د. در آن اثنا، عبد الله بن ام مكتوم كه مردي نابينا بود، آمد و گفت: يا رسول الله! اگر توانايي جهاد مي داشتم، به جهاد مي رفتم. آنگاه، در حالي كه ران رسول خدا (ص) بر ران من گذاشته شده بود، خداوند وحي فرستاد. در اثر آن، آنقدر ران آنحضرت (ص) بر من سنگيني كرد كه ترسيدم رانم خرد شود. پس از بر طرف شدن حالت وحي، پيامبر اكرم (ص) گفت: خداوند عزوجل (در تكميل آية فوق) اين جمله را نازل فرمود:    (غير اولي الضرر). يعني مؤمناني كه نشسته اند با كساني كه در راه خدا جهاد مي كنند، برابر نيستند مگر كساني كه عذري داشته باشند).

باب (17): تشويق براي جهاد
1213ـ عَنْ أَنَسٍ (رض) قال: خَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) إِلَى الْخَنْدَقِ فَإِذَا الْمُهَاجِرُونَ وَالأَنْصَارُ يَحْفِرُونَ فِي غَدَاةٍ بَارِدَةٍ، فَلَمْ يَكُنْ لَهُمْ عَبِيدٌ يَعْمَلُونَ ذَلِكَ لَهُمْ، فَلَمَّا رَأَى مَا بِهِمْ مِنَ النَّصَبِ وَالْجُوعِ قَالَ:
«اللَّهُمَّ إِنَّ الْعَيْشَ عَيْشُ الآخِرَهْ	 فَاغْفِرْ لِلأَنْصَارِ وَالْمُهَاجِرَهْ »
فَقَالُوا مُجِيبِينَ لَهُ:
 نَحْنُ الَّذِينَ بَايَعُوا مُحَمَّدَا 	عَلَى الْجِهَادِ مَا بَقِينَا أَبَدَا. (بخارى:2834)
ترجمه: انس (رض) مي گويد: رسول الله (ص) بسوي خندق رفت و مهاجرين و انصار را ديد كه در صبحگاه سردي، مشغول حفر خندق هستند. آنان برده و خدمتكاري نداشتند كه برايشان اين كار را انجام دهند.
هنگامي كه رسول خدا (ص) خستگي و گرسنگي آنان را مشاهده كرد، فرمود: «پروردگارا! همانا زندگي، زندگي آخرت است. پس مهاجرين و انصار را ببخشاي».
آنان در پاسخ آنحضرت (ص) گفتند: ما كساني هستيم كه براي هميشه و تا زنده ايم با محمد (ص) بر جهاد، بيعت كرده ايم.

باب (18): كندن خندق 
1214ـ وَعَنْهُ (رض) فِيْ رِوَايَةٍ أَنَّهُمْ كَانُوْا يَقُولُونَ:
نَحْنُ الَّذِينَ بَايَعُوا مُحَمَّدَا 		عَلَىالإِسْلامِ مَا بَقِينَا أَبَدَا 
وَالنَّبِيُّ (ص) يُجِيبُهُمْ وَيَقُولُ:
«اللَّهُمَّ إِنَّه لا خَيْرَ إِلاَّ خَيْرُ الآخِرَهْ 	      فَبَارِكْ فِي الأَنْصَارِ وَالْمُهَاجِرَهْ».
 (بخارى:2835)
ترجمه: و در روايتي، انس (رض) مي گويد: آنها مي گفتند : ما كساني هسيتم كه براي هميشه و تا زنده ايم با محمد (ص) بر اسلام،  بيعت كرده ايم. و نبي اكرم (ص) در جواب  آنان،  مي فرمود: «خدايا! همانا هيچ خيري جز خير آخرت، وجود ندارد. پس به مهاجرين و انصار، بركت عنايت فرما».
 1215ـ عَنِ الْبَرَاءِ (رض) قَالَ: رَأَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) يَوْمَ الأَحْزَابِ يَنْقُلُ التُّرَابَ وَقَدْ وَارَى التُّرَابُ بَيَاضَ بَطْنِهِ وَهُوَ يَقُولُ:
لَوْلا أَنْتَ مَــا اهْتَــدَيْنَا 		وَلا تَصَــدَّقْنَا وَلا صَـلَّيْــنَا 
فَأَنْزِلَنْ سَكِــينَةً عَلَيْــنَا 		وَثَبِّـتِ الأَقْــدَامَ إِنْ لاقَــيْنَا 
إِنَّ الأُلَى قَدْ بَغَـوْا عَلَيْــنَا 		إِذَا أَرَادُوا فِتْــــنَةً أَبَيْــنَا 
(بخاري:2837)
ترجمه: براء (رض) مي گويد:  روز جنگ احزاب، رسول خدا (ص) را در حالي ديدم كه خاك، سفيدي شكمش را پوشانيده بود و مي گفت:«پروردگارا! اگر تو نبودي، ما هدايت     نمي شديم، نماز نمي خوانديم و صدقه نمي داديم. پس بر ما آرامش نازل كن و هنگام رويارويي با دشمن، ما را ثابت قدم بگردان. آنان بر ما ستم كردند و دشمني ورزيدند. هرگاه، ارادة فتنه و فساد كنند، جلوي آنان را خواهيم گرفت».

باب (19): ترك جهاد به خاطر عذر
1216ـ عَنْ أَنَسٍ (رض) أَنَّ النَّبِيَّ (ص) كَانَ فِي غَزَاةٍ فَقَالَ: «إِنَّ أَقْوَامًا بِالْمَدِينَةِ خَلْفَنَا مَا سَلَكْنَا شِعْبًا وَلا وَادِيًا إِلاَّ وَهُمْ مَعَنَا فِيهِ حَبَسَهُمُ الْعُذْرُ».         (بخارى:2839)
ترجمه: انس (رض) مي گويد: نبي اكرم (ص) در يكي از غزوات (تبوك) فرمود: «گروهي از مسلمانان، پشت سر ما در مدينه، مانده اند (‌و نتوانسته اند در اين غزوه، شركت كنند). ولي هر دره و رودخانه اي را كه ما طي مي كنيم، آنان همراه ما هستند (در اجر و ثواب با ما شريكند) زيرا عذر، مانع آمدن آنها با ما شد».
باب (20): فضيلت روزه در راه الله
1217ـ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ (رض) قَالَ: سَمِعْتُ النَّبِيَّ (ص) يَقُولُ: «مَنْ صَامَ يَوْمًا فِي سَبِيلِ اللَّهِ بَعَّدَ اللَّهُ وَجْهَهُ عَنِ النَّارِ سَبْعِينَ خَرِيفًا».(بخارى:2840)
ترجمه: ابوسعيد خدري (رض) مي گويد: شنيدم كه نبي اكرم (ص) فرمود: «هر كس كه يك روز در راه خدا (در جهاد) روزه بگيرد، خداوند، چهره اش را به اندازة مسافت هفتاد سال، از دوزخ، دور مي كند».

باب (33): گوش فرادادن به علما
101 ـ عَنْ جَرِيرٍ (رض): أَنَّ النَّبِيَّ (ص) قَالَ لَهُ فِي حَجَّةِ الْوَدَاعِ: «اسْتَنْصِتِ النَّاسَ». فَقَالَ: «لا تَرْجِعُوا بَعْدِي كُفَّارًا يَضْرِبُ بَعْضُكُمْ رِقَابَ بَعْضٍ». (بخارى:121(
ترجمه: جرير(رض) مي گويد: نبي اكرم (ص) در حجه الوداع خطاب به من فرمود: «مردم را ساكت كن». سپس، فرمود: «بعد از من كافر نشويد تا با جنگ وخونريزي يكديگر را نابود سازيد».

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1111.txt">باب (21): فضيلت مجهز كردن مجاهد و يا سرپرستي خانوده‌اش بطور شايسته</a><a class="text" href="w:text:1112.txt">باب (22): آمادگي براي مرگ، هنگام رفتن به جهاد</a><a class="text" href="w:text:1113.txt">باب (23): فضيلت پيشگام شدن و جمع آوري اطلاعات از دشمن</a><a class="text" href="w:text:1114.txt">باب (24): جهاد، در معيت انسان نيكوكار و بدكار، ادامه دارد</a><a class="text" href="w:text:1115.txt">باب (25): ثواب پرورش اسب براي جهاد</a><a class="text" href="w:text:1116.txt">باب (26): نام گذاري اسب و الاغ</a><a class="text" href="w:text:1117.txt">باب (27): آنچه دربارة بديُمني اسب آمده است</a><a class="text" href="w:text:1118.txt">باب (28): سهم اسب از مال غنيمت</a><a class="text" href="w:text:1119.txt">باب (29): شتر پيامبر اكرم (ص)</a><a class="text" href="w:text:1120.txt">باب (30): مشاركت زنان در جنگ با حمل آب براي مردم</a></body></html>باب (21): فضيلت مجهز كردن مجاهد و يا سرپرستي خانوده‌اش بطور شايسته
1218ـ عَنْ زَيْدِ بْنِ خَالِدٍ (رض): أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ: «مَنْ جَهَّزَ غَازِيًا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَقَدْ غَزَا، وَمَنْ خَلَفَ غَازِيًا فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِخَيْرٍ فَقَدْ غَزَا».       (بخارى:2843)
ترجمه: زيد بن خالد (رض)  روايت مي كند كه رسول الله (ص) فرمود: «هركس كه مجاهدي را در راه خدا، مجهز كند (ساز و برگ نظامي اش را فراهم سازد) همانا جهاد كرده است. و هر كس كه خانوادة مجاهدي را بنحو شايسته، سرپرستي نمايد، او نيز جهاد كرده است».
 1219ـ عَنْ أَنَسٍ (رض): أَنَّ النَّبِيَّ (ص) لَمْ يَكُنْ يَدْخُلُ بَيْتًا بِالْمَدِينَةِ غَيْرَ بَيْتِ أُمِّ سُلَيْمٍ إِلاَّ عَلَى أَزْوَاجِهِ، فَقِيلَ لَهُ، فَقَالَ: «إِنِّي أَرْحَمُهَا قُتِلَ أَخُوهَا مَعِي».     (بخارى:2844)
ترجمه: انس (رض) مي گويد: نبي اكرم (ص) در مدينه غير از خانه هاي همسرانش، به هيچ خانه اي جز خانة ام سُليم (كه خالة رضاعي اش بود) وارد نمي شد. در اين باره از رسول خدا(ص) پرسيدند. فرمود: «من به او محبت مي كنم زير