نساني مسئول عمر خويش است كه در چه راستايي آن را صرف نموده است. چه نيك گفته است شاعر:         
دقـات قلب المـرء قائـلة لــه
إن الحيــاة دقـائــقٌ و ثــوان

يعني:
«ثانيه هاي در گذار، عمر تو اند اي عزيز
قلب تو مي گويد اين، هر تپش و هر نفس»
فرد مسلمان با تنظيم وقت و تقسيم مناسب آن به گونه اي كه هيچ جنبه اي از جنبه هاي زندگي اش، از جمله: عبادت، خواب، بازي و ...، از حد و مرز خود در نگذرد. مي گويند: سازماندهي درست كارها ضامن رسيدن به اهداف است. 

اعتدال در كلام:
فرد مسلمان از گفتن سخن غير ضروري خودداري مي كند؛ چرا كه چنين گفتاري جزو ياوه گويي به حساب مي آيد.
پيامبر صلي الله عليه و سلم از چنين كاري منع فرموده است: (إن من أحبكم إليَّ و أقربكم مني مجلسًا يوم القيامة أحسنكم أخلاقًا، و إن أبغضَكم إليَّ و أبعدَكم مني مجلسًا يوم القيامة الثرثارون (الذين يكثرون الكلام دون ضرورة)، و المتشدقون (الذين يتحدثون بالغريب من الألفاظ)، و المتفيهقون). قالوا: يا رسول الله، قد علمنا الثرثارون و المتشدقون، فما المتفيهقون؟ قال: (المتكبرون) [ترمذي] 
معني حديث: " همانا از محبوبترين و نزديکترين شما از نظر مجلس  بمن در روز قيامت کسي است که خوش اخلاقترين شما است، و از مبغوضترين و دورترين شما در روز قيامت از من ثرثارون(آنانكه سخن بسيار و غير ضروري مي گويند) و متشدقون(آنانكه كلمات و گفتار عجيب و غريب را بيان مي دارند) و متفيهقون است.
گفتند: يا رسول الله صلي الله عليه وسلم  ثرثارون و متشدقان را دانستيم، متفيهقون کيستند؟
فرمود: متکبرين."
ميانه روي در گفتار مسلمان را از افتادن در اشتباه و خطا دور مي دارد؛ چرا كه آنكه بسيار بگويد، اشتباهش بسيار گردد[كه در بسيار، "بد" بسيار باشد!] نيز گفته اند: سخن نيك سخن مختصر و مفيد است[كم گوي و گزيده گوي چون دُر]. 
انسان مسلمان چنانچه ببيند نگفتن بهتر است سكوت اخيار مي نمايد؛ پيامبر بزرگوار صلي الله عليه و سلم نيز فرموده اند: (و من كان يؤمن بالله و اليوم الآخر فليقل خيرًا أو ليسكت) [متفق عليه] يعني: " و کسي که ايمان به خدا و روز آخرت دارد، بايد سخن خير گويد، يا سکوت اختيار نمايد."

در ستايش سكوت و مذمت سخن بي محل چنين بيان شده است:
سخن گفتن در خير و نيكي همواره از سكوت بهتر است و سكوت در شر و ناپسندي همواره از سخن گفتن بهتر است. سكوت قدرت است و اندك است عاملان آن.

مزيت اعتدال:
* اعتدال باعث مي شود فرد با عزت نفس زندگاني بسر برده و محبوب خداوند و مردم باشد.
* اعتدال از اخلاق پيامبران است، رسول خدا صلي الله عليه و سلم فرموده است: (إن الهدي الصالح، و السَّمْتَ الصالح، و الاقتصاد جزء من خمسة و عشرين جزءًا من النبوة) [ابوداود و ترمذي] يعني: " سيرت نيكو، طريقه ي نيكو و اقتصاد(ميانه روي) بخشي از بيست و پنج بخش نبوت است".

* اعتدال و ميانه روي مسلمان را در برآوردن نيازهاي جوانب زندگاني اش كمك نموده و درصورت زياده روي او در رسيدگي به يكي از جوانب حتماً در جانب ديگر كوتاهي مي نمايد. مثلاً كسي كه در عبادت زياده روي مي كند، مثلاً در كار خود كم كاري نموده و يا كسي كه در كار كردن زياده روي مي نمايد در آسايش بدن خويش كوتاهي مي كند. 
سخن معاويه بجاست كه مي گويد: در هيچ چيز زياده روي مشاهده نكردم مگر آنكه در كنار آن حقي ضايع گشته باشد.

* اعتدال حساب روز جزا را سبكتر مي كند. به فرموده ي پيامبر صلي الله عليه و سلم كه مي فرمايد: (و أما الذين اقتصدوا (اعتدلوا و توسطوا) فأولئك يحاسبون حسابًا يسيرًا) [احمد] يعني: "و اما آنانكه ميانه روي(اعتدال و اقتصاد) پيشه نمودند، آنان به حسابي آسان محاسبه مي شوند."
انسان مسلمان به شدت علاقمند اعتدال و ميانه روي در تمام جوانب زندگي خويش است تا شايد دين و جان و زندگي اش را سودمند سازد.
...................
مترجم: مسعود
مصدر: سايت نوار اسلام
IslamTape.Comتعريف مي كنند كه در بني اسرائيل مرد عابدي بود، عده اي از قومش نزد او آمده و گفتند: مردمي آنجا زندگي مي كنند كه درختي را پرستش كرده و به خداوند شرك مي ورزند. مرد عابد بسيار خشمگين شد و تبري را به دست گرفته و راهي آن منطقه شد تا درخت را قطع نمايد. در بين راه ابليس به شكل پيرمردي كهنسال بر او ظاهر شد و پرسيد: كجا مي روي؟
مرد عابد پاسخ داد: مي خواهم درختي را كه عده اي از مردم به جاي خدا مي پرستند قطع كنم. ابليس گفت: نمي گذارم آن را قطع كني!

بين آن دو مشاجره رخ داده و عابد بر او پيروز شده و ابليس را بر زمين افكند. ابليس گفت: چيزي را مي خواهم به تو نشان دهم كه از اين كار براي تو بهتر است. تو مرد فقيري هستي و مال و ثروتي نداري. از همين جا برگرد و من در عوض هر روز به تو دو دينار مي دهم. مرد عابد پذيرفت و در روز اول دو دينار دريافت نمود. روز دوم هم دو دينار ديگر گرفت، ولي روز سوم دو دينار را دريافت ننمود. مرد عابد بسيار خشمگين شد و تبرش را برگرفته و گفت: بايد درخت را قطع نمايم. ابليس باز به صورت پيرمردي كهنسال بر او ظاهر گشت و پرسيد: كجا مي روي؟ مرد عابد گفت: مي خواهم درخت را قطع كنم.

ابليس گفت: نمي تواني، من جلوي تو را خواهم گرفت. آن دو با هم به مبارزه پرداخته و ابليس مرد عابد را بر زمين انداخت. مرد عابد با تعجب پرسيد: اين بار چه كار كردي؟! دفعه ي پيش كه من تو را بر زمين زدم! ابليس گفت: چون بار اول بخاطر خدا خشمگين بودي و عمل تو خالص براي او بود؛ براي همين خداوند ترا از دست من محافظت نمود. اما اين بار، تو بخاطر خودت و از دست دادن دو دينار خشمگين شدي و من ترا شكست داده و بر تو پيروز گشتم.
***
يكي از زنان صحابه به نام قيس از مكه بسوي مدينه هجرت نمود. مردي نيز براي ازدواج با او، و نه براي نصرت دين خداوند، هجرت كرد. پيامبر صلي الله عليه و سلم در اين مورد فرمود: (إنما الأعمال بالنيات، و إنما لكل امرئ ما نوى؛ فمن كانت هجرته إلى الله و رسوله؛ فهجرته إلى الله و رسوله، و من كانت هجرته لدنيا يصِيبُها أو امرأة ينكحها (يتزوجها)؛ فهجرته إلى ما هاجر إليه) [متفق عليه] يعني: "همانا ثواب اعمال به نيت بستگي دارد و هر کس نتيجه ي نيت خود را درميابد، پس کسي که هجرت او بسوي خدا و رسول او است ثواب هجرت بسوي خدا ورسولش را در مي يابد و کسي که هجرتش بسوي دنيا باشد بآن ميرسد يا هجرت او براي ازدواج با زني باشد، پس هجرت او بسوي چيزيست که براي رسيدن به آن هجرت نموده است."

منظور از اخلاص چيست؟
اخلاص يعني انجام هركاري براي رضاي خداوند سبحان و نه بخاطر ريا و شهرت. مسلمان خالص كاري را براي اين انجام نمي دهد تا ديگران ببيند و از كارهايش تعريف و تمجيد نمايند و او را بستايند.

اخلاص در هركاري لازم است:
مسلمان بايد در هر عمل خود نيت خود را پاك و خاص نمايد تا از جانب خداوند متعال پذيرفته شود. خداي سبحان تنها عملي را مي پذيرد كه خالص بخاطر او باشد، خود او جل جلاله در كتابش مي فرمايد: وما أمروا إلا يعبدوا الله مخلصين له الدين حنفاء} [بينة: 5] يعني: "و فرمان نيافته بودند جز اينكه خدا را بپرستند و در حالى كه به 