داوند هيچگاه تو را تنها نخواهد گذاشت؛ تو صلة رحم مي‌کني؛ و بار ناتوانان را بر دوش مي‌کشي، و به مستمندان رسيدگي مي‌کني؛ و مهمان‌نواز هستي، و در راه حق مردمان را ياري مي‌رساني! خديجه آن حضرت را برداشت و با خود برد، تا بر ورقه بن نوفل بن اسد بن عبدالعزي پسر عموي خديجه وارد گردانيد. وي مردي بود که در عهد جاهليت نصراني شده بود، و کتابت عبراني را نيک مي‌دانست و آيات انجيل را هر اندازه که خدا مي‌خواست بنويسد به عبراني مي‌نوشت. اکنون ديگر پيرمردي کهنسال بود و از دو چشم نابينا شده بود. خديجه به او گفت: اي پسرعمو، بشنو، ببين برادرزاده‌ات چه مي‌گويد! او بازگفت. ورقه به آن حضرت گفت: اين همان ناموسي است که خداوند او را بر موسي نازل گرده است. اي کاش من به هنگام دعوت تو تازه جواني بودم! اي کاش من زنده باشم آنگاه که قوم و قبيله‌ات تو را از شهر و ديارت آواره مي‌سازند! رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- گفتند: «اَوَ مُخرجي هُم؟» مگر آنان مرا اخراج مي‌کنند؟! گفت: آري، هيچ مردي تاکنون همانند آنچه را که تو آورده‌اي نياورده است، مگر آنکه همگان با او دشمني آغاز کرده‌اند! اگر روزگار تو را دريابم تو را ياري شايسته‌اي خواهم کرد! آنگاه طولي نکشيد که ورقه از دنيا رفت، و فترت وحي نيز آغاز گرديد [4].
--------------------------------------------------------------------------------
[1]- ابن حجر گوید: بیهقی گزارش کرده است که طول مدت رؤیاهای صادقه شش ماه بوده است، بنابراین، آغاز پیامبری آن حضرت به همین رؤیاهای صادقه و همزمان با ماه ربیع‌المولود، در سن چهل سالگی ایشان بوده، و آغاز نزول وحی بر آن حضرت در بیداری، ماه رمضان بوده است؛ نک: فتح الباری، ج 1، ص 27.
[2]- سیره‌نویسان در ارتباط با تعیین نخستین ماه گرامیداشت حضرت محمد -صلى الله عليه وسلم-  به نبوت از سوی خداوند و فرو فرستادن وحی بر آن حضرت، اختلاف فراوان دارند. عده زیادی از سیره‌نویسان بر آن شده‌‌اند که ماه ربیع‌الاول بوده است؛ گروه دیگری ا ز آنان بر آن‌اند که ماه رمضان بوده است؛ برخی نیز گفته‌‌اند: ماه رجب بوده است. ما ترجیح داده‌ایم که ماه رمضان بوده باشد؛ به دلیل این آیة شریفه که می‌فرماید: ﴿شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ﴾ (البقرة: 185). و این آیه شریفه دیگر که می‌فرماید: ﴿إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ﴾. (القدر: 1) . که درنتیجه شب قدر در ماه رمضان قرار می‌گیرد، و شب قدر همان شبی است که در آیه 2، سوره دخان، خداوند درباره آن می‌فرماید: ﴿إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ﴾. (الدخان: 3). و نیر به دلیل آنکه اقامت آن حضرت در غار حراء در ماه رمضان بوده، و واقعه نزول جبرئیل بر ایشان نیز در همین ماه بوده است؛ چنانکه همگان می‌دانند. قائلان به آغاز نزول وحی در ماه رمضان نیز در باب تعیین دقیق این روز با یکدیگر اختلاف دارند، و روایات در این زمینه مختلف است. بعضی گفته‌‌اند: روز هفتم، برخی گفته‌اند: هفدهم، و بعضی دیگر نیز گفته‌اند: هجدهم. ابن اسحاق و برخی دیگر از سیره‌نوسان بر آن‌اند که این روز، روز هفدهم بوده است؛ اما، ما ترجیح دادیم که روز بیست و یکم بوده باشد، به این دلیل که تمامی سیره‌نویسان یا اکثر آنان متفق‌القول‌اند بر اینکه بعثت رسول خدا -صلى الله عليه وسلم-  در روز دوشنبه اتفاق افتاده است؛ چنانکه آن حضرت خود فرموده‌اند: «فیه ولدت و فیه انزل علی» و به روایت دیگر: «ذاک یوم ولدت فیه و یوم بعثت او انزل علی فیه» (صحیح مسلم، ج 1، ص 368؛ مسند احمد، ج 5، ص 297، 299؛ بیهقی، ج 4، ص 286، 300: حاکم نیشابوری، ج 2، ص 62). روز دوشنبه در ماه رمضان نیز در آن سال مطابق بوده است با روز هفتم؛ روز چهاردهم؛ روز بیست و یکم، و روز بیست و هشتم؛ از سوی دیگر، بنا به دلالت احادیث صحیح، شب قدر جز با یکی از شبهای فرد در دهه آخر رمضان منطبق نمیگردد، و شب قدر در محدوده این شبها جابه جا می‌شود. اگر این آیه شریفه را که می‌فرماید: ﴿إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ﴾.  با روایت ابوقتاده که می‌گوید بعثت آن حضرت روز دوشنبه بوده است، کنار هم بگذاریم، همچنین با مراجعه به تقویم تطبیقی که موارد مطابقت روز دوشنبه را با ایام رمضان در آن سال تعیین می‌کند؛ برای ما یقینی شده است که بعثت حضرت رسول اکرم -صلى الله عليه وسلم-  شب هنگام، شامگاه روز 21 رمضان بوده است.
[3]- علق : 1-5.
[4]- صحیح‌البخاری، ح 3، بخاری این روایت را با اندک اختلافی در عبارت در کتاب التفسیر و کتاب تعبیر الرؤیا، ح 3392، 4953- 4957، 6982؛ صحیح مسلم، کتاب الایمان، ح 252.فَترت وحي
راجع به مدت زمان فترت وحي، علماي اسلامي نظرات و اقوال مختلفي دارند. صحيح آن است که چند روزي بيش نبوده است؛ چنانکه روايت ابن سعد از ابن عباس بر آن دلالت دارد. قول مشهور، داير بر اينکه مدت زمان فترت وحي سه سال يا دو سال و نيم بوده است؛ به هيچ وجه درست نيست.

در پي بازنگري روايات و اقوال اهل علم در ارتباط با فترت وحي، نکتة شگفتي براي من آشکار گرديد که نديده‌ام هيچيک از دانشمندان اسلامي به آن پرداخته باشند، و آن اينکه مجموعة اين روايات و اقوال مي‌رسانند که رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- در هر سال ماه رمضان را- در غار حراء اقامت مي‌کرده‌اند، و اين آيين را سه سال پيش از پيامبري آغاز کرده بوده‌اند، وسال بعثت آخرين سال بوده، و با پايان پذيرفتن ماه رمضان اقامت ايشان نيز در غار حراء پايان مي‌پذيرفته، و ايشان بامداد روز اول وماه شوال از غار حراء به زير مي‌آمده‌اند و راهي خانة خويش مي‌شده‌اند. در روايت صحيحين نيز آمده است که نخستين نزول وحي پس از پايان فترت هنگامي بود که ايشان عازم خانه بوده‌‌اند.

نظر ما اين است که اين روايت مي‌گويد نخستين وحيي که پس از دورة فترت بر رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- نازل شده، در نخستين روز شوال، پس از پايان همان ماه رمضاني که تشريف نبوت بر قامت آنحضرت پوشانيده شده، فرود آمده است؛ به دليل اينکه اين آخرين اقامت و اعتکاف پيامبراکرم -صلى الله عليه وسلم- در غار حراء بوده، و چنانکه پيش از اين اثبات کرديم، آغاز نزول وحي شامگاه روز بيست و يکم ماه رمضان بوده است؛ بنابراين، نتيجه مي‌گيريم که فترت وحي تنها ده روز به طول انجاميده، و پس از گذشت آن ده روز، بامداد پنجشنبه اول شوال سال نخست بعثت بار ديگر نزول وحي استمرار يافته است؛ و شايد همين مطلب راز اختصاص يافتن دهة آخر ماه رمضان به مجاورت بيت‌الله و اقامت و اعتکاف در مسجدالحرام و ديگر مساجد، و نيز راز عيد گرفتن روز اول شوال بوده باشد؛ والله اعلم.

در اثناي روزهاي فترت وحي- بنا به روايات رسيده- نبي اکرم -صلى الله عليه وسلم- - گاه آنچنان اندوهگين مي‌شده‌اند که سر به کوهستان مي‌گذاشته‌اند و در پي آن برمي‌آمده‌اند که خويشتن را از فراز قله‌هاي بلند کوه به زير افکنند؛ اما هربار که خود را به قلة بلندي مي‌رسانيده‌اند تا خوي