هنّم جاودانه شده و بهشت بر آنان حرام شده است. 
باگذشت زمان مردم از توحيد الوهيّت فاصله‌گرفته و خدايان مختلفي را به غير از خداي واقعي عبادت‌كردند. قوم نوح،«ودّ» و «سواع» و «يغوث» و «يعوق» و «نسر» را و قوم ابراهيم، بت‌هاي چوبي و سنگي را و مصريان قديم، گوساله را، هندوها گاو را، اهالي‌سرزمين سبا خورشيد را، ستاره‌پرستان‌ ستاره‌ها را،آتش پرستان آتش را، عرب‌ها بت‌هاي سنگي را و مسيحيان عيسي و مادر عيسي و دانشمندان و راهبان‌خود را را عبادت كردند. اينان همه مشركند. زيرا عبادت را كه فقط شايسته‌ي خداست براي ديگران انجام دادند. 
اكنون بدانيم «عبادت» كه فقط مخصوص خداست، به چه معني است؟
معني عبادت
عبادت داراي دو معني‌كاملاً وابسته به‌هم است. به‌ همين دليل در يك كلمه جمع شده‌اند. و اين دو معني عبارتند از نهايت تسليم و نهايت‌ محبت. پس‌ خضوع و تسليم‌ كامل به همراه محبّت‌كامل به معني عبادت‌است. و محبّت‌ بدون‌تسليم يا تسليم بدون محبّت، عبادت به حساب‌ نمي‌آيد، حتّي‌ اگر تسليم و محبّت با هم جمع گردند،‌ امّا به كمال نرسند باز هم عبادت نيست و براي معني عبادت كمال تسليم و محبّت لازم است. 

شيوه‌هاي مختلف عبادت و انواع آن
عبادت آن‌گونه كه بسياري از مردم مي‌پندارند داراي يك شيوه نيست، بلكه انواع و شيوه‌هاي مختلفي دارد، از جمله : 
الف) دعاكردن : يعني رسيدن به يك نفع، دفع ضرر،‌ رفع بلا، پيروزي بر دشمن و يا چيز ديگري را از خداوند خواستن. پس اگر چنين درخواستي از ته دل از خداوند خواسته شود، مغز عبادت و روح آن انجام شده است و در حديثّ آمده است كه «دعا عين عبادت است.» به روايت ترمذي 
ب) انجام مراسمات ديني : مانند : نماز، روزه، صدقه، حجّ، نذر، قرباني و امور مانند آن‌كه صحيح نيست چنين‌اعمالي براي غيرِ خدا انجام شود. 
ج) اطاعت ديني‌كامل در برابر احكامي‌كه خداوند بيان نموده و اعتراف به حقّانيت شريعت او كه در آن اموري را حلال و اموري را حرام كرده و براي برخي اعمال حدودي قرار داده و براساس آن نظام‌زندگي را سامان بخشيده ‌است. پس براي‌كسي كه خدا را پروردگار خود مي‌داند جايز نيست، نظام زندگي، احكام، ارزش‌ها و قوانين آن را از بشر بگيرد و در برابر آن تسليم شود و در زندگي خود مطابق آنها حكم كند، مگر اين كه دليلي از جانب خداوند براي آن موجود باشد. پس اين مسئله هم نوعي عبادت است. 

اهميّت توحيد الوهيّت
مهم‌ترين و اساسي‌ترين بخش توحيد، توحيد الوهيّت است. و چنان كه خواهد آمد پيامبران گرامي بيشترين توجّه خود را صرف بيان آن نموده‌اند. توحيد الوهيت به قدري اساسي است كه به هنگام بيان لفظ توحيد، فقط اين بخش از آن به ذهن مي‌رسد. 
همين بخش توحيد است كه خداوند، پيامبران و كتاب‌هاي آسماني را براي بيان آن ارسال داشته و نشانه‌هاي خود را در آفاق و انفس براي‌تحقّق‌ آن‌گسترانيده است. به خاطر آن است كه عذاب «حاقه» به حقيقت وعذاب «واقعه» به وقوع پيوست، دفاتر حساب و كتاب براي آن منتشر و ترازوي اعمال براي آن مستقر گشت و بازار بهشت و جهنّم براي آن برپا شد. 
به دليل همين بخش توحيد است‌ كه مردم به شقاوتمند و سعادتمند تقسيم‌گشته، برخي ميهمان باغ‌هاي بهشت و گروهي روانه‌ي آتش دردناك جهنم گرديدند.

لا إله إلاّ الله، عنوان توحيد
توحيدي‌كه پيامبران آورده‌اند داراي عنواني است‌كه در يك كلمه‌ي مختصر، حقيقت را تعبير مي‌كند. و آن عنوان، جمله   «لا إله إلاّ الله» است كه به كلمه «توحيد» يا كلمه «اخلاص» و يا كلمه «تقوي» ناميده شده است. 
اين كلمه‌ي با عظمت، صفت خداوندي را از تمام خلايق نفي كرده وآن را فقط براي پروردگار يكتا اثبات مي‌كند و مطابق آن فقط الله خداي حقيقي است و به جز او هر چه را كه مردم در زمان‌هاي مختلف عبادت كرده‌اند، خداياني بي‌ارزش و باطل به حساب مي‌آيد كه ساخته‌ي دست جهالت و خرافات هستند. خداوند در اين باره مي‌فرمايد : 
 ذَلِكَ بِأنَّ اللهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أنَّ مَا يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْبَاطِلُ وَ أنَّ اللهَ هُوَ الْعَلِيُّ الكَبِيرُ   حجّ/62
«(مسأله) به همين منوال است و خداوند حقّ است و آنچه را كه بجز او به فرياد مي‌خوانند و پرستش مي‌نمايند، باطل است و خداوند والا مقام و بزرگوار است.»
اله يعني معبود حقيقي و محبوب مورد اطاعت وكسي كه شايسته است عبادت شود، چون داراي صفات كمال است و به خاطر دارا بودن اين صفات لازم است، نهايت محبّت و نهايت تسليم به او اختصاص داده شود و وجود اين دو حالت به معني ‌عبادت است. طبق بيان شيخ ‌الاسلام ابن‌تيميّه «اله» عبارت است از كسي كه دل‌ها اسير محبّت‌ او بوده و در برابر او تسليم شده و خوار و ذليل گرديده‌اند، از او ترسيده و به او اُميد دارند، در سختي‌ها به او رجوع‌ كرده و در امور مهم به فريادش خوانند و در كارهاي نيكو بر او توكّل‌كنند، به او پناه برده و با ياد او به اطمينان و با محبّتِ او به آرامش رسند … 
بسيار روشن است كه چنين كسي با چنين صفاتي فقط خداوند مي‌باشد. 
به اين خاطر است كه «لا اله إلاّ الله» صادق‌ترين و برترين گفتار است. اساس هر امر و والاترين نيكي‌هاست. در حديث صحيح از پيامبر ص روايت شده كه فرمود : «برترين كلامي كه من و پيامبران قبل از من گفته‌اند، لا إله إلاّ الله است.» 

توحيد اولين وظيفه‌ي پيامبران
به دليل اهميّت توحيد و جايگاه اساسي آن در همه‌ي اديان آسماني، اولين عنصر دعوت همه‌ي پيامبران از نوح تا محمّد (درود و سلام خدا بر تمامي آنان باد) همان توحيد بوده است. 
اولين وظيفه‌ي پيامبران كه خداوند آنان را براي هدايت بندگان خود برگزيده بود، در دو امر اساسي نمودار مي‌شود كه اين دو امر مكمل يكديگرند : 
1ـ دعوت به عبادت پروردگار يكتا 
2ـ دعوت به دوري از طاغوت. 
قرآن كريم در اين‌باره مي‌فرمايد : 
 وَلَقَدْ بَعَـثْنَا فِي كُلِّ أمَّةٍ رَسُولاً أنِ اعْبُدُوا اللهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ  نحل/36
«ما به ميان هر ملّتي پيغمبري را فرستاده‌ايم (كه به مردم اعلام‌ كنند) كه خدا را بپرستيد و از طاغوت (شيطان، بتها و ستمگران) دوري كنيد.»
خداوند در آيه‌اي ديگر خطاب به پيامبر  مي‌فرمايد : 
 وَ مَا أرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إلاَّ نُوحِي إلَيْهِ أنَّهُ لا إلَهَ إلاَّ أنَا فَاعْبُدُونِ   انبياء/25
«ما پيش از تو هيچ پيغمبري را نفرستاده‌ايم مگر اين كه به او وحي كرده‌ايم كه معبودي جز من نيست،‌پس فقط مرا پرستش كنيد.»
به همين دليل است كه مي‌بينيم اولين سخن هر پيامبري با قومش اين بود كه : «اي قوم من! تنها خداوند را بپرستيد. زيرا جز او خداي ديگري نداريد.» اعراف/59
قرآن كريم از زبان نوح و هود و صالح و شعيب و … همين كلام را نقل كرده است. نوح كه اولين پيامبر فرستاده شده به سوي مشركين است،‌ به قوم خود مي‌گويد : 
 إنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ * أنْ لا تَعْبُدُوا إلاَّ اللهَ   هود/25ـ 26
«(نوح به قوم خ