ه کافران بلايي به شما برسانند و به فتنه‌اي گرفتارتان گردانند».

از يعلي بن اميه روايت است : از عمر بن خطاب درباره آيه : ) إنْ خِفتُم أنْ يَفتِنَکُمً الَّذِينَ کَفَرُوا ( سؤال کردم و گفتم : با توجه به اين آيه قصر نماز به وقتي اختصاص دارد که از کافران در امان نباشيم ولي الان مردم در امنيت هستند، عمر گفت : من هم مثل تو از اين امر شگفت‌زده شدم و از پيامبر ص در اين باره سؤال کردم، پيامبرr فرمود : (صدقة تصدق الله بها عليکم فاقبلوا صدقته)[1] «صدقه‌اي است که خداوند به شما داده است، پس صدقه‌اش را قبول کنيد».

از ابن عباس روايت است : (فرض الله الصلاة علي لسان نبيکم ص في الحضر أربعا وفي السفر رکعتين و في الخوف رکعة)[2] «خداوند از زبان پيامبر ص نماز را بر شما؛ در حضر چهار رکعت، در سفر دو رکعت و هنگام ترس، يک رکعت واجب کرده است».

از عمر روايت است : (صلاة السفر رکعتان، و صلاة الجمعة رکعتان و الفطر و الأضحي رکعتان تمام غير قصر، علي لسان محمد -صلى الله عليه وسلم-)[3] «اززبان محمد ص نماز سفر دو رکعت و نماز جمعه دو رکعت و نماز عيد فطر و قربان دو رکعت است، کامل‌اند، نه قصر».

از عايشه روايت است : (الصلاة أول مافرضت رکعتين، فأقرت صلاة السفر، وأتمت صلاة الحضر)[4] «ابتدا که نماز فرض شد، دو رکعت، دو رکعت بود، نماز سفر به حال خود (دو رکعتي) باقي ماند و نماز حضر کامل (چهار رکعتي) شد».

از ابن عمر روايت است : با پيامبر ص، ابوبکر، عمر و عثمان مسافرت کرده‌ام و نديده‌ام که هيچکدام از آنها تا وقتي که فوت کردند از دو رکعت بيشتر بخوانند. و خداوند مي‌فرمايد : 

) لَقَد کَانَ لَکُم فِي رَسُولِ اللهِ أسوةٌ حَسَنَةًٌ ((احزاب : 21)
«به راستي رسول الله براي شما الگوي خوبي است».[5]
...........................
[1]) صحيح : [ص. ج 3762]، م (686/478/1)، د (1187/64/4)، نس (116/4)، جه (1065/339/1)، ت (5025/309/4).
[2]) صحيح : [. جه 876]، م (687/479/1)، د (1234/124/4)، نس (118/3)، جه (1068/339/1) در روايت ابن ماجه جمله آخر وجود ندارد.
[3]) صحيح : [ص. جه 871]، نس (183/3)، جه (1063/338/1).
[4]) متفق عليه : خ (1090/569/2)، م (685/478/1)، د (1186/63/4)، نس (225/1).
[5]) متفق عليه : م (689/479/1)، د (1211/90/4)، خ (1102/577/2)، نس (123/3).مسافت قصر
 
علما در تعيين مسافت قصر اختلاف نظر بسيار دارند، به طوري که ابن منذر و ديگران در اين باره بيشتر از بيست قول را ذکر کرده‌اند، قول راجح اين است که حد معيني براي مسافت قصر وجود ندارد؛ و هر اندازه در لغت عرب که پيامبر قومش را با آن خطاب کرده است، به آن سفر گفته مي‌شود، معتبر است؛ چون اگر براي مسافت سفر غير از آنچه ذکر کرديم حدي مي‌بود پيامبر ص قطعا از بيان آن چشم‌پوشي نمي‌کردند و اصحاب هم از سؤال کردن درباره آن، غافل نمي‌ماندند و در عدم نقل آن براي ما اتفاق نمي‌کردند».[1]
............................
[1]) المحلي (21/5).مكانى كه از آنجا قصر مي شود

جمهور علما اتفاق نظر دارند بر اينکه شرط قصر نماز، شروع سفر و خروج از آبادي است. و تا وقتي که مسافر به اول خانه‌هاي آبادي برنگردد مدت قصر نمازش تمام نمي‌شود. ابن منذر گويد : از اين که پيامبر در مسافرتهايش قبل از خروج از مدينه نمازش را قصر کند اطلاعي ندارم. و انس مي‌گويد : (صليت الظهر مع النبي -صلى الله عليه وسلم- بالمدينة أربعاً، وبذى الحليفة ركعتين).       

 [1] «نماز ظهر را در مدينه با پيامبر  چهار رکعت و نماز عصر را در ذوالحليفه دو رکعت خواندم».
..........................
[1]) فقه السنه (240 و 241/1)، و قول أنس : خ (1089/569/2)، م (690/480/1)، د (1190/69/4)، ت (544/29/2)، نس (235/1)، منظور از «بذي الحليفة رکعتين» نماز عصر است همانطور که در روايات غير بخاري به آن تصريح شده است.اگر مسافر براي انجام کاري اقامت کرد و (از ابتدا) قصد اقامت نداشت تا وقتي که برمي‌گردد نمازش را قصر کند

از جابر روايت است : (أقام النبي ص بتبوک عشرين يوما يقصر الصلاة)[1] «پيامبر ص بيست روز در تبوک اقامت کرد و نمازش را قصر مي‌کرد».
ابن قيم گويد : پيامبر ص براي امت بيان نفرموده است که اگر کسي بيشتر از اين مدت اقامت کند، نمي‌تواند نمازش را قصر کند، اقامت پيامبر اين مدت بطول انجاميده.[2]

پس اگر قصد اقامت بيش از نوزده روز را کرد بايد نمازهايش را کامل بخواند. همچنانکه ابن عباس رض گويد : (أقام النبي ص تسعة عشر يقصر، فنحن إذا سافرنا تسعة عشر قصرنا و إن زدنا أتممنا)[3] «پيامبر ص نوزده روز اقامت کرد و نمازش را قصر کرد و ما هم وقتي که نوزده روز مسافرت کنيم قصر مي‌کنيم و اگر از نوزده روز بيشتر بمانيم نمازمان را کامل مي‌خوانيم».
........................
[1]) صحيح : [ص. د 1094]، د (1223/102/4).
[2]) فقه السنه (241/1).
[3]) صحيح : [الإرواء 575]، خ (1080/561/2)، ت (547/31/2)، جه (1075/341/1)، د (1218/97/4)، أبوداود بجاي عبارت «تسعة عشر» عبارت : «سبع عشرة» را ذکر کرده است.جمع بين دو نماز
اسباب جمع:
1- سفر: 

از انس روايت است : (کان رسول الله ص إذا ارتحل قبل أن تزيغ الشمس أخر الظهر إلي وقت العصر ثم نزل فجمع بينهما فإن زاغت الشمس قبل أن يرتحل صلي الظهر ثم رکب)[1] «پيامبر ص وقتي که قبل از زوال خورشيد سفر مي‌کرد، نماز ظهر را تا وقت عصر به تأخير مي‌انداخت؛ سپس توقف مي‌کرد و آن دو (ظهر و عصر) را با هم مي‌خواند؛ و اگر قبل از شروع سفر، خورشيد زوال مي‌کرد، نماز ظهر را مي‌خواند و بعد از آن حرکت مي‌کرد».

از معاذ روايت است : (أن النبي ص کان في غزوة تبوک إذا ارتحل قبل أن تزيغ الشمس، أخر الظهر حتي يجمعها إلي العصر، يصليهما جيمعا، و إذا ارتحل بعد زيغ الشمس، صلي الظهر و العصر جميعا ثم سار، و کان إذا ارتحل قبل المغرب أخر المغرب حتي يصليها مع العشاء و إذا ارتحل بعد المغرب عجل العشاء فصلاها مع المغرب)[2] «پيامبر ص در غزوه تبوک وقتي که قبل از زوال خورشيد حرکت مي‌کرد، ظهر را به تأخير مي‌انداخت و به هنگام عصر، با نماز عصر جمع مي‌کرد و هرگاه بعد از زوال خورشيد حرکت مي‌کرد، نماز ظهر و عصر را با هم مي‌خواند و پس از آن حرکت مي‌کرد و اگر قبل از مغرب سفر مي‌کرد نماز مغرب را به تأخير مي‌انداخت تا آنرا با عشاء بخواند؛ ولي اگر بعد از غروب آفتاب حرکت مي‌کرد، نماز عشا را جلو مي‌انداخت و با مغرب مي‌خواند».

و نيز از معاذ روايت است : (أنهم خرجوا مع رسول الله ص عام تبوک، فکان رسول الله ص يجمع بين الظهر و العصر و المغرب و العشاء قال : فأخر الصلاة يوما، ثم خرج فصلي الظهر و العصر جميعا، ثم دخل، ثم خرج فصلي المغرب و العشاء جميعا)[3] «آنها با پيامبر ص براي جنگ تبوک خارج شدند و پيامبر ص نماز ظهر را با عصر و نماز مغرب را با عشا با هم جمع مي‌کرد، (معاذ) گويد : پيامبر ص روزي نماز را به تأخير انداخت و سپس خارج شد و نماز ظهر و عصر را با هم خواند، سپس داخل (خيمه) شد سپس خارج شد و نماز مغرب و عشا را با هم خواند».

2- باران:
از نافع روايت است : (أن عبدالله بن عمر کان إذا جمع الأمراء بين المغرب و العشاء في المطر جمع معهم) «زماني که باران مي‌باريد أمرا در بين مغرب و عشاء جمع مي‌کردند، عبدالله بن عمر هم همراه آنان (دو نماز را) جمع مي‌کرد».

از هشام بن عروه روايت است که : «پدرم عروه و سعيد ب