‌الله عنهاـ به‌ خوبي‌ بي‌وفايي‌ و پستي‌ دنيا را درك‌ كرده‌ و آفات‌ آن‌ را شناخته‌ بود، به‌ همين‌ علّت‌ كاملاً از آن‌ روي‌ گردان‌ بود و جز به‌ قدر ضرورت‌ و رفع‌ نياز به‌ متاع‌ دنيوي‌ توجهي‌ نداشت‌.
جهيزيه‌ي‌ او در وقت‌ ازدواج‌ و وضعيّت‌ منزلش‌ پس‌ از آن‌، شاهد بزرگي‌ بر اين‌ قضيه‌ مي‌باشد.
روزي‌ پيامبر (ص) نزد فاطمه‌(رض)آمد، به‌ محض‌ ورود رسول‌الله (ص)، فاطمه‌ گردن‌ بند طلايي‌اش‌ را از گردن‌ كشيد و در دستانش‌ بود، متوجه‌ شد كه‌ پيامبر (ص) آن‌ را نگاه‌ مي‌كند عرض‌ كرد: اين‌ هديه‌ي‌ ابوالحسن‌ (شوهرم‌) مي‌باشد.
پيامبر (ص) فرمود: اي‌ فاطمه‌! آيا دوست‌ داري‌ مردم‌ بگويند اين‌ فاطمه‌ دختر محمد است‌ كه‌ زنجيري‌ از آتش‌ در گردن‌ دارد؟! سپس‌ تشريف‌ برد.
فاطمه‌ پس‌ از شنيدن‌ اين‌ هشدار، زنجير طلايي‌ را فروخته‌ و با آن‌ غلامي‌ خريد و در راه‌ خدا آزاد كرد.
وقتي‌ خبر اين‌ واقعه‌ به‌ رسول‌ الله (ص) رسيد، الله اكبر گفته فرمودند:
«الحمدلله الذي‌ نجَّى‌ فاطمة من‌ النار» (2).
سپاس‌ خداي‌ را كه‌ فاطمه‌ را از آتش‌ نجات‌ داد.
اين‌ اقدام‌ فاطمه‌ نشانه‌ي‌ زُهد و ورع‌ اوست‌. او زاهد و وارعه‌ و مُحب‌ّ الله است‌. چطور زاهد و وارع‌ نباشد؟! مگر دختر سيّد زاهدان‌ و وارعان‌ نيست‌؟! مگر او دختر كسي‌ نيست‌ كه‌ در وقت‌ قدرت‌ و تسلّط‌ بر تمام‌ خزانه‌هاي‌ حجاز، از دنيا و متعلّقاتش‌ روي‌ گرداند! مگر او دختر همان‌ محمدي‌ نيست‌ كه‌ قريشيان‌ حاضر شدند تمام‌ اموال‌ و دارايي‌شان‌ را در اختيارش‌ بگذارند، تا دست‌ از دعوتش‌ بكشد، اما نپذيرفت‌؟!
مگر دختر همان‌ محمدي‌ نيست‌ كه‌ با وجود توانايي‌ استفاده‌ از بيت‌ المال‌، نان‌ جو مي‌خورد و بر حصيري‌ مي‌خوابيد؟!
آري‌! فاطمه‌(رض)به‌ دنبال‌ زيورآلات‌ دنيوي‌ و كاخ‌هاي‌ ناپايدار نبود (مانند اكثريت زنان‌ امروزي‌!) بلكه‌ دنبال‌ رضايت‌ پروردگار و كسب‌ خشنودي‌ او بود.
 
18) فاطمه‌ي‌ صدّيقه‌ (رض)
پروردگار جهانيان‌ وقتي‌ در قرآن‌ مجيد به‌ ذكر مقامات‌ انسان‌ها مي‌پردازد، مقام‌ «صديقين‌» را پيش‌ از «شهدا» نام‌ مي‌برد، يعني‌ پس‌ از «انبيا»، «صديقين‌» قرار دارد و بعد از آن‌ مقام‌ «شهيدان‌».
افراد جاهلي‌ كه‌ تلاش‌ مي‌كنند مقام‌ شهادت‌ را براي‌ فاطمه‌(رض)اثبات‌ كنند تا بر فضايلش‌ افزوده‌ گردد، مثل‌ اينكه‌ غافل‌اند كه‌ مقام‌ «صديقين‌» بالاتر از «شهيدان‌» است‌ و فاطمه‌ جزو «صديقه‌ها» بوده‌ است‌.
او در تمام‌ كارها، حتي‌ در سيما و شكل‌ ظاهري‌ شبيه‌ رسول‌ الله (ص) بود، همچنين‌ در اخلاق‌ و انديشه‌، معرفت‌ الي‌ الله نيز همانند باباي‌ عزيزش‌ بود.
مادر مؤمنان‌، عايشه‌ي‌ صديقه‌ ـ رضي‌الله عنهاـ مي‌فرمايد:
«كسي‌ را صادق‌تر از فاطمه‌ نديدم‌، مگر پدرش‌ را» (3).
پس‌ بر صداقت‌ فاطمه‌، همين‌ شهادت‌ و گواهي‌ مباركه‌ از سوي‌ «صدّيقه‌»اي‌ مانند عايشه‌، كافي‌ است‌ كه‌ او را در مقام‌ «صديقين‌» معرفي‌ مي‌كند.
﴿وَمَن يُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَئِکَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِکَ رَفِيقًا﴾ [نساء /‌ 69].
«و كسي‌ كه‌ از خدا و پيغمبر (با تسليم‌ در برابر فرمان‌ آنان‌ و رضا به‌ حكم‌ ايشان‌) اطاعت‌ كند، او (در روز رستاخيز به‌ بهشت‌ رود و همراه‌ و) همنشين‌ كساني‌ خواهد بود كه‌ (مقرّبان‌ درگاهند و) خداوند بديشان‌ نعمت‌ (هدايت‌) داده‌ است‌ (مقرّباني‌ كه‌ او همدمشان‌ خواهد بود، عبارتند از) پيغمبران‌ و راستروان‌ (و راستگوياني‌ كه‌ پيغمبران‌ را تصديق‌ كردند و بر راه‌ آنان‌ رفتند) و شهيدان‌ (يعني‌ آنان‌ كه‌ خود را در راه‌ خدا فدا كردند) و شايستگان‌ (يعني‌ ساير بندگاني‌ كه‌ درون‌ و بيرون‌شان‌ به‌ زيور طاعت‌ و عبادت‌ آراسته‌ شد) و آنان‌ چه‌ اندازه‌ دوستان‌ خوبي‌ هستند».
 
 19) محبوبه‌ي‌ رسول‌ الله (ص):
آيا مي‌توان‌ افتخاري‌ از اين‌ بالاتر را يافت‌ كه‌ فردي‌ در قلب‌ و دل‌ پيامبر (ص) جاي‌ داشته‌ باشد.
قلبي‌ كه‌ ملائكه‌ آن‌ را شستشو داده‌اند و از رذائل‌ و ناپاكي‌هاي‌ عالَم‌ ملك‌ و ناسوت‌ پاك‌ كرده‌اند، قلبي‌ كه‌ نور پروردگار‌ در آن‌ جاي‌ داشت‌. قلبي‌ كه‌ جبرئيل‌ آيات‌ الهي‌ را بر آن‌ القاء مي‌نمود.
آري‌! كسي‌ كه‌ مهر و محبّتش‌ در چنين‌ قلبي‌ جاي‌ داشته‌ باشد، آيا خوشبخت‌ترين‌ انسان‌ها نيست‌؟!
فاطمه‌ نزد پيامبر (ص) داراي‌ جايگاهي‌ بود كه‌ زنان‌ ديگر از آن‌ محروم‌ بودند، همان‌ بس‌ كه‌ پيامبر (ص) براي‌ استقبالش‌ بلند مي‌شد و او را بر جاي‌ خود مي‌نشاند.
عايشه‌ ـ رضي‌الله عنهاـ مي‌فرمايد:
«هيچ‌ احدي‌ را شبيه‌تر از فاطمه‌ به‌ پيامبر (ص) نديدم‌ از نظر صحبت‌ كردن‌ شيوه‌ي‌ حرف‌ زدن‌ و نشستن‌، هرگاه‌ پيامبر (ص) او را مي‌ديد، به‌ سويش‌ مي‌رفت‌ و او را مي‌بوسيد، و دستش‌ را مي‌گرفت‌ تا در جايش‌ مي‌نشاند« (4).
 
20) آزردن‌ فاطمه(رض)‌، آزردن‌ پيامبر (ص)
از ديگر امتيازات‌ فاطمه‌ كه‌ بر ساير زنان‌ معاصرش‌ برتري‌ دارد اينكه‌ محبّت‌ با فاطمه‌، محبّت‌ با رسول‌ الله (ص) و آزار دادن‌ فاطمه‌ و آزردن‌ پيامبر (ص) به‌ شمار مي‌آيد.
روزي‌ كه‌ حضرت‌ علي‌ (رض) قصد ازدواج‌ با جويريه‌ دختر ابوجهل‌ را داشت‌، پيامبر(ص) عصباني‌ شده‌ و فرمود:
«فاطمه‌ پاره‌ي‌ تن‌ من‌ است‌، هر كس‌ او را بيازارد، مرا آزرده‌ است‌».
اين‌ حديث‌ نشان‌ از مقام‌ و جايگاه‌ بلند فاطمه‌(رض)نزد خدا و رسولش‌ دارد.
 
21) فاطمه(رض)و علم‌ اندوزي‌
فاطمه‌(رض)از همان‌ روزهاي‌ كودكي‌، علم‌ و دانش‌ را از سرچشمه‌ وحي‌ فرا گرفت‌؛ از پدر خويش‌ به‌ عنوان‌ بهترين‌ معلّم‌، درس‌ انسانيّت‌ و اخلاق‌، توحيد و اسلام‌ را آموخت‌. همچنين‌ درس‌هاي‌ عملي‌ زيادي‌ را از محضر پيامبر (ص) ياد گرفت‌.
فاطمه(رض)از ميان‌ دختران‌ پيامبر (ص) تنها كسي‌ است‌ كه‌ به‌ روايت‌ حديث‌ پرداخته‌ است‌.
در كتاب‌هاي‌ معتبر حديث‌ اهل‌ سنّت‌، 18 روايت‌ از او نقل‌ شده‌ كه‌ راويان‌ آنها عبارتند از:
حضرت‌ علي‌، حسن‌، حسين‌، أنس‌، عايشه‌، اُم‌ كلثوم‌، اُم‌ رافع‌ و سلمي‌ (رض) (5). 
 
22) عفّت‌ فاطمه‌ي‌ زهرا (رض):
حضرت‌ فاطمه‌ ـ رضي‌الله عنهاـ عفت‌ و پاكدامني‌ را از مادر بزرگوارش‌ خديجه‌ي‌ كبري‌ ـ رضي‌الله عنهاـ آموخته‌ بود و در كنار آن‌ نيز آموزه‌هاي‌ پدر محبوبش‌ او را به‌ اُسوه‌ي‌ عفت‌ و پاكدامني‌ مبدّل‌ ساخت‌. فاطمه(رض)از پدر آموخته‌ بود كه‌ نبايد خود را در معرض‌ نگاه‌ بيگانگان‌ قرار دهد و زيبايي‌ و زينت‌ خويش‌ را براي‌ نامحرم‌ عرضه‌ نمايد و نيز اين‌ باور را پذيرفته‌ بود كه‌ او نبا