ي بينم كه آنها را مي خواني. و افزود كه اگر آنحضرت (ص) با دست، اشاره فرمود، تو عقب برو. آن دختر بچه، نزد رسول الله (ص) رفت و چنان كرد. رسول اكرم (ص)  با دست، اشاره فرمود. دختر نيز خود را عقب كشيد (و منتظر ماند). پس از اتمام نماز، رسول اكرم (ص) فرمود: «اي دختر ابواميه! تو درباره دو ركعت بعد از عصر، پرسيدي. بايد بگويم: عده اي از افراد قبيله عبد قيس نزد من آمده بودند و بخاطر سرگرم شدن با آنان، دو ركعت بعد ازظهر من، فوت شد. اينها، همان دو ركعت بود كه خواندم».
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:573.xml">ابواب 1 تا 10</a><a class="folder" href="w:html:584.xml">ابواب 11 تا 20</a><a class="folder" href="w:html:595.xml">ابواب 21 تا 30</a><a class="folder" href="w:html:606.xml">ابواب 31 تا 40</a><a class="folder" href="w:html:617.xml">ابواب 41 تا 50</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:574.txt">باب (1): هر كس، آخرين سخنش «لا إله إلا الله» باشد </a><a class="text" href="w:text:575.txt">باب (2): تشييع جنازه </a><a class="text" href="w:text:576.txt">باب (3): زيارت ميت، بعد از كفن شدن</a><a class="text" href="w:text:577.txt">باب (4) كسي كه به اهل ميت، خبر مرگ او را مي دهد</a><a class="text" href="w:text:578.txt">باب (5): كسي كه فرزندش فوت كند و اجرش را از خدا بخواهد</a><a class="text" href="w:text:579.txt">باب (6): مستحب است عدد غسلهاي ميت، فرد باشد.</a><a class="text" href="w:text:580.txt">اب (7): غسل ميت، از سمت راست شروع شود</a><a class="text" href="w:text:581.txt">باب (8): استفاده از پارچة سفيد، براي كفن</a><a class="text" href="w:text:582.txt">باب (9): كفن كردن در دو پارچه</a><a class="text" href="w:text:583.txt">باب (10): كفن ميت </a></body></html>باب (1): هر كس، آخرين سخنش «لا إله إلا الله» باشد 
627 ـ عَنْ أَبِي ذَرٍّ (رض) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «أَتَانِي آتٍ مِنْ رَبِّي فَأَخْبَرَنِي»، أَوْ قَالَ: «بَشَّرَنِي أَنَّهُ مَنْ مَاتَ مِنْ أُمَّتِي لا يُشْرِكُ بِاللَّهِ شَيْئًا دَخَلَ الْجَنَّةَ».قُلْتُ: وَإِنْ زَنَى وَإِنْ سَرَقَ؟ قَالَ: «وَإِنْ زَنَى وَإِنْ سَرَقَ». (بخارى:1237)
ترجمه: ابوذر (رض) مي گويد: رسول الله (ص) فرمود: «فرستاده اي از جانب خدا نزد من آمد و به من خبر داد يا مژده داد كه هر كس، از امتيان من بميرد، ولي به خدا شرك نورزيده باشد، به بهشت مي رود». ابوذر مي گويد: از رسول خدا (ص)  پرسيدم: اگر چه دزدي و زنا كرده باشد؟ آنحضرت (ص) فرمود: «اگر چه دزدي و زنا كرده باشد».
628 ـ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ مَسْعُوْدٍ (رض) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «مَنْ مَاتَ يُشْرِكُ بِاللَّهِ شَيْئًا دَخَلَ النَّارَ». وَقُلْتُ أَنَا: مَنْ مَاتَ لا يُشْرِكُ بِاللَّهِ شَيْئًا دَخَلَ الْجَنَّةَ. (بخارى:1238)
ترجمه: عبد الله بن مسعود (رض) مي گويد: رسول الله (ص) فرمود: «هر كس، در حالي بميرد كه به خدا شرك ورزيده باشد، وارد دوزخ مي شود». و من مي گويم: هر كس، در حالي بميرد كه به خدا شرك نورزيده است، وارد بهشت مي شود. 

باب (2): تشييع جنازه 
629 ـ عَنِ الْبَرَاءِ بْنِ عَازِبٍ (رض) قَالَ: أَمَرَنَا النَّبِيُّ (ص) بِسَبْعٍ، وَنَهَانَا عَنْ سَبْعٍ: أَمَرَنَا بِاتِّبَاعِ الْجَنَائِزِ، وَعِيَادَةِ الْمَرِيضِ، وَإِجَابَةِ الدَّاعِي، وَنَصْرِ الْمَظْلُومِ، وَإِبْرَارِ الْقَسَمِ، وَرَدِّ السَّلامِ، وَتَشْمِيتِ الْعَاطِسِ، وَنَهَانَا: عَنْ آنِيَةِ الْفِضَّةِ، وَخَاتَمِ الذَّهَبِ، وَالْحَرِيرِ، وَالدِّيبَاجِ، وَالْقَسِّيِّ، وَالإِسْتَبْرَقِ». (بخارى:1239)
ترجمه: براء بن عازب (رض) مي گويد: رسول الله (ص) ما را به انجام هفت كار، امر فرمود و از انجام هفت كار ديگر، منع كرد. آنچه به آن، امر كرد، عبارتند از:  1 ـ تشييع جنازه 2 ـ عيادت مريض  3 ـ قبول دعوت  4 ـ كمك و ياري  مظلوم  5ـ پاسخ  دادن به سلام  6ـ جواب عطسه 7 ـ وفاي به عهد.
و كارهايي كه از آنها منع كرد، عبارتند از: 1 ـ استفاده از ظروف  نقره‏اي  2 ـ انگشتر طلا 3 ـ استفاده از لباس ابريشمي  4 ـ استفاده از ديباج (نوعي پارچه ابريشمي) 5ـ استفاده از قسي (نوعي لباس كه ابريشم در آن بكار رفته است) 6 ـ استفاده از استبرق (پارچه‏اي ابريشمي و كلفت). (و هفتمين چيزي كه در اين حديث نيامد، زين و پالاني است كه از ابريشم  ساخته شده باشد. چنانچه در روايات ديگر آمده است).  

باب (3): زيارت ميت، بعد از كفن شدن
630 ـ عَنْ أُمِّ الْعَلاءِ رَضِيَ الله عَنْهَا ـ امْرَأَةٍ مِنَ الأَنْصَارِ، بَايَعَتِ النَّبِيَّ (ص) ـ: أَنَّهُ اقْتُسِمَ الْمُهَاجِرُونَ قُرْعَةً، فَطَارَ لَنَا عُثمَانُ بْنُ مَظْعُونٍ، فَأَنْزَلْنَاهُ فِي أَبْيَاتِنَا، فَوَجِعَ وَجَعَهُ الَّذِي تُوُفِّيَ فِيهِ، فَلَمَّا تُوُفِّيَ وَغُسِّلَ وَكُفِّنَ فِي أَثوَابِهِ، دَخَلَ رَسُولُ اللَّهِ (ص)، فَقُلْتُ: رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَيْكَ أَبَا السَّائِبِ، فَشَهَادَتِي عَلَيْكَ: لَقَدْ أَكْرَمَكَ اللَّهُ. فَقَالَ النَّبِيُّ (ص): «وَمَا يُدْرِيكِ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَكْرَمَهُ»؟ فَقُلْتُ: بِأَبِي أَنْتَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَمَنْ يُكْرِمُهُ اللَّهُ؟ فَقَالَ: «أَمَّا هُوَ فَقَدْ جَاءَهُ الْيَقِينُ، وَاللَّهِ إِنِّي لأَرْجُو لَهُ الْخَيْرَ، وَاللَّهِ مَا أَدْرِي وَأَنَا رَسُولُ اللَّهِ مَا يُفْعَلُ بِي». قَالَتْ: فَوَاللَّهِ لا أُزَكِّي أَحَدًا بَعْدَهُ أَبَدًا . (بخارى:1243)
ترجمه: ام ‏علاء رضي الله‏ عنها ؛بانوي انصاري كه با رسول الله (ص) بيعت كرده بود؛ ميگويد: انصار، براي دادن مسكن به مهاجرين، قرعه كشي كردند. عثمان بن مظعون سهم ما شد. ما او را به خانه هايمان برديم.  پس از مدتي، بيمار شد و در همان بيماري، فوت كرد.  وقتي او را غسل داديم و كفن پوشانديم، رسول الله (ص)  وارد شد. من گفتم: اي ابو سائب، (كنيه عثمان بن مظمون) خدا تو را رحمت كند. من گواهي مي دهم كه تو نزد الله، بسيار عزيز و گرامي هستي. رسول الله (ص) فرمود: «تو از كجا ميداني كه او نزد خداوند، گرامي است»؟ گفتم: يا رسول الله! پدر و مادرم فدايت باد. پس  چه كسي  نزد خداوند، عزيز و گرامي خواهد بود؟ رسول الله (ص) فرمود: «او اكنون در گذشته است. بخدا، من برايش اميد خير دارم. اما سوگند به خدا، من كه رسول خدا هستم، نميدانم با من چه خواهد شد». راوي ميگويد: بخدا سوگند، از اين به بعد، بر تزكيه هيچ كس، گواهي نخواهم داد.  

631 ـ عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِاللَّهِ رَضِيَ اللَّه عَنْهُمَا قَالَ: لَمَّا قُتِلَ أَبِي، جَعَلْتُ أَكْشِفُ الثوْبَ عَنْ وَجْهِهِ، أَبْكِي، وَيَنْهَوْنِي عَنْهُ، وَالنَّبِيُّ (ص) لا يَنْهَانِي، فَجَعَلَتْ عَمَّتِي فَاطِمَةُ تَبْكِي، فَقَالَ النَّبِيُّ (ص): «تَبْكِينَ أَوْ لا تَبْكِينَ، مَا زَالَتِ الْمَلائِكَةُ تُظِلُّهُ بِأَجْنِحَتِهَا حَتَّى رَفَعْتُمُوهُ». (بخارى:1244)
ترجمه: جابر بن عبد الله (رض) مي گويد: هنگامي كه پدرم كشته شد، من مرتب چادر را از روي چهره‏اش برمي داشتم و گريه مي كردم. مردم مرا از اين كار، منع  مي كردند. اما  آنحضرت (ص)  منع نمي فرمود. عمه‏ ام ؛فاطمه؛ هم شروع به گريستن كرد. رسول الل