را همه اينها از جانب خود رسول الله صلي الله عليه وسلم  گفته شده اند و صاحب حق مي تواند، حق خود را به هر كس كه مايل باشد بدهد و ديگران بدون اجازه او، اختيار دخل و تصرف را ندارند و چنين اجازه اي از رسول الله صلي الله عليه وسلم  به ثبوت نرسيده است. يكي از دلايل منع اين است كه درود براي غير رسول الله صلي الله عليه وسلم  به عنوان شعار در ميان اهل بدعت و پيروان هواهاي نفساني رواج پيدا كرده است. آنان به كساني كه مورد تجليل آنان هستند مانند اهل بيت و غيره درود مي فرستند. اما درباره ي اينكه اين منع، حرام است، مكروه است يا خلاف اولي است، امام نووي در اذكار، بعد از ذكر هر سه3 صورت، صورت دوم را صحيح قرار داده است.اسماعيل بن اسحاق در كتاب احكام القرآن به سند صحيح از عمر بن عبدالعزيز چنين روايت كرده است: عمر بن عبدالعزيز نوشت اما بعد: عده اي از مردم در برابر عمل آخرت، عمل دنيا را طالب شدند، عده اي از مردم مرتكب بدعت شده بر خلفاي وامرا درود مي فرستند همانطور كه براي رسول الله صلي الله عليه وسلم  مي فرستند، هرگاه اين نامه من بدست تو رسيد، به آنان امر كن كه درود را فقط براي پيامبران گويند و در حق ساير مسلمانان دعاي خير كنند و روشهاي ديگر را كنار بگذارند. سپس با سند صحيح از ابن عباسرضی الله عنهم نقل كرده است: ((درود براي غير پيامبران صحيح نيست البته در حق ساير مسلمانان مرد و زن دعاي مغفرت شود.)) حضرت ابوذررضی الله عنهم مي گويد: در سال دوم هجري به مردم امر شد تا به رسول الله صلي الله عليه وسلم  درود بگويند. بعضي ها گفته اند: در شب معراج مردم ماموريت يافتند تا به رسول الله صلي الله عليه وسلم  درود بفرستند)).[849] همان طور كه مشاهده مي شود ابن حجر به امام بخاري مطلقاً استناد نكرده است، اين بجاي خود دليل محكمي است مبني بر اينكه بخاري درود را براي علي و فرزندانش ذكر نكرده است بلكه متاخرين آن را اضافه كرده اند. ((نقدي بر ديدگاه شيعه داير بر اينكه ائمه اربعه علم را از جعفر صادق آموخته اند))

آقاي تيجاني در حالي كه با تعدادي نوجوان مباحثه مي كند، مي گويد: ((يكي از آنان از من سوال كرد: مردم تونس پيرو چه مذهبي هستند؟ گفتم: پيرو مذهب مالكي هستند. و متوجه شدم كه بعضي از آنان مي خندند، ولي من به اين توجه نكردم و بدان اهميت ندادم. يكي از آنان گفت: تو مذهب جعفري را نمي داني؟ گفتم: خير، اين اسم جديد چيست؟ ما غير از مذاهب چهار گانه، مذهب ديگري را سراغ نداريم، و آنچه كه به جز مذاهب چهار گانه است، با اسلام ارتباطي ندارد. او در حالي كه تبسم مي كرد گفت: ((عذر مي خواهم، مذهب جعفري عين اسلام است، تو مگر نمي داني كه امام ابوحنيفه چنين مي گويد: ((لولا السنتان لهلك النعمان) ـ اگر آن دو سال در خدمت امام جعفر نمي بودم، نعمان هلاك مي شد ـ من ساكت شدم و نتوانستم جوابي بدهم زيرا او مذهب جديدي را برايم نام برد كه هنوز من در مورد آن نشنيده بودم. البته من خوشحال بودم و خدا را سپاس مي گفتم كه امام آنان، يعني امام جعفر صادق استاد امام مالك نبوده است و گفتم: من مالكي هستم نه حنفي. او گفت: ((مذاهب اربعه از يكديگر استفاده كرده اند. مثلاً احمد بن حنبل از امام شافعي و او از امام مالك و امام مالك از امام ابوحنيفه و ابو حنيفه از امام جعفر صادق علم آموخته است. بدين ترتيب همه آنان (ائمه اربعه) شاگردان امام جعفر صادق هستند. امام جعفر نخستين كسي است كه در مسجد جد بزرگوارش، حضرت رسول الله صلي الله عليه وسلم  دانشگاه اسلامي را افتتاح كرده است و بيش از چهار هزار محدث و فقيه از وي سند فراغت گرفته اند.[850] 
مي گويم: اين سخن كه امام ابوحنيفه شاگرد جعفر صادق بوده و از وي علم آموخته است، دروغ است. هر كس كه با زندگي امام ابوحنيفه آشنايي دارد، در دروغ بودن ترديدي ندارد. او تنها از سه عالم بلند پايه دوران خود علم را فرا گرفته است. بر جسته ترين آنان، اسماعيل بن حماد، ابوسليمان كوفي است. اسماعيل بن حماد از اساتيد مخصوص امام ابوحنيفه بوده است، علاوه بر او، از ابراهيم بن محمد المنتشر، ابراهيم بن زيد نخعي، ايوب سختياني، حارث همداني، ربيعه مدني و سالم بن عبدالله بن عمر بن الخطاب نيز استفاده كرده است و هم چنين سعيد بن مسروق بن سفيان ثوري، سليمان الهلالي و عاصم بن كليب نيز از شيوخ امام ابوحنيفه به حساب مي آيند.[851] 
2- و به فرض اينكه امام ابو حنيفه نزد امام جعفر صادق درس خوانده است، معني اين فقط اين است كه او يكي از جمله كساني است كه از امام جعفر استفاده كرده است و اين هرگز به اين معني نيست كه امام ابوحنيفه جعفري شده است. من فرضاً اين احتمال را متذكر شدم ور نه آنچه كه به ثبوت رسيده است، اين است كه امام ابوحنيفه در دوران پدر جعفر صادق، يعني (محمد باقر) بر مسند افتاء مستقر بود و فتوا مي داد. اين سخن آقاي تيجاني كه مذاهب اربعه از مذاهب جعفري تبعيت مي كنند، فاقد اعتبار و كان لم يكن است. امام احمد از امام شافعي درس نخوانده است بلكه با وي مجالست و هم نشيني داشته است. امام شافعي موطا را از امام مالك خوانده است و در آن فقط 9 نه حديث از امام جعفر نقل شده است! هيچ كس امام مالك را از شاگردان امام ابوحنيفه نشمرده است بلكه او را از اقران امام ابوحنيفه معرفي كرده اند. 
3- خود شيعيان در معتبرترين كتاب خود رواياتي را نقل كرده اند كه حكايت از آن دارند كه امام ابو حنيفه حتي به مدت يك روز شاگرد امام محمد باقر نبوده است، چه رسد به امام جعفر صادق، بلكه امام ابو حنيفه در كتب معتبر شيعه بجاي شاگرد جعفر صادق، از دشمنان ائنه معرفي شده است. آقاي كليني، امام بزرگ شيعه در كتابش ((اصول كافي)) كه نزد شيعيان به مثابه بخاري نزد اهل سنت است، از سدير چنين نقل مي كند: سدير مي گويد: ((امام جعفر در حالي كه دست مرا گرفته بود، و رويش بسوي كعبه بود، گفت: اي، سدير، مردم مامور شدند تا به اين سنگها طواف كنند بعد نزد ما مي آيند و ولايت خود را به ما متذكر مي شوند و آن عبارت است، از گفته الله )وَإِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحاً ثُمَّ اهْتَدَى) و بعد به سوي سينه خود اشاره كرد: بسوي ولايت ما، بعد گفت: اي سدير، مي خواهم دو تا مانع بزرگ كه مانع از دين خدا هستند، براي تو معرفي كنم بعد بسوي امام ابوحنيفه و سفيان ثوري كه در مسجد حلقه زده بودند نگاه كرد و گفت: آنان بدون كتابي روشن و بدون هدايت از جانب خدا، مردم را از ديم خدا باز مي دارند. همانا آنان آدمهاي ناروايي هستند. اگر آنان در خانه هايشان بنشينند و مردم بگردند كسي را نمي يابند كه آنان را از دين خدا و از رسول الله صلي الله عليه وسلم  آگاه كند تا اينكه نزد ما بيابند، و ما آنان را از خداي تبارك و تعالي و از رسول او آگاه كنيم.[852] 
(ما امام ابي جعفر را برتر از اين مي دانيم كه چنين بگويد. قطعاً اين سخن از دسيسه هاي مغيره بن سعيد است) 
4- آري، اين سخن كه بيش از چهار هزار محدث و فقيه نزد امام جعفر صادق درس خوانده اند، بسيار معقول به نظر مي رسد، چ