ِ؟ قَالَ: «غَضُّ الْبَصَرِ، وَكَفُّ الأَذَى، وَرَدُّ السَّلامِ، وَأَمْرٌ بِالْمَعْرُوفِ وَنَهْيٌ عَنِ الْمُنْكَرِ». (بخارى:2465)
ترجمه: از ابوسعيد خدري (رض) روايت است كه نبي ‏اكرم (ص) فرمود: «از نشستن در معابر عمومي اجتناب كنيد». مردم گفتند: يا رسول ‏الله! چاره اي جز اين نداريم زيرا آنجا، محل نشستن و سخن گفتن ما است. رسول ‏الله (ص) فرمود: «اگر چاره اي جز اين نداريد، پس حق راه را مراعات كنيد». پرسيدند: يا رسول ‏الله! حق راه چيست؟‏ فرمود: «حفاظت چشمها ، اذيت نكردن عابران، جواب دادن سلام و امر به معروف و نهي از منكر».


باب (14): اختلاف نظر در مورد راههاي عمومي
1115 ـ عَنْ أَبَي هُرَيْرَةَ (رض) قَالَ: قَضَى النَّبِيُّ (ص) إِذَا تَشَاجَرُوا فِي الطَّرِيقِ بِسَبْعَةِ أَذْرُعٍ. (بخاري:2473)
ترجمه: ابوهريره (رض) مي‏گويد: نبي اكرم(ص) در مورد اختلاف نظر دربارة معابر عمومي اينگونه داوري فرمود كه هفت زرع، در نظر گرفته شود.

باب (15): نهي از چپاول و مُثله كردن
1116 ـ عن عَبْدِاللَّهِ بْنِ يَزِيدَ الأَنْصَارِيَّ (رض) قَالَ: نَهَى النَّبِيُّ (ص) عَنِ النُّهْبَى وَالْمُثْلَةِ . (بخارى:2474)
ترجمه: عبدالله بن يزيد انصاري (رض) مي گويد: نبي اكرم (ص) از چپاول (مال) و مُثله كردن (مردم) منع كرده است.

باب (16): كسي كه بخاطر مالش كشته شود
1117 ـ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عَمْرٍو رَضِي اللَّه عَنْهمَا قَالَ: سَمِعْتُ النَّبِيَّ (ص) يَقُولُ: «مَنْ قُتِلَ دُونَ مَالِهِ فَهُوَ شَهِيدٌ». (بخاري:2480)
ترجمه: عبد الله بن عمر رضي الله عنهما مي گويد: از نبي ‏اكرم (ص) شنيدم كه مي فرمود: «هركس، براي  دفاع از مالش، كشته شود، شهيد است».

باب (17): شكستن ظرف يا ساير كالاهاي مردم
1118 ـ عَنْ أَنَسٍ (رض) أَنَّ النَّبِيَّ (ص) كَانَ عِنْدَ بَعْضِ نِسَائِهِ فَأَرْسَلَتْ إِحْدَى أُمَّهَاتِ الْمُؤْمِنِينَ مَعَ خَادِمٍ بِقَصْعَةٍ فِيهَا طَعَامٌ، فَضَرَبَتْ بِيَدِهَا فَكَسَرَتِ الْقَصْعَةَ فَضَمَّهَا وَجَعَلَ فِيهَا الطَّعَامَ وَقَالَ: «كُلُوا» وَحَبَسَ الرَّسُولَ وَالْقَصْعَةَ حَتَّى فَرَغُوا فَدَفَعَ الْقَصْعَةَ الصَّحِيحَةَ وَحَبَسَ الْمَكْسُورَةَ. (بخارى:2481)
ترجمه: از انس (رض) روايت است كه نبي ‏اكرم (ص) در خانة يكي از همسرانش (نشسته) بود كه يكي ديگر از همسرانش، كاسه اي غذا همراه خادمش براي رسول خدا (ص)  فرستاد. اين همسرش (كه احتمالاً عايشه بود) با دستش به كاسه زد و آنرا شكست. رسول خدا (ص) قطعات كاسه را (كنار هم گذاشت و) بهم وصل كرد و آن غذا را در آن، نهاد و فرمود: «بخوريد». و خادم و آن ظرف را تا وقتي كه از خوردن غذا فارغ شدند، نزد خود نگهداشت. آنگاه، كاسة سالمي به او داد و ظرف شكسته را نزد خود نگهداشت. 
 
باب (25): آيا روز جداگانه اي براي تعليم زنان اختصاص داده شود؟
87 ـ  عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ (رض) قَالَ: قَالَتِ النِّسَاءُ لِلنَّبِيِّ (ص): غَلَبَنَا عَلَيْكَ الرِّجَالُ فَاجْعَلْ لَنَا يَوْمًا مِنْ نَفْسِكَ، فَوَعَدَهُنَّ يَوْمًا لَقِيَهُنَّ فِيهِ، فَوَعَظَهُنَّ وَأَمَرَهُنَّ، فَكَانَ فِيمَا قَالَ لَهُنَّ: «مَا مِنْكُنَّ امْرَأَةٌ تُقَدِّمُ ثَلاثَةً مِنْ وَلَدِهَا إِلاَّ كَانَ لَهَا حِجَابًا مِنَ النَّارِ». فَقَالَتِ امْرَأَةٌ: وَاثْنَتَيْنِ؟ فَقَالَ: «وَاثْنَتَيْنِ».(بخارى:102) 
ترجمه:  ابوسعيد خدري (رض) مي گويد: زنان خطاب به نبي اكرم (ص) گفتند: مردان تو را تصاحب نموده (و براي ما ) وقتي باقي نگذاشته اند. فرصتي به ما اختصاص بده تا نزد شما حاضر شويم. رسول الله (ص) روزي را براي آنان تعيين نمود. (و در آنروز) فرمود: «هر زني كه سه فرزند خود را از دست بدهد، آنان، در روز قيامت براي مادرانشان حجابي در برابر آتش دوزخ خواهند شد». زني گفت: اگر دو فرزندش را از دست بدهد باز هم آنها حجاب مي شوند؟ آنحضرت(ص) فرمود: «بلي».
وَفِيْ رِوَايَةٍ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ(رض) قَالَ: «ثَلاثَةً لَمْ يَبْلُغُوا الْحِنْثَ».(بخارى: 102).
و در يك روايت از  ابوهريره (رض) آمده است كه رسول الله (ص) فرمود: «سه فرزندي كه به سن بلوغ نرسيده باشند».

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1021.txt">باب (1): شراكت در طعام، خوردني وكالا</a><a class="text" href="w:text:1022.txt">باب (2): تقسيم گوسفندان</a><a class="text" href="w:text:1023.txt">باب (3): قيمت گذاري كالا بين شُركا بصورت عادلانه</a><a class="text" href="w:text:1024.txt">باب (4): تقسيم نمودن با قرعه كشي</a><a class="text" href="w:text:1025.txt">باب (5): شراكت در طعام و غيره</a></body></html>باب (1): شراكت در طعام، خوردني وكالا
1119 ـ عَنْ سَلَمَةَ بنِ الأكْوَعِ (رض) قَالَ: خَفَّتْ أَزْوَادُ الْقَوْمِ وَأَمْلَقُوا فَأَتَوُا النَّبِيَّ (ص) فِي نَحْرِ إِبِلِهِمْ فَأَذِنَ لَهُمْ فَلَقِيَهُمْ عُمَرُ فَأَخْبَرُوهُ فَقَالَ: مَا بَقَاؤُكُمْ بَعْدَ إِبِلِكُمْ، فَدَخَلَ عَلَى النَّبِيِّ (ص) فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! مَا بَقَاؤُهُمْ بَعْدَ إِبِلِهِمْ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «نَادِ فِي النَّاسِ فَيَأْتُونَ بِفَضْلِ أَزْوَادِهِمْ» فَبُسِطَ لِذَلِكَ نِطَعٌ وَجَعَلُوهُ عَلَى النِّطَعِ، فَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) فَدَعَا وَبَرَّكَ عَلَيْهِ ثُمَّ دَعَاهُمْ بِأَوْعِيَتِهِمْ فَاحْتَثَى النَّاسُ حَتَّى فَرَغُوا، ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَأَنِّي رَسُولُ اللَّهِ». (بخارى:2484)
ترجمه: از سلمه بن اكوع (رض) روايت است كه مردم، توشه تمام كردند و گرسنه شدند. آنگاه، نزد رسول خدا (ص) آمدند و اجازه خواستند تا شترهايشان را ذبح نمايند. رسول خدا(ص) اجازه داد. سپس، مردم با عمر(رض) روبرو شدند و او را از جريان، آگاه ساختند. عمر(رض)گفت: شما بدون شتران تان چگونه زندگي خواهيد كرد؟ سپس خود، نزد رسول خدا (ص) رفت و عرض كرد: اي رسول خدا ! اينها بدون شترانشان چگونه زنده خواهند ماند؟ رسول خدا (ص) فرمود: «مردم را صدا بزن تا هر كس، باقيماندة توشه خود را بياورد». آنگاه، زير اندازي چرمي را پهن كردند و آنچه داشتند، روي آن گذاشتند. رسول خدا (ص) آنجا ايستاد و دعاي بركت نمود. سپس، به مردم دستور داد تا ظرفهايشان را بياورند. پس همه از آن غذاها برداشتند. پس از فراغت، رسول خدا فرمود: «گواهي مي دهم كه معبودي بحق جز الله وجود ندارد و من فرستادة خدا هستم».
1120 ـ عَنْ أَبِي مُوسَى (رض) قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ (ص): «إِنَّ الأَشْعَرِيِّينَ إِذَا أَرْمَلُوا فِي الْغَزْوِ أَوْ قَلَّ طَعَامُ عِيَالِهِمْ بِالْمَدِينَةِ جَمَعُوا مَا كَانَ عِنْدَهُمْ فِي ثَوْبٍ وَاحِدٍ، ثُمَّ اقْتَسَمُوهُ بَيْنَهُمْ فِي إِنَاءٍ وَاحِدٍ بِالسَّوِيَّةِ، فَهُمْ مِنِّي وَأَنَا مِنْهُمْ». (بخارى:2486)
ترجمه: از ابوموسي اشعري (رض) روايت است كه نبي اكرم (ص) فرمود: «هنگامي كه اشعريها در جهاد، توشه تمام مي‏كنند يا در مدينه، خوراكي آنان كم مي‏شود، آنچه را كه نزد خود دارند، در يك پارچه 