يطان از او دور مي‌شود».

از ابن عباس روايت است : کنار پيامبر ص خوابيده بودم ... و ضمن توصيف نماز شب پيامبر ص گفت، مؤذن اذان داد و پيامبر ص به طرف مسجد خارج شد در حالي که مي‌فرمود : (اللهم اجعل في قلبي نورا و في لساني نورا، و اجعل في سمعي نورا، و اجعل في بصري نورا، واجعل من خلفي نورا، و من أمامي نورا و اجعل في فوقي نورا و من تحتي نورا اللهم أعطني نورا)[5] «خداوندا! در قلب، زبان، شنوايي و بينايي‌ام روشنايي قرار بده، و پشت سر، جلو، بالا و پايينم را نوراني گردان، خداوندا! به من نوري عطا کن».

دعاي ورود به مسجد:
از عبدالله بن عمرو بن عاص روايت است که پيامبر ص وقتي وارد مسجد مي‌شد مي‌فرمود : (أعوذ بالله العظيم و بوجهه الکريم و سلطانه القديم من الشيطان الرجيم)[6] «پناه مي‌برم به خداي بزرگ و به وجه کريم و سلطان قديمش از شيطان مطرود».

از فاطمه دختر پيامبر ص روايت است که گفت : پيامبر ص وقتي وارد مسجد مي‌شد مي‌فرمود : (بسم الله، والسلام علي رسول الله، اللهم اغفرلي ذنوبي و افتح لي أبواب رحمتک) «به نام خدا، سلام بر رسول خدا، خداوندا گناهانم را بيامرز و درهاي رحمتت را بر من بگشاي» و وقتي که (از مسجد) خارج مي‌شد مي‌فرمود : (بسم الله، والسلام علي رسول الله، اللهم اغفرلي ذنوبي و افتح لي أبواب فضلک)[7]. «بنام خدا و سلام بر رسول الله، بار خدايا گناهانم را بيامرز و درهاي فضلت را بر من بگشاي».
..............................
[1]) متفق عليه : خ (635/116/2)، م (603/421/1).
[2]) متفق عليه خ (636/117/2)، اين لفظ بخاري است، م (602/420/1)، د (568/278/2)، ت (326/205/1)، نس (114/2)، جه (775/255/1).
[3]) صحيح : [ص، ت 316]، ت (384/239/1)، د (558/268/2).
[4]) صحيح : [ص، ج 6419]، د (5073/437/13)، ت (3486/154/5).
[5]) صحيح : [مختصرم 379]، م (793 - 191/530/1)، د (1340/230/4).
[6]) صحيح : [ص. د 441]، د (462/132/2).
[7]) صحيح : [ص. جه 625]، جه (771/253/1)، ت (313/197/1).تحيه المسجد
 
هرگاه کسي وارد مسجد شود، واجب است قبل از آنکه بنشيند دو رکعت نماز بخواند. از ابوقتاده روايت است که پيامبر ص فرمود : (إذا دخل أحدکم المسجد فلايجلس حتي يصلي رکعتين)[1] «هرگاه يکي از شما وارد مسجد شد، تا دو رکعت نماز نخواند، بنشيند».

و دليل گفته‌مان بر وجوب تحيه المسجد اينست که ظاهر امر براي وجوب مي‌باشد و دليلي که حکم آنرا از ظاهر آن (وجوب) تغيير دهد وجود ندارد، بجز حديث طلحه بن عبيدالله که مي‌گويد : يک نفر اعرابي (باديه‌نشين) با سري ژوليده نزد پيامبر ص آمد و گفت اي رسول خدا، خداوند چه نمازهايي را بر من فرض کرده است؟ پيامبر ص فرمود : (الصلوات الخمس إلا أن تطوع شيئا...)[2] «نمازهاي پنج‌گانه، مگر اينکه خودت چيزي اضافه بخواني».

به نظر من استدلال به اين حديث بر عدم وجوب تحيه المسجد جاي بحث دارد؛ چراکه درست نيست آنچه را که در مقام تعليم و در مراحل اولية دين آمده، دست آويزي قرار دهيم براي رد کردن مسائلي که پس از آن بوده است، وگرنه لازم مي‌‌آيد که تمام واجبات شرعي را در نمازهاي پنجگانه‌اي مذکور خلاصه کنيم، که اين خرق اجماع و ابطال تمام شريعت است. پس حق اين است که دليل صحيحي که متأخر است پذيرفته شده و به مقتضاي آن اعم از وجوب، سنت و غيره، عمل شود. در اين مورد بين علما اختلاف نظر وجود دارد و آنچه گفتيم ارجح‌ است.[3]

همچنين امر پيامبر ص به تحيه المسجد در حالت خواندن خطبة جمعه وجوب را تأکيد مي‌کند:
اگرچه امام در حال خطبه باشد تحيه المسجد بايد خوانده شود 
از جابر بن عبدالله روايت است : (جاء رجل و النبي ص يخطب الناس يوم الجمعة، فقال : أصليت يا فلان؟ قال : لا، قال : قم فارکع)[4] «پيامبر ص روز جمعه در حال خطبه بود که مردي وارد مسجد شد، پيامبر ص فرمود : فلاني آيا نماز خواندي، گفت : خير، فرمود : پس بلند شو و (دو رکعت) نماز بخوان».

هرگاه نماز فرض برپا شد، غير از آن نمازي نيست
از ابوهريره رض روايت است که پيامبر ص فرمود : (إذا أقيمت الصلاة فلاصلاة إلا المکتوبة)[5] «هرگاه نماز فرض اقامه شد نمازي غير از آن نيست».

از مالک بن بحينه روايت است : در حالي که نماز اقامه شده بود پيامبر ص مردي را ديد که دو رکعت نماز مي‌خواند، وقتي پيامبر ص سلام داد، مردم دور او جمع شدند و پيامبر ص به او فرمود : (آلصبح أربعا؟ آلصبح أربعا؟!)[6] «آيا نماز صبح چهار رکعت است؟! آيا نماز صبح چهار رکعت است؟!».
..........................
[1]) متفق عليه : خ (1163/48/3)، م (714/495/1)، د (463/133/2)، ت (315/198/1)، جه (1013/324/1)، نس (53/2).
[2]) متفق عليه : خ (46/103/1)، م (11/40/1)، د (387/53/2)، نس (121/4).
[3]) نيل الاوطار (364/1).
[4]) متفق عليه : خ (930/407/2)، م (875/596/2)، د (1102/464/4)، ت (508/10/2)، جه (1112/353/1)، نس (107/3).
[5]) صحيح : [مختصر م 263]، م (710/493/1)، د (1252/142 و 143/4)، ت (419/264/1)، جه (1151/364/1)، نس (116/2).
[6]) متفق عليه : خ (663/148/2)، اين لفظ مسلم است، م (711/493/1).فضيلت رسيدن به تكبيرة الإحرام امام
 
از انس روايت است که پيامبر ص فرمود : (من صلي لله أربعين يوما في جماعة يدرک التکبيرة الأولي کتب له براءتان : براءة من النار، و براءة من النفاق)[1] «هرکس چهل روز نمازش را در جماعت با تکبيره الإحرام بخواند، برايش دو برائت نوشته مي‌شود : برائت (نجات) از آتش جهنم و برائت از نفاق».
..........................
[1]) حسن : [صو ت 200]، ت (241/152/1).كسي در حالى به مسجد وارد شود كه امام از نماز فارغ شده است
 
از سعيد بن مسيب روايت است : مردي از انصار در حال احتضار (دم مرگ) بود، گفت : حديثي را صرفاً به خاطر طلب ثواب از خدا برايتان بازگو مي‌کنم. از پيامبرr شنيدم که مي‌فرمود : (إذا توضأ أحدکم فأحسن الوضوء ثم خرج إلي الصلاة، لم يرفع قدمه اليمني إلا کتب الله عزوجل له حسنة، ولم يضع قدمه اليسري إلا حط الله عزوجل عنه سيئة، فليقرب أحدکم أو ليبعد، فإن أتي المسجد فصلي في جماعة غفرله، و إن أتي المسجد و قد صلوا بعضا و بقي بعض صلي ما أدرک، و أتم مابقي، کان کذلک، فإن أتي المسجد و قد صلوا فأتم الصلاة کان کذلک)[1] «هرگاه يکي از شما به نحو احسن وضو بگيرد و سپس براي نماز بيرون شود با هر گامي که با پاي راستش برمي‌دارد، خداوند عزوجل براي او حسنه‌اي مي‌نويسد، و با هر قدمي که با پاي چپش روي زمين مي‌گذارد، خداوند عزوجل گناهي را از او کم مي‌کند؛ پس هر کدام از شما دوست دارد فاصله‌ي بين قدمهايش را کم يا زياد کند و چون به مسجد بيايد و نمازش را با جماعت بخواند گناهان او بخشوده مي‌شود و اگر به مسجد آمد و ديد که مردم قسمتي از نماز راخوانده بودند، باقيمانده‌ي نماز را با جماعت بخواند، و بقيه را خودش تکميل کند، اين مانند کسي است که تمام نماز را به جماعت خوانده است؛ و هرگاه به مسجد آمد و ديد که نماز جماعت تمام شده، نمازش را بخواند در اين صورت هم مانند کسي است که به نماز جماعت رسيده است».

از ابوهريره روايت است که پيامبر ص فرمود : (من توضأ فأحسن وضوءه ثم راح فوجود الناس قد صلوا أعطاء الله عزوجل مثل أجر من صلاها و حضرها لاينقص ذلک من أجور هم شيئا)[2] «هرکس به نحو احسن وضو گيرد و سپس به مسجد برود و ببيند که مردم نماز را خوانده‌اند، خداوند عزوجل به او مانند اجر کسي که نماز را با جماعت خوانده، مي‌دهد، بدون اينکه 