ردند. و اگر يكي از آنان به سوي آسمان، نگاه مي كرد، در اثر گرسنگي، آسمان به نظرش تيره و تار مي رسيد. سرانجام، ابوسفيان نزد رسول خدا (ص) آمد و گفت: اي محمد! شما كه مردم را به اطاعت خدا و رعايت صله رحم، دعوت مي كنيد، اكنون قومت در آستانه هلاكت قرار دارد. براي‌ آنان دعا كن. 
خداوند مي فرمايد:(فَارْتَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّمَاءُ بِدُخَانٍ مُبِينٍ) تا (إِنَّكُمْ عَائِدُونَ يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرَى إِنَّا مُنْتَقِمُونَ). ( منتظر آن روز باش كه آسمان بصورت دود، بچشم آنها مي آيد. و اگر ما اندكي عذاب را برداريم، شما به كفر باز مي گرديد. و آنروز را كه ما آنها را سخت مواخذه مي كنيم، بخاطر داشته باش ).
راوي مي گويد: هدف از اين مواخذه سخت، همان روز بدر بود. و همه اين پيش گويي هاي قرآن، يعني تيره و تار شدن آسمان، مواخذه كبري (بدر) و پيروز شدن رومي ها متحقق شد.
543 ـ عَنِ ابْنِ عُمَرَ رَضِيَ الله عَنْهُمَا قَالَ: رُبَّمَا ذَكَرْتُ قَوْلَ الشَّاعِرِ، وَأَنَا أَنْظُرُ إِلَى وَجْهِ النَّبِيِّ (ص) يَسْتَسْقِي، فَمَا يَنْزِلُ حَتَّى يَجِيشَ كُلُّ مِيزَابٍ، وَهُوَ قَوْلُ أَبِيْ طَالِبٍ: 
وَأَبْيَضَ يَسْتَسْقَى الْغَمَامُ بِوَجْهِهِ	 ثِمَالُ الْيَتَامَى عِصْمَةٌ للأَرَامِلِ.
(بخارى:1009)
ترجمه: ابن عمر رضي الله عنهما مي‏گويد: وقتي كه به چهرة (مبارك) آنحضرت r هنگام دعاي باران مي نگريستم كه هنوز از منبر پائين نيامده بود، آب از همه ناودانها سرازير مي شد، بياد اين شعر ابوطالب مي افتادم كه در وصف آنحضرت r  گفته بود: او زيبا رويي است كه ابرها از چهره اش طلب باران مي كنند. وي حامي يتيمان و پناهگاه بيوه زنان است. 
544 ـ عَنْ عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ (رض): أنّه كَانَ إِذَا قَحَطُوا اسْتَسْقَى بِالْعَبَّاسِ بْنِ عَبْدِالْمُطَّلِبِ (رض)، فَقَالَ: اللَّهُمَّ إِنَّا كُنَّا نَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِنَبِيِّنَا فَتَسْقِينَ،ا وَإِنَّا نَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِعَمِّ نَبِيِّنَا فَاسْقِنَا، قَالَ: فَيُسْقَوْنَ. (بخارى:1010)
ترجمه: وقتي قحطسالي مي‏شد عمر بن خطاب (رض) بوسيله دعاي  عباس (رض) طلب باران ميكرد و ميگفت: پروردگارا ! ما قبلاً به وسيله پيامبرت (ص) طلب باران مي‏كرديم و شما آب نازل مي فرموديد، اكنون بوسيله عموي پيامبرمان (يعني  عباس(رض)) از شما طلب باران مي‏كنيم. راوي مي‏گويد: ( بوسيله دعاي  عباس باران مي باريد).

باب (3): دعاي طلب باران، در مسجد جامع
545 ـ حَدِيْثُ أَنَسٍ (رض) فِي الرَّجُلِ الَّذِيْ دَخَلَ الْمَسْجِدَ، وَالنَّبِيُّ (ص) قَائِمٌ يَخْطُبُ، فَسَأَلَهُ الدُّعَاءَ بِالْغَيْثِ تَكَرَّرَ كَثِيْراً، وَفِيْ هذِهِ الرِّوَايَةِ: فَمَا رَأَيْنَا الشَّمْسَ سِتًّا، ثُمَّ دَخَلَ رَجُلٌ مِنْ ذَلِكَ الْبَابِ فِي الْجُمُعَةِ الْمُقْبِلَةِ، وَرَسُولُ اللَّهِ (ص) قَائِمٌ يَخْطُبُ، فَاسْتَقْبَلَهُ قَائِمًا، فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، هَلَكَتِ الأَمْوَالُ، وَانْقَطَعَتِ السُّبُلُ، فَادْعُ اللَّهَ يُمْسِكْهَا عَنَّا، قَالَ: فَرَفَعَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) يَدَيْهِ، ثُمَّ قَالَ: «اللَّهُمَّ حَوَالَيْنَا وَلا عَلَيْنَا، اللَّهُمَّ عَلَى الآكَامِ وَالظِّرَابِ وَبُطُونِ الأَوْدِيَةِ وَمَنَابِتِ الشَّجَرِ». قَالَ: فَأَقْلَعَتْ، وَخَرَجْنَا نَمْشِي فِي الشَّمْسِ .         (بخارى:1013)
ترجمه: حديث انس (رض) دربارة مردي كه وارد مسجد شد و از پيامبر (ص) ـ كه مشغول خطبه بودـ در خواست دعاي باران كرد، قبلا بيان شد. در اين روايت، مي‏گويد: شش روز، آفتاب را نديديم. ( يعني باران مي باريد). سرانجام، در جمعه بعد، مردي از همان دروازه، وارد مسجد شد و مقابل آنحضرت (ص) كه مشغول خطبه بود، ايستاد و گفت: دامها هلاك شدند و راه ها از بين رفتند. از خدا بخواه كه باران را متوقف سازد. رسول خدا (ص) دست به دعا برداشت و فرمود: «خدايا! باران را از روي ما به اطراف، پراكنده ساز و آنرا  بر تپه‏ها، كـوه‏ها، دره ها و محل روئيدن درختان، هدايت فرما». راوي مي‏گويد: بي درنگ، باران متوقف شد و ابرها پرا كنده گشتند بطوريكه هنگام بيرون شدن از مسجد، در هواي آفتابي، به خانه هايمان برگشتيم. 
 
باب (4): طلب باران در خطبه جمعه بدون رو نمودن به قبله
546 ـ وَعَنْهُ (رض): أَنَّه (ص) رَفَعَ يَدَيْهِ، فَقَالَ: «اللَّهُمَّ أَغِثْنَا، اللَّهُمَّ أَغِثْنَا، اللَّهُمَّ أَغِثْنَا». (بخارى:1014)
ترجمه: انس (رض) مي‏گويد: (روز جمعه كه رسول خدا (ص)  رو به سوي مردم ، در حال ايراد خطبه بود)، دستهايش را بلند كرد و فرمود: «خدايا ! باران براي ما نازل فرما. خدايا ! باران براي ما نازل فرما. خدايا! باران براي ما نازل فرما». 
 
باب (5): بلند خواندن قرائت در نماز استسقاء
547 ـ حَدِيْثُ عَبْدِاللهِ بْنِ زَيْدٍ (رض) فِيْ الاسْتِسْقَاءِ تَقَدَّمَ، وَفِيْ هذِهِ الرِّوَايَةِ قَالَ: فَحَوَّلَ إِلَى النَّاسِ ظَهْرَهُ، وَاسْتَقْبَلَ الْقِبْلَةَ يَدْعُو، ثُمَّ حَوَّلَ رِدَاءَهُ، ثُمَّ صَلَّى لَنَا رَكْعَتَيْنِ، جَهَرَ فِيهِمَا بِالْقِرَاءَة. (بخارى:1024)
ترجمه: حديث عبدالله بن زيد (رض) درباره استسقاء، قبلاً بيان شد. دراين روايت، مي‏گويد: رسول الله (ص) پشت به مردم و رو به قبله كرد ودعا نمود. سپس، چادر خود را وارونه كرد و دو ركعت نماز، با صداي بلند، اقامه نمود. 
 
فهرست مطالب
1ـ کتاب وحی
باب (1)
2- کتاب ایمان
باب (1) : این قول پیامبر که اسلام بر پنج چیز بنا شده است 
باب (2) : شاخه های ایمان 
باب (3) : مسلمان و مهاجر.
باب (4) : بهترین اسلام 
باب (5) : طعام دادن از اسلام است
باب (6) : جزو ایمان است که آنچه برای خود می پسندی ، برای برادرت نیز بپسندی
باب (7) : محبت و دوستی با پیامبر از ایمان 
باب (8) : لذت ایمان 
باب (9) : دوست داشتن انصار، نشانه ایمان 
باب (10) : لذت ایمان 
باب (11) : عبادت در حد توان 
باب (12) : برتری میان اهل ایمان در اعمال است
باب (13) : حیاء بخشی از ایمان است
 باب (14) : اگر توبه کردند، نماز خواندند، زکات دادند، کاری با آنها نداشته باشید 
باب (15) : کسی که می گوید: ایمان یعنی عمل کردن
باب (16) : هر گاه که اسلام، واقعی نباشد.
باب (17) : ناسپاسی از شوهران، و اینکه ناسپاسی، درجاتی دارد
باب (18) : گناهان، از امور جاهلیت اند و به جز شرک، هیچ گناهی، کفر نیست
باب (19) : اگر دو گروه از مسلمانان با هم نزاع کردند، میان آنها میانجیگری کنید.
باب (20) : مراتب ظلم و ستم
باب (21) : نشانه های منافق
باب (22) : شب بیداری در شب قدر از ایمان است
باب (23) : جهاد از ایمان است 
باب (24) : عبادت در ماه مبارک رمضان
باب (25) : روزه رمضان به قصد حصول اجر و پاداش
باب (26) : دین، آسان است
باب (27) : نماز از ایمان است
باب (28) : اسلام واقعی 
باب (29) : بهترین عبادات نزد خداوند، بادوام ترین آنهاست
باب (30) : کم و زیاد شدن ایمان 
باب (31) : زکات از اسلام است
باب (32) : تشییع جنازه از ایمان است.
باب (33) : ترس مؤمن از اینکه عملش نابود شود بدون اینکه خودش بداند
باب 