 بهتر را انجام داده و کفاره سوگندش را بدهد».
........................
[1]) متفق عليه : م (1654 - -23/1275/3)، اين لفظ مسلم است، خ (6639/534/11)، نس (25/7).
[2]) صحيح : [ص. جه 1711]، جه (2105/680/1)، د (3245/88/9)، نس (13/7).
[3]) صحيح : [الإرواء 2084]، م (1650 – 13/1272/3)، ت (1569/43/3).نهي از اصرار بر سوگند

خداوند متعال مي‌فرمايد :
) وَلاَتَجعَلُوا اللهَ عُرضَةً لإِيمَانِکُم أن تَبَرُّوا وَتَتَّقُوا وَتُصلِحُوا بَينَ النَّاسِ وَاللهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ((بقره : 224)
«و خداوند را آماج سوگندهاي خويش نکنيد تا اينکه نيکوکار و پرهيزگار شويد و بتوانيد ميان مردم به اصلاح بپردازيد و خداوند شنوا و دانا است».
ابن عباس مي‌گويد : (لاتجعلن عرضة ليمينک أن لاتصنع الخير، ولکن کفر عن يمينک واصنع الخير)[1] «سوگندت را مانعي براي انجام کار خير قرار نده، بلکه کفاره سوگندت را ادا کن و کار خير انجام بده».

از ابوهريره روايت است که پيامبر ص فرمود : (والله لأن يلج أحدکم بيمينه في أهله آثم له عندالله من أن يعطي کفارته التي فرض الله)[2] «به خدا قسم اگر کسي از شما در خانواده‌اش بر سوگندش پافشاري کند، نزد خدا گناهش بيشتر است از اينکه (سوگندش را بشکند) کفاره‌اي راکه خداوند فرض کرده بدهد».
......................
[1]) قبلاً بيان شد.
[2]) متفق عليه : خ (2625/517/11)، م (1655/1276/3).کفاره سوگند

اگر کسي سوگندش را بشکند، کفاره آن يکي از موارد زير است :
1- سيرکردن ده مسکين از غذاهاي معمولي و متوسطي که به خانواده خود مي‌دهيد.
2- لباس پوشانيدن ده مسکين.
3- آزاد کردن برده‌اي.
اگر کسي نتواند يکي از اين موارد را به جاي آورد بايد سه روز روزه بگيرد.
ولي اگر بتواند يکي از سه مورد فوق را انجام دهد، جايز نيست روزه را کفاره سوگندش قرار دهد.

خداوند متعال مي‌فرمايد :
) لاَيُؤَاخِذُکُمْ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِکُمْ وَلَکِنْ يُؤَاخِذُکُمْ بِمَا عَقَّدْتُمْ الأَيْمَانَ فَکَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاکِينَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِيکُمْ أَوْ کِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلاَثَةِ أَيَّامٍ ذَلِکَ کَفَّارَةُ أَيْمَانِکُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ (  (مائده : 89)

«خداوند شما را به خاطر سوگندهاي بيهوده و بي‌اراده مؤاخذه نمي‌کند ولي شما را در برابر سوگندهايي که از روي قصد و اراده خورده‌ايد مؤاخذه مي‌کند، کفاره اين گونه سوگندها عبارت است از : خوراک دادن به ده نفر مسکين، از غذاهاي معمولي و متوسطي که به خانواد خود مي‌دهيد يا جامه دادن به ده نفر از مساکين و يا آزاد کردن برده‌اي، اما اگر کسي (هيچ يک از اين سه کار را نتوانست و توانايي انجام آنها را) نيافت، سه روز روزه (بگيرد) اين کفاره سوگندهايي است که مي‌خوريد».سوگند به حرام

اگر کسي بگويد : غذايم، يا وارد شدن به خانه فلاني و غيره بر من حرام است، بر او حرام نمي‌گردد، و اگر اين کارها را انجام داد بايد کفاره سوگندش را بدهد :
خداوند متعال مي‌فرمايد :
) يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَکَ تَبْتَغِي مَرْضَاةَ أَزْوَاجِکَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ، قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَکُمْ تَحِلَّةَ أَيْمَانِکُمْ ((تحريم : 1)
«اي پيامبر چرا چيزي را که خداوند بر تو حلال کرده به خاطر خشنود ساختن همسرانت بر خود حرام مي‌کني؟ و خداوند آمرزگار مهرباني است، خداوند راه گشودن سوگندهايتان را براي شما مقرر کرده است».

از عائشه(رض) روايت است : (کان رسول الله ص يشرب عسلا عند زينب ابنة جحش، ويمکث عندها، فواطئت أنا وحفصة علي أيتنا دخل عليها فلتقل له أکلت مغافير، إني أجد منک ريح مغافير، قال : لا، ولکني کنت أشرب عسلا عند زينب ابنة جحش، فلن أعود له، وقد حلفت لاتخبري بذلک أحدا)[1] «پيامبر ص در خانه زنيب بنت جحش عسل مي‌خوردونزد او مي‌ماند، من و حفصه توافق کرديم که اگر پيامبر به خانه هر کدام از ما آمد به او بگويد : آيا مغافير (نوعي گياه بدبو) خورده‌اي؟ بوي مغافير از تو به مشامم مي‌رسد، پيامبر ص فرمود : نه، ولي در خانه زنيب بنت جحش عسل خوردم و ديگر هرگز آن را نمي‌خورم، عائشه گفت : حفصه را سوگند دادم که اين جريان را براي کسي بازگو نکند».

ابن عباس گويد : (في الحرام يکفر ) لَقَد کَانَ لَکُم فِي رَسُولِ اللهِ أسوَةٌ حَسَنَةٌ([2] «براي سوگند حرام بايد کفاره بدهد (چون) پيامبر الگوي خوبي براي شما است».
.........................
[1]) صحيح : [ص. نس 3553]، خ (4912/656/8).
[2]) قبلاً بيان شد.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:306.txt">تعريف نذور</a><a class="text" href="w:text:307.txt">مشروعيت نذر</a><a class="text" href="w:text:308.txt">نهي از نذر معلق</a><a class="text" href="w:text:309.txt">نذر صحيح و غيرصحيح</a><a class="text" href="w:text:310.txt">کسي که نذر کرد و نتوانست به نذرش وفا کند</a></body></html>تعريف نذور:
نذور جمع نذر است و اصل آن (إنذار) بمعني ترساندن است.
راغب اصفهاني در تعريف آن گفته است: نذر، واجب گرداندن چيز غيرواجبي است، به خاطر واقع شدن کاري.مشروعيت نذر

خداوند متعال مي‌فرمايد:
) وَمَا أنفَقتُم مِن نَفَقَةٍ أو نَذَرتُم مِن نَذرٍ فَإنَّ اللهَ يَعلَمُهُ ((بقره : 270)
«و هر هزينه‌اي را که متحمل مي‌شويد يا هر نذري را که بر گردن مي‌گيريد، بيگمان خدا آنرا مي‌داند».
و مي‌فرمايد : 
) ثُمَّ لِيَقضُوا تَفَثَهُم وَ لِيُوفُوا نُذُورَهُم وَلِيَطَّوَفُوا بِالبَيتِ العَتِيقِ ((حج : 29)
«بعد از آن بايد آلودگي‌ها را از خود برطرف سازند و به نذرهاي خويش وفا کنند و خانه قديمي (بيت‌الله) را طواف کنند».
و خداوند وفاکنندگان به نذر را مدح کرده و فرموده است : 
) يُوفُونَ بِالنَّذرِ وَ يَخافُونَ يَوماً کَانَ شَرُّهُ مُستَطِيراً ((انسان : 7)
«به نذر خود وفا مي‌کنند و از روزي مي‌هراسند که شر و بلاي آن گسترده و فراگير است».

از عائشه(رض) روايت است که پيامبر ص فرمود : (من نذر أن يطيع الله فليطعه، و من نذر أن يعصيه فلايعصه)[1] «هر کس نذر کرد که خدا را اطاعت کند، پس بايد از او اطاعت کند، و هر کس نذر کرد که نافرماني خدا کند، نافرماني او را نکند».
.........................
[1]) صحيح : [ص. ج 6565]، خ (6696/581/11)، د (3265/113/9)، ت (1564/41/3)، نس (17/7)، جه (2126/687/1).نهي از نذر معلق(*)

از عبدالله بن عمر روايت است : (نهي النبي ص عن النذر و قال : إنه لايرد شيئا و لکنه يستخرج به من البخيل)[1] «پيامبر ص از نذر نهي کرد و فرمود : نذر هيچ چيزي (قدري) را بر نمي‌گرداند، اما (با آن) از بخيل چيزي گرفته مي‌شود».(**)
از سعيد بن حارث روايت است : از ابن عمر(رض) شنيدم که مي‌گفت : آيا از نذر نهي نشده‌اند؟ (در حاليکه) پيامبر ص فرموده است : (إن النذر لايقدم شيئا ولايؤخر، و إنما يستخرج بالنذر من البخيل)[2] «نذر هيچ نفعي را جلب و هيچ ضرري را دفع نمي‌کند اما (با آن) از بخيل چيزي گرفته مي‌شود».
..........................
*) نذر معلق اين است که شخص مثلاً بگويد : خدايا نذر مي‌کنم که اگر در امتحان قبول شدم حيواني را ذبح کنم.
[1]) متفق عليه : خ (6693/576/11)، » (1639/260/3)، د (3263/109/9)، نس (16/7).
**) يعني انسان بخيل نذر م