حتي يك حديث كه در آن، بحثي از تفضيل صفيه بر عايشه به ميان آمده باشد، ديده نشده است مگر حديثي كه گذشت.[690]
3- . . . آقاي تيجاني مي گويد: محبت اهل سنت با عايشه به خاطر اين است كه عايشه در رد وصيت رسول الله صلي الله عليه وسلم  داير بر خلافت علي، نقش بسيار موثري را باز كرده است. . . الخ. 
مي گويم: 
(الف) عايشه در رد وصيت رسول الله صلي الله عليه وسلم  داير بر خلافت علي هيچ گونه نقشي را بازي نكرده است. اگر رسول الله صلي الله عليه وسلم  چنين وصيتي كرده بود، عايشه در برابر تمام امت قادر به انكار و رد آن نبود. كل كارنامه عايشهy در اين باره اين بود كه او چنين فرمود: ((من چنين وصيتي را نشنيده ام، هر چند كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  در مرض وفات نزد من و در خانه ي من بوده است و آخرين سخنان را با من در ميان گذاشته است.)) 
(ب) اگر رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  مي خواست چنين وصيتي بكند، لابد در جمع مردم آن را مطرح مي كرد، تنها با ذكر آن در خانه و يا نزد همسرش اكتفا نمي كرد. آقاي تيجاني مدعي است كه دلايل درباره ي وصيت رسول الله صلي الله عليه وسلم  داير بر خلافت بلافصل علي بسيار زياد است و بعضي از آنها را در كتاب خودش ذكر كرده، مدعي شده است كه اين دلايل به صراحت لهجه دال بر استخلاف علي هستند، با اين همه، او چگونه مي گويد كه عايشه در رد وصيت رسول الله صلي الله عليه وسلم  داير بر خلافت علي نقش بزرگي را ايفا كرده است؟! اگر همه ي اين دلايل كه طبق گمان او به صورت ظاهر و آشكار دال بر امامت علي هستند، ولي نزد اهل سنت حجت نيستند، لابد قول عايشه شايسته تر است كه حق باشد. 
(ت) عايشه كه بدليل صداقتش معروف به صديقه و دختر ابوبكر صديق است، امكان ندارد كه منكر وصيت رسول الله صلي الله عليه وسلم  باشد، اگر واقعاً چنين وصيتي انجام گرفته است. بي ترديد او پاكيزه در دنيا و آخرت همسر شخصيتي پاك و پاكيزه است. او بهترين، افضل ترين و محبوبترين همسر رسول الله صلي الله عليه وسلم  است. او مستحق و شايسته ي چنين منزلت و جايگاهي نشده است مگر بخاطر اينكه او بهترين زنان روي زمين است. با اين منزلت و جايگاهي كه ام المومنين عايشهy دارد، چگونه سخنان آقاي تيجاني را كه در دروغگويي، مهارت كامل دارد و احاديث صحيح و درست را كاذب جلوه مي دهد، باور كنيم؟ او بهترين مردم را، بدترين معرفي مي كند، گمراه ترين آدم را، راه يافته معرفي مي كند، كسي كه چنين حالتي را دارد، مي شود كه ما سخنان او را باور كرده و بهترين زنان روي زمين و مادر مومنان را دروغگو قرار بدهيم؟! 
آقاي تيجاني مي گويد: يكي از دلايل محبت اهل سنت با عايشه اين است كه او با علي و اولادش به جنگ برخاست حتي درباره ي دفن جنازه ي حسن بن علي در كنار جدش معترض شد و گفت: ((در خانه ي من داخل نكنيد كسي را كه من او را دوست ندارم)) و قول رسول الله صلي الله عليه وسلم  را درباره ي حسن و برادرش حسي فراموش كرده بود و يا بدان توجه نكرده بود، رسول الله صلي الله عليه وسلم  درباره ي حسن و حسين چنين فرموده بود: (حسن و حسين سرداران جوانان بهشت هستند) يا (دوست دارد خدا را كسي كه با حسن و حسين دوست باشد و هر كس كه با آن دو بغض ورزد، نزد خدا مبغوض خواهد بود) يا اينكه (هر كس كه با حسن و حسين بجنگد من نيز با او مي جنگم، هر كس با آن دو صلح كند من نيز با وي صلح خواهم كرد) علاوه بر اين چند روايت، روايات ديگر در اين زمينه نيز زياد است و من نمي خواهم در مورد همه ي آنها سخن به ميان بياورم. چرا چنين نباشد. حسن و حسين مگر دو تا ريحانه و گل سر سبد اهل بهشت نيستند.[691] آقاي تيجاني در جايي ديگر مي گويد: فاطمه زهراء كه وصيت كرده بود تا در شب دفن شود، در كنار قبر پدرش دفن نشد، پس چه به سر جسد پسرش حسن آمد كه در كنار قبر جدش دفن نگرديد؟! همين (كلمه تحقير) ام المومنين بود زماني كه امام حسين جسد برادرش حسن را آورد تا در كنار جدش دفن كند، نگذاشت و مانع از دفن شد. حتي سوار قاطر شده از خانه بيرون آمد و با صداي بلند مي گفت: ((در خانه ي من دفن نكنيد كسي را كه من او را دوست ندارم)). بنواميه و بنو هاشم براي جنگ و قتال عليه يكديگر صف آرايي كردند، امام حسي