 و ديدند كه او آن ها را فريب داده و دارد مي خندد. پسرك چند بار اين عمل خود را تكرار نمود.
 يكي از اين دفعات موجي بالا آمده و و چيزي نمانده بود پسرك غرق شود. پسرك شروع كرد به فرياد زدن و كمك خواستن ولي دوستانش گمان كردند كه او باز مثل هميشه به آنان دروغ مي گويد و به كمك او نرفتند. تا آنكه كسي كه از آن جا عبور مي كرد به سمت او رفته و نجاتش داد. پسرك به دوستانش گفت: خداوند مرا به خاطر دروغ گفتنم مجازات كرد. بعد از اين ديگر هرگز دروغ نخواهم گفت. از آن پس ديگر هرگز آن پسر دروغي نگفت.

راستگويي:
راستگويي، گفتن سخن حق و مطابق واقع است. خداوند متعال در قرآن كريم ما را به راستگويي فرمان مي دهد: {يا أيها الذين آمنوا اتقوا الله و كونوا مع الصادقين} [توبة: 119] يعني: " اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد از خدا پروا كنيد و با راستان باشيد." 

راستگويي خداوند:
خداوند سبحان مي فرمايد: {و من أصدق من الله قيلا} [نساء: 122] يعني: " و چه كسى در سخن از خدا راستگوتر است؟" هيچ كس از او راستگوتر نيست و راست ترين كتاب ها كتاب خدا است، مي فرمايد: {هذا ما وعدنا الله و رسوله وصدق الله ورسوله} [احزاب: 22] يعني: "... اين همان است كه خدا و فرستاده‏اش به ما وعده دادند و خدا و فرستاده‏اش راست گفتند ..."

راستگويي پيامبران:
خداوند متعال بسياري از پيامبران خود را به خاطر راستگويي شان ستوده است. خداوند متعال  در مورد پيامبرش ابراهيم عليه السلام مي فرمايد: {واذكر في الكتاب إبراهيم إنه كان صديقًا نبيًا} [مريم: 41] معني آيه: " و در اين كتاب به ياد ابراهيم پرداز زيرا او پيامبرى بسيار راستگوى بود."
در مورد حضرت اسماعيل مي فرمايد: {واذكر في الكتاب إسماعيل إنه كان صادق الوعد و كان رسولاً نبيًا} [مريم: 54] معني آيه: " و در اين كتاب از اسماعيل ياد كن زيرا كه او درست‏وعده و فرستاده‏اى پيامبر بود." 
درباره ي يوسف عليه السلام: {يوسف أيها الصديق} [يوسف: 46] يعني: " اى يوسف اى مرد راستگوى ..."
درباره ي ادريس عليه السلام: {واذكر في الكتاب إدريس إنه كان صديقًا نبيًا} [مريم: 56] معني آيه: " و در اين كتاب از ادريس ياد كن كه او راستگويى پيامبر بود."
راستگويي همراه هميشگي رسول خدا صلى الله عليه و سلم بود. اقوام و خويشاوندان او را راستگوي امين مي ناميدند. حضرت خديجه رضي الله عنها در هنگام نزول وحي بر وي مي فرمود: براستي كه تو تنها راست بر زبان مي راني...

انواع راستگويي:
فرد مسلمان با خدا، با مردم و با خويشتن خويش راستگوست.

راستگويي با خداوند: 
با اخلاص در تمام كارها صرف براي خداوند و بدون هرگونه ريا و شهرت طلبي اين گونه صداقت امكان پذير است. چنانچه كسي كاري را با نيت خالص براي خداوند انجام ندهد، خداوند آن عمل را از وي نمي پذيرد. انسان مسلمان در تمام عبادت ها با اداي حق آن و انجام آن بگونه اي پسنديده اخلاص مي ورزد.

راستي با مردم:
مسلمان در سخنان خويش با ديگران دروغ نمي گويد. از پيامبر صلي الله عليه و سلم روايت شده كه فرموده اند: (كَبُرَتْ خيانة أن تحدِّث أخاك حديثًا، هو لك مصدِّق، وأنت له كاذب) [احمد] يعني: " چه خيانتي بزرگ تر از آنكه در سخن خويش با برادرت دروغ بگويي؟ او ترا باور داشته و تو با وي دروغ گفته باشي! "

ر استي با خويشتن:
مسلمان راست گفتار خودش را فريب نمي دهد و به اشتباهاتش اعتراف نموده و آن ها را اصلاح مي كند. او به خوبي مي داند كه راه نجات راستگويي است. پيامبر صلي الله عليه و سلم فرمودند: (دع ما يُرِيبُك إلى ما لا يُرِيبُك، فإن الكذب ريبة والصدق طمأنينة) [ترمذي] يعني: " چيزي را كه ترا به شك مي اندازد را بخاطر آنچه ترا به شك نمي اندازد رها كن. بدان كه دروغ مشكوك است و راستي آسايش خاطر."

مزيت راستگويي:
خداوند متعال راستگويان را ستوده است؛ چراكه آنان همان پارسايان اهل بهشتند به پاداش راستگويي شان. خداوند مي فرمايد: {أولئك الذين صدقوا وأولئك هم المتقون} [بقره: 177] يعني:‌ " ... آنانند كسانى كه راست گفته‏اند و آنان همان پرهيزگارانند..." و در جايي ديگر: {قال الله هذا يوم ينفع الصادقين صدقهم لهم جنات تجري من تحتها الأنهار خالدين فيها أبدًا رضي الله عنهم ورضوا عنه ذلك الفوز العظيم} [مائده: 119] يعني: " خدا فرمود اين روزى است كه راستگويان را راستى‏شان سود بخشد براى آنان باغهايى است كه از زير [درختان] آن نهرها روان است هميشه در آن جاودانند خدا از آنان خشنود است و آنان [نيز] از او خشنودند اين است رستگارى بزرگ."

راستي آرامش خيال و  راه گريزي در دنيا و آخرت است. رسول الله صلي الله عليه و سلم فرموده اند: (تحروا الصدق وإن رأيتم أن فيه الهَلَكَة، فإن فيه النجاة) [ابن أبي الدنيا] معني حديث: " راستي پيشه كنيد حتي اگر در آن خطري را متوجه خود ببينيد، چراكه در آن نجات و رهايي هست."  و نيز: (إن الصدق يهدي إلى البر، وإن البر يهدي إلى الجنة، وإن الرجل ليَصْدُقُ؛ حتى يُكْتَبَ عند الله صِدِّيقًا، وإن الكذب يهدي إلى الفجور، وإن الفجور يهدي إلى النار، وإن الرجل لَيَكْذِبُ، حتى يكْتَبَ عند الله كذابًا) [متفق عليه] يعني: " همانا راستي انسان را بسوي نيکوکاري رهنمائي مي کند، و نيکو کاري انسان را به بهشت رهنمون مي گردد، و همانا شخص راست مي گويد تا اينکه در نزد خداوند بسيار راستگو و صديق نوشته مي شود. دروغ انسان را به معاصي و گناهان سوق مي دهد و گناهان انسان را بسوي دوزخ مي کشاند. شخص همانا دروغ مي گويد تا که در پيشگاه خداوند کذاب و بسيار دروغگو نوشته مي شود. "
برازنده و سزاوار هر مسلماني است كه به پيامبر صلي الله عليه و سلم در راستگويي اش تأسي جسته و راستگويي را جزو صفات هميشگي خويش قرار دهد. شاعر به زيبايي گفته است: 

عليك بالصـدق ولــو أنـــه
أَحْـرقَكَ الصدق بنـار الوعـيـد
وابْغِ رضـا المـولي، فأَشْقَـي الوري
من أسخط المولي وأرضي العبيــد
يعني:
راستگويي را برگزين و بگذار
آتش صدقت به سختي بگدازد
طالب خرسندي او باش، و بيچاره ترين كس
ناخرسندي او را و رضاي دگران خواست

و شاعر مي گويد:
وعـوِّد لسـانك قول الصدق تَحْظَ به
إن اللسـان لمــا عـوَّدْتَ معــتـادُ
يعني:
زبان را راستي آموز تا شاد گردي
كه عادت يابد از گفتار هايت

دروغگويي:
آن است كه انسان كلام خلاف حقيقت و واقعيت را بر زبان براند. يكي از نشانه هاي نفاق و دورويي است. پيامبر خدا صلي الله عليه و سلم فرمودند: (آية المنافق ثلاث: إذا حدَّث كذب، وإذا وعد أخلف، وإذا ائتمن خان) [متفق عليه] يعني: " نشانه ي منافق سه چيز است: چون سخن بگويد، دروغ گويد.
و چون وعده کند، بدپيماني نمايد و چون امين قرار داده شود، خيانت کند."
مؤمن واقعي دروغ نمي گويد. از پيامبر صلي الله عليه و سلم سؤال كردند: { أيكون المؤمن جبانًا؟ قال: (نعم) قيل: أيكون المؤمن بخيلا؟ قال: (نعم) قيل: أيكون المؤمن كذابًا؟ قال: (لا) [مالك] يعني: " آيا مؤمن مي تواند ترسو باشد؟ فرمود: آري. پرسيدند: آيا ممكن است بخيل ذباشد؟ فرمود: بلي. پرسيدند: آيا ممكن است كه مؤمن دروغگو باشد؟ فرمود: خير."
فرد دروغ