لَّى عَلَيْهَا النَّبِيُّ (ص) فَقَامَ وَسَطَهَا. (بخارى:332)
ترجمه: سمره بن جندب (رض) مي‏گويد: زني به سبب وضع حمل، درگذشت. رسول الله (ص) در برابر جنازه چنان ايستاد كه مقابل كمر ميت قرار گرفت وبر او نماز جنازه خواند.

باب(18)
220ـ عَنْ مَيْمُونَةَ رَضِيَ الله عَنْهَا زَوْجِ النَّبِيِّ (ص) أَنَّهَا كَانَتْ تَكُونُ حَائِضًا لا تُصَلِّي، وَهِيَ مُفْتَرِشَةٌ بِحِذَاءِ مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ (ص)، وَهُوَ يُصَلِّي عَلَى خُمْرَتِهِ، إِذَا سَجَدَ أَصَابَنِي بَعْضُ ثَوْبِه. (بخارى:333)
ترجمه: ميمونه رضي‏ الله‏ عنها؛ همسر گرامي رسول الله (ص)؛ مي‏فرمايد: من در دوران قاعدگي، نماز نمي خواندم. و هنگامي كه رسول اكرم (ص) روي  سجاده،‏ نماز مي خواند، من كنار سجده گاه آنحضرت (ص) دراز كشيده بودم. و زماني كه آنحضرت (ص) سجده مي نمود، قسمتهايي  از لباسش با من برخورد مي كرد. 

 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:220.txt">باب (1)  </a><a class="text" href="w:text:221.txt">باب (2): اگر شخص مقيم، به آب دسترسي پيدا نكرد و بيم فوت نماز مي رفت، تيمم نمايد</a><a class="text" href="w:text:222.txt">باب (3): آيا تيمم كننده مي تواند (پس از زدن دستها بر خاك) آنها را فوت كند</a><a class="text" href="w:text:223.txt">باب(4): خاك پاك، جاي آب وضو را براي مسلمان  مي گيرد</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:23.xml">كتاب وحي 1</a><a class="folder" href="w:html:31.xml"> كتاب ايمان 8</a><a class="folder" href="w:html:74.xml">كتاب علم 59</a><a class="folder" href="w:html:120.xml">كتاب وضو 135</a><a class="folder" href="w:html:185.xml">كتاب غسل 248</a><a class="folder" href="w:html:200.xml">كتاب حيض 294</a><a class="folder" href="w:html:219.xml">كتاب تيمم 334</a></body></html>باب (1)  
221ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ الله عَنْهَا زَوْجِ النَّبِيِّ (ص) قَالَتْ: خَرَجْنَا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) فِي بَعْضِ أَسْفَارِهِ، حَتَّى إِذَا كُنَّا بِالْبَيْدَاءِ، أَوْ بِذَاتِ الْجَيْشِ، انْقَطَعَ عِقْدٌ لِي، فَأَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) عَلَى الْتِمَاسِهِ، وَأَقَامَ النَّاسُ مَعَهُ، وَلَيْسُوا عَلَى مَاءٍ، فَأَتَى النَّاسُ إِلَى أَبِي بَكْرٍ الصِّدِّيقِ، فَقَالُوا: أَلا تَرَى مَا صَنَعَتْ عَائِشَةُ؟ أَقَامَتْ بِرَسُولِ اللَّهِ (ص) وَالنَّاسِ، وَلَيْسُوا عَلَى مَاءٍ، وَلَيْسَ مَعَهُمْ مَاءٌ، فَجَاءَ أَبُو بَكْرٍ، وَرَسُولُ اللَّهِ (ص) وَاضِعٌ رَأْسَهُ عَلَى فَخِذِي قَدْ نَامَ، فَقَالَ: حَبَسْتِ رَسُولَ اللَّهِ (ص) وَالنَّاسَ وَلَيْسُوا عَلَى مَاءٍ، وَلَيْسَ مَعَهُمْ مَاءٌ، فَقَالَتْ عَائِشَةُ: فَعَاتَبَنِي أَبُو بَكْرٍ وَقَالَ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ يَقُولَ، وَجَعَلَ يَطْعُنُنِي بِيَدِهِ فِي خَاصِرَتِي، فَلا يَمْنَعُنِي مِنَ التَّحَرُّكِ إِلا مَكَانُ رَسُولِ اللَّهِ (ص) عَلَى فَخِذِي، فَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) حِينَ أَصْبَحَ عَلَى غَيْرِ مَاءٍ، فَأَنْزَلَ اللَّهُ آيَةَ التَّيَمُّمِ فَتَيَمَّمُوا، فَقَالَ أُسَيْدُ بْنُ الْحُضَيْرِ: مَا هِيَ بِأَوَّلِ بَرَكَتِكُمْ يَا آلَ أَبِي بَكْرٍ، قَالَتْ: فَبَعَثْنَا الْبَعِيرَ الَّذِي كُنْتُ عَلَيْهِ فَأَصَبْنَا الْعِقْدَ تَحْتَهُ. (بخارى:334)
ترجمه: عايشه رضي‏ الله‏ عنها مي‏فرمايد: در يكي از سفرها، همراه نبي اكرم (ص) بوديم. هنگامي كه به ذات الجيش يا به بيداء رسيديم، گلوبندم افتاد و گم شد. رسول الله (ص) براي پيدا كردن آن، توقف كرد. مردم نيز توقف كردند. آنجا نه آبي بود و نه كاروان، آب همراه داشت. عده‏اي نزد ابوبكر(رض) آمدند و گفتند: نمي بيني كه عايشه چه كار كرده است؟ موجب شده كه رسول الله (ص) و كاروان توقف كنند در حاليكه  نه آب همراه دارند و نه در محل توقف آنان، آب وجود دارد. عايشه رضي‏ الله‏ عنها مي گويد: در حالي كه رسول اكرم(ص) خوابيده و سر مباركش را بر زانويم گذاشته بود، پدرم؛ ابوبكر؛ نزد من آمد و مرا سرزنش نمود و در حالي كه با دست‏ به پهلويم مي زد، آنچه خدا مي خواست نثار من كرد و گفت: رسول خدا (ص) و مردم را در جايي كه آبي وجود ندارد و كاروان هم آبي همراه ندارد، متوقف نمودي. 
اما چون سر (مبارك) رسول الله (ص) روي  زانويم قرار داشت ، نمي توانستم حركت كنم. سرانجام، زماني رسول خدا(ص) برخاست كه صبح شده بود و در محل توقف ما، آبي وجود نداشت. در نتيجه، خداوند آية تيمم را نازل فرمود و مردم تيمم كردند. اينجا بود كه اسيد بن حضير(رض)گفت: اي آل ابوبكر! نزول اين آيه، نخستين بركت شما نيست. (بلكه قبلا نيز مردم به وسيلة شما به چنين خير و بركاتي نايل آمده اند).
عايشه رضي ‏الله‏ عنها در پايان اين حديث، مي فرمايد: آنگاه، هنگامي كه شترم را حركت داديم، گلوبند را زير آن، پيدا كرديم.
222ـ عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ رَضِيَ الله عَنْهُمَا: أَنَّ النَّبِيَّ (ص) قَالَ: «أُعْطِيتُ خَمْسًا، لَمْ يُعْطَهُنَّ أَحَدٌ قَبْلِي: نُصِرْتُ بِالرُّعْبِ مَسِيرَةَ شَهْرٍ، وَجُعِلَتْ لِيَ الْأَرْضُ مَسْجِدًا وَطَهُورًا، فَأَيُّمَا رَجُلٍ مِنْ أُمَّتِي أَدْرَكَتْهُ الصَّلاةُ فَلْيُصَلِّ، وَأُحِلَّتْ لِيَ الْمَغَانِمُ وَلَمْ تَحِلَّ لأَحَدٍ قَبْلِي، وَأُعْطِيتُ الشَّفَاعَةَ، وَكَانَ النَّبِيُّ يُبْعَثُ إِلَى قَوْمِهِ خَاصَّةً، وَبُعِثْتُ إِلَى النَّاسِ عَامَّةً. (بخارى:335)
ترجمه جابر بن عبدالله رضي الله عنهماروايت مي كند كه نبي اكرم (ص) فرمود: پنج چيز به من عطا شده است كه قبل از من، به هيچ پيامبري عطا نشده‏است:
1 ـ  از مسافت يك ماه، دشمنانم دچار ترس و وحشت ميشوند.
2 ـ زمين براي من مسجد و پاك قرار داده شده است. بنابر اين، هر كجا وقت نماز فرارسيد، امتيانم مي توانند همانجا (اگر آب نبود، تيمم نمايند) و ‏نماز بخوانند.
3 ـ مال غنيمت براي من حلال گردانده شده است در حالي كه قبل از من، براي هيچ پيامبري، حلال نبوده است.
4 ـ حق شفاعت به من عنايت شده است.
5 ـ هر پيامبري فقط براي  قوم خودش فرستاده شده است در حالي كه من براي تمام مردم دنيا مبعوث شده ام.

باب (2): اگر شخص مقيم، به آب دسترسي پيدا نكرد
و بيم فوت نماز مي رفت، تيمم نمايد
223ـ عَنِ أَبِي جُهَيْمِ بْنِ الْحَارِثِ الأَنْصَارِيِّ (رض) قَالَ: أَقْبَلَ النَّبِيُّ (ص) مِنْ نَحْوِ بِئْرِ جَمَلٍ، فَلَقِيَهُ رَجُلٌ فَسَلَّمَ عَلَيْهِ، فَلَمْ يَرُدَّ عَلَيْهِ النَّبِيُّ (ص) حَتَّى أَقْبَلَ عَلَى الْجِدَارِ، فَمَسَحَ بِوَجْهِهِ وَيَدَيْهِ، ثُمَّ رَدَّ عَلَيْهِ السَّلامَ. (بخارى:337)
ترجمه: ابو جهيم بن حارث انصاري مي گويد: رسول الله (ص) از طرف چاه جمل مي آمد كه شخصي به  ايشان رسيد و سلام گفت. رسول خدا (ص) سلام  او را پاسخ نداد تا آنكه به ديواري رسيد. آنگاه، بر آن دست زد و آنها (دستهايش) را بر چهره و دست‏هايش ماليد (يعني تيمم كرد). سپس سلام آن شخص را پاسخ داد.

باب (3): آيا تيمم كننده مي تواند (پس از زدن دستها بر خاك)
آنها را فوت كند
224ـ عَنْ عَمَّارِ بْنِ يَاسِرٍ أنَّه قَالٍَ لِعُمَرَ بْنِ الْ