(ص) قَالَ: «لَوْ يَعْلَمُ النَّاسُ مَا فِي النِّدَاءِ وَالصَّفِّ الأَوَّلِ، ثمَّ لَمْ يَجِدُوا إِلا أَنْ يَسْتَهِمُوا عَلَيْهِ لاسْتَهَمُوا، وَلَوْ يَعْلَمُونَ مَا فِي التَّهْجِيرِ لاسْتَبَقُوا إِلَيْهِ، وَلَوْ يَعْلَمُونَ مَا فِي الْعَتَمَةِ وَالصُّبْحِ لأَتَوْهُمَا وَلَوْ حَبْوًا». (بخارى:615)
ترجمه: ابوهريره (رض) مي‏گويد: رسول الله (ص) فرمود: «اگر مردم از پاداش اذان و صف اول نماز، آگاه مي‏بودند و براي دستيابي به آن، چاره اي جز قرعه كشي نداشتند، حتما قرعه كشي مي كردند. همچنين، اگر ثواب اول وقت را مي دانستند، براي رسيدن به آن، از يكديگر سبقت مي گرفتند. و اگر از پاداش نماز عشاء و صبح (با جماعت) مطلع مي‏بودند، با خزيدن هم كه شده بود در آنها شركت مي‏كردند».
 
باب (9): اذان گفتن شخص نابينا در صورتي كه كسي وقت اذان را به او بگويد 
373 ـ عَنْ ابْنِ عُمَرَ (رض): أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ: «إِنَّ بِلالا يُؤَذِّنُ بِلَيْلٍ، فَكُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّى يُنَادِيَ ابْنُ أُمِّ مَكْتُومٍ». ثمَّ قَالَ: وَكَانَ رَجُلاً أَعْمَى لا يُنَادِي حَتَّى يُقَالَ لَهُ أَصْبَحْتَ أَصْبَحْتَ. (بخارى:617)
ترجمه: عبد الهت بن عمر مي‏گويد: رسول الله (ص) فرمود: «بلال زماني اذان مي گويد كه هنوز شب است (قبل از طلوع فجر). بنابراين، شما پس از اذان بلال، بخوريد و بياشاميد تا اينكه عبد الله ابن ام مكتوم اذان گويد». 
عبد اله  ابن عمر رضي الله عنهما مي ‏گويد: عبد الله ابن ام مكتوم نابينا بود، تا او را از طلوع فجر با خبر نمي ساختند، اذان نمي‏گفت.

باب (10): اذان گفتن پس از طلوع فجر
374 ـ عَنْ حَفْصَةَ رَضِيَ الله عَنْهَا: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) كَانَ إِذَا اعْتَكَفَ الْمُؤَذِّنُ لِلصُّبْحِ، وَبَدَا الصُّبْحُ، صَلَّى رَكْعَتَيْنِ خَفِيفَتَيْنِ قَبْلَ أَنْ تُقَامَ الصَّلاةُ. (بخارى:618)
ترجمه: حفصه رضي ‏الله‏ عنها مي‏گويد: پس از اذان صبح و آشكار شدن فجر، رسول اكرم (ص) قبل از اداي فرض، دو ركعت نماز، بطور مختصر مي‏خواند.
 

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:349.txt">باب (11): اذان گفتن قبل از طلوع فجر</a><a class="text" href="w:text:350.txt">باب (12) بين هر اذان و اقامه اي ميتوان نماز خواند</a><a class="text" href="w:text:351.txt">باب (13): كسي كه در حالت سفر، اذان يك مؤذن را كافي مي داند</a><a class="text" href="w:text:352.txt">باب (14): اگر مسافران، جماعتي بودند، اذان واقامه بگويند</a><a class="text" href="w:text:353.txt">باب (15): كسي كه بگويد: نمازمان فوت شده است</a><a class="text" href="w:text:354.txt">باب (16): چه وقت بايد براي نماز خواندن، بلند شد</a><a class="text" href="w:text:355.txt">باب (17): اگر پس از اقامه گفتن، براي امام كاري پيش آمد</a><a class="text" href="w:text:356.txt">باب (18): وجوب نماز جماعت</a><a class="text" href="w:text:357.txt">باب (19): فضيلت نماز جماعت</a><a class="text" href="w:text:358.txt">باب (20): فضيلت نماز صبح با جماعت</a></body></html>باب (11): اذان گفتن قبل از طلوع فجر
375 ـ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَسْعُودٍ (رض) عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «لا يَمْنَعَنَّ أَحَدَكُمْ أَوْ أَحَدًا مِنْكُمْ أَذَانُ بِلالٍ مِنْ سَحُورِهِ، فَإِنَّهُ يُؤَذِّنُ أَوْ يُنَادِي بِلَيْلٍ، لِيَرْجِعَ قَائِمَكُمْ، وَلِيُنَبِّهَ نَائِمَكُمْ، وَلَيْسَ أَنْ يَقُولَ الْفَجْرُ، أَوِ الصُّبْحُ». وَقَالَ بِأَصَابِعِهِ، وَرَفَعَهَا إِلَى فَوْقُ، وَطَأْطَأَ إِلَى أَسْفَلُ حَتَّى يَقُولَ هَكَذَا. قَالَ زُهَيْرٌ بِسَبَّابَتَيْهِ، إِحْدَاهُمَا فَوْقَ الأُخْرَى، ثمَّ مَدَّهَا عَنْ يَمِينِهِ وَشِمَالِهِ. (بخارى:621)
ترجمه: عبدالهأ بن مسعود (رض) مي‏گويد: رسول اكرم (ص) فرمود: « مواظب باشيد كه اذان بلال، مانع خوردن سحري نگردد. زيرا بلال، قبل از طلوع فجر، اذان مي‏گويد تا كساني كه مشغول نمازند، براي سحري برگردند و آنان كه خوابند، بيدار شوند. پس، اذان بلال را با صبح صادق اشتباه نگيريد». وآنحضرت (ص)  با انگشت‏هايش اشاره كرد، ابتدا انگشتهايش را بالا برد وسپس، به طرف پائين آورد و فرمود: «تا روشني و سفيدي افق، اينگونه ظاهر شود».زهير (يكي از راويان اين حديث) دو انگشت‏ سبابه خود را روي هم گذاشت. سپس، آنها را به سوي راست و چپ، باز نمود و گفت: نور صبح صادق، اينگونه گسترش مي يابد. 
 
باب (3): مسلمان و مهاجر
10 ـ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عَمْرٍو رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «الْمُسْلِمُ مَنْ سَلِمَ الْمُسْلِمُونَ مِنْ لِسَانِهِ وَيَدِهِ، وَالْمُهَاجِرُ مَنْ هَجَرَ مَا نَهَى اللَّهُ عَنْهُ». (بخارى:10)
ترجمه: از عبدالله بن عمر رضي الله عنهما روايت است كه نبي اكرم (ص) فرمود: «مسلمان كسي است كه ساير مسلمانان از دست و زبان او در امان باشند. و مهاجر (واقعي)  كسي است كه از آنچه خدا منع كرده است، هجرت نمايد». (يعني آنها را ترك كند).

باب (12) بين هر اذان و اقامه اي ميتوان نماز خواند
376 ـ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُغَفَّلٍ الْمُزَنِيِّ (رض): أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ: «بَيْنَ كُلِّ أَذَانَيْنِ صَلاةٌ-ثلاثا-لِمَنْ شَاءَ». و في رواية: «بَيْنَ كُلِّ أَذَانَيْنِ صَلاةٌ، بَيْنَ كُلِّ أَذَانَيْنِ صَلاةٌ». ثم قال في الثالثة: «لِمَنْ شَاءَ». (بخارى: 624و627)
ترجمه: عبدالله بن مغفل(رض) روايت مي كند كه رسول ‏الله (ص) فرمود: «ميان هر اذان و اقامه اي نمازي وجود دارد. (اين جمله را سه بار تكرار كرد) وگفت: البته براي هر كس كه بخواهد».
و در روايتي ديگر آمده است كه آنحضرت (ص) فرمود: «ميان هر اذان و اقامه، نمازي وجود دارد، ميان هر اذان و اقامه، نمازي وجود دارد». و بار سوم فرمود: «البته براي هر كس كه بخواهد».
باب (13): كسي كه در حالت سفر، اذان يك مؤذن را كافي مي داند
377 ـ عَنْ مَالِكِ بْنِ الْحُوَيْرِث (رض) قَالَ: أَتَيْتُ النَّبِيَّ (ص) فِي نَفَرٍ مِنْ قَوْمِي، فَأَقَمْنَا عِنْدَهُ عِشْرِينَ لَيْلَةً، وَكَانَ رَحِيمًا رَفِيقًا، فَلَمَّا رَأَى شَوْقَنَا إِلَى أَهَالِينَا، قَالَ: «ارْجِعُوا فَكُونُوا فِيهِمْ، وَعَلِّمُوهُمْ، وَصَلُّوا، فَإِذَا حَضَرَتِ الصَّلاةُ فَلْيُؤَذِّنْ لَكُمْ أَحَدُكُمْ، وَلْيَؤُمَّكُمْ أَكْبَرُكُمْ». (بخارى:628)
ترجمه: مالك بن حويرث (رض) مي‏گويد: من و گروهي از افراد قبيله ام  نزد رسول ‏الله (ص) شرفياب شديم. بيست روز، نزد ايشان توقف كرديم. آنحضرت (ص) فردي  بسيار شفيق و مهربان بود. رسول رحمت (ص) هنگامي كه علاقه ما را نسبت به خانواده هايمان احساس كرد، فرمود: «برگرديد و درميان خانواده هايتان زندگي كنيد و آنها را با مسايل و احكام دين، آشنا سازيد. و هرگاه، وقت نماز فرا رسيد، يكي از شما اذان بگويد و كسي كه از نظر سني از ديگران، بزرگتر است، امامت نماز را بعهده گيرد».
378 ـ و عَنهْ (رض) في رواية: أَتَى رَجُلانِ النَّبِيَّ (ص) يُرِيدَانِ السَّفَرَ، فَقَالَ النَّبِيُّ (ص): «إِذَا أَنْتُمَا خَرَجْتُمَا، فَأَذِّنَا، ثمَّ أَقِيمَا، ثمَّ لِيَؤُمَّكُمَا 