ي و نه با من جدال مي‌کردي».

شراکت شرعي:
امام شوکاني(ره) در (السيل الجرار) (246/3) و (248/3) مي‌گويد :
«شراکت شرعي بدين صورت است که دو يا چند نفر با هم توافق کنند تا هر کدام مقدار معيني از مال خود را در اختيار ديگري قرار داده تا با آن معامله کنند، و پس از پرداخت هزينة شراکت هر کدام به اندازه پولي که پرداخت کرده، سود ببرد، و اگر توافق کنند که با وجود اختلاف پولشان، همه به يک اندازه سود ببرند درست است؛ اگرچه پول يکي کم و ديگري زياد باشد. چنين توافقي در شريعت جايز است؛ زيرا تجارتي است از روي رضايت وگذشت، بين طرفين».
............................
[1]) فتح الباري (129/5).
[2]) صحيح : [ص. جه 1853]، جه (2287/768/2).مضاربه
 
تعريف مضاربه[1]
مضاربه از ضرب (گردش) در زمين گرفته شده و به معني مسافرت به قصد تجارت است : 

خداوند متعال مي‌فرمايد :
)وَآخَرُونَ يَضرِبُونَ فِي الأرضِ يَبتَغُونَ مِن فَضلِ الله((زمل : 20)
«و گروهي ديگر براي جستجوي روزي و به دست آوردن نعمت خدا در زمين مسافرت مي‌کنند».

مضاربه، قراض هم ناميده مي‌شود، قراض از قرض گرفته شده و به معناي قطع و بريدن است چون مالک قسمتي از مالش را جدا کرده تا با آن معامله کند، و قسمتي از سود مالش را نيز جدا کرده و به صاحب کار مي‌دهد.

مقصود از مضاربه در اينجا اينست که طرفين توافق کنند بر اينکه يکي از آنها مال نقدي را به ديگري بدهد، تا با آن تجارت کند و در درصد سود (و زيان) توافق شده، با هم شريک باشند.

مشروعيت مضاربه:
ابن منذر در کتابش «الاجماع» (ص 124) مي‌گويد : 

«علماء اجماع کرده‌اند بر اينکه مضاربه با دينار و درهم جايز است.

و نيز اجماع کرده‌اند که عامل (کارکن) مي‌تواند با صاحب مال توافق کند، که صاحب يک سوم، يا نصف، و يا غيره از سود مال او باشد، که پس از مشخص شدن، به او تعلق مي‌گيرد».

اصحاب پيامبر ص به صورت مضاربه معامله کرده‌اند :
از زيد بن اسلم از پدرش روايت است : «عبدالله و عبيدالله دو پسر عمر بن خطاب با لشکري به عراق رفتند، در راه بازگشت پيش ابوموسي اشعري که امير بصره بود رفتند، ابوموسي به آنان خوش‌آمد گفته و از آنان پذيرايي کرد، سپس گفت : اگر مي‌توانستم کاري را به نفع شما انجام دهم، انجام مي‌دادم، و گفت : آري، اينجا پولي از بيت‌المال وجود دارد که مي‌خواهم آنرا براي اميرالمؤمنين بفرستم، پول را به صورت قرض به شما مي‌دهم، شما با آن از کالاهاي عراق خريداري کنيد و در مدينه بفروشيد، و اصل پول را به اميرالمؤمنين بدهيد و سود آن را براي خود برداريد. گفتند : اين کار را دوست داريم، ابوموسي پول را به آنان داد و به عمر بن خطاب نوشت که پول را از آنها تحويل بگيرد، وقتي بازگشتند و از فروش کالا سود بردند، اصل پول را به عمر تحويل دادند، عمر گفت : آيا ابوموسي به تمام افراد لشکر، مانند شما پول قرض داده است؟ گفتند : خير، عمر بن خطاب گفت : چون پسران اميرالمؤمنين هستيد پول را به شما قرض داده است! اصل پول و سود آنرا تحويل دهيد، عبدالله ساکت شد اما عبيدالله گفت : اي اميرالمؤمنين! اين کار در شأن تونيست. اگر اين پول کم مي‌شد يا از بين مي‌رفت ما ضامن آن بوديم، باز عمر گفت : پول و سود را تحويل دهيد، عبدالله ساکت شد و عبيدالله سخن خود را تکرار کرد، يکي از همنشينان عمر گفت : اي اميرالمؤمنين چرا آنرا مضاربه قرار نمي‌دهي؟ گفت : آنرا مضاربه کردم، پس عمر اصل پول و نصف سود را گرفت، و نصف ديگر را به عبدالله و عبيدالله تحويل داد».[2]

کسي که با پول مضاربه کار مي‌کند (عامل) امين است:
مضاربه به صورت مطلق و مقيد جايز است. و از عامل تنها در صورت تجاوز و خيانت و مخالفت با موافقت‌نامه خسارت گرفته مي‌شود : 

ابن منذر گويد : «علماء اجماع کرده‌اند که اگر صاحب سرمايه عامل را از فروش نسيه نهي کرد و عامل به نسيه فروخت ضامن و مسئول است».[3]

از حکيم بن حزام صحابي پيامبر ص روايت است : (أنه کان يشترط علي الرجل إذا أعطاه مالا مقارضة يضرب له به : أن لا تجعل مالي في کبد رطبة ولاتحمله في بحر، ولاتنزل به في بطن مسيل فإن فعلت شيئا من ذلک فقد ضمنت مالي)[4] «او هرگاه مالي را به مضاربه به مردي مي‌داد تا با آن معامله کند، شرط مي‌کرد و مي‌گفت : مالم را در خريد و فروش جاندار قرار نده، و آنرا از راه دريا حمل نکن و در مسير سيلا باراندازي مکن، اگر يکي از اين کارها را انجام دادي ضامن (و مسئول) هستي».
..........................
[1]) فقه السنة (212/3).
[2]) صحيح : [الإرواء 291/5]، ما (1385/479)، هق (110/6).
[3]) الأجماع ص (125).
[4]) سند آن صحيح است : [الإرواء 293/5]، قط (242/63/2)، هق (111/6).<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:29.txt">سرفصل</a><a class="text" href="w:text:30.txt">جايگاه نماز در دين</a><a class="text" href="w:text:31.txt">حكم تارك الصلاة</a><a class="text" href="w:text:32.txt">نماز بر چه کسي واجب است؟</a><a class="folder" href="w:html:33.xml">اوقات نماز </a><a class="text" href="w:text:44.txt">قضاي نمازهاي فوت شده</a><a class="text" href="w:text:45.txt">اوقاتي که اداي نماز در آنها نهي شده است</a><a class="text" href="w:text:46.txt">اماکني که خواندن نماز در آن نهي شده است</a><a class="folder" href="w:html:47.xml">أذان</a><a class="text" href="w:text:58.txt">شروط صحت نماز </a><a class="text" href="w:text:59.txt">چگونگي نماز</a><a class="text" href="w:text:60.txt">ارکان نماز  </a><a class="text" href="w:text:61.txt">واجبات نماز</a><a class="text" href="w:text:62.txt">ستره براى نماز گزار</a><a class="text" href="w:text:63.txt">سنتهاي نماز</a><a class="text" href="w:text:64.txt">اذکار و دعاهاي مشروع بعد از نماز</a><a class="text" href="w:text:65.txt">مکروهات نماز </a><a class="text" href="w:text:66.txt">آنچه در نماز مباح است</a><a class="text" href="w:text:67.txt">باطل کننده‌هاي نماز</a><a class="text" href="w:text:68.txt">نماز سنت</a><a class="text" href="w:text:69.txt">وتر </a><a class="text" href="w:text:70.txt">نماز شب</a><a class="text" href="w:text:71.txt">نماز ضحى </a><a class="text" href="w:text:72.txt">نماز بعد از وضو</a><a class="text" href="w:text:73.txt">نماز استخاره</a><a class="text" href="w:text:74.txt">نماز كسوف</a><a class="text" href="w:text:75.txt">نماز استسقاء </a><a class="text" href="w:text:76.txt">سجده تلاوت</a><a class="text" href="w:text:77.txt">سجده شكر</a><a class="text" href="w:text:78.txt">سجده سهو</a><a class="folder" href="w:html:79.xml">نماز جماعت</a><a class="folder" href="w:html:100.xml">نماز مسافر</a><a class="folder" href="w:html:106.xml">نماز جمعه</a><a class="folder" href="w:html:118.xml">نماز دو عيد </a><a class="text" href="w:text:129.txt">نماز خوف</a></body></html>سلم
 
تعريف سلم
سلم به فتح سين و لام در وزن و معنا مانند سلف است.

و در اصطلاح شريعت : پيش‌فروش چيز معلوم و مشخصي را با نرخي معلوم که مبلغ آن، پيش از تحويل کالا دريافت شود گويند.(*)

مشروعيت سلم
خداوند متعال مي‌فرمايد : 
) يَا أيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إذَا تَدَايَنتُم بِدَينٍ إلَي أجَلٍ مُّسَمَّي فَاکتُبُوهُ ( (بقره : 282)
«اي کساني که ايمان آورده‌ايد هرگاه به همديگر تا مدت معيني قرض داديد، آنرا بنويسيد».

ابن عباس گويد : «گواهي مي‌دهم که سلم تضمين شده تا وقت معين را خداوند در کتابش حلال کرده و به آن اجازه داده است، سپس آيه مذکور را تلاوت کرد».[1]

از ابن عباس روايت است : (قدم النبي ص المدينة و هم يسلفون بالتمر السنتين و الثلاث، فقال : من أسلف في شي ففي کيل 