لمان شدند، از رسول خدا (ص) در اين مورد، پرسيدند و گفتند: اي رسول خدا! ما سعي بين صفا و مروه را گناه مي دانستيم. در پاسخ آنها، خداوند اين آيه را نازل فرمود: (إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ..) همانا صفا و مروه از نشانه هاي خدا هستند. پس هر كس كه حج يا عمره نمايد، بر او گناهي نيست كه بين صفا و مروه، سعي نمايد. عايشه رضي الله عنها مي گويد: رسول خدا (ص) با عمل خود، سعي بين صفا و مروه را فرض گردانيد. پس هيچ كس، حق ندارد آنرا ترك نمايد.
 

باب (44): آنچه دربارة سعي بين صفا و مروه آمده است.
820 ـ عَنِ ابْنِ عُمَرَ رَضِيَ اللَّه عَنْهُمَا قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) إِذَا طَافَ الطَّوَافَ الأَوَّلَ خَبَّ ثَلاثًا وَمَشَى أَرْبَعًا. وَكَانَ يَسْعَى بَطْنَ الْمَسِيلِ إِذَا طَافَ بَيْنَ الصَّفَا وَالْمَرْوَةِ. (بخارى:1644)
ترجمه: عبد الله بن عمر رضي الله عنهما مي‏گويد: رسول ‏الله(ص) در سه شوط طواف اول، رمل مي‏كرد (يعني گام‏هاي نزديك به هم و تندي برميداشت و شانه هايش را تكان مي داد) و در چهار شوط بعدي، بطور عادي راه مي رفت. و هنگام سعي بين صفا و مروه، در بطن وادي، آهسته مي دويد.
 
باب (45) : زن حائضه مي تواند بجز طواف، همه اعمال حج را انجام دهد
821 ـ عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِاللَّهِ رَضِيَ اللَّه عَنْهُمَا قَالَ: أَهَلَّ النَّبِيُّ (ص) هُوَ وَأَصْحَابُهُ بِالْحَجِّ، وَلَيْسَ مَعَ أَحَدٍ مِنْهُمْ هَدْيٌ غَيْرَ النَّبِيِّ (ص) وَطَلْحَةَ، وَقَدِمَ عَلِيٌّ مِنَ الْيَمَنِ وَمَعَهُ هَدْيٌ، فَقَالَ: أَهْلَلْتُ بِمَا أَهَلَّ بِهِ النَّبِيُّ (ص)، فَأَمَرَ النَّبِيُّ (ص) أَصْحَابَهُ أَنْ يَجْعَلُوهَا عُمْرَةً، وَيَطُوفُوا، ثُمَّ يُقَصِّرُوا وَيَحِلُّوا إِلاَّ مَنْ كَانَ مَعَهُ الْهَدْيُ، فَقَالُوا: نَنْطَلِقُ إِلَى مِنًى وَذَكَرُ أَحَدِنَا يَقْطُرُ؟ فَبَلَغَ النَّبِيَّ (ص) فَقَالَ: «لَوِ اسْتَقْبَلْتُ مِنْ أَمْرِي مَا اسْتَدْبَرْتُ مَا أَهْدَيْتُ، وَلَوْلا أَنَّ مَعِي الْهَدْيَ لأَحْلَلْتُ». (بخارى:1651)
ترجمه: از جابر(رض) روايت است كه: رسول ‏الله (ص) و يارانش براي حج، احرام بستند و بجز رسول خدا (ص) و طلحه، كسي ديگر هدي همراه نداشت. علي (رض) كه هدي همراه داشت، از يمن آمد و گفت: من به همان نيت احرام بسته ام كه رسول خدا (ص) احرام بسته است. نبي اكرم به اصحاب دستور داد تا حج را به عمره تبديل نمايند و طواف كنند و سپس موهايشان را كوتاه كنند و از احرام، بيرون بيايند، مگر كسي كه هدي همراه داشته باشد. صحابه گفتند: به منا برويم در حالي كه از همبستري ما با زنان، چيزي نگذشته است؟! رسول خدا (ص) فرمود: «اگر آنچه را كه اكنون مي دانم، اول مي‏دانستم، هدي با خود نمي آوردم. و اگر هدي با من نمي بود از احرام، بيرون مي‏آمدم».
 
باب (46): حجاج نماز ظهر روز ترويه(هشتم ذوالحجه) را كجا بخوانند؟ 
822 ـ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ (رض): أنَّهُ سَأَلَهُ رَجُلٌ فَقَالَ لَهُ: أَخْبِرْنِي بِشَيْءٍ عَقَلْتَهُ عَنِ النَّبِيِّ (ص) أَيْنَ صَلَّى الظُّهْرَ وَالْعَصْرَ يَوْمَ التَّرْوِيَةِ؟ قَالَ: بِمِنًى، قَالَ: فَأَيْنَ صَلَّى الْعَصْرَ يَوْمَ النَّفْرِ؟ قَالَ: بِالأَبْطَحِ، ثُمَّ قَالَ: افْعَلْ كَمَا يَفْعَلُ أُمَرَاؤُكَ. (بخارى:1653)
ترجمه: از انس بن مالك (رض) روايت است كه مردي از او پرسيد: آنچه از نبي اكرم (ص) فهميده اي به من بگو. رسول خدا (ص) نمازهاي ظهر و عصر روز هشتم ذوالحجه را كجا خواند؟ گفت: درمنا. آن مرد، پرسيد: نماز عصر روز نَفر (دوازدهم ذوالحجه) را كجا خواند؟ گفت: در ابطح. سپس، گفت: آنچه امراي تو انجام مي دهند، انجام بده.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:75.xml">ابواب 1 تا 10</a><a class="folder" href="w:html:86.xml">ابواب 11 تا 20</a><a class="folder" href="w:html:97.xml">ابواب 21 تا 30</a><a class="folder" href="w:html:108.xml">ابواب 31 تا 41</a></body></html>باب (47): روزه گرفتن در روز عرفه 
823 ـ عَنْ أُمِّ الْفَضْلِ رَضِيَ الله عَنْهَا قَالَت: شَكَّ النَّاسُ يَوْمَ عَرَفَةَ فِي صَوْمِ النَّبِيِّ (ص)، فَبَعَثْتُ إِلَى النَّبِيِّ (ص) بِشَرَابٍ فَشَرِبَهُ. (بخارى:1658)
ترجمه: ام فضل رضي ‏الله‏ عنها مي‏گويد: مردم دربارة روزه داشتن رسول ‏الله(ص) در روز عرفه، شك داشتند. من يك ليوان نوشيدني براي نبي اكرم (ص) فرستادم و ايشان، آن را نوشيد.

باب (48): براه افتادن هنگام گرمي هوا، در روز عرفه
824 ـ عَنِ ابْنِ عُمَرَ رَضِيَ الله عَنْهُمَا: أَنَّهُ أتى يَوْمَ عَرَفَةَ، حِينَ زَالَتِ الشَّمْسُ، فَصَاحَ عِنْدَ سُرَادِقِ الْحَجَّاجِ، فَخَرَجَ وَعَلَيْهِ مِلْحَفَةٌ مُعَصْفَرَةٌ، فَقَالَ: مَا لَكَ يَا أَبَا عَبْدِالرَّحْمَنِ؟ فَقَالَ: الرَّوَاحَ إِنْ كُنْتَ تُرِيدُ السُّنَّةَ، قَالَ: هَذِهِ السَّاعَةَ؟ قَالَ: نَعَمْ، قَالَ: فَأَنْظِرْنِي حَتَّى أُفِيضَ عَلَى رَأْسِي ثُمَّ أَخْرُجُ، فَنَزَلَ حَتَّى خَرَجَ الْحَجَّاجُ، فَقَالَ لَهُ سَالِمُ بْنُ عَبْدِاللهِ ـ وَكَانَ مَعَ أَبِيْهِ ـ: إِنْ كُنْتَ تُرِيدُ السُّنَّةَ فَاقْصُرِ الْخُطْبَةَ، وَعَجِّلِ الْوُقُوفَ، فَجَعَلَ يَنْظُرُ إِلَى عَبْدِاللَّهِ، فَلَمَّا رَأَى ذَلِكَ عَبْدُاللَّهِ قَالَ: صَدَقَ. وَكَانَ عَبْدُالْمَلِكِ قَدْ كَتَبَ إِلَى الْحَجَّاجِ أنْ لا يُخَالِفَ ابْنَ عُمَرَ فِي الْحَجِّ. (بخارى:1660)
ترجمه: ابن عمر رضي الله عنهما هنگام زوال آفتاب روز عرفه، كنار خيمة حجاج آمد و با صداي بلند او را صدا زد. حجاج در حالي كه چادري زرد رنگ به خود پيچيده بود، از خيمه بيرون آمد و گفت: اي ابو عبدالرحمن! چه خبر است؟ ابن عمر رضي الله عنهما گفت: اگر ميخواهي به سنت رسول ‏الله (ص) عمل كني، بايد به موقف برويم. حَجّاج گفت: اكنون برويم؟ ابن عمر(رض) گفت: بلي. حَجّاج گفت: اندكي مهلت ده تا غسل كنم سپس، خارج شوم. ابن عمر رضي الله عنهما منتظر ماند تا او بيرون آمد. سالم بن عبد الله كه همراه پدرش بود، به حجاج گفت: اگر مي‏خواهي مطابق سنت رسول ‏الله (ص) عمل كني، خطبه را كوتاه بخوان و براي وقوف، عجله كن.  حجاج به عبدالله بن عمر، نگاه كرد. او گفت: سالم، درست مي‏گويد. گفتني است كه عبدالملك (خليفه وقت) نامه اي به حجاج، نوشته و از وي خواسته بودكه در احكام حج با عبدالله بن عمر  رضي الله عنهما مخالفت نكند.
 
باب (49): شتاب براي رفتن به موقف
در اين باب، امام بخاري رحمه الله هيچ حديثي نياورده است. اما حديث باب گذشته به اين باب نيز تعلق مي گيرد. (مترجم) 
باب(50):  وقوف در عرفات
825 ـ عَنْ جُبَيْرِ بْنِ مُطْعِمٍ (رض) قَالَ: أَضْلَلْتُ بَعِيرًا لِي، فَذَهَبْتُ أَطْلُبُهُ يَوْمَ عَرَفَةَ، فَرَأَيْتُ النَّبِيَّ (ص) وَاقِفًا بِعَرَفَةَ، فَقُلْتُ: هَذَا وَاللَّهِ مِنَ الْحُمْسِ، فَمَا شَأْنُهُ  هَا هُنَا. (بخارى:1664)
ترجمه: جبير بن مطعم (رض) مي‏گويد: شترم، گم شد. روز عرفه، براي يافتن آن، بيرون رفتم. رسول ‏الله (ص) را در عرفات، در 