..  ونهانا عن زيارة القبور» = يعني رسول خدا (ص) ما را از ذخيره‌کردن گوشتهاي قرباني بيش از سه روز نهي فرمود .... و ما را از زيارت قبور نهي نمود. (مسند الامام زيد، کتاب الحج، باب الأکل من لحوم الأضاحي).
7- حديث معروفي است از پيامبر (ص) که خدا فرموده: «أنا عند القلوب المنكسرة والقبور المندرسة» يعني «من نزد دلهاي شکسته و قبرهاي ويرانم». پس حضرت حق جل جلاله به قبرهاي زينت‌ داده شده و تجديد بنا شده و آيينه‌کاري و طلاکاري شده عنايتي نخواهد بود و از آنها بيزار است.
8- از امام صادق (ع) روايت شده که فرمود: «قبر رسول الله محصّبٌ حصباء حمراء» = «يعني بر قبر رسول خدا (ص) شن قرمز رنگ ريختند». (وسائل الشيعه، ج 2، باب 37، از ابواب دفن، ص 864) که معلوم مي‌‌شود تا زمان آن بزرگوار قبر رسول خدا (ص) زينت و بنايي نداشته‌است.
9- عبد الرزاق صنعاني که از قدماي شيعه‌است روايت کرده: «عن ابن طاوس أن رسول الله (ص) نهى عن قبور المسلمين أن يُبنى عليها أو تُجصَّص أو تُزرع، فإن خير قبوركم التي لا تُعرف» = يعني ابن طاووس روايت کرده که پيامبر (ص) از اينکه بر قبر مسلمين بنايي ساخته شود و يا گچ‌کاري و يا [بر روي آن] زراعت شود، نهي نموده و فرموده‌اند که بهترين قبور شما قبري است که شناخته نشود». (المصنف، ج3/ ص506).
10- مرحوم آيت الله شريعت سنگلجي (رح) از «ذکري» نقل کرده که: «رسول اکرم (ص) قبر فرزندش ابراهيم را مسطح نمود و نيز مي‌گويد قاسم بن محمد گفت: قبر نبي‌اکرم (ص) و شيخين را در حالي ديدم که مسطح بود و نيز مي‌گويد قبر مهاجرين و انصار در مدينه منوره مسطح بود». ( توحيد عبادت، انتشارات دانش، ص 149).
11- امام صادق (ع) فرمود: «لا تطيّنوا القبر من غير طينه» يعني قبر را از گِل غير خودش گِل‌کاري نکنيد». (وسائل الشيعه، ج 2، باب 16، از ابواب دفن، ص 864).
12- علي بن ابي طالب (ع) روايت کرده «أن رسول الله (ص)  نهى أن يُزاد على القبر تراب لم يخرج منه» = يعني رسول خدا (ص) نهي فرمود از اينکه بر قبر خاکي زياد ريخته شود که از آن بيرون نيامده». ( مستدرک، ج 1، باب 34 از ابواب دفن، ص 126).
ملاحظه فرماييد رسول خدا تا چه حد دقيق بوده که حتي مقداري خاک بر قبر نيفزايند، چه رسد به سيمان و گچ و سنگ مرمر و ديگر سنگهاي قيمتي!
اما امت‌ ما به اين اوامر اعتنا نمي‌کنند بلکه بر قبرهاي بزرگان دين از جهت مخارج چقدر افراط و اسراف كردند و کذابان و جعالان براي تخريب اسلام و سرگرم‌ کردن مردم حتي روايتي جعل كردند براي تعمير قبور که ما متن و سند آن را بررسي مي‌كنيم:
در کتاب وسائل الشيعه باب 26 از کتاب مزار روايت شده از عبدالله البلوي از عماره بن زيد از ابي‌عامر واعظ اهل حجاز و او از امام صادق (ع) که فرمود رسول خدا (ص) به علي (ع) گفت: «يَا عَلِيُّ! مَنْ عَمَرَ قُبُورَكُمْ وتَعَاهَدَهَا فَكَأَنَّمَا أَعَانَ سُلَيْمَانَ بْنَ دَاوُدَ عَلَى بِنَاءِ بَيْتِ الْمَقْدِسِ، ومَنْ زَارَ قُبُورَكُمْ عَدَلَ ذَلِكَ لَهُ ثَوَابَ سَبْعِينَ حَجَّةً بَعْدَ حَجَّةِ الْإِسْلَامِ وخَرَجَ مِنْ ذُنُوبِهِ حَتَّى يَرْجِعَ مِنْ زِيَارَتِكُمْ كَيَوْمَ وَلَدَتْهُ أُمُّهُ ...» = يعني اي علي! هر کس قبور شما را تعمير کند و مجاور آنها گردد، گويا سليمان بن داوود را ياري كرده در ساختن بيت ‌المقدس و آنکه قبور شما را زيارت نمايد ثوابش معادل است با هفتاد حج پس از حجة ‌اسلام و وقتي که از زيارت شما بر مي‌گردد مانند روزي که مادرش او را زائيده از گناهانش خارج مي‌شود»!!.
اين حديث هم سند و راويانش خراب‌است و هم متن و مضمونش. راوي اول آن عبدالله بن محمد البلوي است که علماي رجال او را ضعيف شمرده‌اند و او را دروغگو و جعال و مورد طعن دانسته و گفته‌اند نبايد به حديث او اعتناء کرد. او روايت کرده از عماره بن زيد که به تصريح علماي رجال چنين مردي وجود نداشته و آنچه از اين شخص نقل شده تماماً دروغ است، حتي از خود عبدالله بن محمد البلوي که از او روايت کرده پرسيدند اين «عماره» کيست؟ گفت: مردي بود از آسمان آمد اين حديث را گفت و به آسمان بازگشت!!. اين موجود فضايي!! روايت کرده از ابو عامر واعظ حجازي که او نيز مجهول ‌الحال و مهمل است. شما را به خدا ملاحظه کنيد از برکت اين حديث که تنها حديث تعمير قبور نيز هست و کذاب جعالي روايت کرده از فردي ناموجود و او از فردي مجهول، ممالک شيعه پر شده از گنبد و بارگاه و صحن و رواق و طلاکاري و موقوفاتي که درآمدهاي کلانش براي حفظ آنها بايد صرف شود و دکاني براي عده‌اي مفتخور و بي‌ بند وبار شده‌است، با اينکه اکثر مردم به تکه ناني محتاج ‌اند و فاقد مايحتاج اولية زندگي هستند و از نظر صنعت هم عقب افتاده و از بيچاره‌ترين کشورها هستند.
عجب است از علمايي که ناقل اين حديث مفتضح‌اند!! و بنگريد که چه بلاها بر سر اسلام آورده‌اند. مسلمين بعدي گمان کردند اين گنبد و بارگاه‌ها با اين تشکيلات بي‌ حساب نبوده و مدرکي دارد. «ابوعامر» مجهول، اين حديث را به دروغ بر امام صادق بسته‌است که مردم عوام و بي ‌اطلاع از کتاب خدا باور کنند، ولي دزد ناشي به کاهدان زده زيرا در زمان امام صادق (ع) قبر حضرت امير المؤمنين (ع) مخفي بود و آثاري نداشت و جايش نيز معلوم نبود، در نتيجه ساختماني نداشت تا کسي آن را تعمير کند تا با حضرت سليمان در ثواب شريک شود! تعمير در موردي است كه ساختمان کهنه‌اي باشد تا حضرت ترغيب به تعمير نمايد. و اما مضمون اين حديث اين است که مردم بروند مجاور قبر امام شوند و از کسب و کار و صنعت باز مانند تا محتاج به ممالک ديگر شده و در نتيجه فقط مصرف‌کننده باشند، چنانکه شعراء و مداحان سلاطين نيز اين خيانت را ترويج داده‌اند. از جمله در ديوان حافظ غزلي است که در آن آمده‌است: 
قبر امام هشتم و سلطان دين رضا    **     از جان ببوس و بر در آن بارگاه باش(16)
شاعر پنداشته که دين، شاه و سلطان و دربار دارد که هر کس به دربار او رفته و بر در آن بارگاه مجاور شده ثواب ياري سليمان براي ساختن بيت ‌المقدس و ثواب هفتاد حج دارد, در صورتي که هيچ دليل شرعي که شرکت در ساختن بيت ‌المقدس ثواب يک حج را دارد وجود ندارد.
باري اين حديث مجعول به کاري بيهوده ترغيب کرده و مردم را بر معاصي جري نموده که اگر به زيارت قبر فلان امام رفتي تمام گناهانت از بين رفته و مانند روزي خواهي شد که بي‌گناه از مادر زاييده شدي!! اگر گناه به اين آساني ريخته مي‌‌شود، پس چندان خطرناک نخواهد بود، اگر هر جنايتي بکنيم با يک زيارت استخوان از بار گناه سبک مي‌شويم زيرا مذهب چنين است که با يک زيارت، گناهان ناديده گرفته مي‌‌شوند، و ديگر ترسي از روز جزاء و کيفر نبايد داشت، و جهنم مخصوص کساني است که مقبره و گنبد و بارگاه ندارند!! 
اگر تعمير قبر اين همه فايده داشت و مشروع بود چرا رسول خدا (ص) براي عمويش حضرت«حمزه» سيدالشهداء ويا فرزند خودش حضرت ابراهيم و يا ساير شهداء ساختماني بنا نکرد، وحتي روي قبر او يک آجر هم نگذاشت، آيا بايد به سنت رسول خدا (ص) اقتدا کرد يا 