س از مبعوث شدن آن حضرت به رسالت يعني دوران اقامت آن حضرت در مکه به پايان رسيد. از اينجا به بعد، با رعايت ايجاز، به گزارش بخش ديگر زندگينامة رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- يعني دوران اقامت آن حضرت در مدينه خواهيم پرداخت؛ وبالله التوفيق.
--------------------------------------------------------------------------------
[1]- ابن قيم ترجيح داده است که اين ابيات به هنگام بازگشت حضرت رسول‌اکرم -صلى الله عليه وسلم-  از غزوه تبوک سروده شده باشد، و کساني را که گفته‌اند اين ابيات به هنگام ورود آن حضرت به مدينه سروده و خوانده شده است، به اشتباه و توهم منسوب گردانيده است، اما، وي براي اين ادعا و داوري خويش دليل کافي و شافي ارائه نکرده است. از سوي ديگر، علامه منصورپوري از اشارات و تصريحات موجود در صحائف انبياي بني‌اسرائيل استنباط کرده است که انشاد اين اشعار به هنگام ورود پيامبرگرامي اسلام به مدينه انجام گرفته است، که اين استنباط از قوّت فراوان برخوردار است؛ البته اين نيز بعيد نيست که اين ابيات در هر دو موقعيت سروده و خوانده شده باشد.
[2]- سيرةابن‌هشام،  ج 1، ص 494-496؛  زاد المعاد، ج 2، ص 55.
[3]- صحيح البخاري، ج 1، ص 556.
[4]- زاد المعاد، ج 2، ص 55.
[5]- صحيح البخاري، همراه با فتح الباري، ج 4، ص 119، ح 1889؛ نيز: ح 3926، 5654، 5677، 6372.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:152.txt">تمهيد:</a><a class="folder" href="w:html:153.xml">فصل اوّل  بنيانگذاري جامعهء اسلامي</a><a class="folder" href="w:html:160.xml">فصل دوّم نبردهاي خونين</a><a class="folder" href="w:html:170.xml">فصل سوّم  جنگ بدر</a><a class="folder" href="w:html:200.xml">فصل چهارم  از بدر تا اُحُد</a><a class="folder" href="w:html:210.xml">فصل پنجم  جنگ اُحُد</a><a class="folder" href="w:html:262.xml">فصل ششم از اُحُد تا احزاب</a><a class="folder" href="w:html:272.xml">فصل هفتم  جنگ احزاب (خندق) </a><a class="folder" href="w:html:279.xml">فصل هشتم  پس از جنگ خندق</a><a class="folder" href="w:html:285.xml">فصل نهم  غزوه بني المُصطلق</a><a class="folder" href="w:html:291.xml">فصل دهم  صُلح حُدَيبيه</a><a class="folder" href="w:html:308.xml">فصل يازدهم مرحلهء نوين دعوت و جهاد</a><a class="folder" href="w:html:347.xml">فصل دوازدهم  فتح مکّه</a><a class="folder" href="w:html:372.xml">فصل سيزدهم جنگ حُنَين</a><a class="folder" href="w:html:390.xml">فصل چهاردهم  غزوة تَبوک</a><a class="folder" href="w:html:403.xml">ديگر رويدادهاي مهم سال نهم هجرت</a><a class="folder" href="w:html:407.xml">فصل پانزدهم  عام الوُفُود</a><a class="folder" href="w:html:425.xml">فصل شانزدهم  کارنامة پُر ارج پيامبر </a><a class="folder" href="w:html:427.xml">فصل هفدهم  حَجَّه الوداع</a><a class="folder" href="w:html:430.xml">فصل هجدهم  آخرين بخش زندگاني پيامبر</a><a class="folder" href="w:html:443.xml">فصل نوزدهم خانوادهء پيامبر</a><a class="folder" href="w:html:449.xml">فصل بيستم  مَکارم اخلاق پَيامبر</a></body></html>بخش سوّم

 مدینة مُنوَّره کانون دعوت و جهاد پیامبر اکرم-صلى الله عليه وسلم-

تمهيد:
 مراحل دعوت و جهاد در عهد مَدَني

دوران اقامت پيامبر اکرم در مدينة منوره و مراحل دعوت و جهاد آن حضرت را مي‌توان به سه مرحله تقسيم کرد:

مرحلة اول، مرحلة بنيانگذاري جامعة اسلامي و تثبيت دعوت اسلامي است. در اين مرحله، در داخل، آشوب‌ها و فتنه‌ها برخاست، و از خارج، دشمنان حمله کردند، تا مسلمانان را قلع و قمع کنند، و دعوت اسلام را ريشه‌کن سازند. اين مرحله به دنبال پيروزي‌هاي پياپي، و تسلط مسلمانان بر اوضاع، با قرارداد صلح حديبيه در ذيقعدة سال ششم هجرت پايان مي‌يابد.

مرحلة دوم، مرحلة صلح با دشمن بزرگ، و فراغت براي دعوت فرمانروايان جهان بسوي اسلام، و پايان بخشيدن به توطئه‌چيني‌ها. اين مرحله با فتح مکّه مکرمه در ماه رمضان سال ششم هجرت پايان مي‌يابد.

مرحلة سوم، مرحلة پذيرش هيأت‌هاي اعزامي، و داخل شدن مردمان فوج فوج در دين خدا. اين مرحله تا زمان رسول‌خدا در ماه ربيع‌الاول سال يازدهم هجرت امتداد مي‌يابد.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:154.txt"> ساکنان مدينه و اوضاع و احوال آنان به هنگام هجرت</a><a class="text" href="w:text:155.txt">بناي مسجدالنبي</a><a class="text" href="w:text:156.txt">پيمان برادري ميان مسلمانان</a><a class="text" href="w:text:157.txt">پيمان نامهء همبستگي اسلامي</a><a class="text" href="w:text:158.txt">اثرگذاري معنويت در جامعه</a><a class="text" href="w:text:159.txt">پيمان با يهود</a></body></html>فصل اوّل
بنيانگذاري جامعهء اسلامي
 ساکنان مدينه و اوضاع و احوال آنان به هنگام هجرت
معناي هجرت، تنها رهايي يافتن و آسوده شدن از فتنه‌هاي مشرکان نبود؛ علاوه بر اين، هجرت به معناي تعاون و همياري براي برپايي يک جامعة نوين در يک شهر امن وامان نيز بود. به همين جهت، براي هر فرد مسلماني که توان هجرت داشت، فرض گرديد که مهاجرت کند، و در سازندگي ميهن جديد سهيم شود، و درحدّ توان و امکان درجهت حفاظت از آن و بالا بردن مقام و موقعيت آن بکوشد.

بي‌شک، رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- پيشوا و رهبر و راهنماي مردم در سازندگي اين جامعة نوپاي اسلام بودند، و زمام همة امور، بدون چون و چرا، در دست آنحضرت بود.

مردمان و اقوامي که رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- در مدينه به آنان روياروي شدند، سه دسته بودند که اوضاع و احوال هر دسته از آنان نسبت به آن دو دستة ديگر تفاوت آشکار داشت. آنحضرت نيز در ارتباط با هر يک از اين سه دسته از مردم مدينه مسائل متعددي داشتند که با مسائل و مشکلاتي که با دو دستة ديگر داشتند، کاملاً متفاوت بود. اين سه دسته عبارت بودند از:

1) ياران وفادار و گرامي آنحضرت؛ 2) مشرکان مدينه که هنوز ايمان نياورده بودند؛ 3) يهود.

1. صحابيان آنحضرت: مسائلي که پيامبراکرم -صلى الله عليه وسلم- در ارتباط با يارانشان داشتند عبارت از اين بود که شرايط و اوضاع در مدينه کاملاً با اوضاع و شرايطي که مسلمانان در مکه داشتند، متفاوت بود. درمکه، هرچند مسلمانان با يکديگر وحدت کلمه داشتند و براي رسيدن به يک هدف واحد تشريک مساعي مي‌کردند؛ در ميان خاندان‌هاي مختلف، مقهور و مطرود و خوار و ذليل مي‌زيستند، و زمام امور هيچيک از امور زندگي خودشان را در دست نداشتند، و همه کاره، دشمنان دين و آئين آنان بودند. بنابراين، مسلمانان هرگز نمي‌توانستند يک جامعة اسلامي نوين، با پايه‌ها و مايه‌هايي که هيچ جامعة انساني در جهان از آن بي‌نياز نيست، براي خودشان تأسيس کنند. از اين رو، مي‌بينيم که سوره‌هاي مکّي قرآن کريم به توضيح مباني اسلامي، و تعليمات ديني که هر فرد به تنهايي مي‌تواند عمل کند، و نيز تشويق به نيکوکاري و مکارم اخلاق و برحذر داشتن از رذائل و مساوي اخلاق بسنده مي‌کنند.

اما، در مدينه، از روز نخست، زمام امور مسلمانان در دست خودشان بود، و هيچکس، از هيچ قوم و قبيله‌اي، بر آنان سلطه نداشت. اين به معناي آن بود که وقت آن رسيده است که مسلمانان با مسائل مربوط به تمدن و عُمران، و کسب و کار و اقتصاد، و سياست و حکومت، و صلح و جنگ، بطور جدّي روبرو شوند؛ و مسائل حلال و حرام و جزئيات و عبادات و اخلاق اسلامي، وديگر شئون زندگي برايشان به تفصيل بيان شود.

اينک وقت آن رسيده بود که مسلمانان يک جامعة اسل