گونگي غسل:
از ام عطيه روايت است : پيامبر ص هنگام غسل دخترش به آنان فرمود : (إبدأن بميامنها و مواضع الوضوء منها)[3] «از طرف راست بدن و اعضاي وضوي او شروع کنيد».

همچنين از ام عطيه روايت است : در حال شستن دختر پيامبر ص بوديم که پيامبر زند ما آمد و فرمود : (اغسلنها ثلاثا أو خمسا أو أکثر من ذلک إن رأيتن ذلک، بماء و سدر، و اجعلن في الآخرة کافورا أو شيئا من کافور، فإذا فرغتن فآذنني، فلما فرغنا آذناه فألقي إلينا حقوه(*)، فقال : أشعرنها إياه(**))[4] (او را با آب و سدر سه بار يا پنج بار يا بيشتر از آن اگر لازم دانستيد، بشوييد، و آخرين بار او را با کافور يا چيزي از کافور بشوئيد، و وقتي که تمام شديد، مرا صدا بزنيد، وقتي تمام شديم، او را صدا زديم، إزارش را به ما داد و فرمود : با اين پارچه او را بپوشانيد بطوريکه اين پارچه اولين پوشش او باشد».

همچنين از او روايت است : (فضفرنا شعرها ثلاثة أثلاث قرنيها و ناصيتها)[5] «موي سرش را در دو طرف سر و پيشاني‌اش سه قسمت کرديم و بافتيم».

همچنين از او روايت است : (فضفرنا شعرها ثلاثة قرون و ألقيناها خلفها)[6] «موي سرش را در سه دسته بافتيم و آنرا در پشت سرش قرار داديم».

چه کسي غسل را بر عهده گيرد؟
کسي که از همه بهتر سنتهاي غسل را مي‌داند، غسل ميت را بعهده گيرد؛ و اگر از خانواده و نزديکانش باشد بهتر است. چون کساني که عهده‌دار غسل پيامبر ص شدند از خانواده ايشان بودند : 

از علي روايت است : (غسلت رسول الله ص فجعلت أنظر ما يکون من الميت فلم أر شيئا، و کان طيبا حيا و ميتا -صلى الله عليه وسلم-)[7] «پيامبر ص را شستم، نگاه کردم آيا چيزي که از ميت خارج مي‌شود، ديده مي‌شود، چيزي را نديدم، او در حال حيات و مرگش پاک و خوشبو بود».

لازم است که غسل مذکر را مردان و غسل مؤنث را زنان بر عهده گيرند، ولي زن و شوهر از اين قاعده مستثني هستند و هر کدام از آنها مي‌‌تواند ديگري را غسل دهد : 

از عايشه روايت است : (لو کنت استقبلت من أمري ما استدبرت ما غسل النبي ص غير نسائه)[8] «اگر آنچه را الان مي‌دانم قبلا مي‌دانستم، پيامبر ص را کسي جز زنانش نمي‌شست».

همچنين از عايشه(رض) روايت شده که گفت : (رجع إلي رسول الله ص من جنازة بالبقيع، و أنا أجد صداعا في رأسي و أقول : وارأساه فقال : بل أنا و اراساه، ما ضرک لو مت قبلي فغسلتک و کفنتک ثم صليت عليک و دفنتک)[9] «پيامبر ص بعد از به خاک سپاري جنازه‌اي در بقيع، نزد من بازگشت، در حالي که  سردرد شديدي داشتم و مي‌گفتم : واي سرم، پيامبر ص فرمود : بلکه من «واي سرم». تو را چه زيان رسد اگر قبل از من بميري، من تو را بشويم و کفن کنم و سپس بر تو نماز بخوانم و تو را به خاک بسپارم؟».

تذکر : غسل دادن شهيد ميدان جنگ مشروع نيست:
از جابر روايت است که پيامبر ص فرمود : (ادفنوهم في دمائهم – يعني يوم أحد و لم يغسلهم)[10] «آنها را با خونشان دفن کنيد – يعني روز جنگ أحد – و آنها را نشست». 
...........................
[1]) متفق عليه : خ (1265/135/3)، م (1206/865/2)، د (3222/63/9)، ت (958/214/2)، نس (195/5).
[2]) متفق عليه : خ (1259/132/3)، م (939-39/647/2).
[3]) متفق عليه : خ (1255/130/3)، م (939-43 – 648/2).
*) منظور از «الحقو» ازار و تن‌پوش است، «الحقو» در اصل بمعني تهيگاه است ولي به صورت مجازي بر ازار اطلاق شده است.
**) «أشعرنها إياه» يعني اين پارچه را اولين پوشش او قرار دهيد.
[4]) متفق عليه : خ (1253/125/3)، م (939/646/2)، د (3126/416/8)، ت (995/229/2)، جه (1458/468/1)، نس (28/4).
[5]) متفق عليه : خ (62 و 1263/133 و 134/3)، م (939/646/2)، نس (30/4).
[6]) متفق عليه : خ (62 و 1263/133 و 134/3)، م (939/646/2)، نس (30/4).
[7]) صحيح : [ص. جه 1198]، [الاحکام 50]، جه (1467/471/1).
[8]) صحيح : [ص. جه 1196]، [الجنائز 49]، د (3125/413/8)، جه (1464/470/1).
[9]) صحيح : [ص. جه 1197]، [الجنائز 50]، جه (1465/470/1).
[10]) صحيح : [ص. نس 1893]، [الجنائز ص 54 – 55]، خ (1346/212/3)، د (3122/412/8)، نس (62/4)، ت (1041/250/2).وجوب آن به اين دليل است که پيامبر ص در مورد شخص مُحرِمي که شتر گردنش را شکست (و مرد)، فرمود : (اغسلوه بماء و سدر، و کفنوه في ثوبين...)[1] «او را با آب و سدر بشوييد و در دو پارچه کفن کنيد».

کفن يا قيمت آن از مال ميت گرفته مي‌شود اگرچه غير از آن مالي به جاي نگذاشته باشد :
به دليل حديث خباب بن أرت : (هاجرنا مع النبي ص نلتمس وجه الله، فوقع أجرنا علي الله، فمنا من مات لم يأکل من أجره شيئا، فمنهم مصعب بن عمير، و منا من أينعت له ثمرته فهو يهدبها. قتل يوم أحد فلم نجد ما نکفنه إلا بردة إذا غطينا بها رأسه خرجت رجلاه، و إذا غطينا رجليه خرج رأسه، فأمرنا النبي ص أن نغطي رأسه و أن نجعل علي رجليه من الإذخر)[2] «با پيامبر ص به خاطر الله هجرت کرديم، پاداش ما با خداست، بعضي از ما از جمله مصعب بن عمير فوت کردند و چيزي از غنائم جنگي دريافت ننمودند و بعضي از ما ميوه‌اش رسيد و آنرا چيد (پاداش خود را از غنايم دريافت کرد) مصعب که روز جنگ أحد کشته شد، چيزي براي کفن او غير از چادري که اگر سرش را مي‌پوشانديم پاهايش را نمي‌گرفت، و اگر پاهايش را مي‌پوشانديم سرش را نمي‌گرفت نيافتيم. پيامبر ص به ما امر کرد که سرش را پوشانده و روي پاهايش را با اذخر (نوعي گياه خوشبو) بپوشانيم».

حداقل مقدار لازم براي کفن، پارچه‌اي است که تمام بدن را بپوشاند، و اگر تنها تکه پارچة کوتاهي در دسترس باشد که براي تمام بدن کافي نباشد، در اين صورت سر ميت با کفن و پاهايش با اذخر پوشانده شود، همانطور که در حديث خباب گذشت.

مستحبات کفن
1- رنگ سفيد : به دليل فرموده پيامبر ص : (البسوا من ثيابکم البياض، فإنها خير ثيابکم و کفنوا فيها)[3] «لباس سفيد بپوشيد که بهترين لباسهايتان است و با پارچة سفيد (مرده‌هايتان) را کفن کنيد».

2- بايد سه پارچه باشد : به دليل حديث عايشه که فرمود : (أن رسول الله ص کفن في ثلاثة أثواب يمانية بيض سحولية من کرسف ليس فيها قميص و لاعمامة)[4] «پيامبر ص در سه تکه پارچه يمني سفيد سحولي (لباسي که از يمن به مدينه برده مي‌شد) از جنس پنبه که در آنها پيراهن و عمامه نبود کفن کرده شد».

3- اگر امکان داشت يکي از پارچه‌ها حبره (نوعي برد يمني خط‌دار) باشد : به دليل حديث جابر که از پيامبر ص روايت کرده است: (إذا توفي أحدکم فوجد شيئا فليکفن في ثوب حبرة)[5] «هرگاه يکي از شما فوت کرد و مالي داشت در صورت امکان در يک لباس خط‌دار کفن شود».
........................
[1]) متفق عليه : خ (1265/135/3)، م (1206/865/2)، د (3222/63/9)، ت (958/214/2)، نس (195/5).
[2]) متفق عليه : خ (1276/142/3)، م (940/649/2)، د (2859/78/8)، نس (38/4)، ت (3943/354/5).
[3]) صحيح : [ص. ج 3236]، [الجنائز 62]، ت (999232/2)، د (3860/362/10).
[4]) متفق عليه : خ (1264/135/3)، م (941/649/2)، د (3135/425/8)، ت (1001/233/2)، نس (36/4)، جه (146/472/1).
[5]) صحيح : [ص. ج 455]، [الجنائز 63]، د (3134/425/8).نماز خواندن بر جنازه مسلمان فرض کفايه است؛ چون پيامبر ص در چندين حديث به آن امر فرموده است:
از زيد بن خالد جهني روايت است : (أن رجلا من أصحاب النبي ص توفي يوم خيبر، فذکروا ذلک لرسول الله ص فقال : صلوا علي صاحبکم، فتغيرت وجوه الناس لذلک، فقال : إن صاحبکم غل في سبيل الله، ففتشنا متاعه فوجدنا خرزا من خرز اليهود لايساوي درهمين)[1] «مردي از اصحاب پيامبر ص روز خ