حضره الفقيه مي گويد: أذان صحيح همين است كه در سطور بالا نقل گرديد، نه در آن اضافه مي شود و نه كاسته مي شود. مفوضه كه لعن و نفرين خداوند بر آنان شود، به وضع اخبار پرداخته و در اذان اين الفاظ (محمد و آل محمد خير البريه (دو بار) و در بعضي روايات، ((أشهد أن علياً ولي الله)) (دو بار) را اضافه كرده اند. (‍! ؟ !‍) و بعضي از آنان بجاي ((أشهد أن علياً ولي الله)) أشهد أن علياً اميرالمومنين (دو بار) را اضافه كرده اند. و در اين جاي شك و ترديد نيست كه علي به حق ولي الله و اميرالمومنين است، و محمد و آل محمد خير البريه هستند ولي در اصل اذان چنين چيزي نيست و اين مطلب را يادآور شدم تا آناني كه متهم به تفويض و تدليس هستند در جمع ما بايد شناخته شوند (! ! ؟)[896] چه حق درخشاني و چه باطل دست و پا شكسته اي روشن و واضح تر از اين مي تواند باشد؟ اينها همه دلايل هدايت تيجاني هستند. 
معني و مفهوم يا تقسيم صحابه، نزد اهل سنت و روافض دوازده امامي

تيجاني (هدايت يافته) سخن خود براي رسيدن به حق را حول و حوش موضوع بسيار مهمي كه همانا هسته اصلي اختلاف ميان اهل سنت و روافض مي باشد و خط امتياز ميان اين دو گروه به حساب مي آيد، آغاز نموده است و آن گفتگو پيرامون زندگي اصحاب رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  است. تيجاني، ديدگاه اهل سنت و شيعه اماميه را درباره تقسيم صحابه، مفهوم و معني آن سر فصل سخن خود قرار داده مي گويد: ((وقد استنتجت من خلال الحديث مع علماء الشيعه أنّ الصحابه في نظر هم ينقسمون إلي ثلاثه اقسام)) يعني از گفتگو با علماي شيعه به اين نتيجه رسيدم كه صحابه از ديدگاه شيعه به سه دسته تقسيم مي شوند. 
دسته اول: بهترين آنان، يعني كساني كه خدا و رسولش را به معني واقعي كلمه شناختند و با پيامبر اكرم صلي الله عليه وسلم  براي جان دادن در راه اسلام بيعت كردند و با صدق و اخلاص در قول و عمل او را همراهي كردند و بعد از پيامبر اكرم صلي الله عليه وسلم  تغيير نكردند بلكه بر قول و قرار خود ثابت قدم ماندند، خداوند در جاهاي متعدد در قرآن آنان را مورد ستايش قرار داده است و هم چنين رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  در موارد متعددي از آنان تمجيد كرده است. شيعه نيز مانند اهل سنت از آنان به پاكي و نيكي ياد كرده، با ديده احترام به آنان مي نگرد. 
دسته دوم: آن عده از صحابه هستند كه به دليل تطميع يا تخويف دين اسلام را پذيرفتند و از رسول الله صلي الله عليه وسلم  تبعيت كردند. اين گروه به خاطر مسلمان شدنشان بر پيامبر صلي الله عليه وسلم  منت مي گذاشتند و در برخي موارد به او اذيت و آزار رسانده و به امر و نهي او عمل نمي كردند راي خود را در برابر نص صريح قرآن دخالت مي دادند تا آنجا كه قرآن گاهي آنان را مورد سرزنش قرار داده و گاهي آنان را تهديد كرده است. همچنين قرآن در آيات متعددي از رسوايي آنان سخن گفته و رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  بارها آنان را هشدار داده است. شيعه اين گروه را با ذكر اعمال و رفتار و بدون هيچ گونه تجليل و تقدير ياد مي كند. 
دسته سوم: از صحابه آنان اند كه منافق بودند. به خاطر مكر و دسيسه عليه پيامبر صلي الله عليه وسلم ، او را همراهي مي كردند، با اسلام و مومنين نزديك شدند تا عليه آنان به مكر و حيله بپردازند. خداوند يك سوره كامل را به شرح حال آنان اختصاص داده است و در جاهاي متعددي از آنان ياد كرده است. و به وسيله پايين ترين طبقه دوزخ آنان را تهديد كرده است. پيامبر صلي الله عليه وسلم  نيز درباره آنان سخن گفته و مسلمين را از آنان بر حذر داشته است. هويت و مشخصات آنان را براي بعضي از ياران معرفي نموده است. اهل سنت و شيعه بر لعن و نفرين و تبري از آنان اتفاق نظر دارند. [8] 
اين بود ديدگاه شيعه پيرامون تقسيم صحابه بر اساس آنچه كه تيجاني (هدايت شده) در كتاب خود ذكر كرده است. علاوه بر اين تيجاني گروه خاصي از صحابه را كه به خاطر قرابت با رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  و خصوصيات اخلاقي و روحي رواني از ديگران ممتاز هستند نيز يادآور شده است و آنان همان اهل بيت رسول الله صلي الله عليه وسلم  هستند.[9] 
تيجاني (هدايت شدم) در ادامه بحث به بيان عقيده اهل سنت پيرامون صحابه پرداخته مي گويد: اما اهل سنت با وجود احترام و اكرام نسبت به اهل بيت[10] و اعتراف به فضيلت آنان، تقسيم مذكور را باور نداشته منافقين را جزء صحابه نمي دانند. آنان بر اين باورند كه صحابه بعد از رسول الله صلي الله عليه وسلم  بهترين خلق خدا هستند ـ اگر تفاوتي ميان آنان هست اين تفاوت مبتني بر سابقيت مسلمان شدن مسلمان شدن آنان و حسن امتحان و آزمايشي است كه در راه اسلام از آنان گرفته شده است. بدين ترتيب در درجه اول برتري از آن خلفاي راشدين سپس از آن شش نفري است كه در زمره عشره مبشره (يعني دهه نفري كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  در دنيا وعده و نويد بهشت را به آنان داده است) قرار دارند.[11] اين است عقيده اهل سنت پيرامون صحابه بر اساس اظهارات جناب تيجاني. 
اينك قبل از اينكه ديدگاه شيعه را در مورد تقسيم صحابه رد نموده بطلان آن را آشكار سازم. لازم مي دانم به اين بحث بپردازم كه صحابي و منافق در لغت و اصطلاح به چه كسي گفته مي شود؟ سپس بايد روشن شود كه مقصود از تقسيمات شيعه اماميه آن چنان كه در كتب مرجع آنان ذكر شده چه كساني از صحابه هستند ـ تا حقيقت براي خواننده خواه شيعه باشد يا سني روشن گردد. و در پايان هم به نقد و بررسي تقسيمي كه شيعه اماميه از صحابه كرده اند، مي پردازم.نقدي بر ديدگاه رافضه پيرامون زدن بر سر و صورت در ذكر مصيبت حسين رضی الله عنهم

آقاي تيجاني مي گويد: در جريان بحث از سيدنا حسين ضی الله عنه، از وي پرسيدم: شيعيان چرا گريه و چنان بر سر و صورت مي زنند كه خون جاري مي شود و چنين چيزي در اسلام حرام است. رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  فرموده است: ((ليس منا من لطم الخدود و شق الجيوب و دعا بدعوي الجاهليه)). كسي كه (وقت مصيبت) بر سر و صورت بزند و گريبان را پاره كند و به شيوه دوران جاهليت ماتم كند از ما مسلمانان نيست. آقاي سيد صدر گفت: ((بدون ترديد حديث صحيح است ولي درباره ماتم ابي عبدالله صدق پيدا نمي كند. كسي كه بخاطر انتقام از خون حسين ندا در مي دهد و به درب آقاي حسين مي رود، دعوت او، دعوت جاهلي نيست. علاوه بر اين، شيعيان بشر هستند، جاهل و عالم در آن وجود دارد، همه آنان محكوم عواطف و احساسات هستند. وقتي آنان در جريان ذكر مصيبت و شهادت حسين محكوم عواطف و احساسات مي شوند و به ياد قتل، هتك حرمت و به اسارت گرفتن خاندان رسول الله صلي الله عليه وسلم  مي افتند، در برابر اين اعمال اجر خواهند برد. زيرا همه اين مصيبتها در راه خدا هستند و خدا بندگانش را به ميزان مشكلات اجر مي دهد. من حدود يك هفته است كه صحبتها و سخنرانيهاي رسمي دولت مصر را در رابطه با در گذشت جمال عبدالناصر خوانده و شنيده ام. در اين سخنان رسمي آمده است كه بيش از هشت[897] مورد اقدامات خودكشي در اثر شنيدن  خبر درگذشت جمال عبدالناصر، صورت گرفته است. بعضيها