 67 – عيون الأثر 2 ص 302، الإصابة ج 4 ص 264 – الحلية ج 2 ص 50.
2) بخاري، النكاح 9/81، 85 – به شماره 5122 باب عرض الإنسان ابنته وأخته علي أهل الخيركلماتي كه به عنوان در آمدي بر سيره حفصه در ابتداي صفحه ذكر شد كلماتي هستند كه پيامبر صلي الله عليه وسلم با اين كلمات چهره اندوهگين و افسرده عمر بن خطاب را شاد وبشاش نمود. حفصه دختر عمر، شوهرش ((نيس بن حذيف سهمي) را از دست داده بود اما خودش هنوز جوان وكوچك بود(1) .
عمر -رضی الله عنه- نزد ابوبكر -رضی الله عنه- رفت وبه او پيشنهاد كرد كه با دخترش حفصه ازدواج كند اما ابوبكر سكوت را اختيار كرد وچيزي نگفت وعمر نزد عثمان -رضی الله عنه- رفت و به او گفت كه با دخترم ازدواج كن. عثمان گفت: من قصد ازدواج ندارم، احساسات عمر جريحه دارشده واو احساس مي كرد كه رفتار ابوبكر وعثمان مناسب با شخصيت عمر نبوده است، بنابر اين عمر اندوهگين وافسرده نزد پيامبر صلي الله عليه وسلم آمد ورسول اكرم صلي الله عليه وسلم با اين جمله عمر را مسرور نمود و به عمر گفت: حفصه با كسي ازدواج مي كند كه از عثمان بهتر است وعثمان با كسي ازدواج خواهد كرد كه از حفصه بهتر است.
عمر هدف پيامبر صلي الله عليه وسلم را فهميد ودانست كه او با اين كلمات از حفصه خواستگاري مي كند، بنابر اين با شادي وسرور به خانه برگشت و در راه ابوبكر را ديد ابوبكر ازگفتگوي او وپيامبر صلي الله عليه وسلم خبر شده بود بنابر اين به عمر گفت: هنگامي كه تو به من پيشهاد كردي كه با دخترت حفصه ازدواج كنم ومن نپذيرفتم شايد از من ناراحت وخشمگين شدي. اما من چون شنيده بودم كه پيامبر صلي الله عليه وسلم فرمود كه قصد ازدواج با حفصه را دارد چيزي نگفتم ونپذيرفتم ونيز نمي خواستم راز پيامبر صلي الله عليه وسلم را فاش كنم، اگر پيامبر صلي الله عليه وسلم قصد ازدواج با حفصه را نداشت من قبول مي كردم(2) . عمر نيز دليل سكوت ابوبكر را دانست بعدا پي برد كه عثمان بر اثر درگذشت همسرش رقيه دختر پيامبر صلي الله عليه وسلم غمگين بوده است ونيز آرزو دارد با خواهر رقيه يعني با ام كلثوم ازدواج نمايد، پيامبر صلي الله عليه وسلم با حفصه ازدواج كرد تا دل دوست جوانمردش عمر را بدست بياورد ضمنا از شوهر فقيد مجاهد ومهاجر حفصه كه در راه اسلام جهاد كرده و شهيد شده بود تجليل نمايد وحفصه به خانه پيامبر صلي الله عليه وسلم پيوست.
----------------------------------------------
1) شوهر حفصه درجنگ بدر زخمي شد وبعدا درگذشت.
2) بخاري باب نكاح 9/81، 85.از جمله فضايل حفصه مي توان به اين اشاره كرد: كه جبرئيل در مورد او به پيامبر گفت: حفصه روزه دار وشب نشين است، وهمسر شما صلي الله عليه وسلم در بهشت خواهد بود(1) .
حفصه نوشتن را از شفا دختر عبدالله العدويه يادگرفته بود. حفصه زني نيكو وپاكيزه وپرهيزگار بود حدود شصت حديث وكل قرآن را از برداشت ونقش مؤثري در جمع آوري قرآن ايفاء نمود.
---------------------------------------------
1) ابو داود، النكاح باب المراجعة ش 2283 وابن ماجه ش 2016 ونسائي در الطلاق باب الرجعه 6/213 وابن سعد در طبقات ج 8 ص 84 روايت كرده است.دريكي از روزها حفصه براي ديدار پدرش رفته بود، ماريه قبطي براي كار شخصي نزد پيامبر صلي الله عليه وسلم آمده بود. پيامبر صلي الله عليه وسلم خانه ماريه را از ديگر زنانش كه خانه اش در كنار مسجد بود جدا ودر جايي ديگر ساخته بود، پيامبر صلي الله عليه وسلم ماريه را با خود به داخل خانه حفصه برد، حفصه وقتي به خانه برگشت ديد كه پرده اتاق پايين كشيده شده است دانست كه پيامبر صلي الله عليه وسلم همراه زنش ماريه داخل خانه است. حفصه منتظر ماند و غيرتش به جوش آمد وقتي ماريه از خانه بيرون شد حفصه گريه كنان و ناراحت وارد خانه شد وگفت: چون من نزد تو اهميتي ندارم تو او را وارد خانه ام نموده اي، پيامبر صلي الله عليه وسلم وقتي ناراحتي وپريشاني حفصه را ديد گفت: اگر تو از اين موضوع درگذر كني وراز مرا فاش نكني سوگند مي خورم كه ماريه بر من حرام است، اما حفصه راز پيامبر صلي الله عليه وسلم را با عايشه تعريف كرد. و جريان ميان همه زنان پيامبر صلي الله عليه وسلم فاش شد. 
زنان پيامبر صلي الله عليه وسلم ناراحت شدند و گفتند: پيامبر صلي الله عليه وسلم دختر ابوبكر را بر ما ترجيح مي دهد وما صبر نموده ايم و اكنون اين كنيز قبطي را نيز بر ما ترجيح مي دهد، ديگر براي ما ارزشي باقي نمانده است.
پيامبر صلي الله عليه وسلم از طرف خداوند خبر شد كه حفصه رازي را كه ميان او وپيامبر صلي الله عليه وسلم بوده فاش ساخته است.
پيامبر صلي الله عليه وسلم بر حفصه خشمگين شد تا جايي كه شايع شد پيامبر او را يك طلاق داده وبعد به خاطر عمر كه بسيار غمگين شده بود رجوع نموده است ونيز جبرئيل به پيامبر صلي الله عليه وسلم گفته بود: نزد حفصه برگرد او روزه دار و شب نشين وهمسر تو در بهشت است.
حفصه به سبب خدا ترسي وپرهيزگاري ومحبت شديدي كه نسبت به پيامبر صلي الله عليه وسلم داشت ازكارش پشيمان بود و از آن به بعد طبق دستورات خدا وپيامبرش زندگي را گذراند او زندگي را با روزه داري در روزها وعبادت در شبها سپري نمود وجز تقوا وخداترسي چيزي ديگر از او سر نزد.
بعد از اينكه قرآن نوشته شد حفصه براي حفاظت ونگاهداري آن انتخاب گرديد، قرآن را كه خداوند بر پيامبرش نازل كرده بود توسط مردان حفظ شد و آن را در سينه هايشان جاي داده بودند ونيز بر بعضي از تكه هاي كاغذ وپارچه نوشته شده بود، عمر به ابوبكر پيشنهاد كرد تا قرآن را بنويسد بنابر اين زيد قرآن را نوشت وحفصه در خانه اش نگهداري نمود.
ودر عهد ابوبكر وعمر همچنان قرآن در خانه او نگهداري مي شد، تا اينكه در عهد عثمان مصاحف جمع آوري گرديد وفقط يك مصحف بنام مصحف انتشار يافت.
حفصه حافظ حديث بود، او احاديث زيادي از پيامبر صلي الله عليه وسلم روايت كرد، شصت حديث از او روايت شده كه امام بخاري ومسلم هر دو سه حديث را متفقا روايت كرده اند وشش حديث را امام مسلم به تنهايي روايت كرده است(1) .
ام المؤمنين حفصه نسبت به دنيا بي علاقه بود، تا اينكه حادثه شهادت حضرت عثمان رضي الله عنه رخ داد و عايشه از حفصه خواست كه همراه او براي خون خواهي عثمان بيرون رود، حفصه عايشه را تائيد كرد اما برادر حفصه عبد الله بن عمر او را از بيرون رفتن منع نمود، بنابراين حفصه در خانه اش باقي ماند واز برادرش اطاعت كرد، حفصه هيچگاه اين نصيحت وخيرخواهي برادرش را فراموش نمي كرد و هميشه به مقام وبرتري وخيرانديشي او اعتراف مي نمود.
روزهاي وسالها همچنان مي گذشت تا اينكه در سال چهل وپنج هجري دچار ضعف وبيماري گرديد وحيات را به درود گفت، امير وقت، مروان به حكم بر جنازه اش نماز خواند سپس جنازه ام المؤمنين به سوي قبرستان بقيع برده شد و در آن جا برادرانش عبدالله و عاصم خواهرشان را در قبر گذاشته وبه خاك سپردند. ام المؤمنين حفصه در عمر شصت سالگي از جهان رخت بربست. او زني بود كه به بهشت مژده داده شده بود. رحمت خداوند بر ام المؤمنين باد
------------------------------------------------
1) سير أعل