به سنت شاهان و مردم عوام ‌فريب ؟

الهوامش
 (14) در «احکام القرآن» (ص 440 به بعد) نيز مطالبي را در اين باب آورده‌ام. 
(15) جاي تأسّف است که نه تنها به مفاد اين حديث عمل نمي‌‌شود، بلکه براي جلب توجه عوام، بر سنگ علما و بزرگان جملات طولاني اغراق ‌آميزي در مدح و تمجيد ايشان مي‌‌نويسند!! و از آن بدتر اطاقي را به قبر اختصاص مي‌دهند که اگر مخارج چنين بنايي صرف‌ فراهم‌ کردن سکن و ساير ما يحتاج ضروري براي محرومين و مستمندان مي‌شد قطعاً خشنودي حق متعال را در بر داشت. 
(16) مطلع اين غزل چنين است: 
اي دل غلام شاه‌جهان باش و شاه باش         پيوسته در حمايت لطف إلـه باش
در كتاب «حافظ شكن» شاعر را جوابي گفته‌ام كه يكي از ابيات آن چنين است:
شاعــر اگـر غـلام شـدي بـي پنــاه بـاش 	دور از ثـواب و همــدم افغــان و آه باش
رو بنـدگــي حــق بنمـــا ني امير طـوس	عزت سزاي بنده بود هــر کـه خـواه باش
شاه جهان کـه بـود؟ يکي از شهان طـوس	شـاعر غلام او ز زر و سيــم و جــاه باش
حافـظ غلام شـاه جهـان گشتــه از طمـع	شـاه جهـان رهـا کــن و عبــد الـه باش
حافظ چو ديد شاه جهان شيعه مذهب است	گفتـا غـلام او شـو و زر گيـر و شـاه باش
گاهي تو شـه پرستي و گاهـي هوي پرست	بگذر از اين دو رويـي و با عـز و جاه باش
خواهـي اگر بـه کشـور دل خسـروي کنـي	بـر مـردمـان بـي‌کس و مضطـر پناه باش
قبـر امـام را تـو مکـن بت چـو بت‌پرسـت	دنبـال کـار بـاش  نــه در بـارگــاه بـاشلازم است بدانيم كه مسألة توجه به اموات در امم گذشته نيز رايج بوده و حتي در هنگام دفن ميت براي خود آداب و رسومي داشته‌اند، غذاي لازم و چراغ در دخمة اموات مي‌‌گذاشتند و اقبال و ادبار و دعا و نفرين اموات را در حق زندگان مؤثر مي‌‌پنداشتند. در کتاب«تاريخ جامع اديان» تاليف «جان ناس» آمده که بعضي از اقوام قديمي عقيده داشته‌اند که آسمان کشوري است مانند زمين داراي اشجار و انهار، در آنجا ارواح مردگان زندگي مي‌‌کنند و مي‌‌توانند به زمين آمده و در خواب به ملاقات آدميان بيايند و چون به خواب کسي آمدند بايد براي آنان خوراکي تهيه کرده و بر سر مزار او ببرند و آتش روشن کنند. آريانهاي قديم دربارة ارواح اجداد احترامي در حد ستايش رعايت مي‌‌کردند و همچنين تورانيان و بعضي از مذاهب چون مذهب برهما در هند و چين و بودا به تشريفات بيشتري براي اموات عمل مي‌‌کردند و حتي همسر ميت را با زينت و تجمل همراه جنازه حمل و با او در آتش مي‌‌سوزاندند. و بعضي از ملل گردن کنيزان و غلامان ميت را پس ازمرگ او مي‌زدند تا در آن عالم يار و مددکار او باشند!! اقوام قديمي نسبت به مردگان خود در بيم و يا اميد بوده‌اند.
دين اسلام که توحيد خالص است زماني ظاهر شد که سرتاسر عالم در تاريکي جهل و اوهام غرق بود و از روز اول با اوهام مبارزه کرد و امر کرد که به غير خداي سبحان به هيچ موجودي متکي نباشيم زيرا در تقدير و تاثير امور غير خدا هيچ چيز و کسي مؤثر نيست، غير خداي تعالي را قاضي‌الحاجات (برآورد كننده حاجات) و باب‌الحوائج ندانيم و بدانيم هيچ وسيله‌اي جز علم و ايمان و عمل صالح موجب نجات نيست و به چيز ديگر متوسل نشويم و جز خالق جهان چيز ديگري را مؤثر حقيقي ندانيم. و از زيارت اموات منع فرمود جز براي عبرت و پند آنهم براي مردان، و دربارة زنان در همه حال رفتن به زيارت را نهي نمود چنانکه رسول خدا (ص) فرموده: «لَعَنَ اللهُ زوّاراتِ القُبُور» = يعني خدا زناني را که مرتَّب به زيارت قبور مي‌روند لعنت کرده‌است. و از تعمير و تزيين قبور نيز نهي کرده چنانکه آن حضرت در دعاي جوشن‌کبير و مناجات با خدا عرض مي‌کند: «يا من في القبور عبرته» = يعني اي کسي که قبور را ماية عبرت قرار دادي».
ولي متأسفانه به تدريج روح موهوم ‌پرستي پس از چند قرن مسلمين را فراگرفت و باز به شرک ‌آلوده شدند، چنانکه خدا فرموده: ﴿وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِالله إِلاَّ وَهُم مُّشْرِكُونَ﴾ = يعني و اکثر مردم به خدا ايمان نمي‌آورند مگر اينکه در حال شرک باقي مي‌مانند. (يوسف/106).
و همچنين فرموده: ﴿وَإِذَا ذُكِرَ اللهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَإِذَا ذُكِرَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ﴾ = يعني چون خدا به تنهايي ذکر شود دلهاي آنان که به آخرت ايمان نياورده‌اند منزجر مي‌شود و چون ذکر غير از خدا شود (مانند ذکر ارواح اموات و ارواح اولياء و انبياء و غير آن) شاد مي‌گردند. (الزمر/45).
پس حفظ يکتاپرستي که به غير خدا اميدوار نباشيم بسيار مشکل است. در صدر اسلام مردم به زيارت قبور نمي‌‌رفتند حتي اگر کسي به زيارت قبري مي‌‌رفت مورد ملامت واقع مي‌شد.
رسول خدا (ص) در آخرين ساعات عمر شريف خود با تضرع و ناله از درگاه الهي تقاضا مي‌کرد: «أللَّهُمَّ لَا تَجْعَلْ قَبْرِي وَثَناً يُعْبَدُ» = خدايا قبرم را بتي قرار مده که عبادت شود. زيرا به روح مرده ‌پرستي مردم آشنا بود و ميترسيد مبادا امتش منجر به اين کارها گردند. متأسفانه پس از وفات رسول خدا (ص) طولي نکشيد که دکانداران صدها قبه و بارگاه با تجملات عوام ‌فريب و زينتها و آينه ‌کاريها بر گور مردگان برافراشتند و ثوابها براي رفتن نزد آنها تراشيدند و در نتيجه موقوفات و نذورات بر آن بارگاهها به حدي رسيد که متصديان امور اوقاف ادعا مي‌کنند که نزديك به يک چهارم تمام املاک ايران وقف بر گور مردگان است. و با آنکه هر درآمدي از راه اين بدعتها به دست آيد غير شرعي و حرام است با اين وجود در هر شهرستاني ميليونها تومان پول در هر ماه به نام پذيره و اجاره بهاي موقوفات باطله از فقراء و ضعفاء مي‌گيرند که مقدار کمي از آن صرف تعمير قبور و ساير بدعتها از قبيل روضه‌ خواني مي‌‌شود و باقي آن به مصرف تجملات متوليان و هيئتهاي نظار و امناء و مستأجران و افراد ديگري از اين قبيل مي‌رسد و در نتيجه روز به ‌روز مستضعفين و فقراء دچار فشار و بدهي و گرفتاري بيشتري مي‌‌شوند. و همچنين است درآمدهايي که از فروش قبرهاي مجاور امام و امامزاده‌‌ها عايد مي‌‌شود که بعضي از اين قبور بيش از چند صد هزار بلکه ميليونها تومان معامله مي‌‌شود.
هر چند سال يکبار نذور و هداياي جنسي هر امام و امام‌ زاده از قبيل فرش و لوستر و طلا و پنکه و اشياء قيمتي ديگر در مزايده به فروش مي‌‌رسد و پول آن به مصارف باطله مي‌‌رسد, البته مضاف بر اينکه اکثر نذرها پول نقد است که به ضريح‌ها ‌ريخته و يا از طريق املاک موقوفه عايد مي‌شود و اکثر بلکه تمام قبور امامزادگان داراي چنين درآمدهايي هستند مانند حضرت معصومه در قم که ماهيانه ميليون‌‌ها تومان پول نقد از راه نذور و درآمدِ موقوفات غيرشرعي عايدي [= درآمد] دارد، در حالي که اکثر ملت‌ نان و لوازم ضروري حياتي خود را ندارند و اکثر دهات از بي آبي مخروبه ‌شده و براي يک سوزن و يا يک پيچ و مهري يک دستگاه دست گدايي به خارج دراز شده‌است. آيا 